دوره 24، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1404 )                   جلد 24 شماره 6 صفحات 79-65 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

gasemi M, Mansouriyeh N. Comparison of Reflexive Saccadic Inhibition, Working Memory, and Cognitive Functions in Patients with Generalized Anxiety Disorder and Healthy Control. TB 2025; 24 (6) :65-79
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3863-fa.html
قاسمی مهدی، منصوریه نسترن. مقایسه مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد سالم. طلوع بهداشت. 1404; 24 (6) :65-79

URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3863-fa.html


دانشگاه علوم پزشکی آزاد تبریز ، n.mansoreye1984@gmail.com
      |   چکیده (HTML)  (352 مشاهده)
متن کامل:   (86 مشاهده)
مقایسه مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی در بیماران مبتلا به اختلال  اضطراب فراگیر و افراد سالم
نویسندگان: مهدی قاسمی1، نسترن منصوریه2
1.کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی بالینی، واحد علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2.نویسنده مسئول: استادیار گروه روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی بالینی، واحد علوم پزشکی تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران   شماره تماس 09143167995    Email:Nastaran.mansourieh@iau.ac.ir
                                 
چکیده
مقدمه: مهار ساکاد بازتابی ، حافظه کاری و کارکرد شناختی از مولفه هایی است که می تواند در افراد دچار اضطراب و افراد سالم متفاوت باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر، مقایسه مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-مقطعی از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه 90 نفری از جامعه‌ی آماری کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی در شهر تبریز در سال 1402 به شیوه در دسترس انتخاب و در دو گروه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و عادی جای­دهی شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های تکلیف آنتی ساکاد، آزمون فراخنای ارقام و شاخص کارکرد اجرایی بود. برای توصیف داده ها از میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل از روش تحلیل وارایانس چند متغیره استفاده شد که با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه24 انجام شد.
یافته‌ها: طبق نتایج، بین مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری، برنامه­ریزی راهبردی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی  تفاوت وجود دارد(01/0≥p). ازنظر سائق انگیزشی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی تفاوت وجود ندارد (05/0<p). ازنظر کنترل مهاری بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی تفاوت وجود دارد (05/0≥p). ازنظر همدلی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی تفاوت وجود ندارد (05/0<p).
نتیجه‌گیری: بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر درمهار ساکاد بازتابی و حافظه کاری با  نارسایی­هایی مواجه اند؛ از این رو ارزیابی و مداخلات هدفمند در این کارکردهای عصب روانشناختی می تواند به بهبود، تشخیص و درمان این بیماران کمک کند. 
واژه‌های کلیدی: اختلال اضطراب فراگیر، حافظه، شناخت، ساکاد
پژوهش مستخرج از پایان­نامه می باشد.
مقدمه
به منظور بررسی نظام شناختی و تدوین برنامه های بازتوانی، در تحقیقات مختلفی به بررسی نقایص شناختی در بیماران اضطرابی پرداخته اند (1،2). اختلالات اضطرابی (Anxiety disorders) از شایع‌ترین طبقات اختلالات روانی در سطح جامعه هستند که حدود 1/19درصد از بزرگسالان آمریکایی در طول یک سال مبتلا می شوند و به طور متوسط از هرسه نفر، یک نفر با آن درگیر است(3،5). یکی از انواع شایع و اغلب مزمن اختلالات اضطرابی، اختلال اضطراب فراگیر   Generalized Anxiety Disorder: GAD)) است. در پنجمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی GAD را اضطراب و نگرانی مفرط درباره چندین واقعه یا فعالیت در اکثر روزها و طی یک دوره حداقل شش ماهه تعریف می‌کند(6). یکی از تبیین­هایی که در سال‌های اخیر روشنگری‌های قابل ملاحظه‌ای در باب عوامل زمینه‌ساز GAD فراهم آورده است تبیین­های عصب روان‌شناختی است.  تا جایی که امروزه تأکید ویژه و تأمل‌برانگیزی بر نقش متغیرهای عصب­روان­شناختی در بروز نشانه­های اختلالات اضطرابی می‌شود که در این میان، ظهور و بروز GAD، از نگاه‌ها و تبیین‌های عصب روان­شناختی به دور نمانده است(7).
در سال‌های اخیر محققان علوم اعصاب شناختی با استفاده از تصویربرداری عصبی کارکردی،  نابهنجاری در  فعالیت مغزی در قشر پیش پیشانی بیماران مبتلا به GAD را گزارش کرده­اند(8).  به همین جهت تصور می­شود قشر پیش پیشانی، زمینه‌ساز تجربه ذهنی پیچیده اضطراب در انسان است و کمک می کند فرد بتواند از راهبردهای شناختی پیشرفته برای کنترل و تنظیم واکنش های مربوط به اضطراب استفاده  کند(9). کارکردهای اجرایی به مجموعه ای از راهبردهای شناختی سطح بالا گفته  می شود که شامل فرایند هایی مانند حافظه کاری،  توجه،  برنامه ریزی،  سازمان دهی،  حل مسئله و ارزیابی عملکرد هستند.  این کارکردها نقش مهمی در تنظیم زفتار های هدفمند ایفا می کند و عملکرد آنها ارتباط مستقیمی با سلامت و کارکرد مناسب لوب پیشانی مغز دارد (10،11). وجود هرگونه نقص در کارکردهای اجرایی بستری را فراهم می­کند که می­تواند موجب پدیدار شدن اختلالات اضطرابی شود(12). در پژوهشی نارسایی های شناختی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر به طور معنی داری بیشتر از افراد عادی بود(12،13).
یکی از وجوه کارکردهای اجرایی که بیشترین توجه را در سال‌های اخیر به خود اختصاص داده و ارتباط آن با اختلالات هیجانی و رفتاری در پژوهش­های مختلف به تائید رسیده است، بازداری است.  اضطراب، بازداری  را مختل می‌کند(14). بازداری سازه­ گسترده­ای است که تقسیم­بندی­های مختلفی از آن وجود دارد؛ با این حال یک جنبه مهم بازداری که در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی مختل می­شود، مهار حرکات ساکاد بازتابی است(15). حرکات ساکادیک، حرکات تند و سریع چشم از یک موقعیت به موقعیت دیگر هستند و می­توانند به سمت هدف و یا دور شدن از هدف باشند(16،17). اختلال در مهار حرکات ساکاد(به ویژه عملکرد آنتی ساکاد) در افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی با نقص در کنترل مهاری توجه و ضعف در کارکردهای قشر پیش پیشانی همراه است.  این وضعیت موجب توجه خودکار پایدار به محرک های تهدید آمیز، افزایش سوگیری توجه  به تهدید و اختلال در تنظیم شناختی هیجان می شود و در نهایت می تواند به تداوم و تشدید علایم اضطرابی منجر شود(18).
 اندازه­گیری حرکات ساکادیک چشم معمولاً با استفاده از تکلیف آنتی ساکاد ( Antisaccade) انجام مـی­شود که در آن از آزمودنـی خـواسته
می­شود حرکـات چشم (ساکـادها) را به سمـت یا به دور از محـرکی که
 ناگهان ارائه می­شود، برگردانند(19).
مطالعات تصویربرداری عصبی کارکردی نواحی درگیر در تکلیف     آنتی ساکاد را نشـان داده‌اند که شامـل میـدان‌های بینایی مکمـل (Supplementary Eye Fields)، میـدان‌های بینـایی پیشانی      (frontal eye fields)، ناحیـه خلفـی جـانبـی پیـش پیشتانی   (Dorsolateral Prefrontal Cortex)، قشر سینگولیت قدامی (Anterior Cingulate Cortex) ، نواحی قشر آهیانه­ای (به عنوان مثال، شیار درون­آهیانه­ای (Intraparietal Sulcus) و برجستگی‌های فوقانی (Superior Colliculus) می‌باشند. اعتقاد بر این است که فعال‌سازی بیشتر این نواحی در عملکرد آنتی ساکاد مربوط به کنترل توجه بیشتر مورد نیاز برای بازداری یک پاسخ قوی و تولید هدفمند یک آنتی ساکاد است. به طور کلی، تکلیف آنتی ساکاد شاخصی مناسب برای ارزیابی بازداری توجهی است که ازلحاظ نظری پیش‌بینی می‌شود در اختلالات اضطرابی مختل شود(12،20). در پژوهشی در سال 2022 تفاوت بین دو گروه افراد سالم و افراد ااختلال شناختی خفیف در مهار ساکاد بازتابی معنی دار بود(21). در مقایسه دو گروه افراد اضطرابی و سالم در تکالیف آنتی ساکاد، گروه  افراد اضطرابی زمان های نهفتگی بیشتری در تکلیف ضد ساکاد نسبت به گروه سالم داشتند(17).
جنبه دیگری از کارکردهای اجرایی که در بیماران مبتلا به GAD دچار نقص می­شود، حافظه کاری است. حافظه کاری، کار نگهداری و پردازش موقتی اطلاعات طی یک‌رشته از تکالیف شناختی را انجام      می­دهد(22). اضطراب عملکرد حافظه کاری را پایین می اورد(23). نقص حافظه کاری در اختلال های اضطرابی باعث کاهش کنترل شناختی، تداوم نگرانی و افت تنظیم هیجان می شود( 13). بررسی پیشینه پژوهشی نشان می­دهد که عملکرد بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر تحت شرایط تهدیدزا در هر سطحی از تکالیف حافظه کاری، پایین‌تر از افراد عادی است(23). نتایج پژوهشی که به مقایسه حافظه کاری بین دو گروه افراد سالم و افراد GAD  انجام شد، نشان داد که بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد(24). علاوه بر مهار ساکاد بازتابی و حافظه کاری، بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از نارسایی­هایی در کارکردهای شناختی رنج می­برند(25). کارکردهای شناختی طیف وسیعی از فرآیندها، نظیر سائق انگیزشی، برنامه­ریزی راهبردی، سازمان­دهی، کنترل مهاری و همدلی را شامل می­شود که با مدارهای خلفی جانبی، اوربیتوفرونتال و مدار میانی پیش پیشانی در ارتباط‌اند و هرگونه نارسایی در این نواحی به دلیل تداخل با فعالیت‌های روزمره می‌توانند آسیب‌های جدی(13) بر فرد وارد کنند که نمونه آن در اختلالات اضطرابی کاملاً مشهود است(26). مهم ترین آسیب های شناختی در اختلال های اضطرابی که در مرورهای سیستماتیک و متا آنالیز هابه طور مکرر گزارش شده است عبارتند از:  تضعیف حافظه کاری، اختلال در برنامه ریزی و سازماندهی ، کاهش انعطاف پذیری شناختی، کاهش توجه پایدار و انتخابی می باشد(12).
بر اساس آنچه عنوان شد مطالعات مختلف و ارزشمندی در زمینه کارکردهای اجرایی و شناختی بر روی افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام شده است؛ با این حال همچنان برخی ابهامات و خلأهای پژوهشی در این زمینه وجود دارد که انجام پژوهش­های بیشتر را توجیه می­کند.
یکی از  ضروریات انجام این پژوهش مطالعه حافظه کاری می باشد که به عنوان یکی از کارکردهای اجرایی بیشترین ارتباط را با یادگیری داشته      و به دلیل نقش آن، می‌تواند مشکلاتی(23،13) را در بیماران مبتلا به اضطراب فراگیر پدید آورد. ضرورت دیگر مطالعه حاضر بررسی نارسایی های شناختی می باشد، که زمینه‌ساز تجربه ذهنی پیچیده اضطراب در انسان  می باشد. علی­رغم اینکه اکثریت قریب به اتفاق پژوهش­ها بر نقایص کارکردهای شناختی و اجرایی در بیماران اضطرابی صحه می­گذارند؛ اما پژوهش­های بسیار کمی به طور ویژه بر حافظه کاری و کارکردهای شناختی  علی الخصوص  در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر انجام شده است(18). اگر چه مطالعات تاکید می کند که اضطراب با کاهش سیستم های مهاری قشر پیش پیشانی و افزایش سوگیری همراه است(18). اما مطالعات بسیار ناچیز به مهار ساکاد       بازتابی در GAD پرداخته است.
خلا اصلی پژوهش های موجود در این است که کمتر به مقایسه همزمان آنتی ساکاد، حافظه کاری   و کارکرد های شناختی در بیمارانGAD  پرداخت شده است.کاربرد مستقیم این پژوهش کمک به نشانگر های شناختی مانند ضعف در حافظه کاری و مهار ساکاد است و میتواند کمکی  مستقیم برای تفکیک بیماران  از افراد سالم براساس عملکردهای شناختی و حرکات چشم داشته باشد.  بنابراین پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال بود که ازنظر مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی  بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد  عادی آنها تفاوت وجود دارد؟
روش­ بررسی
پژوهش حاضر توصیفی – مقطعی و از نوع علی مقایسه‌ای بود. به‌منظور نمونه­گیری، ابتدا از جامعه آماری بیماران مبتلا به GAD مراجعه کننده به کلینیک های خصوصی روانپزشکی در شهر تبریز در دو ماهه اول سال1402که تعداد 45 نفر بودند، همه 45 نفر مراجعه کننده به شیوه در دسترس و به عنوان نمونه انتخاب شدند(27).
تشخیصGAD بر اساس مصاحبه تشخیصی روان­شناس یا روان­پزشک براساس معیار های DSM-5 انجام گرفت. سپس از بین افراد عادی (مراجعه کننده به کلینیک به عنوان همراه با بیمار که تشخیص اختلال روانپزشکی نداشتند و دارای سلامت روان بودند) نیز 45  نفر به شیوه در دسترس انتخاب شد. همچنین سعی شد هر دو گروه تا حد امکان ازنظر سن، تحصیلات  همسان شوند.
ملاک­های ورود به پژوهش شامل قرار داشتن در دامنه سنی 18 تا 65 سال، ابتلا به اختلال اضطراب فراگیر بر اساس تشخیص روان­شناس یا روان­پزشک (برای گروه GAD) و داشتن سلامت روانی  بر اساس مصاحبه بالینی ( برای گروه عادی)، داشتن تحصیلات حداقل دیپلم، رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش.
ملاک­های خروج از پژوهش شامل عدم همکاری در فرایند اجرای پژوهش، مصرف دارو در روز اجرای آزمون که موجب به انحراف کشیده شدن نتایج شود و ناقص و مخدوش گذاشتن پرسشنامه ها و نیمه رها کردن آزمون­های کامپیوتری می­باشد.  برای توصیف داده ها از میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل از روش تحلیل وارایانس چند متغیره استفاده شد که با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه24 انجام شد. از ابزارهای زیر جهت جمع آوری داده های استفاده شد.
تکلیف آنتی ساکاد: تکلیف آنتی ساکاد توسط پترهالیت در سال 1978  معرفی شد و بیش از هر تکلیف دیگری بر روی عملکرد بازداری بارگذاری می‌شود. در طول هر کوشش آنتی ساکاد، ابتدا یک نقطه ثابت در وسط صفحه کامپیوتر برای آزمودنی ارائه می‌شود. سپس یک نشانه بصری در یک طرف صفحه نمایش (به عنوان مثال، سمت چپ) به مدت 225 میلی‌ثانیه ارائه می‌شود، سپس یک محرک هدف در طرف مقابل (به عنوان مثال، سمت راست) قبل از اینکه توسط هاشور زنی‌های متقاطع خاکستری پوشانده شود، به مدت 150 میلی‌ثانیه ارائه می‌شود. نشانه بصری یک مربع سیاه است و محرک هدف یک فلش در داخل یک مربع است.
تکلیف آزمودنی، نشان دادن جهت فلش با پاسخ فشار دادن یک
دکمه است. قابل ذکر است که فلش قبل از پوشانده شدن به مدت 150 میلی‌ثانیه ظاهر می‌شود، آزمودنی‌ها باید واکنش بازتابی نگاه کردن به نشانه اولیه (که همان یک مربع سیاه کوچک می باشد ) را مهار کنند، قابل ذکر است که  انجام این عمل، تشخیص درست جهت فلش را دشوار می‌کند.
نشانه‌ها و اهداف هر دو در فاصله 4/3 اینچی (در طرفین مقابل) ارائه می‌شوند و آزمودنی‌ها باید در فاصله 18 اینچی از مانیتور کامپیوتر قرار گیرند. نمره دقت تا شش رقم اعشار به عنوان شاخص بازداری به عنوان خروجی آزمون ارائه می‌شود(28). لازم به ذکر است که پایایی آزمون این تکلیف بر روی آزمودنی های ساکن شهر تبریز با استفاده از روش آزمون- باز آزمون 86/0 به دست آمد(29).
آزمون فراخنای ارقام: یکی از خرده آزمونهای اصلی در مقیاس هوش بزرگسالان  وکسلر که در سال 2008 معرفی شد. برای اندازه‌گیری حافظه کاری واجی یا حلقه واج‌شناختی به کار می‌رود. در نسخه کامپیوتری آزمون فراخنای ارقام، اعداد به‌صورت صوتی و تصویری به آزمودنی‌ها ارائه می‌شود و آنها باید بلافاصله اعداد موردنظر را با واردکردن توسط صفحه‌کلید، تکرار کنند.
جهت اجرای این آزمون به‌صورت صرفاً شنیداری، اعداد ارائه‌شده فقط به‌صورت صوتی برای آزمودنی‌ها خوانده می‌شود و آنها بلافاصله اعداد را تکرار می‌کنند و توسط آزمونگر وارد کامپیوتر می‌شود. طول اعداد ارائه‌شده از دو رقم شروع‌شده و در صورت پاسخ صحیح آزمودنی طول زنجیره اعداد بیشتر می‌شود و تا 9 رقم ادامه می‌یابد. پایایی این آزمون به روش آلفای کرونباخ 74/0 گزارش شده است(30).
آزمون فراخنای ارقام یک  ابزار  دارای روایی و پایای است که  
برای سنجش حافظه کاری در جمعیت بزرگسال ایرانی مورد استفاده قرار  می گیرد(30).
شاخص کارکردهای اجرایی یک پرسشنامه خود گزارش دهی برای ارزیابی کارکردهای اجرایی و شناختی است که توسط اسپینلا(31) طراحی و ساخته‌شده است و روایی و پایایی قابل قبولی دارد. پایایی درونی کل مقیاس ها الفای کرونباخ 82/0 گزارش شده است (31) و در ایران توسط داداشی، احمدی و بافنده(26) ترجمه‌شده و پایایی کل پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ 86/0 محاسبه گردیده است.
آزمون مذکور 5 خرده مقیاس سایق انگیزشی، سازمان­دهی، برنامه­ریزی راهبردی، کنترل مهاری و همدلی را مورد سنجش قرار می­دهد. این آزمون همبستگی معناداری با دیگر آزمون‌های کارکردهای اجرایی و تصویربرداری‌های عصبی بدکارکردی قطعه پیش پیشانی دارد(32).
یافته ها
از مجموع 90 شرکت کننده که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند 48نفر زن و 42 نفر مرد بودند. از طرفی بیشترین تعداد شرکت کنندگان (48 نفر) متعلق به گروه سنی 30 تا 39 ساله بود و کمترین تعداد شرکت کنندگان (3 نفر) به افراد کمتر از 20 سال تعلق داشت.
همچنین بیشتر شرکت کنندگان در پژوهش (42 نفر) دارای تحصیلات لیسانس بودند و افراد دارای تحصیلات دکتری (6 نفر) کمترین فراوانی را در بین شرکت کنندگان در پژوهش داشتند. از نظر وضعیت اشتغال نیز بیشترین تعداد شرکت کنندگان (42 نفر) دانشجو و کمترین تعداد شرکت کنندگان (3 نفر) فاقد شغل بودند. همچنین بیشتر افراد شرکت کننده در پژوهش (45 نفر) متأهل بودند و افراد مجرد (43 نفر) و افرادی که همسرشان فوت کرده یا از همسرشان جدا شده بودند (2نفر) در رده­های بعدی از نظر فراوانی قرار داشتند.
جدول 1 نشان می­دهد میانگین‌ مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی (سائق انگیزشی، سازمان‌دهی، برنامه ریزی راهبردی، کنترل مهاری و همدلی) در افراد عادی بیشتر از بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر است؛ هرچند معناداری این تفاوت در ادامه با روش تحیلل واریانس چند متغیره دقیق تر بیان شده است.
قبل از انجام روش آماری، برای بررسی پیش‌فرض از آزمون تک نمونه‌ای کالموگروف- اسمیرنف استفاده شد که نشان  داد که توزیع متغیرهای وابسته در گروههای مورد مطالعه نرمال است(05/0<p).
پیش‌فرض همگنی واریانس خطای متغیرهای وابسته در گروه‌های موردمطالعه برقرار بود(05/0<p). پیش‌فرض همگنی ماتریس‌های واریانس کوواریانس بین گروه‌های موردمطالعه نیز توسط M باکس بررسی شد که نتایج حاکی از بر قراری پیش فرض می باشد (93/0=F) ( 05/0<p). سطح معناداری 05/0≥p در نظر گرفته شد و تجزیه تحلیل داده ها با اس پی اس اس 24



انجام شده است.
مندرجات جدول 2 نشان می دهد که گروه های مورد مطالعه در ترکیب وزنی متغیرهای وابسته (مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی) تفاوت معنی دار با هم دارند؛ چراکه F محاسبه شده 81/4 در سطح 001/0 معنی دار است . اندازه اثر حاکی از آن است که تفاوت گروه‌ها قادر است 61 درصد از واریانس متغیر ترکیبی را تبیین کند؛ برای بررسی این­که تفاوت مشاهده شده در گروه­ها مربوط به کدام‌یک از متغیرهای وابسته است از تحلیل واریانس تک متغیره در ذیل تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد که نتایج آن در جدول 3 ارائه‌شده است.
بر اساس نتایج بدست آمده، بین مهار ساکاد بازتابی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود دارد (01/0≥p). ازنظر حافظه کاری بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود دارد (01/0≥p). ازنظر سائق انگیزشی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود ندارد (05/0<p). ازنظر برنامه­ریزی راهبردی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود دارد(01/0≥p). ازنظر کنترل مهاری بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود دارد (05/0≥p). ازنظر همدلی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود ندارد(05/0<p).  

 

جدول 1: شاخص‌های مرکزی و پراکندگی متغیرها
متغیر گروه میانگین انحراف استاندارد حداقل حداکثر
مهار ساکاد بازتابی عادی 91/0 03/0 85/0 95/0
اضطراب فراگیر 85/0 05/0 76/0 93/0
حافظه کاری عادی 80/6 32/1 5 9
اضطراب فراگیر 07/5 28/1 3 7
سائق انگیزشی عادی 80/15 46/2 10 19
اضطراب فراگیر 13/14 42/3 5 18
سازمان‌دهی عادی 53/18 44/2 13 21
اضطراب فراگیر 33/17 84/1 13 21
برنامه­ریزی راهبردی عادی 73/24 90/3 17 32
اضطراب فراگیر 87/20 21/4 13 28
کنترل مهاری عادی 60/20 03/2 17 23
اضطراب فراگیر 67/18 95/1 16 24
همدلی عادی 20/22 51/2 18 26
اضطراب فراگیر 27/20 91/2 15 24

جدول 2:  نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره گروه‌های موردمطالعه در ترکیب متغیرهای وابسته
منبع تغییر Pillai’s Trace Wilks lambda Hoteling’s Trace Roy’s largest root F df1 df2 سطح معنی‌داری حجم اثر
گروه 60/0 4/0 5/1 5/1 81/4 7 22 001/0 61/0

جدول 3 : نتایج تحلیل واریانس تک متغیره
متغیر وابسته مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F سطح معنی‌داری حجم اثر
مهار ساکاد بازتابی 021/0 1 021/0 15/13 001/0 32/0
حافظه کاری 53/22 1 53/22 30/13 001/0 32/0
سائق انگیزشی 83/20 1 83/20 35/2 136/0 08/0
سازمان‌دهی 80/10 1 80/10 31/2 140/0 08/0
برنامه­ریزی راهبردی 13/112 1 13/112 82/6 014/0 19/0
کنترل مهاری 03/28 1 03/28 08/7 013/0 20/0
همدلی 03/28 1 03/28 79/3 062/0 12/0
بحث و نتیجه گیری
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها بود. نخستین یافته پژوهش حاضر نشان داد در متغیر مهار ساکاد بازتابی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت معناداری وجود دارد؛ به‌طوری‌که مهار ساکاد بازتابی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمتر از افراد عادی است. این یافته همسو با نتایج پژوهش های قبلی بود(33-35) بود. در این راستا Baranovichi و همکاران (33) نشان دادند سطوح بالاتر آسیب­پذیری به اضطراب با عملکرد ضعیف­تر در تکلیف آنتی ساکاد همراه است. Todd و همکاران(34) اذعان داشتند بین عملکرد آنتی ساکاد با دو مؤلفه اضطراب و استرس ارتباط منفی و معنی­دار وجود دارد. Liang (35) نیز نشان داد بیماران GAD نسبت به افراد عادی تأخیر طولانی­تری در تکلیف آنتی ساکاد نشان می­دهند.
نتیجه به دست آمده از پژوهش حاضر را می توان بر اساس نتایج مطالعات Todd و همکاران(34) که در پژوهش  به مطالعات تصویربرداری عصبی کارکردی نواحی درگیر در تکلیف آنتی ساکاد استناد کرده است، تبین کرد. مطالعات اذعان داشته­اند که در حین تکلیف آنتی ساکاد در میدان‌های بینایی مکمل ، میدان‌های بینایی پیشانی  ناحیه خلفی جانبی پیش پیشانی، قشر سینگولیت قدامی ، نواحی قشر آهیانه­ای (به عنوان مثال، شیار درون­آهیانه­ای) و برجستگی‌های فوقانی  افزایش فعالیت رخ می­دهد. اعتقاد بر این است که فعال‌سازی بیشتر این نواحی در عملکرد آنتی ساکاد مربوط به کنترل توجه بیشتر مورد نیاز برای بازداری یک پاسخ قوی و تولید هدفمند یک آنتی ساکاد است که ازلحاظ نظری پیش‌بینی می‌شود در اختلالات اضطرابی مختل شود(20،28،34). بر این اساس به دلیل اینکه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در نواحی مغزی یاد شده دچار نقص عملکرد و کاهش کارایی کنترل توجه هستند(12،20). منطقی است که در مهار ساکاد بازتابی عملکرد ضعیف­تری نسبت به همتایان عادی خود داشته باشند. تکلیف ضد ساکاد را به عنوان یک معیار رفتاری کنترل توجه می توان تلقی کرد(34) پیامد اختلال در آنتی ساکاد در اضطراب منجر به سوگیری توجه به تهدیدو کاهش توان تغییر تمرکزو درگیر شدن ذهن در محرک های اضطراب زا می شود(18).
تفاوت بین حافظه کاری بین بیماران GAD و همتایان عادی همسو با نتایج پژوهش Moon و همکاران(23)، Vytal و همکاران(36) بود. حالت­های برانگیختگی و همچنین تمایل به تجربه برانگیختگی فیزیولوژیکی تحت استرس، با افزایش فعال‌سازی در نواحی قشر پیش پیشانی راست و آهیانه­ای خلفی راست مرتبط است. از سویی دیگر، بین قشر پیش پیشانی میانی و شکمی-جانبی راست با فرایندهای هشیاری و حافظه کاری فضایی ارتباط نزدیک وجود دارد. به طور مشابه، فعالیت در قشر آهیانه­ای خلفی راست با توجه فضایی و حافظه کاری مرتبط است. بر اساس این یافته‌ها، چنین به نظر می­رسد که برانگیختگی اضطرابی با سایر فرایندهای کانونی در قشر پیش پیشانی راست و قشر آهیانه­ای خلفی راست، مانند حافظه کاری برای دسترسی به منابع عصبی محدود رقابت می‌کند که این امر می­تواند کاهش ظرفیت حافظه کاری در بیماران اضطرابی را به همراه داشته باشد(8،36،37).
نتایج نشان داد، بین مؤلفه سائق انگیزشی کارکردهای شناختی بین بیماران GAD و همتایان عادی آنها تفاوت معناداری وجود ندارد. از آنجایی که سائق انگیزشی زیرمجموعه­ای از کارکردهای شناختی محسوب می­شود به همین جهت می­توان گفت یافته بدست امده با نتایج پژوهش Leonard و همکاران(38) Gkintoni و همکاران(39) مبنی بر عدم تفاوت بیماران GAD و افراد عادی از نظر کارکردهای اجرایی و عصب روان­شناختی همسو است.
در تبیین این یافته می­توان گفت سائق انگیزشی اشاره به حالت درونی و یا شرایطی دارد که رفتار را فعال کرده و به آن جهت و انرژی می­بخشد. از سویی سائق انگیزشی کمتر نواحی اوربیتو فرونتال و ناحیه پیش­پیشانی پشتی جانبی که بیماران GAD آن مشکل دارند را تحت تاثر قرار می­دهد. بنابراین با توجه به اینکه بین بیماران GAD و افراد عادی از نظر نواحی مغزی درگیر در فرایند سائق انگیزشی تفاوت آشکاری وجود ندارد به همین جهت عدم تفاوت معنادار در مؤلفه سائق انگیزشی توجیه پذیر است.
بر اساس نتایج، بین مؤلفه سازمان­دهی کارکردهای شناختی بین بیمارانGADو همتایان عادی آنها تفاوت معناداری وجود ندارد. این یافته با نتایج پژوهشOrm  و همکاران(40) که نشان دادند ضعف در کارکردهای اجرایی با شدت بیشتر علایم اضطرابی و عملکرد شناختی ضعیف تر ارتباط دارد. در تبیین این عدم همسویی    می­توان به تفاوت ابزارهای اندازه­گیری کارکردهای شناختی بیماران GAD فراگیر در پژوهش Orm و همکاران(40) اشاره کرد؛ به طوری که در پژوهش­های مزبور از تسکهای شناختی مثل آزمون تخمین شناختی و آزمون دسته­بندی کارتهای ویسکانسین استفاده شده بود در حالی که در پژوهش حاضر کارکردهای شناختی با استفاده از پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت.
بر اساس نتایج، بین مؤلفه برنامه­ریزی راهبردی کارکردهای شناختی بین بیماران GAD و همتایان عادی آنها تفاوت معناداری وجود دارد؛ به‌طوری‌که برنامه­ریزی راهبردی در بیماران مبتلا GAD کمتر از افراد عادی است.
این یافته با نتایج پژوهش Orm و همکاران(39)، Todd و همکاران(34) و Liang (35) همسو بود.  در تبیین این یافته­ها می­توان کفت مغز انسان با گسترش قابل توجه قشر ارتباطی، به ویژه قشر پیش پیشانی مشخص می­شود. تصور می­شود که این گسترش، زمینه‌ساز تجربه ذهنی پیچیده اضطراب در انسان و همچنین ظرفیت مشارکت در راهبردهای سطح بالا برای تنظیم پاسخ‌های مرتبط با اضطراب است. کاهش عملکردهای لوب پیشانی باکاهش شناختی مرتبط است(39). به همین جهت تصور می­شود برانگیختگی اضطرابی با سایر فرایندهای کانونی در قشر پیش پیشانی برای دسترسی به منابع عصبی محدود رقابت می‌کند که این امر می­تواند کاهش ظرفیت شناختی و بدکارکردی شناختی بیماران اضطرابی را به همراه داشته باشد(10-13).
نتایج نشان داد مؤلفه کنترل مهاری کارکردهای شناختی بین بیماران مبتلا به GAD همتایان عادی آنها تفاوت معناداری وجود دارد؛ به‌طوری‌که کنترل مهاری در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمتر از افراد عادی است. این یافته با نتایج پژوهش Orm و همکاران(39)، Nguyen و همکاران(24)، Todd تود و همکاران(20) و Liang(35) همسو بود.
در تبـیـیـن ایـن یـافـتـه­ها مـی­تـوان به مـطـالعــات Eysenck و
همکاران(37) استناد کرد. این محققان برای درک توضیح اینکه اضطراب چگونه کارکرد شناختی را معیوب می‌کند، نظریه کنترل توجه را مطرح می‌کنند.
در این نظریه از یک مدل سه‌جزئی از حافظه فعال استفاده شده است که فرض می‌کند حافظه فعال شامل سه زیرسیستم حلقه واج‌شناختی، صفحه ثبت دیداری- فضایی و اجرای مرکزی است. این نظریه پیش‌بینی می‌کند که اضطراب، کارآمدی پردازش را در سه کارکرد، به وسعت بیشتری نسبت به اثربخشی عملکرد در تکالیفی که عنصر اجرایی مرکزی را در بر می‌گیرد تخریب می‌نماید.
از آنجایی که بیماران مبتلا به GAD نیز، مرتباً فکرشان درگیر حال خودشان است تمرکزشان را بر هم میزند، به نحوی که نمی‌توانند به امور جدیدی که باید به یاد بسپارند توجه مناسب و لازم را مبذول نمایند. در نتیجه منطقی است که این افراد در کنترل مهاری نقص داشته باشند(37). 
یافته های  پژوهش حاضر نشان داد بین مبتلایان به GAD و همتایان عادی  ازنظر مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری تفاوت وجود دارد. ازنظر سائق انگیزشی، سازمان دهی و همدلی بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود ندارد. ازنظر برنامه­ریزی راهبردی و کنترل مهاری بین بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و همتایان عادی آنها تفاوت وجود دارد.
یافته های این پژوهش توجه درمانگران را به متغیر های متفاوت در مبتلایان به اختلال اضطراب فراگیر می طلبد و اطلاعات جدیدی را در اختیار پژوهشگران می گذارد. بر اساس نتایج پژوهش مبنی بر عملکرد ضعیف بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در مهار ساکاد بازتابی، حافظه کاری و کارکردهای شناختی پیشنهاد می شود روانپزشکان و روانشناسان توجه ویژه ای به کارکردهای عصب روانشناختی بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر داشته باشند و با طراحی بسته های درمانی ویژه این بیماران، در جهت ارتقای وضعیت شناختی آنها گام بردارند.
محدودیت­های پژوهش حاضر عبارت بودند از:  عدم نمونه­گیری تصادفی ، عدم کنترل اثر هوش در بین گروه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و عادی. به دلیل ارتباط هوش و متغیر حافظه کاری وعملکردهای شناختی کنترل اثر هوش اعتبار درونی مطالعه را افزایش می دهد. 
بنابراین  با توجه به محدودیت­های ذکرشده پیشنهاد می­شود، مطالعات آتی گروه­های مورد نظر را از نظر بهره هوشی همتاسازی کنند. پژوهشی مشابه این کار در سایر گروه­های اختلالات اضطرابی نیز انجام شود. پژوهش­های آتی روی نمونه­هایی با حجم بیشتر انجام گیرد.
ملاحظات اخلاقی
این مطالعه با کد اخلاق IR.IAU.TABRIZ.REC.1401.208 می باشد و تمامی ملاحظات اخلاقی من جمله ناشناس بودن آزمودنی ها، رضایت آگاهانه و... رعایت شده است.
سهم نویسندگان
مهدی قاسمی مسئول اجرای پژوهش ، جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل و داده ها بود. نسترن منصوریه استاد راهنمای پژوهش بود و مسئول استخراج مقاله از پایان نامه و نوشتن و ارسـال داده ها را به عهـده داشـت. نویسنـدگان نسخـه نهـایی را
مطالعه و تایید نموده‌اند و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش
را پذیرفته‌اند.
حمایت مالی
هیچ موسسه خصوصی یا دولتی از پژوهش حمابت مالی نکردند.
تضاد منافع
نویسندگان مقاله حاضر هیچگونه تضاد منافعی را بیان نکردند.
تقدیر و تشکر
بدین وسیله از همه افرادی که مارادر این پژوهش یاری کردند کمال تشکر را داریم .
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: روان شناسی
دریافت: 1404/8/9 | پذیرش: 1404/9/11 | انتشار: 1404/6/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/کلیه حقوق این وب سایت متعلق به طلوع بهداشت یزد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Tolooebehdasht

Designed & Developed by : Yektaweb