دوره 21، شماره 4 - ( مهر و آبان 1401 )                   جلد 21 شماره 4 صفحات 19-1 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Khodayarian M, Mazloomy mahmoodabad S S, Khaleghi moori M, Yoshany N. Research Priority Setting by Health Research Center regarding Effective Social Determinants on the Health. TB 2022; 21 (4) :1-19
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3336-fa.html
خدایاریان مهسا، مظلومی محمودآباد سید سعید، خالقی موری مهدیه، یوشنی نوشین. تعیین اولویت های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد مبتنی بر مدل پیشنهادی کارگروه توسعه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی (COHRED). طلوع بهداشت. 1401; 21 (4) :1-19

URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3336-fa.html


مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران. ، nooshin.yoshany@yahoo.com
متن کامل [PDF 698 kb]   (310 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (593 مشاهده)
متن کامل:   (1236 مشاهده)
تعیین اولویت های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد مبتنی بر مدل پیشنهادی کارگروه توسعه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی  (COHRED)
نویسندگان:مهسا خدایاریان1، سید سعید مظلومی محمود آباد2، مهدیه خالقی موری3، نوشین یوشنی4
1. استادیار گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی ، یزد، ایران.       
2. استاد گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی  و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی ، یزد، ایران.
3. دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی  شهید صدوقی ، یزد، ایران.   
4. نویسنده مسئول: استادیار گروه آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید صدوقی ، یزد، ایران.                                                                                           تلفن تماس: 09133511170         nooshin.yoshany@ssu.ac.irEmail:
چکیده
مقدمه: با توجه به پراکندگی های تحقیقاتی، محدودیت منابع، سردرگمی در انتخاب موضوع و کاربردی نبودن بسیاری از فعالیتهای پژوهشی، این مطالعه با هدف تعیین اولویت های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت بر اساس مدل COHRED انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع اکتشافی کیفی است که با مشارکت 11 نفر از متخصصان در خارج و داخل دانشگاه علوم پزشکی صورت گرفت. در ابتدا موضوعات پژوهشی از طریق تشکیل کمیته راهبردی و برگزاری 3 جلسه بحث گروهی متمرکز مشخص گردید؛ سپس تحلیل وضعیت موجود و تعیین نیازها و سپس اولویت­بندی براساس معیارهای چهارگانه مدل COHRED انجام گرفت. داده­ها با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد و رتبه­بندی حوزه­های استخراج شده بر اساس مقایسه میانگین صورت گرفت.
یافته­ها: در این مطالعه 50 اولویت پژوهشی در پنج حوزه مربوط به مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت تعیین شد. حوزه ها به ترتیب اولویت شامل عوامل روانی- رفتاری، سلامت اجتماعی، سبک زندگی، عوامل محیطی و ظرفیت­سازی بود.
نتیجه­گیری: در این مطالعه اولویتهای پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد براساس مدل COHRED تعیین شد. اولویت اول به عوامل رفتاری و روانی اختصاص یافت که می­توان به اهمیت شکل­گیری مفهوم خانواده سالم به عنوان بنیادی­ترین هسته اجتماعی پی برد. پیشنهاد     می­شود جهت انجام تحقیقات کاربردی  و تخصصی شدن فعالیتهای مرکز تحقیقات در راستای اهداف و چشم انداز تعیین شده، اولویتهای استخراج شده مورد توجه محققین و دانشجویان تحصیلات تکمیلی قرار بگیرد.

واژه­های کلیدی: اولویت های پژوهشی، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر برسلامت، مدل پیشنهادی کارگروه توسعه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی  (COHRED)

مقدمه
پژوهش در حوزه بهداشت برای ارتقاء نظام سلامت و ایجاد نوآوری ها ضروری است (1). از آنجا که عرصه های سلامت بسیار متنوع و گسترده اند لذا تقاضا برای انجام پژوهش های حوزه سلامت بسیار فراتر از منابع مالی در دسترس و ظرفیت های موجود می باشد همین طور امکان فعالیت در تمامی این عرصه ها و پاسخگویی به تمامی نیازهای پژوهشی جامعه نه معقول و نه ممکن است(2) بنابراین زمان اتخاذ تصمیم درباره اینکه چه تحقیقی باید انجام شود تنظیم اولویتهای پژوهشی حائز اهمیت بسزایی می باشد علاوه بر آن، اولویت بندی تحقیقات باید بر اساس یک روند شفاف، منطقی و نظام مند صورت بگیرد(3).
به طورکلی شناسایی نیازهای پژوهشی، فرآیند شناسایی تمام طرح ها و عناوین پژوهشی بالقوه، صرف نظر از کیفیت و اولویت آن ها است؛ به عبارت روشن تر در شناسایی نیازهای پژوهشی، دستیابی  به حداکثر عناوین و موضوعات تحقیقاتی هدف اصلی را تشکیل می دهد، درحالیکه تعیین اولویت های تحقیقاتی به معنای فرآیند گزینش و انتخاب برخی از عناوین برای پژوهش از بین مجموعه متنوعی از موضوعات پژوهشی است(4). به نظر می رسد تعیین اولویت ها یک نوع روش مدیریت پژوهش و تفکر استراتژیک می باشد که با استفاده از آن می توان پژوهش های حوزه سلامت را با محوریت راهبردها و سیاستگذاری ها انجام داد. تعیین اولویت های پژوهشی یکی از چهار زمینه اصلی مدیریت پژوهش محسوب می شود. سه زمینه دیگر شامل مدیریت و هماهنگی فعالیت های پژوهش، فرمول بندی راهبردها و سیاستگذاری و مدیریت اطلاعات می باشد (5).
ولیکن اجماع و توافق همگانی بر سر برقراری استاندارد طلایی برای تنظیم اولویت های پژوهشی دشوار می باشد (6). به منظور تسهیل یکپارچگی و ابهام زدایی در تحقیقات بهداشتی در سطح جهانی  نیاز  به توسعه روش های اولویت بندی پژوهش احساس    می شود (7).
برآورده نمودن این نیاز به وسیله مجمع پژوهش برای توسعه سلامت به وضوح و مفصل تبیین شده و منجر به شکل گیری Council on Health Research for Development (COHRED) در سـال 1990 گردیـد. COHRED یک دستورالعمل کلی برای تعیین اولویت های بهداشتی به کشورها معرفی می نماید (8).  COiHRED یک رویکرد مدیریتی سطح بالا بوده که دارای گام های مهمی برای تنظیم اولویت های بهداشتی در سطح ملی می باشد (9). مراحل این مدل شامل مشارکت ذینفعان، تحلیل وضعیت موجود و برآورد نیازها، مشخص کردن عناوین پژوهشی، امتیازدهی بر اساس معیارها و تعیین اولویت ها بر اساس بیشترین توافق می باشد (10).
در دنیای امروز دیدگاه های سلامت چشم اندازی وسیع تر پیدا کرده و ضرورتاً به عوامل تعیین کننده غیر طبی سلامت توجه ویژه ای معطوف گشته است. هر یک از این تعیین کننده ها به خودی خود و یا از طریق تاثیر بر یکدیگر وضعیت سلامتی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند و سبب بروز بی عدالتی هایی در وضعیت سلامت می گردند. این تعیین کننده ها از قبیل وراثت، شیوه زندگی، محیط زیست، وضعیت اقتصادی اجتماعی و ... بوده که تاثیر چشمگیری بر سلامت و پیامدهای آن از جمله کیفیت زندگی دارند؛ تعیین کننده های اجتماعی سلامت(Social Determinants of Health)  مانند میزان درآمد، سطح تحصیلات، شغل، تغذیه، طبقه اجتماعی بسیار بیشتر از عواملی مانند عوامل بیولوژیک سبب ابتلا به بیماری ها          می شوند و در سلامت انسان نقش به سزایی دارند که اگر نادیده گرفته شوند رسیدن به اهداف سلامتی و برقراری عدالت در سلامت را محال می نمایند(11).
در کل می توان چنین نتیجه گیری نمود که شرایطی که مردم در آن رشد کرده، زندگی و کار می کنند هم چنین سن افراد همگی بر وضعیت سلامتشان تاثیر گذار هستند. نابرابری در این شرایط خود منجر به نابرابری های سلامت می گردد. خوشبختانه اکثریت قریب به اتفاق این نابرابری ها در سلامت، چه در بین و چه در داخل کشورها، قابل پیشگیری هستند.
موفقیت در عرصه بهبود سلامت و کاهش این بی عدالتی ها بستگی به توجه جدی به علل اجتماعی زمینه ای آن دارد. راه حل های فنی در داخل بخش سلامت نیز بسیار مهم هستند اما باید توجه کنیم که این راه حل ها کافی نیستند. توجه به عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت به حیطه های کاری وسیع تر و اقدامات پایدارتری نیز نیاز دارد(12). 
تعیین کننده های اجتماعی سلامت مانند فقر، تبعیض، جنس، نژاد، قومیت، زبان، اقلیت، محل سکونت، مهاجرت،تحصیلات و سواد بهداشتی، طبقه اجتماعی، مذهب، شغل، درآمد، فعالیت اجتماعی، استرس، اعتیاد، غذا، دسترسی و استفاده از خدمات بهداشتی اولیه،شهرنشینی، حاشیه نشینی، خشونت، جهانی سازی و مراقبت از سلامت خود و حمایت های اجتماعی و سبک زندگی ناشی از این عوامل نقش بسیار بیشتری از عوامل بیولوژیک در سلامت و تندرستی انسان دارند، ولی به علت این که اکثر این عوامل درک نشده و به تقاضا تبدیل نمی شود مورد غفلت قرار گرفته است(13).
با توجه به رسالت مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت مبنی بر توجه به تعیین کننده های اجتماعی سلامت و لزوم انجام تحقیقات کاربردی در عرصه جامعه، مشارکت و تولید دانش مورد نیاز در ارتقاء سلامت جامعه، وجود محدودیت در تخصیص منابع پژوهشی و عدم وجود اولویت های پژوهشی بر یک مبنای استاندارد در مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت یزد، این مطالعه با هدف تعیین اولویت های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت در دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد با مشارکت افراد صاحب­نظر و کلیه افراد ذینفع بر اساس اطلاعات موجود و استفاده از روش امتیازدهی بر اساس معیارهای توافقی مبتنی بر مدل پیشنهادی کارگروه سازمان جهانی بهداشت (COHRED)، انجام گرفت.
 روش بررسی
این مطالعه از نوع اکتشافی کیفی و به عنوان تحقیق در نظام سلامت (HSR) است که با مشارکت اعضای هیات علمی در گروه های آموزشی پیراپزشکی و بهداشت، پزشکی، پرستاری و مامایی، جامعه شناسی، روانشناسی، کارشناسان خبره در حوزه های مختلف دانشگاه و متخصصان درگیر در حوزه سلامت خارج از دانشگاه مانند کارشناس حوزه ورزش و جوانان، بهزیستی و آموزش و پرورش صورت گرفت.
مراحل آماده سازی و اجرایی طرح به صورت تشکیل کمیته راهبردی، اطلاع رسانی و فراخوان از طریق تماس و مکاتبه با ذینفعان، برگزاری کارگاه  توجیهی  و  مراحل  اجرایـی  طـرح،
اجرای کارگاه های نحوه تعیین اولویت های پژوهشی برای ذینفعان، تشکیل جلسات با اعضای هیئت علمی مرکز تحقیقات به منظور شناسایی و تحلیل افراد ذینفع و در نهایت اجرای طرح با روش توضیح داده شده. مراحل اجرا به ترتیب ذیل بود:
1. مشارکت ذینفعان: افراد ذینفع برای تشکیل کمیته راهبردی براساس علاقه، جایگاه، و امکان مشارکت تحلیل و شناسایی شدند. گروه های ذینفع، نمایندگانی از گروه خبرگان و افراد صاحب نظر، پژوهشگران، مدیران، تامین کنندگان خدمات سلامت، تامین کنندگان بودجه و نمایندگانی از جوامع مختلف بودند. شامل 13 نفر از اعضای هیات علمی گروه های پزشکی اجتماعی، آمار و اپیدمیولوژی، آموزش بهداشت، جامعه شناسی، رابطین بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد بودند. به این صورت که 3 جلسه بحث گروهی جهت بارش افکار درباره اولویت های تحقیقاتی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت برگزار شد. نمونه گیری در این مرحله به صورت مبتنی بر هدف بوده و اعضای تیم تحقیق، صاحب نظرانی را که داوطلبانه تمایل به مشارکت در تحقیق داشتند را انتخاب نمودند. هر جلسه به مدت تقریباً 90 دقیقه در محل مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشکده بهداشت یزد به طول               می انجامید. انجام مصاحبه های بحث گروهی تا مرحله اشباع (پایان جلسه سوم) اطلاعات ادامه می یافت. با توجه به انتخاب مناسب شرکت کنندگان و کیفیت اطلاعاتی که توسط آنان ارائه می شد در جریان جلسه دوم بحث گروهی متمرکز، پژوهشگران متوجه شدند اطلاعات جدیدی به دست نمی آید در نتیجه در این نقطه به نظر می رسید جمع آوری اطلاعات به مرحله اشباع رسیده است. جلسه سوم بحث گروهی متمرکز متعاقب شیوع بیماری کووید 19 به صورت مجازی برای برگرداندن مصاحبه های کدگذاری شده به شرکت کنندگان جهت تأیید صحت اطلاعات جمع آوری شده و ارائه راهکارهای پیشنهادی توسط آنان برگزار گردید. در نهایت یک جلسه حضوری تکمیلی نیز تشکیل شد. روش کار به این صورت بود که تیم پژوهش با تهیه و ارسال دعوت نامه ای برای متخصصان منتخب عنوان جلسه، اهداف، زمان دقیق و محل برگزاری جلسه بحث گروهی را اعلام نموده و پس از مراجعه آنان به محل، با ارائه توضیحات در مواردی از جمله ماهیت و اهداف پژوهش و چگونگی انجام آن و نقش هر کدام از شرکت کنندگان در جلسه و محرمانه ماندن اطلاعات، رضایت کتبی کامل آن ها را در زمینه همکاری و شرکت در تحقیق را جلب کردند.
در طول جلسات، دو نفر از اعضای تیم تحقیق نقش اداره کننده و تسهیل کننده بحث گروهی را به عهده داشت و اعضای جلسه را به شرکت فعال در بحث تشویق و جو حاکم بر جلسه را به گونه ای تنظیم می نمود که شرکت کنندگان ضمن تبادل احساسات و نظرات فردی خویش، احساس راحتی داشته و از تفکر گروهی اجتناب کنند. کار آسان سازی مشارکت اعضاء در بحث گروهی، با شیوه طوفان مغزی انجام شد و بدین ترتیب بیشترین اطلاعات به بحث وارد می شد. علاوه بر آن یکی از کارشناسان تیم تحقیق نیز تبادل ایده ها، محتوای کلی بحث و نقطه نظرات هر فرد را به صورت مجزا و کلمه به کلمه یادداشت می نمود. محتوای مباحث جلسات در اسرع وقت کلمه به کلمه نسخه برداری و بار دیگر با اطلاعات ضبط شده مطابقت داده شد. در این پژوهش از چهار معیار (مقبولیت، همسانی، تعیین و انتقال پذیری) که توسط لینکلن و گوبا برای ارزیابی داده های تحقیق کیفی، پیشنهاد گردیده استفاده شد(14) (تأیید مقبولیت از طریق درگیری مستمر و غوطه ور شدن در اطلاعات جمع آوری شده و خواندن چندین باره دست نوشته ها جهت تشخیص صحیح واحد تحلیل توسط پژوهشگران انجام شد. چون مهمترین تکنیک برای تأیید اعتبار اطلاعات کیفی، چک کردن توسط خود اعضا می باشد(15) و با این روش ویژگی تعیین، ارزیابی و تأیید گردید. سعی شد با انتخاب مناسب مشارکت کنندگان از رشته های مختلف که از تجربه خوبی در مورد هدف پژوهش برخوردار بودند انتقال پذیری داده ها ارزیابی شود. جهت افزایش قابلیت اعتماد از یک صاحبنظر در مطالعات کیفی که ارتباطی با این تحقیق نداشت درخواست گردید تا تمام مراحل تحلیل محتوایی اطلاعات حاصل را مورد بازبینی قرار بدهد و بدین وسیله با توجه به درک مشابه یافته ها اعتماد تحقیق نیز تأیید شد و بدین ترتیب ویژگی همسانی با روش های نظارت خارجی و ارزیابی توسط خود شرکت کنندگان ارزیابی گردید. بعد از تشکیل کمیته راهبردی و مشارکت افراد در جلسات و رسیدن به توافق، روش اجرای طرح به صورت دقیق مشخص شد.
2. تحلیل وضعیت موجود و تعیین نیازها: تمام منابع مرتبط موجود از قبیل مقالات منتشر شده در مجلات علمی ملی و بین المللی دانشجویان دکترای تخصصی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشکده بهداشت یزد هم چنین کلیه آمار و مستندات مربوط به بیماریهای حاد و مزمن، آسیب های اجتماعی شایع در شهر یزد، حوادث ترافیکی، مسایل اجتماعی مربوط به گروه های سنی و جنسی مختلف استان تا حد امکان جمع آوری و توسط کارگروه های تعیین شده بر حسب موضوع مرور شد و نیازهای هر حوزه با استفاده از نظر خبرگان و مقایسه وضع موجود و اهداف تعیین شده برآورد شد. اهداف تعیین شده از برنامه های استراتژیک معاونت تحقیقات و فن آوری وزارت بهداشت، برنامه راهبردی و توسعه دانشگاه، برنامه استراتژیک معاونت تحقیقات و فن آوری دانشگاه و برنامه استراتژیک مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه اخذ شد. در تحلیل وضعیت بر حسب حوزه از منابع مختلف مثل اطلاعات مربوط به وضعیت سلامت، اطلاعات مربوط به نتایج تحقیقات قبلی و گزارش عملکرد دانشگاه علوم پزشکی یزد استفاده شد.
1- مشخص کردن عناوین پژوهشی: با استفاده از مستندات تهیه شده، عناوین و حیطه های پژوهشی با مشارکت همه ذینفعان در کارگروه ها، با استفاده از تکنیک های مختلف مانند بارش افکار،FGD، تکنیک گروه اسمی تعیین شد. متعاقب بروز پاندمی کرونا امکان برگزاری جلسات حضوری فراهم نشد، لذا جلسات بحث گروهی متمرکز (2 جلسه ی 60 دقیقه ای) از طریق پلتفورم اسکای روم برگزار شد.
1.امتیاز دهی براساس معیارها: با استفاده از معیارهای مدل COHRED (ضرورت، مناسبت، احتمال موفقیت برای اجرا و تاثیر نهایی پیامدهای پژوهش)، امتیاز دهی توسط اعضاء بر اساس جدول 1 انجام شد.
معیار 1: ضرورت، معیارهای این گروه، عناوین طرح های پیشنهادی را غربال می کند و طرح های غیرضروری را کنار  می گذارد. سئوال کلیدی این است: آیا لازم است این پژوهش انجام شود؟ معیارهای این گروه تعیین می کند که آیا طرح پیشنهادی با جمعیت هدف مناسبت دارد و به تکرار مطالعات گذشته نمی پردازد. این گروه دارای پنج معیار است. سه معیار، شامل مسائل اخلاقی در پژوهش، وجود پاسخ کامل (معتبر، پایا، دقیق و در دسترس) به سئوال مطرح شده و احتمال تائید و حمایت مسئولین که در مطالعه ما پذیرفته شد.
معیار 2: مناسبت،هدف از معیارهای این گروه حصول اطمینان از این که پژوهش بر روی طرح پیشنهادی برای جمعیت هدف، مناسب بوده و با در نظر گرفتن عدالت و برابری به مشکلات مربوط به سلامتی جامعه می پردازد. سئوال کلیدی این است: چرا باید این پژوهش را انجام دهیم؟ این گروه دارای هفت معیار شامل، نیازهای جامعه، فراوانی، شدت، روند مشکل، مطابقت با اولویت های ملی، فوریت و تاکید بر عدالت است.
 معیار3  : احتمال موفقیت برای اجرا،هدف از معیار های این گروه ارزشیابی توانایی و وجود منابع مورد نیاز جهت انجام پژوهش بر روی طرح پیشنهادی است.سؤال کلیدی این است: آیا توانایی انجام این پژوهش وجود دارد؟ این گروه دارای چهار معیار است. دو معیار ظرفیت نظام برای انجام پژوهش و احتمال حمایت مالی در مطالعه ما پذیرفته شد.
معیار 4: تاثیر نهایی پیامدهای پژوهش،منظور از این معیار،  برآورد فواید حاصل از به کارگیری یافته های پژوهش و تعیین ارزش و کارایی آن است. سؤال کلیدی این است: با انجام این پژوهش چه چیزی نصیب گروه های ذینفع می شود؟ این گروه دارای چهار معیار است.
 این معیارها شامل 1) به کارگیری یافته های پژوهش و استمرار آن، 2) تاثیر بر وضعیت سلامت جامعه پوشش جمعیت، کاهش بار یا وسعت مشکل، تاثیر بر وضعیت سلامت در آینده، امکان حل یا تخفیف مسئله یا قابل پیشگیری بودن یا بهبود کیفیت، 3) میزان صرفه جویی در هزینه ها، 4) تاثیر نهایی بر توسعه میزان مشارکت گروه های بینابینی و ظرفیت سازی برای پژوهش است.
1.تعیین اولویت بر اساس بیشترین توافق: با تشکیل کمیته تلفیق، عناوین و حوزه های پژوهشی طبقه بندی شده، و اولویت پژوهشی براساس بیشترین امتیاز کسب شده مشخص شد.
بعد از تنظیم و توافق برای معیارها در کمیته راهبردی، به هر یک از عناوین و حوزه های پژوهشی آماده شده، براساس چک لیست معیارهای بیست گانه، امتیاز داده شد. 
امتیازدهی توسط منتخبی از ذینفعان گروه ها و چند نفر از خارج از گروه انجام شد. امتیاز کسب شده بین 20 تا 80 بود که امتیاز 80 به معنی داشتن بیشترین اولویت در نظر گرفته شد.
در مطالعه حاضر عواملی از قبیل مشارکت داوطلبانه متخصصان و خروج از مطالعه در هر زمان و همین طور قرار دادن نتایج تحقیق در صورت درخواست مشارکت کنندگان به عنوان ملاحظات اخلاقی  مورد توجه قرار گرفت.
مقاله حاضر  با کد اخلاق  IR.SSU.SPH.REC.1397.156"" در دانشکده بهداشت  دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد مصوب گردیده است. 
یافته ها
در این مطالعه، مصاحبه اولیه با 13 نفر از اعضای تیم متخصصان (گروه بهداشت، جامعه شناسی، روانشناسی، پزشکی اجتماعی و کارشناسان خبره خارج و داخل دانشگاه) صورت گرفت. مشخصات جمعیت شناختی افراد مورد مطالعه در جدول 2 تنظیم شده است. نتایج حاصل از مصاحبه با 13 نفر از متخصصان در 120 حیطه تنظیم شد که تعداد حیطه های پژوهش در دو مرحله

ارزیابی، به 60 حیطه و سپس 50 حیطه تقلیل یافت.
پنج حوزه پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد تعیین شد. گزارش میانگین بر اساس جمع نمرات مربوط به سئوالات پرسشنامه در هر حوزه بر اساس معیارهای چهارگانه صورت گرفته است. ملاک تعیین رتبه اولویت ها و میانگین و انحراف معیار نمره کسب شده بود(جدول3).
در جدول 4، لیست حوزه های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت و موضوعات زیر مجموعه آن ارائه شده است.
 
جدول 4: لیست حوزه های پژوهشی و اولویت های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت یزد
رتبه حوزه های پژوهشی اولویت های پژوهشی
1 عوامل روانی-رفتاری
n=9
سلامت روانی سالمندان
مشکلات و تعارضات زناشویی
سبک های  فرزندپروری مؤثر بر سلامت اجتماعی ـ روانی کودکان و نوجوانان
سلامت روانی نوجوانان و دانش آموزان
تأثیرات محیط خانواده بر سلامت جسمی و روانی کودکان و نوجوانان
سوء رفتار با کودکان
سلامت معنوی و تأثیر ان بر افراد
خشونت و انواع آن در زنان و مردان و گروههای سنی و جنسی مختلف
مهارتهای ارتباطی در گروههای سنی و جنسی مختلف
2 سلامت اجتماعی
n=15
پیامدهای مشکلات اجتماعی ـ اقتصادی در جامعه
وضعیت اشتغال (بیکاری و درآمد پایین) و اثرات آن بر رفاه اجتماعی
آسیب های اجتماعی در گروههای سنی و جنسی مختلف
آسیب های دنیای مجازی و فن آوری در خانواده و جامعه
خودکشی و واکاوی علل آن
ازدواج و جوانان
نابرابری های اجتماعی سلامت برای زنان
مردانگی و فشارهای اجتماعی
نابرابری اجتماعی در روستاییان و شهرنشینان
روستاییان و مهاجرت
ارتباط سرمایه اجتماعی با شاخص های سلامت
حمایت اجتماعی در خانواده
آسیب های اجتماعی در شهر، روستا و حاشیه شهرها (بزهکاری، سوء مصرف مواد، الکل، دخانیات و داروها)
حقوق شهروندی در گروه های سنی و جنسی مختلف
سلامت اجتماعی در گروه های سنی و جنسی مختلف
3 سبک زندگی
n=8
سبک زندگی سالم در زنان و مردان
سبک زندگی سالم در ساکنان روستا و حاشیه نشینان
سبک زندگی سالم در میانسالان و سالمندان
ارتقاء سواد سلامت در گروه های سنی و جنسی مختلف
سبک زندگی سالم در حاشیه نشین ها و روستاییان
تغذیه و  کودکان
فعالیت فیزیکی و آسیب های بی تحرکی در گروه های سنی و جنسی مختلف
بهداشت دهان و دندان در گروه های سنی و جنسی مختلف
4 عوامل محیطی
n=5
تعیین نیازهای رفاهی و تفریحی کودکان مناطق فقیرنشین یا حاشیه شهری
عوامل زیان آور محیط زندگی
دسترسی به خدمات سلامت در مناطق حاشیه نشین
پیشگیری از حوادث و سوانح در کودکان و نوجوانان
حوادث و سوانح در شهر، روستا و حاشیه شهرها
5 ظرفیت سازی (توانمندسازی خدمات سلامت)
n=13
بررسی کیفیت خدمات سلامت در میانسالان و سالمندان
میزان خدمات سلامت برای افراد پرخطر (معتادان و تن فروشان)
پوشش خدمات سلامت برای میانسالان و بحران های پیش روی میانسالی
پوشش خدمات سلامت برای سرطان های شایع در گروه های سنی و جنسی مختلف
طراحی برنامه های جامع شهر و روستای سالم
پوشش برنامه های خودمراقبتی در گرو ه های سنی و جنسی مختلف
ارتقاء برنامه های پیشگیری از بیماری های ژنتیکی
ارتقاء برنامه های بهداشت مدارس و دانش آموزان
ارتقاء برنامه های بهداشت باروری
ارتقاء ظرفیت نظام های ارائه خدمات در گروه های سنی و جنسی مختلف
کارآفرینی در گروههای سنی و جنسی مختلف
ارتقاء برنامه های پیشگیری از بیماری های نوظهور
راهکارهای جلب مشارکت اجتماعی در اجرای      برنامه های بهداشتی
بحث و نتیجه گیری
مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت معدودی به تعیین اولویت های پژوهشی خود براساس یک معیار استاندارد مانند مدل COHRED پرداخته اند که می توان به مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و تبریز اشاره نمود(17، 16). اکثر مراکز تحقیقاتی (21-18) بدون اتخاذ یک روش استاندارد و تنها با یک نظرسنجی به صورت سطحی  به تعیین اولویت های خود پرداخته اند که بنظر می رسد بیشتر به اولویت های احساس شده نظام سلامت نزدیک است تا اولویت های پژوهشی؛ تعیین اولویت های پژوهشی فرایندی مبتنی بر علم است که توسط برنامه ریزان متعددی اجرا می شود. قبل از تعیین اولویتهای پژوهشی باید نیازسنجی پژوهشی مبتنی بر نیازهای سلامت جامعه باید انجام شود؛ زیرا که نقطه آغاز هر پژوهشی، مسئله یابی است و تا این مسئله اساسی شناسایی نشود، صرف زمان و هزینه برای انجام پژوهش، صرفاً اتلاف منابع انسانی و مادی خواهد بود؛ بنابراین لازمه شناسایی عناوین پژوهشی ارزشمند و موضوعات اساسی، نیازسنجی پژوهشی است (22) هم چنین لزوم برگزاری کارگاه های اولویت سنجی براساس یک مدل استاندارد مانند COHRED محسوس است. لذا این مطالعه که با استفاده از یک روش سیستماتیک و علمی انجام گرفته است، نتایج آن می تواند با اعتبار بیشتری مورد استفاده قرار گیرد.
در این مطالعه 50 اولویت پژوهشی در پنج حوزه مربوط به مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت یزد تعیین شد. حوزه ها به ترتیب اولویت شامل عوامل روانی- رفتاری، سلامت اجتماعی، سبک زندگی، عوامل محیطی و ظرفیت سازی (توانمند سازی خدمات سلامت) بود. این مطالعه با مشارکت حداکثری دست اندرکاران و کارشناسان خبره و توافق آن ها انجام گرفت. در این مطالعه، حوزه های پژوهشی و اولویت های پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت تعیین شد ولی عناوین پژوهشی ارائه نشد تا این فرصت در اختیار محققین قرار گیرد که بتوانند با تفکر خلاقانه خود در حوزه های تعیین شده، عنوان کاربردی و جدید خود را انتخاب و به امر پژوهش بپردازند. مزیت دیگری که در خصوص تعیین           حوزه های پژوهشی اولویت دار می توان اذعان داشت این است که محققین با تفکر در راستای یک حوزه، می توانند موضوعات مبتکرانه خود را انتخاب نمایند و در این صورت است که حقوق مربوط به مالکیت فکری و معنوی فرد محقق محفوظ می ماند.  هم چنین اگر اولویت های پژوهشی بر مبنای یک استاندارد تعیین شده باشند،   برای محقق انگیزه و اعتماد به نفس  به ارمغان می آورد چراکه محقق می داند موضوع انتخابی جزء اولویت های پژوهشی مرکز می باشد و آن موضوع شانس زیادی برای تصویب و تایید دارد و از طرفی چون جزء اولویت ها قرار دارد، از حمایت مالی مناسبی برخوردار خواهد شد.
در این مطالعه گروه خبرگان بدون هیچ مقاومتی، به طرح موضوعات مرتبط با مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت پرداختند این در حالی است که در مطالعه حتمی (23) و کلاهی (24) تعیین اولویت ها با مقاومت هایی همراه بود. بنظر می رسد دلیل این مقاومت ها، احساس محدودیت محققین در انتخاب موضوع پژوهشی باشد. براساس وب سایت مرکز عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، حیطه های اولویت دار شامل تکامل دوران ابتدای کودکی، سلامت معنوی و روانی، ارائه عادلانه خدمات سلامت، بیکاری و امنیت شغلی، تغذیه و امنیت غذایی، شیوه زندگی سالم، آموزش، آگاهی و تحصیلات، مسکن، محیط های سالم، حمایت اجتماعی، حاشیه نشینی و مناطق محروم دور افتاده، توزیع عادلانه درآمد و امنیت اقتصادی، حوادث می باشد(25) که تا حد زیادی با حوزه ها و اولویت های پژوهشی تعیین شده در این مطالعه، هم خوانی دارد.
در مطالعه حاضر، حوزه ی پژوهشی مربوط به عوامل روانی- رفتاری، رتبه اول را به خود اختصاص داد. سلامت روانی زیر مجموعه حوزه مذکور است. که این اولویت با اولویت های تحقیقاتی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت قزوین(26)، کرمان(27) هم خوانی دارد. طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، از هر چهار نفر، یک نفر در طول زندگی به اختلالات سلامت روان مبتلا خواهد شد. در ایران شیوع اختلالات روانی در جمعیت بالای پانزده سال، بیش از 20 درصد گزارش شده است. اختلالات روانی با ایجاد هزینه های مستقیم و غیرمستقیم همراه است (28).
سلامت روان سالمندان از اولویت های تعیین شده در این مطالعه بود. با توجه به افزایش سالمندان در جهان به یک میلیارد و دویست میلیون نفر تا سال 2025 و هم چنین با توجه به سرشماری سال 1395 (29) ، حدود 4 میلیون و دویست و پنجاه نفر از جمعیت بالای 60 سال بودند که این رقم در سال 2050، به بیش از 26 میلیون نفر افزایش می یابد(30). از طرفی فرد در دوره سالمندی با چالش های متعددی مانند مرگ عزیزان، تنهایی، ابتلا به بیماری های مزمن و ناتوان کننده، از دست دادن شغل و ... رو به رو است که می توانند سلامت روان فرد را دچار مخاطره کند(31). لذا موضوع سلامت روانی سالمندان از اهمیت بسزایی برخوردار است و پرداختن به تحقیقات در این حوزه ضروری به نظر می رسد.
اولویت دیگر حوزه عوامل روانی رفتاری، سبک های تربیتی و اثرات آن بر سلامت جوانان و نوجوانان بود. دوره جوانی و نوجوانی دوره بسیار حساسی است، بسیاری از غرایز و تمایلات
در این مرحله شعله ور می شوند. تحولات این دوره بسیار زیاد است، از نظر عاطفی فرد، بسیار حساس و شکننده می شود. خیال پردازی و ایده آل گرایی جزء خصوصیت این دوره است (32). سبک های تربیتی از جمله موارد تاثیرگذار بر سلامت افراد است و هرگونه کوتاهی در تربیت نوجوانان در این دوره، لطمات جبران‌ناپذیری را به بار خواهد آورد. بامریند 4 سبک فرزندپروری را معرفی نمود: مقتدرانه، مستبدانه، سهل گیر و کناره گیر (33). سبک تربیتی مقتدرانه دارای استدلال منطقی است ولی سایر سبک های تربیتی ذکر شده، اثرات مخربی بر سلامت نوجوانان و جوانان دارد (34). لذا اهمیت سبک های تربیتی و تاثیرات آن بر سلامت نوجوانان و جوانان به چشم می خورد.
 اولویت دیگری که جزء حوزه عوامل رفتاری- روانی است، تعارضات و اختلافات زناشویی می باشد. تعارضات زناشویی ناشی از اختلافات زن و مرد در نوع نیازها و روش رفع آن نیازها می باشد (35) که علاوه بر زوجین، اطرافیان آن ها را نیز متاثر می سازد برای مثال وجود تعارضات می تواند بر فرزندان خانواده تاثیرات مخربی (افت تحصیلی، افسردگی، پرخاشگری و ...) داشته باشد (36). شواهد موجود نشان می دهد که شیوع زیاد تعارضات زناشویی در سراسر جهان بر سلامت جسمی و روانی خانواده ها تأثیر منفی می گذارد (37). مطالعه افشانی و همکاران با عنوان تاثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه بر کاهش قصد طلاق در یزد  نشان داد که میانگین نمره قصد طلاق پس از مداخله آموزشی در گروه مداخله نسبت به میانگین نمره پیش آزمون کاهش یافته است (38). نتایج مطالعه پورموحد و همکاران، حاکی از آن است که مدل مک­مستر می تواند           مهارت های حل مسئله، ارتباطات خانوادگی، پاسخگویی احساسی، مشارکت عاطفی و عملکرد عمومی را در زوجین ارتقا دهد. عملکرد سالم خانواده یک حوزه قابل توجه از نگرانی متخصصان سلامت روان است که مداخلات خانواده را ارائه            می دهند (39).که این موضوعات، در قالب پایان ­نامه های دانشجویان دکترای پژوهشی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت یزد انجام گرفت که اهمیت موضوع تعارضات خانوادگی و تاثیرات مخرب آن بر سلامت را نشان می دهد.
اولویت دیگری که جزء حوزه عوامل رفتاری- روانی است، خشونت می باشد. مرکز کنترل بیماری ها، چهار نوع خشونت را معرفی می کند:  خشونت فیزیکی، جنسی، تهدید به خشونت فیزیکی یا جنسی و خشونت روانی (40). طبق پیمایش انجام گرفته توسط سازمان جهانی بهداشت، شیوع خشونت فیزیکی، جنسی یا هر دو علیه زنان 71-15 درصد می باشد (42-40). مطالعه شیری و گودرزی نشان داد آموزش برنامه توانمندسازی خانواده در مواجهه با مشکلات زندگی و آشنا نمودن آنان با عوامل زمینه‌‌‌ساز بروز خشونت خانگی و آموزش انتخاب رفتارهای جایگزین می‌تواند در پیشگیری و یا کاهش خشونت خانگی اثربخش باشد (43).
خشونت علیه زنان از علل اصلی اضطراب، افسردگی، خودکشی و استرس بین زنان است (44). طبق نتایج پژوهشی در سازمان جهانی بهداشت، خشونت علیه زنان، احتمال بیماری های مزمن، صدمات چشمی و عدم توانایی و کاهش توان فیزیکی فرد در انجام امور را افزایش می دهد (45).
در ایران میزان خشونت عاطفی و روانی مانند توهین، استفاده از جملات نامناسب و ... بیشتر از خشونت های جسمی رواج دارد که آثار آن برخلاف خشونت جسمی نمایان نمی شود ولی در طولانی مدت اثرات خود را بروز می دهد (46). با توجه به مطالعات ذکر شده، موضوع خشونت و اثرات آن بر سلامت جسمی و روانی اهمیت بسزایی دارد.
اولویت دیگری که جزء حوزه عوامل رفتاری- روانی است، سلامت معنوی می باشد. نشان می‌دهد افزایش سلامت معنوی، اختلالات روانی افراد را کاهش می‌دهد. بدون سلامت معنوی، سایر ابعاد سلامت (روانی، اجتماعی، فیزیکی) نمی توانند به حداکثر رشد و بالندگی خود دست یابند (47). لذا پرداختن به موضوع سلامت معنوی در تحقیقات بسیار مهم می باشد. ضرورت جامعه نگری درمان و مراقبت بر هماهنگی دستورات بهداشتی درمانی با باورهای مردم جامعه تأکید می نماید؛ به این جهت توصیه شده مفهوم سلامت معنوی در جوامع مختلف با توجه به فرهنگ و باورهای ایشان تبیین شود (48).
از دیگر مواردی که به عنوان اولویت تحقیقاتی در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت بررسی سبک زندگی در حاشیه نشینان و روستاییان بود. افزایش سریع شهرنشینی بدون همراهی رشد و توسعه شاخص های اقتصادی و اجتماعی لازمه شهرنشینی پایدار، شهرها را با مشکلات و معضلات متعددی مواجه کرده است. یکی از این معضلات ظهور محله حاشیه نشین در اطراف شهرها بزرگ می باشد.این مجموعه ها به دلیل استقرار تعداد زیادی از شهروندان درون خود و به دلیل عدم برخورداری مناسب از خدمات شهری، وضعیت نامطلوب و کیفیت پایین زندگی، یکی از چالش های اساسی شهرنشینی پایدار به حساب می آیند. این مناطق شهری قابلیت بالایی برای انواع آسیب ها و مسائل اجتماعی دارند و در صورت بی توجهی می توانند هستی و حیات یک شهر را نیز تهدید کنند. شکل گیری این محله پیامدهای کالبدی، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به وجود می‌آورند که شامل انباشت زباله ها و عدم جمع آوری به موقع آن‌ها، عدم لوله کشی آب آشامیدنی سالم، آلودگی هوا به دلیل زمین‌های بایر اطراف واحدهای مسکونی، مشکلات اجتماعی و فرهنگی، گسترش مشاغل کاذب در شهر، بیکاری پنهان و نیمه پنهان، افزایش جمعیت غیر فعال نیروی کار به علت بالا رفتن میزان تقاضا، افزایش هزینه، ارائه خدمات و تاسیس نیازهای شهری از قبیل امکانات آموزشی و اداری         می باشد (49). در پژوهشی چگونگی تغییرات فضای شهری در سکونتگاه های غیررسمی و تأثیر آن بر کیفیت زندگی و سلامت ساکنان حاشیه­نشین را بررسی می­کند و نتیجه می­گیرد که ارتقای شهری بر کیفت زندگی و سلامت ساکنان تأثیر مثبت دارد. سطح کیفیت زندگی در مناطق غیررسمی از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پایین بوده ومهاجرت از مهمترین عوامل مؤثر بر ایجاد مناطق غیررسمی وناامنی در شهرهاست (50). مناطق مورد مطالعۀ در پژوهشی که توسط ذوالفقاری (1399)  انجام شد کشتارگاه، امیرآباد، سجادیه،کسنویه، نصرآباد، مهدی آباد،فهادان، مریم آباد، چرخاب و سیدالشهدا از مهمترین محلات حاشیه نشین شهر یزد به شمار می روند. نتایج پژوهش نشان می­دهد بیکاری، پایین بودن سطح درآمدی خانواده (پدر و فرزند ذکور) و کیفیت مسکن مهمترین عوامل مؤثر بر شکل گیری آسیب های اجتماعی در محلات حاشیه نشین شهر یزد             بوده اند (51).
امروزه یکی از مهم ترین مسائل بهداشت عمومی و یکی از علل اصلی مرگ و میر در جوامع مختلف اعم از جوامع صنعتی و پیشرفته و یا در حال توسعه مسئله سوانح در کودکان بوده (52) که یکی از آسیب پذیرترین گروه در خصوص آسیب ها و سوانح محسوب می شوند (53). زیرا به علت محدودیت های فیزیولوژیکی، فرایند رشد و نمو، پیشرفت حسی و حرکتی، ویژگی های رفتاری، ظرفیت واکنشی تجربه، نیاز به آموزش، تجسس، ماجراجویی و رفتارهای مخاطره آمیز این گروه را مستعد حوادث می کند که این امر در کنار سایر فاکتورهای محیطی مثل درجه ایمنی محیط، نظارت و مراقبت از سوی والدین اشکال جدی تر و خطرناک تری پیدا می کند (54).  در مطالعه ای که توسط وکیلی و همکاران (1390) با هدف بررسی اپیدمیولوژی سوانح و حوادث در کودکان زیر 6 سال آزادشهر یزد انجام شد یافته های تحقیق نشان داد 4/78 کل کودکان مورد مطالعه دچار سانحه شده بودند که شامل سوانحی از قبیل سوختگی، حوادث ترافیکی، مسمومیت ها و غرق شدگی بوده است؛ بر اساس این مطالعه آمار سانحه در مرکز آزادشهر یزد نسبت به تحقیقات مشابه انجام شده رقم بالایی بود (55). در مطالعه حاضر نیز پیشگیری از سوانح و حوادث در کودکان و نوجوانان از اولویت تحقیقاتی مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت برخوردار بوده است.  
 محققین و ذینفعان می بایست از اولویت های پژوهشی مرکز
تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت، به منظور کاربردی و تخصصی شدن تحقیقات در حیطه فعالیت های مرکز، مطلع شوند. با این اقدام گام مؤثری در راستای تحقق اهداف و برنامه استراتژیک مرکز برداشته خواهد شد. صرفه جویی در منابع رخ می دهد.
هم چنین لازم است اولویت ها به صورت منطقه ای و محلی تعیین شوند تا پاسخگویی مراکز در قبال فعالیت های پژوهشی ارتقاء یابد. لازم به ذکر است، روند تعیین اولویت ها باید به صورت یک فرآیند مستمر در فعالیت های یک مرکز تحقیقاتی گنجانده شود. اولویت های پژوهشی استخراج شده حاصل از مطاعه حاضر به نیازمندی های دانشگاه علوم پزشکی یزد اختصاص دارد و نتایج قابل تعمیم به سایر دانشگاه های علوم پزشکی کشور نمی باشد.
تشکر و قدردانی
از تمامی اساتید و کارشناسانی که ما را در انجام این پژوهش یاری نمودند، صمیمانه سپاسگزاری می نماییم. 
تعارض منافع
هیچ تعارض منافعی توسط نویسندگان بیان نشده است.
 
نوع مطالعه: كاربردي | موضوع مقاله: عمومى
دریافت: 1401/2/10 | پذیرش: 1401/4/25 | انتشار: 1401/9/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/کلیه حقوق این وب سایت متعلق به طلوع بهداشت یزد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Tolooebehdasht

Designed & Developed by : Yektaweb