جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای بهرامی

احمد راهبر، محسن بارونی، محمد امین بهرامی، اسماء صابرماهانی،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۲ )
چکیده

  مقدمه: افزایش روزافزون مخارج دارویی از جمله نگرانی های سیاست گذاران سلامت در دنیاست. هدف پژوهش حاضر، تخمین تابع تقاضای دارو در جامعه شهری ایران به منظور کمک به سیاست گذاری مؤثر برای منطقی کردن مصرف دارو در کشور بود.

  روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی، تحلیلی است که به صورت تداومی و گذشته نگر انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کل خانوارهای شهری کشور بوده و نمونه گیری انجام نشده است. داده های مورد نیاز از گزارش تفصیلی آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری و هزینه داروئی آن ها در یک دوره زمانی ۲۰ ساله از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۹ که توسط مرکز آمار ایران، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی منتشر شده و با استفاده از فرم های طراحی شده توسط پژوهشگر استخراج شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اقتصادسنجی E-Views انجام شد. همچنین برای برآورد کشش های مختلف (کشش قیمتی و کشش درآمدی) از تحلیل رگرسیون استفاده شد .

  یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که هزینه داروئی خانوارهای شهری ایران در تابع تقاضا، متغیری درون زا بوده و تابع متغیرهای شاخص قیمت دارو، درآمد کل خانوار و هزینه ویزیت پزشک می باشد. کشش قیمتی تقاضای دارو، ۵۶/۰، کشش درآمدی تقاضا، ۴۲/۰ و کشش متقاطع تقاضای دارو نسبت به هزینه ویزیت پزشک در دوره مطالعه، ۱۸/۰ برآورد گردید.

نتیجه گیری: کشش پذیری کم قیمتی تقاضای دارو بدان معنی است که دارو در جامعه شهری ایران، نقش کالای ضروری را داشته و تقاضای آن حساسیت چندانی نسبت به تغییر قیمت ندارد. لذا، سیاست های کنترل مصرف دارو در کشور باید بر اقدامات غیرقیمتی نظیر افزایش آگاهی عمومی در مورد مصرف دارو و اصلاح رفتار تجویز داروی ارائه دهندگان مراقبت متمرکز شوند
محمد رنجبر عزت آبادی، محمد امین بهرامی، جواد صادقی، محمد مرادی، رقیه معصومی، نجمه باقیانی، فرزانه هادی زاده،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۳ )
چکیده

چکیده مقدمه: زمان انتظار بیان گر میزان دسترسی به خدمات و یکی از عوامل مهم است در مدیریت و سازماندهی بخش بهداشت و درمان است. زمان انتظار بیمار برای دریافت خدمات مورد نیاز همچنین یکی از ابزارهای تعیین اثر بخشی درما نگاه سرپایی می باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین متوسط زمان انتظار بیماران مراجعه کننده به درمانگاه های شهید رهنمون و افشار شهر یزد در سال ۱۳۸۹ می باشد. روش بررسی: پژوهش حاضراز نوع توصیفی – تحلیلی می باشد که به صورت مقطعی در سال ۱۳۸۹ انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه بیماران مراجعه کننده به درمانگاه های شهید رهنمون و افشار شهر یزد بود که از بین آنها تعداد ۲۶۴ نفر به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند.برای جمع آروی داده ها از چک لیست استفاده شد، سپس جهت تجزیه و تحلیل آنهااز نرم افزار استفاده شد. یافته ها: متوسط زمان انتظار بیماران مراجعه کننده به درمانگاه شهید رهنمون در قسمت پذیرش، صندوق و سالن انتظار به ترتیب ۷ دقیقه، ۸/۱دقیقه و ۵/۶۳ دقیقه و در درمانگاه افشار به ترتیب ۱۹ دقیقه، ۷/۱دقیقه و ۳۸ دقیقه بود. لازم به ذکر است میان قسمت پذیرش (۰۰/۰=P)و سالن انتظار (۰۰/۰=P)اختلاف معنی دار مشاهده شد. نتیجه گیری: استفاده از سیستم نوبت دهی تلفنی در درمانگاه های مذکور، تدوین برنامه زمان کاری مشخص برای پزشکان از سوی مدیریت درمانگاه، افزایش ساعت کاری پزشکان در درمانگاه با اولویت دادن یا سهم داشتن بیماران غیر بومی برای پذیرش و افزایش تعداد پزشکان متخصص در بخش هایی که با ازدحام بیماران همراه است می تواند زمان انتظار را کاهش دهد. واژه های کلیدی: زمان انتظار، بیمار، درمانگاه


محمد امین بهرامی، محمدعلی مروتی، علی دهقان، راضیه منتظرالفرج، غلامرضا احمدی، حمزه شهبازی،
دوره ۱۴، شماره ۶ - ( ویژه نامه بهمن و اسفند ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: در طلیعه قرن جدید در سازمان های بهداشتی و درمانی، همواره نیاز به تغییرات ریشه ای و خلاقیت های کاری احساس می شود. امروزه سبک  جدیدی از مفهوم رهبری با عنوان رهبری تحول آفرین مطرح است ،که این سبک  سرپرستان کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد تا توانایی های خود را ارتقا دهند و موجب  به بوجود آوردن تغییرات مثبت در عملکرد پرسنل برای انجام بهتر کارها و تقویت یادگیری و افزایش توانایی کارکنان میشوند. از سوی دیگر مفهوم  درگیری شغلی  نیز یکی ازموضوعات مهم سازمانی است که به درجه ای که اشخاص به لحاظ روان شناختی با شغل فعلی شان هویت یابی می کنند، اشاره دارد. هدف این پژوهش بررسی رابطه ی ابعاد رهبری تحول آفرین و درگیری شغلی کارکنان از دیدگاه مدیران  دربیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در سال  ۱۳۹۲ بود .

روش بررسی : پژوهش حاضر از نوع توصیفی –تحلیلی می باشد .جامعه ی پژوهشی شامل کلیه ی مدیران(عالی،میانی،عملیاتی) بیمارستان های آموزشی (شهید صدوقی ،رهنمون ،افشار،سوانح و سوختگی) بودندکه به علت محدود بودن جامعه ی پژوهش کل جامعه به عنوان نمونه انتخاب شد( نفر۱۸۰ )داده ها توسط پرسشنامه ی رهبری تحول آفرین از دیدگاه مدیران باس و الیو و نیز پرسشنامه ی درگیری شغلی توماس جمع آوری  و با استفاده از شاخص های  آماری توصیفی  چون میانگین ،انحراف معیار و ضریب همبستگی پیرسون ودر قالب نرم افزار spss۱۸   تحلیل شد.

یافته ها: یافته ها نشان می دهند که بین رهبری تحول آفرین وچهار بعد آن (ترغیب ذهنی،انگیزش الهام بخش ،نفوذ آرمانی ،ملاحظات فردی) با درگیری شغلی در چهار بیمارستان باr=۲۸۹ وp=۰/۰۱ رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد.

نتیجه گیری: رهبر تحول افرین در بیمارستانها موجب به بوجود آوردن تغییرات مثبت در عملکرد پرسنل برای انجام بهتر کارها و تقویت یادگیری و افزایش توانایی کارکنان میشود.


محمد امین بهرامی، مهسا اکبری، محمد حسن امامی، حسین فلاح زاده،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه :موفقیت هر سازمانی در گرو وجود یک نظام ارزشیابی کارآمد است. استفاده از استانداردهای اعتباربخشی بسیار کمک‌کننده است. اعتباربخشی به معنی فرآیند ارزیابی خارجی جهت بررسی سطح عملکرد مراکز بهداشتی درمانی می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف طراحی ساختار اجرایی اعتباربخشی از دیدگاه ذی‌نفعان انجام پذیرفت.

روش بررسی: مطالعه توصیفی کاربردی حاضر به صورت مقطعی در سال ۹۳-۹۲ با مشارکت ۲۰۰ نفر از ذی‌نفعان اعتباربخشی بیمارستان سراسر کشور انجام شده است. منظور از ذی‌نفعان کسانی هستند که درگیر اجرای اعتباربخشی هستند و از ساختار فعلی و هدف آن آگاهی دارند. ابزار بررسی در این پژوهش پرسشنامه بسته است. در فاز اول پرسشنامه نیمه باز توسط ۷۲ نفر تکمیل گردید که پس از اضافه نمودن نظراتشان، پرسشنامه به صورت بسته دراختیار ۱۲۸ نفر دیگر از ذی‌نفعان قرار گرفت. افراد به سوالات که در رابطه با ابعاد اجرای اعتباربخشی بود، در طیف۱۰-۰ امتیاز دادند. روایی داده ها توسط صاحبنظران و پایایی آن ازطریق آزمون آلفای کرونباخ ۲/۹۶ به دست آمد و با نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها:یافته‌ها نشان داد اکثر ذی‌نفعان در رابطه با ساختار کلی اجرایی اعتباربخشی معتقدند بیمارستانها باید در ابتدا به صورت داوطلبانه و سپس اجباری توسط یک ارگان مستقل غیر دولتی مانند JCI با استانداردهای بین‌المللی بومی شده، به صورت سالانه و به همراه آموزش پیش از اعتباربخشی مورد ارزیابی قرارگیرند.

نتیجه گیری:بطور کلی ذی‌نفعان با شیوه اعتباربخشی کنونی موافق نبوده و براساس نتایج بررسی توصیفی و تحلیلی نظرسنجی پاسخگویان مورد پژوهش، ساختار نهایی اجرایی اعتباربخشی ارائه گردیده است.


محمد امین بهرامی، اسماء امیری، راضیه منتظر فرج، حمیدرضا دهقان،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( مرداد و شهریور ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: سلامت، اساسی‌ترین جزء رفاه جامعه به شمار می‌رود و بیش از مداخلات پزشکی به عوامل اجتماعی وابسته است. مفهوم سرمایه اجتماعی به دلیل ماهیت و محتوایی که دارد تقریباً با تمامی موضوعات و مسائل مطرح در حوزه انسانی، اجتماعی و بهداشتی ارتباط پیدا می‌کند. سرمایه اجتماعی و مسائل اجتماعی ارتباط تنگاتنگی با سلامت دارند. لذا، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ابعاد سرمایه اجتماعی و سلامت درک شده در جامعه شهری یزد می‌باشد.

روش بررسی: این پژوهش از نوع تحلیلی و به‌صورت مقطعی می‌باشد. جامعه موردپژوهش شامل کلیه شهروندان یزد می‌باشد. تعداد حجم نمونه برابر با ۳۸۰ نفر است که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب گردیده‌اند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه بود که شامل دو پرسشنامه سرمایه اجتماعی و سلامت درک شده است.

یافته­ها: در بین ابعاد سرمایه اجتماعی؛ احساس اعتماد و امنیت، کیفیت ارتباطات فامیل و دوستان، ارزش زندگی، تساهل در زمینه تنوع فرهنگی و کیفیت ارتباطات کاری با سلامت درک شده رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد اما بین مشارکت در فعالیت‌های اجتماع محلی، عامل بودن در بستر اجتماعی و کیفیت ارتباطات بین همسایه‌ها با سلامت درک شده رابطه معناداری وجود ندارد.

نتیجه­گیری: سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با سلامت درک شده رابطه مستقیم و معناداری دارد؛ بنابراین، با افزایش سرمایه اجتماعی، میزان سلامت درک شده نیز بیشتر می‌شود.


محمد مهدی کیانی، محمد امین بهرامی، حسین فلاح زاده، راضیه منتظرالفرج، مرتضی محمد زاده،
دوره ۱۵، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: هوش سازمانی عبارت است از استعداد و  ظرفیت یک سازمان در جهت دهی به توانایی  های ذهنی و استفاده از این توانایی ها برای رسیدن به رسالت سازمانی ، یادگیری سازمانی به معنای فرآیند کشف و اصلاح اشتباهات و چابکی سازمانی به معنای توانایی واکنش سریع به تغییرات محیطی و عاملی برای اثر بخشی بیمارستان به حساب می آید. هدف از انجام این مطالعه بررسی وضعیت هوش سازمانی ، یادگیری سازمانی و چابکی سازمانی در بیمارستان های آموزشی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی یزد بود.

روش بررسی: مطالعه حاضر تحلیلی و از نوع مقطعی بود که در سال ۱۳۹۴صورت پذیرفت. جامعه پژوهش شامل کادر اداری و درمانی بیمارستان های شهید صدوقی، افشار، رهنمون و سوانح سوختگی بود . ۳۷۰ نفر از کادر درمانی و اداری که بصورت نمونه گیری طبقه بندی با تخصیص متناسب انتخاب شدند در مطالعه  شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های هوش سازمانی آلبرخت (۲۰۰۲) ، یادگیری سازمانی نیفه(۲۰۰۱) و چابکی سازمانی  برگرفته از نظریه شریفی و ژانگ( ۱۹۹۹)جمع آوری گردید.  با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی بوسیله نرم افزار   SPSS۱۸ تجزیه و تحلیل شد.

یافته ها: میانگین نمره هوش سازمانی  بیمارستان ها ۲۹/۲ ، میانگین نمره یادگیری سازمانی بیمارستان ها ۴۸/۱و میانگین نمره چابکی سازمانی بیمارستان ها ۵۲/۱ بود . همچنین متغیر بیمارستان و تحصیلات بر هوش سازمانی ، یادگیری سازمانی و چابکی سازمانی اثر می گذارند.

نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان می دهند که به منظور ارتقای هوش سازمانی ، یادگیری سازمانی و چابکی سازمانی بیمارستان ها، استفاده از استراتژی ها و راهکارهایی چون توسعه حرفه ای کارکنان ، ساختار سازمانی منعطف و آمادگی برای مواجهه با تغییرات محیطی لازم است .


سید عبدالحسین موسوی ریگی، محمدامین بهرامی، راضیه منتظرالفرج، عارفه دهقانی تفتی، مژده دراهکی، امید براتی،
دوره ۱۵، شماره ۶ - ( بهمن و اسفند ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: در اغلب کشورها به ویژه کشورهای درحال توسعه، بیمارستان به عنوان یک سازمان بسیار هزینه بر محسوب می شود . طرح تحول نظام سلامت را با سه رویکرد حفاظت مالی از مردم، ایجاد عدالت در دسترسی به خدمات سلامت و ارتقای کیفیت خدمات در بیمارستان ها از اردیبهشت ماه سال ۹۳ اجرا شد. در این پژوهش تلاش شد برخی شاخص های عملکردی بیمارستان های منتخب استان بوشهر قبل و بعد از اجرای طرح مورد ارزیابی و مقایسه قرار گیرد.

روش بررسی: این پژوهش از مطالعات توصیفی- مقطعی است. ابزار جمع آوری داده ها، شاخص های عملکردی بیمارستان است. جمعیت مورد مطالعه ۴ بیمارستان بالای ۱۰۰ تخت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر است. جمع آوری و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار  EXCEL ۲۰۱۳ است. شاخص ها مورد تایید و روایی و پایایی آن قبلا تایید شده است.

یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که طرح تحول سلامت بر شاخص درصد اشغال تخت و متوسط اقامت روند افزایشی داشته است، شاخص نسبت گردش تخت و وقفه در گردش تخت نیز با تغییرات ناچیزی روبه بهبود بوده اند.

نتیجه گیری: با توجه به اینکه شاخص های مورد بررسی در اغلب بیمارستان ها، بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت وضعیت بهتری نسبت به قبل از آن داشته اند و نیز با توجه به اینکه طرح تحول نظام سلامت به تازگی اجرا شده و درمرحله ارزیابی و اصلاح می باشد لذا به نظر می رسد تداوم، ارزشیابی و اصلاح مستمر این طرح می تواند به بهبود شاخص های عملکردی بیمارستان ها بیا نجامد.


داود بهرامی، حسن مظفری خسروی، حسین فلاح زاده، مسعود رحمانیان،
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۷ )
چکیده

مقدمه: رشد چشمگیرآمار مبتلایان به سندرم متابولیک در سراسر دنیا و خطر عوارض آن لزوم توجه به یافتن راه های جدیدکنترل آن را مطرح می نماید. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثرمکمل یاری ال-آرژنین  برشاخص های تن سنجی  در افراد مبتلا به سندرم متابولیک انجام گرفت.
روش بررسی: دراین کارآزمایی بالینی ۶۰  بیمار سندرم متابولیک به طورتصادفی به دوگروه مداخله و کنترل  تقسیم شدند. افراد در گروه مداخله روزانه ۵ گرم مکمل-آرژنین  دریافت کردند . وزن، شاخص توده بدن، دور کمر، نسبت دورکمر به باسن، توده چربی و توده بدون چربی بدن  در ابتدا و در پایان ۳ ماه  مداخله ارزیابی گردید.
یافته ها :در پایان مداخله متغیرهای مربوط به ترکیب بدن تفاوت معنی داری را در بین گروه دریافت کننده مکمل ال-آرژنین و دارونما نشان ندادند(۰۵/۰<P). در پایان مداخله  نسبت به ابتدای مطالعه کاهش معنی داری در میانگین درصد چربی بدن(۱۲/۹±۸۰/۳۷ به ۷۴/۸±۲۶/۳۷ :۰۱/۰P=) و افزایش معنی دار در توده بدون چربی بدن (۴۷/۴±۷۶/۲۷ به ۹۲±۳۵/۲۸ :۰۱/۰ P=)در گروه مکمل ال-آرژنین مشاهده شد اما پس از محاسبه میانگین و انحراف معیار تغییرات متغیرها نسبت به ابتدای مطالعه در بین دو گروه و مقایسه   ان ها نشان داد که تفاوت معنی داری در میزان تغییرات متغیر ها در دو گروه دریافت کننده مکمل ال-ارژنین و دارونما وجود نداشته است(۰۵/۰<P).
نتیجه گیری:مطالعه ما نشان می دهد که ۱۲ هفته مصرف مکمل ال- آرژنین به میزان ۵ گرم در روز  اثر معنی داری در وزن ، شاخص توده بدنی، و ترکیب بدن بیماران سندرم متابولیک نداشت.


شقایق بهرامی عبدالملکی، علیرضا همایونی، مسعود علیالی،
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه: متخصصان پزشکی روان تنی تلاش کرده اند ارتباط اختلالات روانی و بیماری های جسمی را مشخص کنند. تصور بر این است آسیب پذیری بخش‌های گوناگون بدن به تفاوت‌های اساسی میان افراد بستگی دارد. یکی از روش هایی که به نظر می رسد بر مشکلات روانشناختی بیماران آسم موثر باشد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری، بهزیستی روانشناختی و امید به زندگی در بیماران آسماتیک بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون بر روی ۳۰ بیمار آسمی که با توجه به معیارهای ورود  به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل ۱۵ نفره  منتصب شدند، انجام شد. جلسات درمان پذیرش و تعهد براساس بسته درمانی Hayes و همکاران در ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای بر روی گروه آزمایش تشکیل شد و هیچ مداخله ای بر روی گروه کنترل صورت نگرفت. قبل و بعد از اجرای جلسات پیش آزمون و پس آزمون از هر دو گروه گرفته شد. ابزار گردآوری شامل پرسشنامه های تاب آوری کونر دیویدسون، امید به زندگی اشنایدر و بهزیستی روان‌شناختی ریف بود.
یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در مولفه های تاب آوری، بهزیستی روانشناختی و امید به زندگی در بیماران آسماتیک در قبل و بعد از ازمایش وجود دارد (۰۵/۰p<). به این معنی که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری، بهزیستی روانشناختی و امید به زندگی در بیماران آسماتیک اثر مثبت داشته و این مولفه ها در بیماران افزایش یافته است.
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر میزان تاب آوری، بهزیستی روانشناختی و امید به زندگی بیماران آسماتیک موثر بود. پیشنهاد می گردد از این روش درمانی هم راستا با درمان دارویی در بهبود علایم روانشناختی بیماران آسماتیک استفاده شود.
فرشته ایزدخواه، جلیل مرادی، علیرضا بهرامی، زهره جان بزرگی،
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( مرداد و شهریور ۱۴۰۳ )
چکیده

مقدمه:  ورزشکاران دارای اختلال بیش‌فعالی همراه با نقص توجه در کارکردهای اجرایی نقص دارند و یافتن روش‌های غیر دارویی جدید برای کمک به آن­ها اهمیت بسیاری دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر تمرینات حرکتی و شناختی بر حافظه کاری و توجه انتخابی این ورزشکاران بود.
‏روش بررسی: روش این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. از بین ۱۲۰ ورزشکار(دختر و پسر) دارای بیش‌فعال/نقص توجه در رده سنی ۹ تا ۱۱ سال استان لرستان، تعداد ۷۵ ورزشکار به شکل در دسترس انتخاب‌ و به‌صورت تصادفی در سه گروه ۲۵ نفره کنترل، تمرینات حرکتی و تمرینات شناختی گمارده شدند. ابتدا پیش‌آزمون گرفته شد. سپس گروه‌ آزمایش اول، تمرینات حرکتی ریتمیک و گروه آزمایش دوم تمرینات شناختی(نرم­افزار کاپیتان لاگ) به مدت ۲۰ دقیقه در ۱۰ جلسه دریافت کردند. گروه کنترل از مداخلات دور ماند. یک روز بعد از مداخلات پس‌آزمون و پس از دو هفته آزمون پیگیری انجام شد. در این پژوهش از آزمون ان‌بک و استروپ برای سنجش حافظه کاری و توجه انتخابی استفاده شد. برای تحلیل داده‏ها از تحلیل واریانس مرکب، واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی بنفرونی با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۲ استفاده شد(۰۵/۰p).
یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین گروه تمرینات حرکتی(۰۰۰۱/۰=P) و تمرینات شناختی(۰۰۰۱/۰=P) با گروه کنترل تفاوت معنی­داری وجود دارد. اما بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری گزارش نشد.(۵۳۶/۰=P).
نتیجه‌گیری: تمرینات مذکور را می­توان به‌عنوان یک درمان مؤثر در بهبود حافظه­کاری و توجه انتخابی در ورزشکاران دارای اختلال بیش‌فعالی همراه با نقص توجه استفاده کرد.
 

 

صفحه ۱ از ۱     

https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/کلیه حقوق این وب سایت متعلق به طلوع بهداشت یزد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Tolooebehdasht

Designed & Developed by : Yektaweb