Ethics code: IR.PNU.REC.1403.439
esmaeili M, rasolli R. Investigating the Relationship Between Parental Bonding and Harmful Use of Cyberspace With The Mediating Role of Differentiation in Adolescents. TB 2026; 24 (5) :35-49
URL:
http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3851-fa.html
دانشگاه پیام نور، تهران ، esmaeilimasomeh@ahoo.com
متن کامل [PDF 453 kb]
(14 دریافت)
|
چکیده (HTML) (18 مشاهده)
متن کامل: (3 مشاهده)
بررسی رابطه بین پیوند والدینی و استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایز یافتگی در نوجوانان
نویسندگان: معصومه اسماعیلی1، راضیه رسولی جابری2
1.نویسنده مسئول: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
شماره تماس:09384136942 Email:M.esmaeilii2022@pnu.ac.ir
2.کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی. دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
مقدمه: با توجه به افزایش چشمگیر استفاده از فضای مجازی در میان نوجوانان و آسیبهای ناشی از آن، بررسی عوامل مرتبط با این مساله از اهمیت ویژهای برخوردار است. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین پیوند والدینی و استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایز یافتگی در نوجوانان انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی مبتنی بر مدلیابی بود. جامعه آماری کلیه دانشآموزان مقطع متوسطه دوم شهر خرامه در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که تعداد 280 نفر به عنوان نمونه با روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه پیوند والدینی پارکر، پرسشنامه استفاده آسیب زا از فضای مجازی کالوو-فرانسس و پرسشنامه تمایزیافتگی اسکورن و فریدلند بود. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 24 و با روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد حمایت افراطی با تمایز یافتگی رابطه منفی و معناداری (640/0-r=) و با استفاده آسیب زا از فضای مجازی رابطه مثبت معناداری دارد(526/0r=)، مراقبت با تمایزیافتگی رابطه مثبت معناداری (461/0r=) و با استفاده آسیبزا از فضای مجازی رابطه منفی معناداری دارد (447/0-r=). همچنین نتایج نشان داد رابطهی مراقبت(10/0-ß=) و حمایت افراطی(22/0ß=) و استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایزیافتگی دارای اثر غیرمستقیم و معنادار است (05/0>P).
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که کیفیت پیوند والدینی هم به طور مستقیم و هم با واسطه تمایزیافتگی نوجوان، بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی تاثیر میگذارد. بنابراین، اقداماتی که به بهبود پیوند والدینی(افزایش مراقبت متعادل و کاهش حمایت افراطی) و تقویت تمایزیافتگی نوجوان کمک کنند، میتوانند نقش موثری در پیشگیری از آسیبهای فضای مجازی داشته باشد.
واژههای کلیدی: پیوند والدینی، فضای مجازی، تمایزیافتگی
مقدمه
با گسترش روزافزون فناوری و دسترسی آسان به فضای مجازی، استفاده از فضای مجازی به یک جزء جداییناپذیر از زندگی روزمره افراد به ویژه نوجوانان تبدیل شده است. این نسل که به عنوان نسل دیجیتال شناخته میشود از فضای مجازی به عنوان ابزاری برای یادگیری، ارتباطات اجتماعی، سرگرمی و حتی بازیهای آنلاین استفاده میکند. با این حال، این استفاده گسترده از فضای مجازی با چالشها و مخاطراتی نیز همراه است. یکی از مهمترین این چالشها استفاده آسیبزا از فضای مجازی است(1).
استفاده آسیبزا از فضای مجازی که گاه به عنوان اعتیاد به فضای مجازی نیز شناخته میشود، به وضعیتی اشاره دارد که فرد زمان زیادی را صرف فعالیتهای آنلاین میکند و این استفاده مداوم به مشکـلات جدی در زنـدگی روزمرهاش منجـر میشود(2). در این وضعیت نوجوانان ممکن است به جای شرکت در فعالیتهای فیزیکی و اجتماعی، بیشتر وقت خود را در دنیای مجازی بگذرانند. این موضوع میتواند تأثیرات منفی گستردهای بر سلامت روانی و جسمانی آنان از جمله کاهش عملکرد تحصیلی، ایجاد مشکلات در تعاملات اجتماعی و افزایش خطر ابتلا به مشکلات روانی نظیر افسردگی و اضطراب داشته باشد( 4 ،3).
عوامل متعددی در استفاده آسیبزای نوجوانان از فضای مجازی نقش دارند. در این میان، پیوند والدینی (Parental Bonding) بهعنوان یکی از عوامل کلیدی که بر رفتار نوجوانان تأثیر میگذارد، مورد توجه قرار گرفته است. پیوند والدینی شامل کیفیت و کمیت ارتباطات، حمایتهای عاطفی و نحوه تعامل والدین با فرزندان است. کودکان پیوندهای عاطفی اولیه، ارزشها، عادات و الگوهای رفتاری خود را از خانواده و در طول تعامل خود با والدین و سایر افراد مهم ایجاد میکنند(5). طبق پژوهش تام و همکاران(6) کاهش مراقبت و افزایش کنترل از سوی مادر، خودمختاری بالا از سوی پدر و افزایش طرد از سوی والدین از عوامل خطر مرتبط با استفاده بیش از حد نوجوانان از فضای مجازی هستند. همچنین تحقیقات نشان دادهاند که روابط مثبت و حمایتی بین والدین و فرزندان میتواند تأثیر مستقیمی بر کاهش رفتارهای مخرب و استفاده نامناسب از فضای مجازی داشته باشد(10-7). لی و همکاران(2) در این زمینه نشان دادند والدینی که با فرزندان خود ارتباطات قوی و موثری دارند، معمولا میتوانند استفاده فرزندان خود از فضای مجازی را بهتر مدیریت کرده و آنها را به استفاده صحیح و مفید از این ابزار هدایت کنند. اما در بسیاری از موارد، به ویژه در خانوادههایی که ارتباطات ضعیف و تنشزا وجود دارد، نوجوانان ممکن است به فضای مجازی به عنوان یک راه فرار از مشکلات خانوادگی و یافتن حمایتهای اجتماعی جایگزین پناه ببرند(13-11).
بر اساس نظریه شناختی رفتاری می توان گفت وقتی تعامل و صحبتی بین اعضای خانواده وجود ندارد نوجوان ممکن است به این نتیجه برسد که فضای مجازی را به عنوان دوست صمیمی خود که به راحتی میتوان با او ارتباط برقرار کرد، انتخاب کرد(16-14). در چنین خانوادههایی فرد ممکن است فرض کند که چون عقایدش در خانواده مورد احترام قرار نمیگیرد، هیچکس خارج از شبکههای فضای مجازی او را دوست ندارد و حمایت نمیکند و تنها در محیط مجازی مورد احترام قرار میگیرد. در نتیجه، این برداشت نادرست منجر به تمایل شدید نوجوان به سمت فضای مجازی میشود.
علاوه بر پیوند والدینی، تمایزیافتگی نوجوانان نیز به عنوان یک عامل مهم ممکن است در این رابطه نقش داشته باشد(18، 17). ساختار بوئن از تمایزیافتگی خود، پیامدهای مرتبط با سلامت را در خانواده و بین اعضای خانواده تبیین میکند(19). تمایزیافتگی به معنای توانایی فرد در حفظ هویت شخصی خود و استقلال روانی در عین حال که ارتباطات اجتماعی و خانوادگی قویای دارد، تعریف میشود(20).
تمایزیافتگی توانایی شخص جهت باقی ماندن در رابطه با دیگری و در عین حال تداوم ارتباط با دیگران است. طبق نظر بوئن مردم را میتوان بر طبق دامنهای از آمیختگی با تمایزنایافتگی بین عملکرد عاطفی و عقلانیشان مشخص کرد. در انتهای این دامنه، کسانی هستند که عواطف و عقلشان درهم آمیخته است و زندگیشان تحت تأثیر عواطف آنها قرار گرفته است(21). تمایزیافتگی یک جنبهی مهم از سلامت روانشناختی است و روابط اولیهی افراد در محیط خانواده به سطوح بالا و پایین آن منجر میشود(22). مطالعات پیشین هم نشان داده است که عوامل خانوادگی مانند سبکهای والدگری، سبک دلبستگی، الگوی ارتباطی و موارد مشابه آن، نقش معنیداری بر تمایزیافتگی فرزندان دارند(23-25). همچنین نوجوانانی که دارای تمایزیافتگی بالایی هستند، معمولاً توانایی بیشتری در مدیریت استفاده از فضای مجازی و جلوگیری از وابستگی به آن دارند. این افراد قادرند بدون ایجاد تعارضات شدید با والدین و دوستان، مرزهای شخصی خود را حفظ کنند و از حمایتهای اجتماعی به شکل بهتری بهرهمند شوند(26). این توانایی میتواند به آنها کمک کند تا در مواجهه با فشارهای اجتماعی و تبلیغات مداوم فضای مجازی، تصمیمات بهتری بگیرند و از افتادن به دام استفاده آسیبزا از فضای مجازی جلوگیری کنند(27 -16).
استفاده از فضای مجازی به خودی خود ابزار بی ضرری است اما استفاده بیش از حد و نادرست و مهار نشده از آن ممکن است آثار منفی بر سازگاری اجتماعی، شغلی، دانشگاهی، میانفردی، سلامت روانی و جسمانی، روابط خانوادگی و وضعیت هیجانی فرد داشته باشد که این پدیده مشکل عمدهای را برای جامعه ایجاد میکند، بنابراین انجام چنین مطالعاتی اهمیت بالایی دارد. با وجود انبوه تحقیقات انجامشده در حوزه نقش خانـواده بر استفاده آسیبزا از فضای مجازی، شکاف نظری مهمی در ادبیات پژوهش وجود دارد. نخست، همانطور که مرورهای سیستماتیک اخیر نیز تأکید کردهاند، بسیاری از مطالعات موجود از طرحهای مقطعی ساده استفاده کرده و به بررسی همزمان مکانیسمهای میانجی (نظیر متغیرهای فردی-روانشناختی) در رابطه بین پیوند والدینی و استفاده آسیبزا از فضای مجازی نپرداختهاند . دوم، اگرچه نقش تمایزیافتگی در سلامت روان و اعتیاد به اینترنت بهصورت مجزا بررسی شده، اما تحقیقی که به نقش واسطهای تمایزیافتگی در رابطه بین ابعاد پیوند والدینی (مراقبت و حمایت افراطی) و استفاده آسیبزا از فضای مجازی در نمونهای از نوجوانان پرداخته باشد، یافت نشد. بنابراین پژوهش حاضر سعی دارد نگاه جامع و دقیقی بر عوامل خانوادگی و روانی در استفاده آسیب زا از فضای مجازی داشته باشد و از آنجا که شناسایی متغیرهای مؤثر در این رابطه میتواند برای سیاستگذاران و متخصصان امر آموزش و پرورش مفید واقع گردد. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین پیوند والدینی و استفاده آسیب زا از فضای مجازی با نقش واسطه ای تمایز یافتگی در نوجوانان شهر خرامه می باشد.
روش بررسی
پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهشهای کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی، از دسته مطالعات مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. متغیر برون زاد در این پژوهش پیوند والدینی، متغیر واسطهای تمایزیافتگی و متغیر درون زاد استفاده آسیبزا از فضای مجازی بود. جامعۀ پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر خرامه در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل دادند. با وجود آنکه در مورد حجم نمونه لازم برای تحلیل عاملی و مدلیابی معادلات ساختاری توافق کلی وجود ندارد، اما بهزعم بسیاری از پژوهشگران حداقل حجم نمونه لازم 200 میباشد. اما با احتمال ریزش برخی نمونهها و برای تعمیمپذیری بیشتر نتایج تعداد 280 دانشآموز به عنوان نمونه، انتخاب شد. روش نمونهگیری در پژوهش حاضر به صورت تصادفی خوشه ای بود. بدین ترتیب که از میان تمام مدارس مقطع متوسطه دوم شهر خرامه که 9 مدرسه (دخترانه و پسرانه) بود، 4 مدرسه (2 مدرسه دخترانه و 2 مدرسه پسرانه) و از هر مدرسه سه کلاس به صورت تصادفی انتخاب شد. سپس از هر کلاس نمونهگیری بر اساس لیست حضور غیاب دانشآموزان به صورت حضوری انجام شد. ملاکهای ورود به نمونه شامل: تحصیل در دوره متوسطه دوم(پایه دهم، یازدهم و دوازدهم)،دامنه سنی(16تا18سال)، دسترسی به اینترنت، استفاده از فضای مجازی و رضایت آگاهانه بود. ملاکهای خروج؛ انصراف دانش آموز از ادامه همکاری، پرسشنامه مخدوش و عدم تکمیل حداقل95/0 سوالات پرسشنامه بود. به منظور رعایت ملاحظات اخلاقی درباره اهداف پژوهش صحبت شد و شرکتکنندگان با رضایت در پژوهش شرکت کردند و به همه افراد اطمینان داده شد که اطلاعات آنها محرمانه خواهد بود و تنها از نتایج دادهها استفاده میشود. همچنین نویسندگان اعلام میدارند که در این پژوهش، تمامی اصول اخلاقی لازم، برای استفاده از متون مرتبط اندیشمندان، مراعات گردیده و سعی شده تمامی مطالب به صورت کاملا مستند ذکر گردد.
در پژوهش حاضر از 3 پرسشنامه استفاده شد:
پرسشنامه پیوند والدین(PBI) : این پرسشنامه توسط پارکر و همکاران(28) ساخته شد که از 25 گویه و 2 خرده مقیاس مراقبت (12 سوال) و حمایت افراطی (13 سوال) تشکیل شده است که به منظور سنجش پیوند خانوادگی بکار میرود. نمره گذاری پرسشنامه بصورت طیف لیکرت 4 درجهای میباشد که برای گزینههای «خیلی زیاد»، «تقریباً زیاد»، «تقریباً کم» و «خیلی کم» به ترتیب امتیازات 0، 1، 2 و 3 در نظر گرفته میشود. گویههای 1، 5، 6، 8، 13، 17، 19 و 20 به صورت معکوس نمره گذاری میشوند. دامنه نمرات بین 0 تا 36 می باشد. نمرات بالا در بعد بیش از حد حمایتکنندگی و نمرات پایین در بعد مراقبت به پیوند مشکل دار اشاره دارد. روایی این آزمون توسط شایقیان و همکاران(29) برای مقیاس مراقبت 76/0 و برای محافظت 63/0، همچنین آلفای کرونباخ این پرسشنامه برای مقیاس مراقبت 74/0 و برای محافظت 78/0 بدست آمد. آلفای کرونباخ در پژوهش حاضر برای مقیاس مراقبت 86/0 و برای مقیاس محافظت 83/0به دست آمد.
پرسشنامه استفاده آسیب زا از فضای مجازی (IAUQ) : این پرسشنامه توسط کالوو- فرانسس(30) ساخته شده است و از جدیدترین مقیاسهای خود گزارشی در این حیطه به شمار میرود که دارای 12 گویه میباشد و به روش لیکرت پنج درجهای از کاملا مخالف (0) تا کاملا موافق (4) نمرهگذاری میشود. دامنه نمرات بین 0 تا 48 قرار دارد که نمرات بالاتر در این پرسشنامه نشان دهنده استفاده آسیبزننده بیشتر از فضای مجازی است. نسخه ایرانی پرسشنامه توسط متقی و صفایی با آلفای کرونباخ 91/0 و روایی همگرای 82/0 برای استفاده در پژوهشهای ایرانی مورد تأیید قرار گرفته و همخوانی آن با نسخه اصلی نیز تصدیق شده است. نمرات این پرسشنامه در محدوده 12 تا60 (لیکرت 5 درجهای) بوده و فاقد سؤال معکوس میباشد (31). آلفای کرونباخ به دست آمده در پژوهش حاضر 88/0 بود.
پرسشنامه تمایزیافتگی(DSI-R) : این پرسشنامه دارای ۴۳ آیتم بوده و توسط اسکورون و فریدلندر(32) ساخته شده است که شامل ۴ خرده مقیاس واکنش پذیری عاطفی (11سوال)، جایگاه من(11سوال)، گریز عاطفی(12سوال) و همآمیختگی با دیگران(9سوال) است. این پرسشنامه با مقیاس لیکـرت در یک طیـف 6 گزینـه ای از 1 (ابـدا در مـورد من صحیح نیست) تا 6 (کاملا در مورد من صحیح است) درجهبندی شده است. دامنه نمرات بین43 تا 276 قرار دارد. نمره کمتر در این پرسشنامه نشان دهنده سطوح پایینتر تمایز یافتگی است. اﻳﻦ آزﻣﻮن در اﻳﺮان ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻮﻧﺴﻲ(33) ﺑﺮ روی ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻋﺎدی ﻫﻨﺠﺎرﻳﺎﺑﻲ ﺷﺪه و اﻋﺘﺒﺎر آن از ﻃﺮﻳﻖ ﺑﺎزآزﻣﺎﻳﻲ و آﻟﻔﺎی ﻛﺮوﻧﺒﺎخ ﺑﺮای ﻛﻞ ﻣﻘﻴﺎس 85/0، واﻛﻨﺶ ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ 77/0، ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﻦ 60/0، گسلش ﻋﺎﻃﻔﻲ 65/0 و اﻣﺘﺰاج ﺑﺎ دیگران 70/0 ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ. در پژوهش حاضر آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد.
جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار و ضریب همبستگی)استفاده شد. همچنین برای بررسی اثر مستقیم متغیرها از تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار ایموس نسخه 24 و جهت بررسی تاثیر غیر مستقیم از آزمون بوت استروپ استفاده شد.
یافته ها
اطلاعات جمعمیت شناختی نشان داد که سن شرکت کنندگان با میانگین (4/17) و انحراف معیار (53/06) و 82 نفر(3/29 درصد)در پایه تحصیلی دهم، 101 نفر(36درصد) در پایه یازدهم و 97 نفر(7/34 درصد) پایه دوازدهم بودند. از مجموع شرکت کننـدگان 142 دانشآمـوز دختر ( 1/50 درصـد) و 138 دانشآموز پسر(9/49 درصد) بودند. جدول 1 ماتریس همبستگی، میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای پژوهش را نشان میدهد. همانطور که در جدول 1 دیده میشود، میان پیوند والدینی (بعد مراقبت و حمایت افراطی) و استفاده آسیب زا از فضای مجازی در سطح ۰۱/۰ رابطۀ معناداری وجود دارد. رابطه بین تمایز یافتگی و استفاده آسیبزا از فضای مجازی نیز در سطح ۰۱/۰ معنادار است. همچنین بیشترین همبستگی رابطه بین تمایزیافتگی و پیوند والدینی (بعد حمایت افراطی) (01/0>p،640/0-=r) و کمترین همبستگی مربوط به پیوند والدینی بعد مراقبت و استفاده آسیبزا از فضای مجازی (01/0>p، 447/0=r) بود. همچنین برای بررسی نرمال بودن چند متغیره دادهها از ضریب کشیدگی استاندارد شده «مردیا» و نسبت بحرانی استفاده شده است است که نسبت بحرانی بین (121/2و 321/1 ) بـود که نشـان دهنـده تـوزیـع نرمـال دادهها
میباشد. استقـلال خطـاها با آزمون دوربیـن واتسون بین 5/1 الی
5/2 بود که نشان دهنده استقلال خطاها میباشد. آماره تورم واریانس و ضریب تحمل نیز نشان داد که این مفروضه نیز برقرار است. هیچ کدام از مقادیر آماره تحمل کوچکتر از حد مجاز 1/0 و هیچ کدام از مقادیر عامل تورم واریانس بزرگتر از حد مجاز 10 نبود. پارامترهای اندازهگیری روابط مستقیم در جدول 2 ارائه شده است. همانطور که در جدول 2 دیده میشود همه شاخصهای برازندگی شامل مجذور کای نسبی (021/0= χ2/df)، شاخص نیکویی برازش (999/0=GFI)، شاخص نیکویی برازش تطبیقی (97/0=AGFI)، شاخص بنتلر-بونت یا شاخص نرم شده برازندگی(97/0=NFI)، شاخص برازش مقایسهای(91/0=CFI) شاخص برازندگی فزاینده (99/0=IFI)، شاخص تاکر-لویز (98/0=TLI) و شاخص جذر برآورد واریانس خطای تقریب (001/0=RMSEA)، حاکی از برازش خوب مدل پیشنهادی یا فرضی پژوهش با دادههاست. شکل1 ضرایب مسیر استاندار مدل نهایی پژوهش را نشان می دهد. مقدار ضریب تعیین کل برای متغیر استفاده آسیبزا از فضای مجازی برابر 43/0 است. به این معنی که متغیرهای پیوند والدینی(بعد مراقبت و حمایت افراطی) و تمایزیافتگی، 43 درصد از متغیر استفـاده آسیـبزا از فضای مجـازی را تبییـن
میکنند. همانطور که نتایج مندرج در جدول 3 نشان میدهد، همه مسیرهای مستقیم دارای ضرایب معنیدار میباشند.
مطابق جدول 4، براورد استاندارد اثرات غیرمستقیم، حد بالا و حد پایین اثرات غیر مستقیم و معناداری آنها به تفکیک مسیرها آورده شده است. معیار ازسرگیری نمونه بوتستراپ 5000 و سطح اطمینان 05/0 در نظر گرفته شدهمانطور که مشاهده میشود، ضریب رگرسیونی استاندارد شده اثر غیرمستقیم پیوند والدینی (بعد مراقبت) بر استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایز یافتگی برابر 10/0- میباشد که نشان از معنیداری این ضریب در سطح خطای 5 درصد است. بنابراین پیوند والدینی (بعد مراقبت) بر استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایزیافتگی تأثیر غیر مستقیم دارد.
همچنین ضریب رگرسیونی استاندارد شده اثر غیرمستقیم پیوند والدینی(بعد حمایت افراطی) بر استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایزیافتگی برابر 22/0 میباشد که نشان از معنیداری این ضریب در سطح خطای 5 درصد است. بنابراین پیوند والدینی (بعد حمایت افراطی) بر استفاده آسیبزا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایزیافتگی تأثیر غیر مستقیم دارد.
جدول 1: ماتریس همبستگی بین متغیرهای پژوهش
| عامل ها |
1 |
2 |
3 |
4 |
| پیوند والدینی(بعد مراقبت) |
1 |
|
|
|
| پیوند والدینی(بعد حمایت افراطی) |
375/0-** |
1 |
|
|
| تمایز یافتگی |
461/0** |
640/0-** |
1 |
|
| استفاده آسیبزا از فضای مجازی |
447/0-** |
526/0** |
608/0-** |
1 |
** معنیداری ضرایب در سطح 1 درصد
جدول 2: شاخصهای برازندگی مدل پیشنهادی
| شاخص های برازش |
2χ |
DF |
GFI |
AGFI |
NFI |
CFI |
IFI |
TLI |
RMSEA |
| مقدار |
021/0 |
1 |
99/0 |
97/0 |
97/0 |
91/0 |
99/0 |
98/0 |
001/0 |
شکل 1: ضرایب رگرسیونی استاندارد شده
جدول 3: پارامترهای اثرات مستقیم بین متغیرهای پژوهش با روش تحلیل مسیر
پارامترها
مسیرها |
برآورد استاندارد |
خطای معیار |
نسبت بحرانی[1] |
سطح
معنیداری |
| پیوند والدینی(بعد مراقبت) به تمایزیافتگی |
272/0 |
059/0 |
08/6 |
000/0 |
| پیوند والدینی(بعد مراقبت) به استفاده آسیب زا از فضای مجازی |
20/0- |
041/0 |
10/4 |
001/0 |
| اپیوند والدینی (بعد حمایت افراطی) به تمایزیافتگی |
575/0- |
047/0 |
85/12 |
000/0 |
| پیوند والدینی (بعد حمایت افراطی) به استفاده آسیب زا از فضای مجازی |
215/0 |
038/0 |
76/3 |
005/0 |
| تمایزیافتگی به استفاده آسیب زا از فضای مجازی |
386/0- |
037/0 |
49/6 |
000/0 |
جدول 4: نتایج بوت استراپ برای مسیر واسطهای
| مسیرها |
بوت |
حدپایین |
حد بالا |
معناداری |
| پیوند والدینی (بعد مراقبت) بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی |
10/0- |
023/0 |
324/0 |
021/0 |
| پیوند والدینی (بعد حمایت افراطی) بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی |
22/0 |
031/0 |
043/0 |
001/0 |
بحث و نتیجه گیری
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین پیوند والدینی و استفاده آسیب زا از فضای مجازی با نقش واسطهای تمایزیافتگی بود. نتایج به دست آمده نشان داد که پیوند والدینی(بعد مراقبت) بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی تاثیر منفی معنیداری و پیوند والدینی(بعد حمایت افراطی) بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی تاثیر مثبت معنیداری دارد. به این معنی که با افزایش مراقبت والدین استفاده آسیب زا از فضای مجازی کاهش و با افزایش حمایت افراطی، استفاده آسیب زا از فضای مجازی افزایش می یابد.
نتایج یافته حاضر همسو با پژوهش های وانگ و همکاران(15)، ژانگ و همکاران(13)، بوربور، خدابخشی و فلسفی نژاد(10)، اسمعیلی و همکاران(16)، کانگ و همکاران(11)، کرونکزای و همکاران(12)، وانگ و همکاران(8)، اصغری و میرحسینی(9)، گوا و همکاران(7) و تام و همکاران(6) می باشد که نشان دادند روابط مثبت و حمایتی بین والدین و فرزندان میتواند تأثیر مستقیمی بر کاهش رفتارهای مخرب و استفاده نامناسب از فضای مجازی داشته باشد.
خانواده نوجوان و کیفیت و کمیت ارتباطات بین اعضای خانواده به همراه پیوند والدینی بین اعضا از جمله متغیرهای تأثیرگذار بر بهزیستی زندگی نوجوان است. هر چه خانواده ها به فرزندان خود بیشتر توجه نمایند، بیشتر قادر خواهند بود آنها را درگیر تعاملات واقعی و عینی با اعضای خانواده نموده و مانع پرداختن بیش از حد به فضای مجازی گردند. خانواده هایی که در آن تمام اعضای خانواده تشویق به شرکت آزادانه و راحت در تعامل و بحث در زمینه طیف گسترده ای از موضوعات می شوند، مرزها را تعیین می کنند، بحثهای باز دارند و در صورت مشاهده زمان زیاد در فضای مجازی ، هشدارهایی را می دهند، در حالی که به فرزندانشان اجازه میدهند که از فضای مجازی به طور مسئولانه استفاده کنند، فرزندان آنها از اعتیاد به فضای مجازی کمتری برخوردار هستند(34). فرزندان این خانواده ها می آموزند که هیجان های خود چه مثبت و منفی ابراز کنند و کمتر روی به فضای مجازی آورده و اعتیاد به فضای مجازی پیدا می کنند.
طبق نظر ژانگ و همکاران(13) رشد افراد در دنیای امروز در بافت تعاملات و روابط خانوادگی رخ میدهد که خود تحت تأثیر استفاده افراطی از فضای مجازی قرار دارد. کارکرد مناسب خانواده نقش تعیینکنندهای در پرورش سالم افراد ایفا میکند. در چنین خانوادههایی، حل مسائل با مشارکت جمعی و به شیوههای سازنده صورت میگیرد، اعضا ضمن حفظ استقلال یکدیگر، از پیوندهای عاطفی عمیقی برخوردارند، از هم محافظت میکنند بدون آنکه آزادی دیگری را سلب کنند، تقسیم نقشها به شکل عادلانه انجام میشود و سطح نظارت بر رفتارها بهویژه در مورد فرزندان، در حد متوسطی قرار دارد. مجموعه این شرایط میتواند نوجوانان را کمتر به سمت استفاده از فضای مجازی سوق دهد.
یافته دیگر پژوهش نشان داد که تمایز یافتگی بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی اثر منفی معناداری دارد. با افزایش تمایز یافتگی، استفاده آسیب زا از فضای مجازی کاهش و با کاهش تمایز یافتگی استفاده آسیب زا از فضای مجازی افزایش می یابد.نتایج این یافته با پژوهش های لیونگ(17) و وانگ و همکاران(18) همسو می باشد.
تمایزیافتگی خود به معنای توانایی فرد در حفظ تعادل بین خودمختاری و ارتباط با دیگران است. افرادی که تمایزیافتگی بالاتری دارند، قادرند در عین حفظ ارتباط با دیگران، استقلال خود را نیز حفظ کنند. این ویژگی می تواند به کاهش میزان اعتیاد به فضای مجازی و استفاده آسیب زا از آن کمک کند، زیرا این افراد کمتر نیاز دارند که از استفاده بیش از حد از فضای مجازی و جستجو در آن به عنوان راهی برای جبران نیازهای روانشناختی خود استفاده کنند. پیوند والدینی (بعد مراقبت) بر تمایزیافتگی اثر مثبت معنادار و پیوند والدینی (بعد حمایت افراطی) بر تمایزیافتگی اثر منفی و معناداری دارد. با افزایش مراقبت والدین، تمایز یافتگی افزایش و با افزایش حمایت افرطی والدین از فرزندان، تمایز یافتگی کاهش می یابد.تحقیقات نشان داده اند که ساختار و محیط خانواده اصلی در شکل گیری و رشد خود تمایزیافتگی در اعضای خانواده نقش بسیار مهمی دارد(35).همچنین نتایج تحقیقات آقایی و موسوی(24)، اسمعیلی و همکاران(16)، هوشیاری و اکرمی(25)، ویسمرادی و همکاران(26)، هاتیپگلو و همکاران(27) نشان می دهد که کارکرد سالم خانواده با سطوح تمایزیافتگی اعضا ارتباط مستقیم دارد.
خانواده به عنوان نخستین پایگاه شکل گیری شخصیت، یکی از اساسی ترین عوامل به وجود آورنده خود تمایزیافتگی در افراد شناخته می شود. موری بوئن در تعریف خود تمایزیافتگی بیان کرد که این سازه نشان دهنده میزان توانایی شخص در ایجاد تفاوت میان فرآیندهای عقلانی وهیجانی است، به این معنی که خود تمایزیافتگی رسیدن به میزانی از استقلال عاطفی است که شخص بتواند در موقعیتهای هیجانی بدون غرق شدن در فضای آن موقعیتها، به صورت عقلانی و مستقل تصمیم بگیرد. به نظر او، درجه ظهور خود تمایزیافتگی در هر فرد بیانگر میزان توانایی برای جداسازی فرآیند شناختی از فرآیند هیجانی است که فرد تجربه می کند. در واقع، درجه توانایی فرد برای اجتناب از تبعیت خودکار رفتار از احساسات، بیانگر میزان خود تمایزیافتگی است. در نظریه موری بوئن خود تمایزیافتگی هم سنگ سلامت روانی در نظر گرفته می شود و به عنوان ستون این نظریه در حکم سلامت و پختگی روانشناختی، استقلال هیجانی و بلوغ اجتماعی قرار می گیرد. فرآیند خود تمایزیافتگی در خانواده بر اساس رابطه بین دو مفهوم کلیدی استقلال و صمیمیت تعریف می شود. در الگوی خانواده سالم، به اعضای خانواده استقلال داده می شود و این استقلال با تاکید بر صراحت بیان، مسئولیت، احترام به سایرین، باز بودن با دیگران و قبول جدایی و فقدان به وجود می آید(23).
با توجه به یافته های به دست آمده از آزمون بوت استراپ، پیوند والدینی (بعد مراقبت و حمایت افراطی) بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی با نقش واسطه ای تمایز یافتگی تأثیر دارد. در رابطه با رابطه منفی بین سبک مراقبت با اعتیاد به فضای مجازی باید گفت که کسانی که با سبک مراقبت رشد می کنند ارتباطشان بر اساس اعتماد، صمیمیت، گرمی، گویایی و تعادل توصیف می شود. افراد دارای سبک مراقبت از سطح بالایی از عزت نفس برخوردار هستند. افراد دارای سبک مراقبت، در موقع تکیه کردن به دیگران و همچنین وابستگی دیگران به او احساس راحتی دارند. از طرفی افرادی که سبک مراقبتشان پایین باشد به دنبال استقلال خیلی زیاد و ترس از روابط نزدیک با دیگران هستند، فردی که شیوه ی مراقبت و دلبستگی امن و بی خطر را تجربه می کند و به دنبال آن است که بتواند آشکارا هیجانات مثبت و منفی خود را ابراز نماید در هنگام درماندگی و اضطرار، درجستجوی حمایت و پشتیبانی از سوی نزدیکان خود باشد و به هنگام نیاز،آرامش و حمایت به آنان هدیه کند. در تبیین رابطه مثبت و معنادار بعد حمایت افراطی با استفاده آسیب زا از فضای مجازی باید گفت که در سبک حمایت افراطی والدین انتظارات و درخواستهایی از فرزندان خود ندارند بیش از حد حمایت کننده هستند و قوانین خاصی برای نظارت بر رفتار فرزندان وجود ندارد. زمانی که قوانین خاصی برای کنترل فرزندان وجود نداشته باشد، میزان رفتارهای ناپخته و نا بهنجار در فرزندان نیز افزایش می یابد. و حمایت زیاد و در دسترس قرار دادن امکانات باعث گرایش فرزندان به فضای مجازی و استفاده بیش از حد از آن می شود.
همواره پژوهشگران در تحقیقات خود با محدودیت هایی مواجه هستند که در پژوهش حاضر، مقطعی بودن طرح، استفاده از پرسشنامه به عنوان تنها وسیله کسب اطلاعات و محدود بودن به یک شهر و جمعیت خاص، تعمیم یافته ها را محدود ساخت. در پژوهش های آینده، انجام مطالعات طولی، استفاده از مصاحبه و توجه به سایر متغیرهای اثر گذار بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی پیشنهاد میگردد.
در سطح کاربردی آگاه سازی والدین، نسبت به متغیرهای اثر گذار بر استفاده آسیب زا از فضای مجازی و ارتقاء پیوند والدینی در والدین توسط مشاوران و روانشناسان پیشنهاد می شود. پیشنهاد میشود روانشناسان بالینی و مشاوران با استفاده از نتایج تحقیق و از مسیرهای علمی و مبتنی بر شواهد تجربی با شناسایی دانش آموزانی که در این زمینه دچار مشکل هستند، آنها را با استفاده از مداخلات روانشناختی یاری رسانند.
ملاحظات اخلاقی
این پژوهش با کد اخلاق IR.PNU.REC.1403.439 از
دانشگاه پیام نور انجام شد.
سهم نویسندگان
معصومه اسماعیلی، طراحی پژوهش، چهارچوب نظری تحقیق، نگارش گزارش نهایی و راضیه رسولی جابری، گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها را به عهده داشتند. نویسندگان، نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفته اند.
حمایت مالی
نویسنـدگان اظهار می نماینـد که هیچگـونه حمـایت مالی برای
تحقیق، تالیف و انتشار این مقاله دریافت نکرده اند.
تضاد منافع
نویسندگان مقاله حاضر هیچگونه تضاد منافعی گزارش نکردند.
تقدیر و تشکر
پژوهشگران بر خود لازم میدانند از حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه پیام نور استان فارس جهت تصویب موضوع و کد اخلاق و از کلیه مشارکت کنندگان در این پژوهش تشکر و قدردانی نمایند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روان شناسی دریافت: 1404/4/15 | پذیرش: 1404/6/6 | انتشار: 1404/8/28