Research code: IR.KHOY.REC.1403.006
zareipour M, Rostamnezhad K, Mokhtari M, Zeynali E, Asghari Z. The Attitude Toward Hijab, Religious Health-Promoting Behaviors and Their Relationship with Social Health Among Female Students. TB 2026; 24 (4) :117-131
URL:
http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3815-fa.html
زارعی پور مرادعلی، رستم نژاد کوثر، مختاری مهدی، زینالی اسماعیل، اصغری زهرا. بررسی نگرش به حجاب، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و ارتباط آن با سلامت اجتماعی در دانشجویان دختر. طلوع بهداشت. 1404; 24 (4) :117-131
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3815-fa.html
گروه بهداشت عمومی، دانشکده بهداشت ، دانشگاه علوم پزشکی خوی ، خوی ، ایران ، z.morad@yahoo.com
|
چکیده (HTML) (49 مشاهده)
متن کامل: (21 مشاهده)
بررسی نگرش به حجاب، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و ارتباط آن با سلامت اجتماعی در دانشجویان دختر
نویسندگان:مرادعلی زارعی پور1، مهدی مختاری2، کوثر رستم نژاد3، اسماعیل زینالی4، زهرا اصغری3
1.نویسنده مسئول: استادیار آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، گروه بهداشت، دانشکده علوم پزشکی خوی، خوی، ایران.
شماره تماس: 09141878294 Email: z.morad@yahoo.com
2.استادیار اپیدمیولوژی، گروه بهداشت، دانشکده علوم پزشکی خوی، خوی، ایران.
3.دانشجوی پرستاری، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشکده علوم پزشکی خوی، خوی، ایران
4.مربی معارف اسلامی ، گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم پزشکی خوی، خوی، ایران
چکیده
مقدمه: سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ابعاد سلامت، تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله باورهای دینی و نگرشهای فرهنگی قرار دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط نگرش به حجاب و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی با سلامت اجتماعی در دانشجویان دختر دانشکده علوم پزشکی خوی در سال 1403 انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی به صورت مقطعی بر روی 230 دانشجوی دختر دانشکده علوم پزشکی خوی انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد: نگرش به حجاب، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و سلامت اجتماعی جمعآوری شد. نمونهگیری به روش سرشماری انتخاب شدند و تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۱۹ و آزمونهای آنوا، تی مستقل، همبستگی، رگرسیون خطی چندگانه انجام شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان دادکه نگرش به حجاب )131/0β=،04/0p<) و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی)19/0β=،03/0p<) تأثیر مثبت و معنــاداری بر سلامت اجتماعی داشتهاند. همچنین دانشجویان رشتههای بهداشت عمومی و اتاق عمل نسبت به سایر دانشجویان، دانشجویان ورودی سالهای اخیر نسبت به ورودیهای قدیمیتر از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردارند(05/0p<) و والدین کارمند، فرزندانشان نسبت به سایر شغل ها از سلامت اجتماعی بالاتر برخوردارد بودند(05/0p<).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاکی از ارتباط مثبت بین نگرش به حجاب و رفتارهای سلامت دینی با سلامت اجتماعی دانشجویان است. این یافتهها بر اهمیت توجه به ابعاد دینی و فرهنگی در ارتقاء سلامت اجتماعی تأکید دارد. پیشنهاد میشود برنامهریزیهای آموزشی و مشاورهای در این زمینه تقویت گردد.
واژه های کلیدی: سلامت اجتماعی، نگرش، حجاب، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت، سلامت، دانشجویان
مقدمه
سلامت به عنوان یک حالت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی، تنها به عدم وجود بیماری محدود نمیشود، بلکه تحت تأثیر طیف وسیعی از عوامل از جمله سبک زندگی و رفتارهای فردی است(1). در این میان رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت از مؤلفه های اساسی تعیین کنندۀ سلامت مطرح می باشند که به منزلۀ عامل زمینه ای مهمی در مبتلانشدن به بسیاری از بیماری ها شناخته شده اند. رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت که گاه رفتار مرتبط با سلامت نیز خوانده می شود، شامل مجموعه اقداماتی است که افراد انجام می دهند و بر سلامتی یا مرگ ومیر آنها تأثیر می گذارد(2). بهبود شاخصهای سلامت و پیشگیری از بیماریها در هر جامعهای، به طور مستقیم با ترویج این رفتارها مرتبط است(3).
از سوی دیگر، ابعاد معنوی و اعتقادی نیز سهم به سزایی در تعریف سلامت و رفتارهای مرتبط با آن دارند. دین اسلام برای زندگی انسان ها در بعد مادی و معنوی دستوراتی کامل و الگوهایی شایسته و برتر ارائه داده است تا در سایه بهره گیری از آن ها بتوانند در مسیر سازندگی و تکامل خویش گام برداشته و سعادت دنیا و آخرت را به دست آورند(4). در این چارچوب، رفتارهای ارتقادهنده سلامت دینی» به آن دسته از اعمال و منشی اطلاق میشود که ریشه در تعالیم دینی دارند و با هدف تأمین، حفظ و ارتقای سلامت در ابعاد مختلف (جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی) انجام میپذیرند. این رفتارها که میتوانند شامل عبادات، اخلاقیات و رعایت احکام شرعی باشند، نه تنها به آرامش درونی و شادابی روح میانجامنـد، بلکه
به عنـوان یک عامـل محـافظـتی در برابر بسیـاری از آسیـبهای
فردی و اجتماعی عمل میکنند(5).
یکی از دورههای حساس و تأثیرگذار در شکلگیری و نهادینهسازی این رفتارها، دوران جوانی و به ویژه ایام دانشجویی است. در این برهه، افراد در معرض تجارب و چالشهای جدیدی قرار میگیرند که میتواند سبک زندگی و باورهای آنان را تحت تأثیر قرار دهد(6). در این میان، حجاب به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام و از مصادیق بارز «رفتار ارتقادهنده سلامت دینی» از جایگاه ویژهای برخوردار است. مراد از حجاب اسلامی، صرفاً پوشش ظاهری نیست، بلکه ایجاد حریم در معاشرت با نامحرم در ابعاد مختلفی مانند پوشش، نگاه، گفتار و رفتار است(8،7). این حکم که ریشه در فطرت انسان دارد، مهمترین تضمینکننده شخصیت زن و حفاظی در برابر آسیبهای اجتماعی و روانی محسوب میشود(9). حجاب با کنترل غریزه خودنمایی، نه تنها به تزکیه نفس و تقرب الهی زن کمک میکند، بلکه با ایجاد امنیت روانی و اخلاقی، زمینهساز گسترش امنیت اجتماعی و رشد معنوی جامعه میگردد(10).
امروزه با دگرگونی ساختـارهای اجتمـاعی، بُعد جدیـدی از سلامت به نام سلامت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. سلامت اجتماعی به توانایی فرد در برقراری تعامل مؤثر با اجتماع و دیگران، به منظور ایجاد روابط ارضا ءکننده شخصی و محقق کننده نقش های اجتماعی اطلاق می شود. سلامت اجتماعی در واقع شامل مشارکت اجتماعی، زندگی سازگار با سایر انسان ها، ایجاد روابط مثبت متکی به دیگر افراد جامعه و داشتن روابط سالم است(11).
به بیان دیگر، سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد است که در عرصه اجتماع به ظهور می رسد. زمانی شخص را واجد سلامت اجتماعی برمی شماریم که بتواند فعالیت و نقش های اجتماعی خود را در حد متعارف، بروز و ظهور دهد و با جامعه و هنجارهای اجتماعی، احساس پیوند و اتصال نماید(12).
نحوه پوشش و حجاب میتواند بر روابط اجتماعی و احساسات افراد جامعه تاثیر داشته باشد. به عنوان مثال در برخی جوامع، حجاب به عنوان یک عامل حفظ اخلاق و حرمت فردی در نظر گرفته میشود و ممکن است باعث شادابی و اعتماد به نفس بیشتر زنان شود. اما در برخی دیگر از جوامع، حجاب ممکن است باعث احساس انزوا و ایزوله شدن افراد شود و به جای اینکه به سلامت اجتماعی کمک کند، باعث ناراحتی و افسردگی شود(13). مطالعات حاکی از آن است که بین حجاب بانوان و امنیت، سلامت اجتماعی آنها رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد(14). حجاب به عنوان یکی از ابعاد عفّت، غریزه خودنمایی و جلوه گری در زنان را کنترل می نماید. زن با عنصر حجاب اسلامی، نه تنها به تهذیب، تزکیه نفس و ملکات نفسانی پرداخته و قرب الهی را فراهم می سازد، بلکه باعث گسترش روز افزون امنیت اجتماعی برای خود و ایجاد زمینه ای جهت رشد معنوی مردان می گردد(13).
با توجه به جایگاه دانشجویان بهویژه دانشجویان علوم پزشکی به عنوان الگوهای رفتاری و آینده سازان نظام سلامت، بررسی نگرش و رفتار آنان در حوزههای مرتبط با سلامت از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. از آنجایی که حجاب میتواند به عنوان یک رفتار ارتقاء دهنده سلامت دینی بر سلامت اجتمـاعی
تأثیر بگذارد، و با عنایت به خلأ پژوهشی در مورد ارتباط این متغیرها در بین جامعه دانشجویی، این مطالعه با هدف بررسی نگرش به حجاب، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی و ارتباط آن با سلامت اجتماعی در دانشجویان دختر دانشکده علوم پزشکی خوی انجام شد. نتایج این پژوهش میتواند در تدوین برنامههای آموزشی و فرهنگی جهت ارتقاء سلامت همه جانبه دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی
این مطالعه یک پژوهش توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی است که بر روی کلیه دانشجویان دختر دانشکده علوم پزشکی خوی در سال 1403 در تمامی رشتهها انجام شد. معیارهای ورود به مطالعه شامل دانشجویان دختر تمامی رشتههای این دانشکده و تمایل به مشارکت در پژوهش بود؛ در حالی که معیار خروج، تکمیل ناقص پرسشنامهها در نظر گرفته شد. جامعه پژوهش شامل حدود 350 دانشجوی دختر بود که به دلیل محدود بودن تعداد، از روش سرشماری استفاده گردید و نهایتا 230 دانشجوی دختر حاضر به شرکت در مطالعه شدند.
پژوهشگران پس از تصویب طرح و دریافت کد اخلاق، اهداف پژوهش را به دانشجویان توضیح دادند و از آن ها کسب رضایت آگاهانه دریافت کردند. پژوهشگران پس از توضیح اهداف مطالعه به دانشجویان مورد پژوهش و توضیح در مورد نحوه تکمیل پرسشنامه و اطمینان دادن به آن ها در مورد محرمانه بودن اطلاعات بدست آمده و گمنامی واحد ها ، از دانشجویان مورد پژوهش درخواست کردند که سوالات را مطالعه و پاسخ دهند و نحوه پاسخ دهی به سوالات خود گزارش دهی بود. دانشجویان به تفکیک رشته و ورودی در یک مقطع زمانی 15 روزه ، قبل یا بعد از کلاس درس پرسشنامه ها را تکمیل کردند.
ابزارهای گردآوری داده ها، پرسشنامه ای مشتمل بر خصوصیات
دموگرافیـگی، پرسشـنامه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامـت دینی،
پرسشنامه نگرش به حجاب و پرسشنامه سلامت اجتماعی بودند.
پرسشنامه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی توسط بشارت و همکاران (1401) به منظور سنجش رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی ساخته شده است. این پرسشنامه 16 سوال دارد. ابعاد مورد نظر در این پرسشنـامه شامل 2 بعد: دینـداری (سؤالات۱-۷) و رفتارهای سلامت دینـی (سؤالات ۸-۱۶) می باشد. در مجموع مقیاس رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی از 16 سوال تشکیل شد که پاسخ های آن به شیوه ی لیکرت 0 تا 6 می باشد. عدد صفر نشان دهنده آن است که آن عبارت اصلاً در مورد شما درست نیست و عدد 6 بیانگر آن است که آن عبارت کاملاً در مورد شما درست است. روایی پرسشنامه رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی توسط بشارت و همکاران از طریق اعتبار محتوا مشخص شد و پایایی آن از طریق ضریب پایایی آلفای کرونباخ 83/0 تعیین گردید(5).
پرسشنامه نگرش به حجاب توسط مطالعه دشتی و همکاران (1392) به منظور سنجش نگرش به حجاب ساخته شده است. این پرسشنامه شامل 16 سوال می باشد که میزان آمادگی و تمایل دانشجو را برای رعایت حجاب نشان می دهد، مقیاس پرسشنامه رتبه ای و 1 تا 5 گزینه ای لیکرت می باشد(خیلی مخالفم، مخالفم، بی نظرم، موافقم، خیلی موافقم) که به صورت خودگزارش دهی تکمیل خواهد گردید. کسب نمره بالاتر، نشان دهنده نگرش مثبت نسبت به حجاب خواهد بود. روایی پرسش نامه نگرش به حجاب توسط دشتی و همکاران (1392) از طریق اعتبار محتوا مشخص شد و پایایی آن از طریق ضریب پایایی آلفای کرونباخ 92/0 تعیین گردید(15).
پرسشنـامه سلامـت اجتمـاعی، ازپرسشنـامه20 سـوالـی Keyes
(1998) (با پایایی آلفای کرونباخ 81/0 )(11) استفاده شد. پرسشنامه سلامت اجتماعی شامل 20 سوال و 5 بعد: یکپارچگی اجتماعی(3 سوال)، پذیرش اجتماعی(5 سوال)، مشارکت اجتماعی(5 سوال)، درک پذیری اجتماعی(3 سوال)، شکوفایی اجتماعی(4 سوال) می باشد. سوالات به صورت طیف لیکرت هفت گزینه ای از کاملامخالفم تاکاملا موافق طراحی شده است این پرسشنامه در ایران در مطالعه شایقیان (1398) مورد استفاده قرار گرفته است. روایی پرسش نامه سلامت اجتماعی از طریق اعتبار محتوا مشخص شد و پایایی آن از طریق ضریب پایایی آلفای کرونباخ 72/0 تعیین گردید(16).
داده های به دست آمده در نرم افزار SPSS نسخه19 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) و تحلیلی شامل کولموگروف-اسمیرونوف (جهت بررسی نرمال بودن داده ها)، همبستگی پیرسون، تی تست مستقل، انووا، رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج در سطح آماری (05/0>p) معنی دار تلقی شد.
یافته ها
در این مطالعه، ۲۳۰ دانشجو از رشتههای مختلف علوم پزشکی شرکت داشتند که بیشترین فراوانی مربوط به رشته پرستاری (8/34 %) و کمترین مربوط به بهداشت عمومی (4/10 %) بود. از نظر سال ورودی، بیشترین مشارکتکنندگان متعلق به سال ۱۴۰۲ (۳۷%) بودند. اکثریت دانشجویان مجرد (1/89 %) و ساکن خوابگاه (5/83 %)بودند. در مورد شغل پدر، بیشترین درصد متعلق به مشاغل آزاد (4/47 %) و کمترین به بیکاران (6/2 %) بود. از نظر وضعیت اقتصادی، بیشتر دانشجویان خود را متوسط (4/77 %) ارزیابی کردند (جدول1). نتایج جدول 1 نشاندهنده اختلاف معنادار در میانگین نمرات سلامت اجتماعی بر اساس متغیرهای مختلف می باشد.
در میان رشتههای تحصیلی، دانشجویان اتاق عمل با میانگین91/2±78/59 بالاترین و دانشجویان فوریتهای پزشکی با میانگین67/2±86/51 پایینترین سطح سلامت اجتماعی را داشتند)431/22F=،001/0p<). تحلیل بر اساس سال ورود به دانشگاه نشان داد که دانشجویان ورودی 1402 با میانگین 52/2±74/59 به طور معناداری سلامت اجتماعی بالاتری نسبت به ورودیهای 1400 داشتند )508/8F=،001/0 p<).
در بررسی وضعیت تأهل، افراد متأهل (67/2± 45/58) نسبت به مجردها (12/3±21/55) سلامت اجتماعی بالاتری نشان دادند )844/28F=،001/0p<). همچنین، دانشجویانی که پدرشان کارمند بود(76/2± 27/58) نسبت به آنهایی که پدرشان کشاورز بود(05/3±13/54) سلامت اجتماعی بالاتری داشتند )693/3F=،013/0 p<).
همچنین نتایج نشان داد که دانشجویان با سطح وضعیت اقتصادی متوسط (89/2± 69/57) سلامت اجتماعی بالاتری نسبت به دانشجویان با سطح اقتصادی خوب و ضعیف نشان دادند )132/34F=،001/0p<).
جدول 1: توزیع فراوانی مشخصات جمعیتشناختی و ارتباط آن سلامت اجتماعی در دانشجویان شرکتکننده در مطالعه
| Sig. |
آماره آزمون (F/t) |
میانگین ± انحراف معیار |
فراوانی (درصد) |
زیرگروه |
متغیر |
001/0 |
43/22 |
81/52 ± 05/3 |
(3/14) 33 |
پزشکی |
رشته تحصیلی |
| 88/56 ± 12/3 |
(8/34) 80 |
پرستاری |
| 01/59 ± 45/2 |
(4/10) 24 |
بهداشت عمومی |
| 78/59 ± 91/2 |
(3/18) 42 |
اتاق عمل |
| 94/55 ± 78/2 |
(13) 30 |
بهداشت محیط |
| 86/51 ± 67/2 |
(1/9)21 |
فوریتهای پزشکی |
001/0 |
508/8 |
74/59 ± 52/2 |
(37) 85 |
1402 |
سال ورود به دانشگاه |
| 47/57 ± 87/2 |
(1/26) 60 |
1401 |
| 14/56 ± 01/3 |
(1/6) 14 |
1399 |
| 89/52 ± 94/2 |
(9/30) 71 |
1400 |
| 001/0 |
84/28 |
45/58 ± 67/2 |
(9/10) 25 |
متأهل |
تاهل
|
| 21/55 ± 12/3 |
(1/89)205 |
مجرد |
013/0 |
69/3 |
27/58 ± 76/2 |
(2/45) 104 |
کارمند |
شغل پدر |
| 84/55 ± 89/2 |
(4/47) 109 |
آزاد |
| 83/55 ± 12/3 |
(6/2)6 |
بیکار |
| 13/54 ± 05/3 |
(8.4) 11 |
کشاورز |
001/0 |
132/34 |
83/56 ± 76/2 |
(10)23 |
ضعیف |
وضعیت اقتصادی |
| 69/57 ± 89/2 |
(4/77) 178 |
متوسط |
| 29/56 ± 12/3 |
(6/12) 29 |
خوب |
| 94/0 |
004/0 |
57±7/2 |
(5/83) 192 |
خوابگاه بومی |
محل اقامت |
| 07/57±9/2 |
(5/16) 38 |
بومی |
نتایج تحلیل همبستگی پیرسون در جدول ۲ نشاندهنده وجود رابطه مثبت و معنادار بین سلامت اجتماعی با هر دو متغیر نگرش به حجاب )313/0r=،001/0p<) و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی )264/0r=،04/0p<) است. این یافتهها حاکی از آن است که دانشجویانی که نگرش مثبتتری نسبت به حجاب دارند و همچنین آنهایی که در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت دینی مشارکت بیشتری نشان میدهند، از سطح سلامت اجتماعی بالاتری برخوردارند. شدت این رابطه در مورد نگرش به حجاب (31/0) نسبت به رفتارهای ارتقاء سلامت دینی (26/0) قویتر است که احتمالاً نشاندهنده نقش مهمتر باورها و نگرشهای دینی در مقایسه با رفتارهای دینی در ارتباط با سلامت اجتماعی است. از آنجا که هر دو ضریب همبستگی در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار هستند (05/0 p<) میتوان با اطمینان آماری نتیجه گرفت که بین این متغیرها رابطه خطی مثبت وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه نشان میدهد(جدول 3) که متغیرهای مختلف به صورت معناداری بر سلامت اجتماعی تأثیر میگذارند. در میان رشتههای تحصیلی، رشته بهداشت عمومی)441/0β=،001/0p<) و رشته اتاق عمل(389/0β=، 001/0p<) بیشترین تأثیر مثبت را بر سلامت اجتماعی دارند. همچنین رشتههای بهداشت محیط(173/0β=، 018/0p=) و پرستاری(235/0β=، 003/0p=) نیز تأثیر مثبت و معناداری نشان دادند، در حالی که رشته فوریتهای پزشکی )066/0-β= ،387/0p<) تأثیر معناداری نداشت. در بخش سال ورود به دانشگاه، دانشجویان ورودی سال ۱۴۰۲ (252/0β=، 055/0p<) به آستانه معناداری نزدیک شدند. از سوی دیگر، شغل آزاد پدر(009/0β=-،18/0p<) به عنوان یک عامل منفی و معنادار در سلامت اجتماعی موثر بود.
نتایج پژوهش نشان میدهد که متغیرهای نگرش به حجاب و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی نقش مهمی در ارتقاء سلامت اجتماعی دانشجویان ایفا میکنند. به طوری که، نگرش مثبت به حجاب )19/0β=،03/0p<) و رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت دینی با )131/0β=،04/0p<) تأثیر معناداری بر سلامت اجتماعی داشتهاند. این یافتهها حاکی از آن است که باورها و اعمال دینی میتوانند به عنوان عوامل محافظتی در تقویت پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق جمعی عمل کنند.
رفتارهایی مانند مشارکت در مراسم مذهبی، رعایت احکام دینی و پایبندی به ارزشهای اخلاقی از طریق ایجاد شبکههای اجتماعی قویتر و تقویت حمایتهای اجتماعی، به ارتقای سلامت اجتماعی کمک میکنند. مدل نهایی با مقدار ثابت 3/62 و ضرایب استاندارد شده نشان میدهد که ترکیب این عوامل میتواند تغییرات سلامت اجتماعی را به طور معناداری تبیین کند(جدول 3).
جدول2: همبستگی سلامت اجتماعی با نگرش به حجاب و رفتارهای ارتقاء سلامت دینی
| سطح معناداری (Sig.) |
تعداد نمونه (N) |
ضریب همبستگی با سلامت اجتماعی (Pearson) |
متغیر |
| 01/0 |
206 |
313/0 |
نگرش به حجاب |
| 04/0 |
206 |
264/0 |
رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی |
جدول3: نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه برای متغیرهای پیشبینی کننده سلامت اجتماعی
| Sig. |
t |
Beta |
S. E |
Unstandardized Beta Coefficient (B) |
متغیر های پیش بینی کننده |
| - |
- |
- |
- |
0 |
رشته تحصیلی(رفرنس: پزشکی ) |
| 018/0 |
38/2 |
173/0 |
592/1 |
784/3 |
بهداشت محیط |
| 001/0 |
516/5 |
441/0 |
12/1 |
18/6 |
بهداشت عمومی |
| 003/0 |
011/3 |
235/0 |
345/1 |
05/4 |
پرستاری |
| 001/0 |
757/4 |
389/0 |
558/1 |
41/7 |
اتاق عمل |
| 387/0 |
868/0- |
066/0- |
356/0 |
309/0- |
فوریتهای پزشکی |
| - |
- |
- |
- |
0 |
سال ورود (رفرنس: سال 1399) |
| 168/0 |
38/1- |
17/0- |
826/1 |
523/2- |
1400 |
| 45/0 |
75/0 |
09/0 |
583/1 |
39/1 |
1401 |
| 055/0 |
933/1 |
25/0 |
801/1 |
48/3 |
1402 |
| - |
- |
- |
- |
0 |
شغل پدر(رفرنس: کارمند) |
| 131/0 |
517/1- |
104/0- |
151/2 |
26/3- |
کشاورز و دامپرور |
| 009/0 |
617/2- |
18/0- |
917/0 |
399/2- |
آزاد |
| 303/0 |
033/1- |
07/0- |
874/2 |
97/2- |
بیکار |
| 03/0 |
324/1 |
19/0 |
151/0 |
168/0 |
نگرش به حجاب |
| 04/0 |
449/0 |
131/0 |
14/0 |
145/0 |
رفتارهای ارتقا دهنده سلامت |
بحث و نتیجه گیری
نتایج این مطالعه نشان داد که نگرش مثبت به حجاب و رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت دینی، تأثیر مثبت و معناداری بر سلامت اجتماعی دارند؛ بهگونهای که با افزایش نگرش مثبت به حجاب و انجام بیشتر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت دینی، سطح سلامت اجتماعی نیز افزایش مییابد. افزون بر این، دانشجویان رشتههای بهداشت عمومی و اتاق عمل در مقایسه با سایر رشتهها و همچنین دانشجویان ورودی سالهای اخیر نسبت به ورودیهای قدیمیتر، از سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار بودند. نتایج همچنین حاکی از آن است که دانشجویانی که والدین آنان کارمند هستند، در مقایسه با دانشجویانی با والدین دارای سایر مشاغل، سطح بالاتری از سلامت اجتماعی را گزارش کردهاند. نگرش نسبت به حجاب، رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت مذهبی و سلامت اجتماعی، تعامل پیچیده ای از عوامل فرهنگی، مذهبی و اجتماعی را نشان می دهد. حجاب، به عنوان یک نماد مهم برای بسیاری از زنان مسلمان عمل می کند و بر هویت و تعامل اجتماعی آنها در زمینه های مختلف تأثیر می گذارد(18،17). نگرش فرد به حجاب بهویژه در میان دانشجویان دختر، نه تنها یک انتخاب پوششی نیست، بلکه نشانگر نگرش دینی و فرهنگی با اثرات گسترده بر سلامت روانی و اجتماعی آنهاست. تحقیقات نشان دادهاند که نگرش مثبت به حجاب با افزایش عزت نفس، احساس تعلق و تابآوری اجتماعی همراه است. وفا فردوس و همکاران نشان دادند که پوشش مطابق با شریعت (از جمله حجاب) میتواند اثرات مثبتی بر بهزیستی روانی داشته و باعث افزایش احساس امنیت و روانی در زنان مسلمان می شود(19) دی ژستو و همکاران نشان دادند که پوشش اسلامی (داشتن حجاب) بهبودهایی در سلامت اجتماعی ایجاد می کند و این میتواند به حمایت اجتماعی و امنیت اجتماعی منجر شود(20). فومنی و همکاران نشان دادند زنان با حجاب از مصونیت اجتماعی و سلامت روانی بیشتری نسبت به زنان بدحجاب برخوردارند(21). همچنین، دشتی و همکاران در پژوهشی نشان دادند که نگرش مثبت نسبت به حجاب با سلامت معنوی بالاتر، خودانگاره مثبت و احساس وحدت اجتماعی همراه است(22). مطالعه کاظمی و همکاران نیز در دانشجوی دختر دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد نشان داد که نگرش مثبت به حجاب رابطه معناداری با اعتقادات دینی و باور به پشتیبانی اجتماعی دارد(23). یافتههای مطالعات یاد شده با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد و نشان میدهد که نگرش مثبت به حجاب میتواند به عنوان عاملی محافظتی در ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی دانشجویان ایفای نقش کند. در پژوهش حاضر نیز نگرش مثبت به حجاب با سطح بالاتری از سلامت اجتماعی همراه بود که این امر، نقش مؤثر مؤلفههای دینی–فرهنگی را در بهبود تعاملات و احساس تعلق اجتماعی تأیید میکند.
از طرف دیگر نتایج مطالعه حاضر نشان داد که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی تأثیر قابل توجهی بر بهبود سلامت اجتماعی افراد دارند. در این زمینه مقدم و همکاران نشان دادند که ارتباط مثبت و معنـاداری بین رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با خودکارآمدی و حمایت اجتماعی وجود دارد. یافتههای این تحقیق تأکید میکند که افزایش حمایتهای اجتماعی و توانمندسازی افراد میتواند الگوی رفتارهای سلامت محور را در گروههای آسیبپذیر بهبود بخشد(24). همچنین در مطالعه عبدالکریمی و همکاران رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی نشان میدهد که این رفتارها تنها شامل پیشگیری از بیماری نیست، بلکه سبک زندگی سالمی مانند فعالیت بدنی منظم، تغذیه مناسب و مدیریت استرس را نیز در بر میگیرد و تأثیر ژرفی بر سلامت اجتماعی و روانی دانشجویان دارد(25). تحقیقات نشان دادهاند که سلامت اجتماعی شامل مولفههایی نظیر کیفیت روابط، حمایت اجتماعی و حس تعلق اجتماعی است که این مولفهها به طور مستقیم بر پایبندی به رفتارهای بهداشت محور تأثیر دارد(26). نتایج مطالعات پیشین در این حوزه با یافتههای مطالعه حاضر همسو بوده و تأیید میکند که رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت دینی، از طریق تقویت خودکارآمدی، حمایت اجتماعی و سبک زندگی سالم، نقش مؤثری در بهبود سلامت اجتماعی ایفا میکنند. در پژوهش حاضر نیز مشاهده شد که افزایش پایبندی به این رفتارها با سطوح بالاتری از سلامت اجتماعی همراه است که نشاندهنده اهمیت مداخلات مبتنی بر آموزههای دینی- سلامتی در ارتقاء سلامت اجتماعی دانشجویان میباشد.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که سلامت اجتماعی دانشجویان تحت تأثیر ویژگیهای زمینهای و تحصیلی آنان قرار دارد. بهطور مشخص، بین رشته تحصیلی و سال ورود به دانشگاه با سطح سلامت اجتماعی ارتباط مشاهده شد. این نتایج میتواند ناشی از تفاوت در فضای آموزشی، تعاملات اجتماعی خاص هر رشته، میزان فشار درسی، یا بلوغ اجتماعی و تجربیات متفاوت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی باشد. بنابراین به نظر میرسد توجه به این متغیرها در طراحی برنامهریزیهای آموزشی و مداخلات ارتقای سلامت اجتماعی در محیطهای دانشگاهی ضروری است. نتایج مشابهی در مطالعه مظلومی و همکاران در دانشجویان علوم پزشکی گزارش کردند که بیشتر دانشجویان در بعد انسجام اجتماعی نمره بالاتری کسب کردند و فشارهای روانی ناشی از محیط آموزش و درمان، میتواند سلامت اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد(27). در مطالعه دیگری سلامت اجتماعی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی، مشخص شد که دانشجویان رشته بهداشت حرفهای نمرات بالاتری در سلامت اجتماعی دارند، در حالی که دانشجویان فوریتهای پزشکی پایینترین نمرات را کسب کردند. این یافته با نتایج تحقیق حاضر که بیانگر سلامت اجتماعی بالاتر دانشجویان رشتهای بهداشت عمومی است، همسو است و نقش نوع رشته و ماهیت درسی در سلامت اجتماعی را تأیید میکند(28). علاوه بر این، یافتههای پژوهشی نشان میدهد که دانشجویان ورودی سالهای اخیر نسبت به ورودیهای قدیمیتر، سلامت اجتماعی بهتری دارند. علت این تفاوت میتواند شامل دسترسی گستردهتر به منابع آموزشی، خدمات حمایتی نوین، و افزایش آگاهی روانی و اجتماعی دانشجویان باشد. مطالعهای که میان دانشجویان با استراتژیهای مختلف ورود به دانشگاه انجام شد، نشان داد سطوح بهزیستی روانشناختی، شادی ذهنی و اضطراب شخصی با نحوه و شرایط ورود دانشجویان به دانشگاه تفاوت دارد و گروههای مختلف دانشجویان از نظر سلامت اجتماعی و روانی، سنخواره متفاوتی از این شاخصها را تجربه میکنند. تحقیقات دیگری نیز به نقش نسلهای جدیدتر و تغییرات در سیاستهای آموزشی اشاره کردهاند که میتواند فضای اجتماعی دانشگاه را برای ورودیهای جدیدتر مثبتتر کند(29). یافتههای فوق با بخش قابل توجهی از مطالعات پیشین همسو است که نقش رشته تحصیلی و سال ورود به دانشگاه را در شکلگیری سلامت اجتماعی دانشجویان تأیید کردهاند. با این حال، برخی پژوهشها ارتباط معناداری بین ویژگیهای تحصیلی و سلامت اجتماعی گزارش نکردهاند یا تفاوتهای مشاهده شده را ناچیز دانستهاند که این عدم همسویی میتواند ناشی از تفاوت در بافت فرهنگی دانشگاهها، ساختار برنامههای آموزشی، ابزارهای سنجش سلامت اجتماعی و میزان حمایتهای روانی–اجتماعی موجود در محیطهای آموزشی مختلف باشد.
شواهد معتبر نشان میدهد که فرزندان خانوادههای دارای والدین با مشاغل پایدار، رسمی یا دارای موقعیت شغلی و اقتصادی مناسب، از سطوح بالاتری از سلامت اجتماعی برخوردارند. این موضوع به طور خاص با ثبات اقتصادی، حمایتهای عاطفی و اجتماعی بیشتر و محیط خانوادگی امنتر مرتبط است. طبق یک مطالعه گسترده، وضعیت اقتصادی-اجتماعی خانواده به طور مستقیم با رشد سواد سلامت روان و رفتارهای اجتماعی مثبت مرتبط است و سبک فرزند پروری مثبت در خانوادههای با وضعیت شغلی بهتر، سبب بهبود روابط اجتماعی و افزایش سلامت اجتماعی دانشجویان میشود(30). همچنین گزارش شده است که دانشآموزانی که والدین آنها دارای مشاغل حرفهای، رسمی و با درآمد ثابت هستند، نه تنها در عملکرد تحصیلی بلکه در شاخصهای رفتار اجتماعی و سلامت نیز نسبت به سایر گروهها وضعیت بهتری دارند(31). یافتههای یاد شده با نتایج مطالعه حاضر همسو است و نشان میدهد که وضعیت شغلی و اقتصادی والدین، از طریق ایجاد ثبات اقتصادی و تقویت حمایتهای عاطفی–اجتماعی، نقش مهمی در ارتقاء سلامت اجتماعی دانشجویان ایفا میکند. با این حال، برخی مطالعات ارتباط معناداری بین شغل والدین یا وضعیت اقتصادی خانواده با سلامت اجتماعی گزارش نکردهاند که این ناهمسویی میتواند ناشی از تفاوتهای فرهنگی–اجتماعی، نظامهای حمایتی دانشگاهی و شدت فشارهای تحصیلی و بالینی در نمونههای مورد بررسی باشد.
این مطالعه نشان میدهد که نگرش مثبت به حجاب و پایبندی به رفتارهای سلامتمحور دینی، با تقویت مکانیزمهایی مانند عزتنفس، تابآوری روانی، شبکههای حمایتی و احساس تعلق اجتماعی، تأثیر مستقیمی بر ارتقای سلامت اجتماعی دارد. بر این اساس، حجاب به عنوان یک نماد هویتی-دینی میتواند عاملی محافظتی در برابر چالشهای اجتماعی عمل کند. به منظور بهرهبرداری از این یافتهها، پیشنهاد میشود دانشگاهها با ایجاد برنامههای تلفیقی برای تقویت باورهای دینی و سواد سلامت، محیطهای پذیرندهتری برای دانشجویان محجبه ایجاد کنند و کارگروهها و کارگاههای مهارتآموزی با رویکرد دینی-اجتماعی برگزار نمایند. همچنین انجام مطالعات طولیمدت و گسترش پژوهش به سایر گروهها برای درک جامعتر این رابطه ضروری است. این پژوهش با محدودیتهایی از جمله تمرکز بر دانشجویان یک دانشکده خاص (محدودیت در تعمیم)، مقطعی بودن (عدم استنباط علّی)، اتکا به دادههای خوداظهاری (احتمال سوگیری) و عدم کنترل برخی متغیرهای مداخلهگر مانند تفاوتهای فرهنگی روبرو بوده است.
ملاحظات اخلاقی
نویسندگان اعلام می دارند که در این پژوهش تمامی اصول اخلاقی از جمله گرفتن کد اخلاق از کمیته اخلاق در پژوهش دانشکده علوم پزشکی خوی (IR.KHOY.REC.1403.006) محرمانه بودن پرسشنامه ها، گرفتن رضایت شفاهی، شرکت آگاهانه شرکت کنندگان در پژوهش و اختیار خروج از پژوهش رعایت شده است.
سهم نویسندگان
مرادعلی زارعی پور: ایدهپردازی، طراحی مطالعه، آمادهسازی پیشنویس نسخه خطی، بازبینی نسخه نهایی؛مهدی مختاری: تجزیه و تحلیل و تفسیر دادهها، اصلاحات داوری؛ مرادعلی زارعی پور: آمادهسازی پیشنویس نسخه خطی، تفسیر دادهها، اصلاحات دواری؛ کوثر رستم نژاد، اسماعیل زینال: طراحی مطالعه، جمعآوری اطلاعات، آمادهسازی پیشنویس نسخه خطی؛ زهرا اصغری: طراحی مطالعه، جمعآوری اطلاعات را بر عهده داشتند. تمامی نویسندگان نسخه نهایی را مطالعه و تأیید کردهاند و مسئولیتهای پاسخگویی در پژوهش را پذیرفتهاند.
حمایت مالی
این پژوهش با حمایت مالی دانشکده علوم پزشکی خوی به انجام رسیده است.
تضاد منافع
بدین وسیله نویسندگان تصریح میکنند که هیچ گونه تضاد منافعی در خصوص پژوهش حاضر وجود ندارد.
تقدیر و تشکر
بدینوسیله از معاونت پژوهشی علوم پزشکی خوی و همکاری دانشجویان دانشکده علوم پزشکی خوی شرکت کننده در مطالعه تشکر و قدردانی می شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/2/3 | پذیرش: 1404/4/22 | انتشار: 1404/12/10