Ethics code: IR.ACECR.USC.REC.1403.177
Kaghazgaran S, Saeidmanesh M, Sadeghieh T, Sadeghipour Meybodi M A, Dehghanizadeh M. Comparison of the Effectiveness of Existential Group Therapy and Psychoeducational Group Therapy on Mental Health and Suicide Resilience in Adolescent Girls. TB 2026; 24 (4) :34-52
URL:
http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3826-fa.html
کاغذگران سهیلا، سعیدمنش محسن، صادقیه طاهره، صادقی پور میبدی محمدعلی، دهقانیزاده مسلم. مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی با گروه درمانی آموزش روانشناختی بر سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی نوجوانان دختر. طلوع بهداشت. 1404; 24 (4) :34-52
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3826-fa.html
دانشگاه علم و هنر یزد ، m.saeidmanesh@yahoo.com
|
چکیده (HTML) (53 مشاهده)
متن کامل: (22 مشاهده)
مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی با گروه درمانی آموزش روانشناختی بر سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی نوجوانان دختر
نویسندگان:سهیلا کاغذگران1، محسن سعیدمنش2، طاهره صادقیه3، محمدعلی صادقی پور میبدی4، مسلم دهقانیزاده5
1.دانشجوی دکترای روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
2.نویسنده مسئول: دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
شماره تماس: 09133595219 Email:m.saeidmanesh@yahoo.com
3.استادیارگروه روانپزشکی کودک و نوجوان، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی، یزد، ایران
4.استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
5.استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
چکیده
مقدمه: خودکشی در نوجوانی معمولاً واکنشی به فشارهای شدید هیجانی، ناامیدی و ناتوانی در تنظیم مؤثر هیجان است. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی گروهدرمانی وجودی و آموزش روانشناختی بر سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی نوجوانان دختر انجام شد.
روش بررسی:این مطالعه به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و سه ماه پیگیری اجرا شد. جامعه آماری شامل 45 دانشآموزان دختر 15-13 ساله شهر یزد بود. که بهطور در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی (هرکدام ۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند.گروهها پیش از مداخله با استفاده از پرسشنامههای سلامت عمومی و تابآوری در برابر خودکشی مورد سنجش قرار گرفتند. گروههای آزمایش مداخلات خود را در قالب گروهدرمانی وجودی یا آموزش روانشناختی دریافت کردند و مدت مداخله 3 ماه بود. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس با اندازهگیری مکرر و نرمافزار SPSS-26 تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مداخلات گروهدرمانی وجودی و آموزش روانشناختی تأثیر معناداری بر سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی دارند (05/0>P) بررسیها نشان داد که گروه درمان وجودی نسبت به آموزش روانشناختی بهبود بیشتری در هر دو متغیر داشت (05/0>P). نتایج پیگیری نشان داد که اثر این مداخلات تا حدی پایدار بود و بهبودهای مشاهدهشده در گروههای درمانی نسبت به گروه کنترل همچنان حفظ شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، هر دو مداخله موجب بهبود سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی شدند، اما اثرات بلندمدت عمدتاً در گروه درمان وجودی حفظ شد، که نشاندهنده کارآمدی بیشتر آن در پیگیری است.
واژههای کلیدی: سلامت روان، تابآوری، گروه درمانی وجودی، آموزش روانشناختی، نوجوان
این مقاله حاصل پایان نامه دکترا رشته روانشناسی است.
مقدمه
نوجوانی دورهای از زندگی است که با تغییرات جسمی، شناختی، اجتماعی و عاطفی همراه است. در این مرحله، سلامت روانی نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. سلامت روانی نوجوانان تأثیر بسزایی در رشد و توسعه آنها، رضایت از زندگی، عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی دارد(1). در این دوران، نوجوانان با چالشها و فشارهای زیادی مواجه میشوند. برخی از این چالشها شامل تغییرات هورمونی، تغییرات بدنی، فشار نظام تحصیلی، روابط صمیمی، همسالان، خانواده و محیط اجتماعی است. تمام این عوامل میتوانند به طور مستقیـم یا غیرمستقیـم بر سلامـت روانی آنها تأثیر بگذارند(2). سلامت روان به نوعی پایهای است که بر سایر جنبههای سلامت افراد تأثیر میگذارد و به آنها کمک میکند با مشکلات و چالشهای زندگی بهتر و مؤثرتر مقابله کنند. با تقویت و حفظ سلامت روانی، نوجوانان قادر خواهند بود به طور موثر با مشکلات و تغییرات زندگی روبرو شوند، خودشان را بشناسند و هویت شخصیتی خود را تعیین کنند و از راههای سازنده و مثبت برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند(3).
این دوره با خطر خودکشی در نوجوانان نیز همراه است(4). مطالعات در مورد خودکشی در نوجوانان و جوانان همچنین بر روی عوامل خطـر مانند عوامل عصبی-زیستی(5)، انواع جهتگیری جنسـی(1)، وجود اختـلالات روانپزشـکی در والدین(2)، مواجهه با رفتار خودکشی یا تقلید آن(6)، روابط مشکلدار میان همسالان(8-7)، کمبود حمایت اجتماعی(9)، سوء استفاده و غفلت(10) و جنبههای فرهنگی و نژادی(11) تمرکز کردهاند، با این حال تعداد کمی از مطالعات در مورد عوامل محافظتی در برابر خودکشی در نوجوانان و جوانان وجود دارد. دانش زیادی درباره عوامل خطر در ادبیات پژوهشی، مطالعات تجربی، بررسیها و متا-آنالیزها وجود دارد، در حالی که دانش مربوط به عواملی که موجب حفاظت در برابر خطر تلاشهای خودکشی یا خودکشیهای انجام شده در این گروه میشود، کمتر است(8). از این رو، بررسی و شناسایی عناصر مؤثر در مراقبتهای روانی نوجوانان دارای اهمیت است.
از جمله عوامل محافظتی، تابآوری است. تاب آوری به فرآیند پویا و سازگاری مثبت با تجربیات ناخوشایند اشاره دارد. افزایش تابآوری و آستانه تحمل شخص در مواجهه با شرایط استرسزا میتواند درماندگی و ناامیدی را متعادل کند و انگیزه، سلامت روانی و جسمی افراد را افزایش دهد. اجزاء تابآوری شامل اعتماد به نفس، خوشبینی، اعتقاد به تواناییهای فرد و پذیرش هستند(8). تابآوری در برابر خودکشی، در مفهوم گسترده به عنوان توانایی برای بهبود از ناملایماتی است، که ممکن است افراد را به گرفتن عمدی جان خود سوق دهد. ویژگی های تاب آوری دربرابر خودکشـی، عبارت است از حمایت اجتماعی، راهبردهای مقابلهای، سرمایه روانی، معنای زندگی و احساس مسئولیت(12). با توجه به اهمیت تابآوری در مقابله با چالشهای روانی، مداخلات درمانی متعددی برای تقویت این ویژگی و کاهش آسیبهای روانشناختی در نوجوانان مورد استفاده قرار گرفته است. روشهای درمانی که بر رشد مهارتهای سازگاری، حمایت اجتماعی و خودآگاهی تمرکز دارند، میتوانند نقش مهمی در تقویت تاب آوری داشته باشند. روشهای روان درمانی برای نوجوانان از تنوع نظری و عملی گستردهای برخوردارند که میتوانند تأثیرات متفاوتی داشته باشند؛ به طوری که برخی از نوجوانان از این درمانها بهرهمند میشوند و برای برخی دیگر نتایج دلخواه را به همراه ندارند. بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت رواندرمانی برای نوجوانان میتواند به بهینه سازی این نتایج کمک کند. در حالی که درمان فردی برای برخی نوجوانان مؤثر است، گروهدرمانی نیز به دلیل تمرکز بر روابط همتایان و فرآیند هویتیابی، رویکردی مطلوب برای آنها به شمار میرود(13).
گروهدرمانی به نوجوانان امکان میدهد که با همسالان خود تعامل کنند، خود را بیان کنند و به درک بهتر از خود و دیگران دست یابند. این روش درمانی که میتواند در قالبهای مختلفی مانند گروههـای آموزش روانشناختی و درمان وجودی اجرا شود، به نوجوانان کمک میکند تا تجربیات زندگی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و درک و توانایـیهای خود را ارتقاء دهند(14). در گروههای آموزش روان شناختی (Psychoeducational group therapy) نوجوانان در چارچوبی ساختارمند و موضوع محور شرکت میکنند که به آنها امکان میدهد مهارتهای جدید را بیاموزند و به شیوهای سیستماتیک به چالشهای رفتاری و روانی خود بپردازند. این گروهها با هدف انتقال دانش و تقویت مهارتهای پیشگیری و مقابله طراحی شدهاند(15). افزون بر این، ماهیت مهارت محور و آگاهی بخش این گروهها به ارتقاء سلامت روان کمک میکند، زیرا نوجوانان یاد میگیرند هیجانهای خود را بهتر تنظیم کنند، افکار ناکارآمد را شناسایی کنند و راهبردهای سازگارانهتری برای حل مسئله و مدیریت استرس بهکار گیرند(16). همچنین تأکید این مداخلات بر افزایش مهارت های مقابلهای، حل تعارض، مهارتهای ارتباطی و تنظیم هیجان، نقشی اساسی در تقویت تابآوری دارد؛ به این معنا که نوجوانان توانمند میشوند در برابر فشـارهای روانی، رویـدادهای ناگـوار و مشکلات میان فردی انعطافپذیری بیشتری نشان دهند و سریعتر به وضعیت روانی پایدار بازگردند. بنابراین، ساختار آموزشی–مهارتی این گروهها نهتنها دانش روان شناختی نوجوانان را افزایش میدهد، بلکه از طریق ارتقای مهارتهای تنظیم هیجان، خودآگاهی و مقابله مؤثر، به بهبود سلامت روان و افزایش تابآوری آنان کمک میکند(13). در پژوهشی دیگر که توسط مورگادوو همکاران(17) به صورت مقاله مروری ارائه شد، اثربخشی مداخلات آموزش روان شناختی بر اضطراب نوجوانان را بررسی کرد .تا بر اساس آن بتوان طرح آموزش روان شناختی جدید و چند قسمتی طراحی و پیشنهاد شود. بائوردا، بروز و ماوریدیس(18) مطالعه مرور سیستماتیک و متاآنالیز با هدف ارزیابی جامع کارآزماییهای تصادفی کنترلشده (RCT) در زمینه مداخلات گروهی آموزش روانشناختی برای کاهش علائم اضطراب در کودکان و نوجوانان انجام دادند. جستجوی سیستماتیک مقالات منجر به شناسایی12 مطالعه شامل 1132 شرکتکننده شد. نتایج تحلیلها نشان داد که این مداخلات به طور کلی تأثیر قابل توجهی بر کاهش علائم اضطراب دارند.این یافتهها نشان میدهند که آموزش روانشناختی گروهی میتواند رویکردی مؤثر و امیدوارکننده برای پیشگیری یا درمان اختلالات اضطرابی در نوجوانان باشد. در مقابل گروهدرمانی وجودی (Existential group therapy) به نوجوانان فرصتی میدهد تا با آزمایش آزادی و تواناییهای خود به کشف و رشد بپردازند و در مواجهه با دنیای دیگران، نگرشهای خود را بازنگری کنند. این رویکرد که بیشتر به بزرگسالان مرتبط بوده، میتواند با تعدیلهایی برای نوجوانان نیز اثربخش باشد و آنها را به خودنگری و تغییر عمیقتر تشویق کند(16).گروه درمانی وجودی ترکیبی از اصول تفکر وجودی و مبانی استاندارد گروهدرمانی است که فرصتی برای شرکتکنندگان فراهم میآورد تا آزادی خود را در کشف ابعاد مختلف شخصیت و امکانات خود تجربه کنند. در این نوع درمان، افراد با ایجاد ارتباط واقعی با اعضای دیگر گروه، تجربهها و نگرشهای خود را نسبت به زندگی به اشتراک میگذارند و نسبت به واکنشهای خود به جهان اطراف آگاه میشوند. در کار با نوجوانان، گروهدرمانی وجودی میتواند به آنها کمک کند تا مسائلی چون بحران هویت و معناجویی را با روشی آزادانه و بدون تحمیل اصول بزرگسالانه بررسی کنند. این روش به نوجوانان امکان میدهد که دیدگاهها و تجربیات منحصر به فرد خود را کشف کنند و با سایر همسالان تعامل و همفکری داشته باشند. در مطالعهای توسط لیبرت و همکاران(19) با عنوان تطبیق روان درمانی متمرکز بر معنا برای نوجوانان و بزرگسالان نوظهور مبتلا به سرطان: مسائل مربوط به معنا و هویت به بررسی تطبیق روان درمانی متمرکز بر معنا برای این گروه پرداخته است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که نوجوانان و بزرگسالان نوظهور مبتلا به سرطان با اضطراب، سوگ، اختلال در زندگی روزمره و فقدان معنا مواجه هستند و مداخلات معنا درمان محور میتوانند نقش مهمی در کاهش این مشکلات ایفا کنند. این مداخلات شامل کاوش در معنا و هدف زندگی، تقویت هویت فردی و حمایت در مواجهه با موضوعات دشوار مانند پیشآگهی بیماری یا پایان زندگی است. همچنین مطالعه بر اهمیت کار با والدین و مراقبان، و مدیریت سوگ و افکار خودکشی در چارچوب معنا تأکید دارد.
گروهدرمانی وجودی و آموزش روان شناختی هر دو با تکیه بر تعاملات گروهی، ایجاد فضای امن و تقویت حمایت بینفردی، در جهت بهبود سلامت روان نوجوانان حرکت میکنند. علاوه بر این، هر دو رویکرد فرصتهایی برای افزایش خودآگاهی و یادگیری راهبردهای سازگارانه فراهم میسازند، اما از نظر فلسفه و ساختار تفاوتهای مهمی دارند. گروه درمانی وجودی رویکردی تجربهمحور و تأملی است که بر خودآگاهی، معناجویی، مسئولیتپذیری و مواجهه با دغدغههای بنیادی زندگی تمرکز دارد و از این طریق میتواند به کاهش اضطرابهای وجودی و تقویت انعطافپذیری روانی کمک کند. در مقابل، گروههای آموزش روانشناختی ساختاری منظم و مهارتمحور دارند و با ارائه دانش، راهبردهای مقابله و تمرینهای عملی، مهارتهای تنظیم هیجان، حل مسئله و مدیریت استرس را تقویت میکنند. با وجود اثربخشی گزارش شده برای گروه درمانی وجودی و آموزش روانشناختی بر سلامت روان نوجوانان، پژوهشهای اندکی به مقایسه مستقیم این دو رویکرد و بررسی تفاوت آنها در تأثیر بر تابآوری در برابر خودکشی و سلامت روان پرداختهاند. بیشتر مطالعات هر رویکرد را به صورت جداگانه بررسی کردهاند و شواهد اندکی درباره اینکه کدام روش برای کدام گروه از نوجوانان و تحت چه شرایطی مؤثرتر است وجود دارد. این خلأ پژوهشی ضرورت انجام مطالعات مقایسهای و مبتنی بر شواهد را برجسته میکند تا بتوان تفاوتهای مکانیزمهای اثر، پایداری نتایج و کارآمدی هر رویکرد را بهطور دقیق تعیین کرد. این پژوهش تلاش دارد با سنجش تأثیرات گروهدرمانی بر شاخصهای مهم سلامت روان نوجوانان، به ایجاد برنامههای کارآمدتر در حیطه رواندرمانی گروهی برای نوجوانان کمک کند و به روشن شدن تأثیر ارتباط با همسالان و تجارب زیسته مشترک بر تقویت سلامت روان، تابآوری در برابر خودکشی آنان بپردازد. بنابراین هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی با گروه درمانی آموزش روانشناختی بر سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی نوجوانان دختر است.
روش بررسی
پژوهش حاضر از لحاظ هدف یک مطالعه کاربردی است و از نظر روششناسی، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری که سه ماه بعد از پایان مداخله بود، میباشد. این طرح به منظور بررسی و مقایسه اثربخشی دو رویکرد درمانی گروهی شامل درمان گروهی وجودی و آموزش روانشناختی بر متغیرهای وابسته پژوهش اجرا شد.
جامعه آماری پژوهش تمام دانش آموران دختر در سن 13 تا 15 سال ساکن در شهر یزد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونهگیری در پژوهش حاضر به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. در ابتدا تعداد 45 نفر از میان داوطلبان واجد شرایط انتخاب شدند و سپس بر اساس اهداف پژوهش و ماهیت طرح نیمهآزمایشی، این افراد به سه گروه تقسیم شدند. دو گروه آزمایشی با تعداد اولیه 15 نفر و یک گروه کنترل با تعداد اولیه 15 نفر شکل گرفتند. مطابق با توصیه منابع معتبر در زمینه حجم نمونه در مطالعات نیمهآزمایشی گروهی (مانند: پیشنهاد حداقل 12 تا 15 نفر برای هر گروه جهت حفظ توان آماری و کنترل ریزش نمونه) (دلاور، 1397). ملاکهای ورود به پژوهش شامل قرار داشتن در بازه سنی ۱۳ تا ۱۵ سال، تمایل و تعهد به شرکت منظم در جلسات گروهدرمانی، امضای فرم تعهد حضور، توانایی شرکت در جلسات در زمان و مکان تعیین شده و نداشتن بیماری جسمی یا روانپزشکی حاد بود. در مقابل ملاکهای خروج بر اساس الزامات طرح مداخلهای تعریف شد و شامل غیبت بیش از دو جلسه از مجموع هشت جلسه مداخله، عدم پایبندی به تعهدات ذکرشده در فرم تعهد، بروز رفتارهایی که موجب ایجاد اختلال در روند اجرای جلسات میشد و نیز انصراف داوطلبانه شرکتکننده در هر مرحله از پژوهش بود.گروههای آزمایشی بهترتیب تحت مداخلات درمان گروهی وجودی و درمان گروهی آموزش روانشناختی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد.
فرآیند اجرای پژوهش شامل چندین مرحله سازمان یافته بود که از جذب شرکتکنندگان تا ارزیابیهای نهایی را در بر میگرفت. در مرحله نخست به منظور جذب شرکتکنندگان، تبلیغات هدفمند در دو مؤسسه مرتبط با آموزش نوجوانان انجام شد. محتوای تبلیغات شامل اطلاعاتی درباره اهداف پژوهش، محتوای جلسات گروهدرمانی، شرایط شرکت در پژوهش و تعهدات مورد انتظار از شرکتکنندگان بود. هدف این مرحله، آگاهسازی جامعه هدف و ایجاد انگیزه برای شرکت در پژوهش بود. همچنین برای جذب شرکت کنندگان علاوه بر تبلیغات از مؤسساتی چون کانون پرورش فکری و مؤسسات آموزشی نیز کمک گرفته شد تا مخاطبانی را به ما معرفی کنند. پس از اتمام مرحله تبلیغات و فراخوان تعداد ۷۰ نوجوان دختر که تمایل خود را برای شرکت در پژوهش ابراز کرده بودند، ثبتنام کردند. شرکتکنندگان بالقوه، براساس ملاکهای ورود و خروج که به طور دقیق تعریف شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند پس از ارزیابی شرکتکنندگان بر اساس این ملاکها، تعداد 45 نفر که واجد شرایط تشخیص داده شدند، به صورت تصادفی در سه گروه تقسیم شدند: دو گروه آزمایشی با 15 نفر و یک گروه کنترل با ۱۵ نفر. گروههای آزمایشی به طور مجزا در جلسات گروهدرمانی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد و تنها در مراحل ارزیابی شرکت داشت. جلسات درمانی در قالب ۸ جلسه هفتگی در محیطی فیزیکی آرام و مناسب برگزار شد که با رعایت اصول احترام، محرمانگی و حمایت متقابل، شرکتکنندگان بتوانند آزادانه احساسات و تجربههای خود را بیان کنند. همچنین تسهیلگر با ارائه بازخورد مثبت و تشویق مشارکت، فضایی ایمن برای تعامل و یادگیری گروهی فراهم کرد و شامل مباحث آموزشی، فعالیتهای گروهی و تمرینهای فردی بود که بر اساس درمان گروهی وجودی و آموزش روانشناختی طراحی شده بودند. هر دو گروه آزمایشی، یعنی گروه درمانی وجودی و گروه آموزش روانشناختی، ۸ جلسه مداخلهای هفتگی داشتند به طوری که هر جلسه ۹۰ دقیقه به طول انجامید. جلسات در روزهای سهشنبه و پنجشنبه، ساعت 16 تا 17:30، در سالن گروهدرمانی یکی از مؤسسات آموزشی مرتبط با نوجوانان برگزار شد. تمام جلسات توسط یک درمانگر مجرب با تخصص در روانشناسی بالینی و آموزش گروهی اجرا شد تا یکنواختی روش و کیفیت مداخلات در هر دو گروه حفظ شود.
با توجه به اینکه آزمودنیها نوجوان بودند، تمام مراحل دریافت رضایتمندی مطابق اصول اخلاقی پژوهشهای انسانی انجام شد. ابتدا محققان رضایت نامه آگاهانه والدین یا سرپرستان قانونی را دریافت کردند. در این فرم، هدف پژوهش، ماهیت جلسات، تعداد جلسات، مزایا و خطرات احتمالی، حق خروج آزادانه از مطالعه و محرمانه بودن اطلاعات شفاف توضیح داده شده بود. سپس برای رعایت حقوق نوجوانان از هر شرکتکننده نیز رضایت آگاهانه گرفته شد و به زبان ساده برای آنها توضیح داده شد که شرکت در پژوهش کاملاً داوطلبانه است و میتوانند در هر مرحله بدون پیامد منفی انصراف دهند. تمام دادهها بهصورت کدگذاریشده نگهداری شد و هیچ هویت فردی ثبت یا گزارش نشد. علاوه بر این، یک شماره تماس برای والدین و شرکتکنندگان جهت پاسخ به پرسشهای احتمالی در طول مطالعه ارائه شد.
ابزارهای پژوهش شامل: پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) بود که این پرسشنامه توسط گلـدبرگ در سال (1972) تنظــیم گردیــد(20). پرسشــنامه اصــلی دارای ۶۰ ســؤال اســت، در این پژوهش از فرم 28 سوالی آن استفاده شده است که سئوالات آن در بر گیرنده چهار خرده مقیاس می باشد. سئوالات 7-1 مربوط به مقیاس علائم جسمانی و وضعیت سلامت عمومی می باشد. از سوال 14-8 مربوط به مقیاس اضطراب، از سئوال 15 تا 21 مربوط به مقیاس اختلال عملکرد اجتماعی، و سئوالات 28-22 نیز مربوط به مقیاس افسردگی می باشندکه هر یک از آنها خود شامل 7 سئوال می باشند.تمام گویه های پرسشنامه سلامت عمومی دارای ۴ گزینه و طیف لیکرت هستند. نمره بالاتر نشان دهنده سلامت عمومی پایین تر است. گلدبرگ و ویلیام (1988) پایایی این پرسشنامه به روش دو نیمه کردن که توسـط ۸۵۳ نفـر تکمیـل شـده بـود ۹۵/۰ گزارش کردند(20) همچنین چان (1998) پس از اجرای پرسشـنامه بـر روی ۷۲ دانشجو در هنگ کنگ، ضریب همسـانی درونـی این پرسشنامه را با استفاده از روش آلفـای کرونبـاخ 93/0 گـزارش کـرد. تقوی پایایی پرسشنامه سلامت عمومی را براساس سـه روش بازآزمایی، دو نیمه کردن و آلفای کرونبـاخ مـورد بررسـی قرار داد که به ترتیب، ضرایب پایـایی ۹۳/۰ ،۷۰/۰ و ۹۰/۰ را به دسـت آورد(20). پرسشنامه تاب آوری در برابر خودکشی: این پرسشنامه توسط عثمان و همکاران (2004) به منظور سنجش تاب آوری در برابر خودکشی افراد طراحی و تدوین شده است(21) و در ایران نیز اعتباریابی شده است. این پرسشنامه دارای ۲۵ سوال و سه مولفه محافظ درونی، ثبات هیجانی و محافظ بیرونی می باشد و بر اساس طیف شش گزینه ای لیکرت با سوالاتی مانند (چیزهای زیادی وجود دارد که من در مورد خودم دوست دارم) به سنجش تاب آوری در برابر خودکشی می پردازد.
گزینههای پاسخ دهی عبارتاند از شدیدا موافقم، موافقم، تا حدی موافقم، تا حدی مخالفم، مخالفم و کاملا مخالفم که به ترتیب نمره 1 تا 6 را به خود اختصاص میدهد. پایایی مقیاس از دو طریق بازآزمایی و آلفای کرونباخ بررسی گردید که به ترتیب ضرایب پایایی 93/0 و 83/0 به دست آمد(21) برای مطالعه روایی این پرسشنامه از 4 روش استفاده شد. روایی سازه پرسشنامه تابآوری در برابر خودکشی از طریق تعیین ضریب همبستگی بین این پرسشنامه با پرسشنامه افسردگی انجام شد که ضریب 60/0 به دست آمد (001/0>P). تحلیل عامل اکتشافی به روش تحلیل مؤلفههای اصلی با چرخش واریماکس برای پرسشنامه تابآوری در برابر خودکشی، سه عامل را به دست داد که به ترتیب ثبات هیجانی، عامل محافظ درونی و عامل محافظ بیرونی نام گرفت که درمجموع 74/72 درصد از واریانس کل را تبیین نمود(21).
در ادامه جلسات مداخله گروهدرمانی وجودی بر اساس چارچوب نظری و ساختاری ارائهشده در یالوم و لسزی(22) طراحی شد. مداخله آموزش روانشناختی بر اساس رویکرد گروههای آموزشی روانشناختی تعریفشده در ادبیات روانشناسی گروهی لوکنز و مکفارلند(23) بهکار گرفته شد؛ این گروهها به عنوان مداخلهای ساختارمند، مهارتمحور و آموزشی شناخته میشوند و چارچوب آنها براساس اصول آموزش روانشناختی تدوین گردید.
جدول 1: گروه درمانی مبتنی بر آموزش روانشناختی(24)
| جلسات |
اهداف |
شیوه ها |
| جلسه اول |
آشنایی با فرایند گروه درمانی و آشنایی با قوانین ایجاد زمینه همبستگی با اعضا و گروه |
معرفی آموزش روانشناختی و مهارت های مرتبط با آن، تبیین مشکلات بر اساس عدم داشتن این مهارت ها، معرفی قوانین گروه ،معارفه اعضا ،بررسی نگرانیها و نظرات اعضا |
| جلسه دوم |
آشنایی اعضا با خودآگاهی، آشنایی با اهداف و علایق و آرزوها و نگرانی ها و تفکیک آنها از یکدیگر |
انجام تمرینات مرتبط با مهارت خودآگاهی و بازی ها و تمرینات مرتبط و آموزش چگونگی هدفگذاری |
| جلسه سوم |
آشنایی با هویت و بحران هویت |
تعریف هویت و معرفی عوامل موثر بر شکل گیری هویت، تکلیف گروهی |
| جلسه چهارم |
مدیریت استرس و هیجان ها |
تعریف هیجان و انواع آن، تعریف استرس و راه های مقابله با آن با استفاده از تمرینات و فعالیت گروهی |
| جلسه پنجم |
آشنایی با تفکر خلاق و کاربردهای آن |
تمرینات مرتبط با مولفه های تفکر خلاق |
| جلسه ششم |
آشنایی با مهارت تفکر انتقادی و مزایا و کاربرد آن |
آموزش مراحل تفکر انتقادی و ویژگی های متفکر نقاد |
| جلسه هفتم |
حل مسئله و تصمیم گیری |
آموزش مراحل تصمیم گیری و حل مسئله و تمرینات مرتبط |
| جلسه هشتم |
یکپارچه سازی و تبیین مطالب جلسات قبل، تبیین گروه درمانی به عنوان آغاز ارتباطی جدید و سالم با دیگران ،پایان دادن به فرآیند گروه |
مرور مطالب قبل و فرآیند گروه: تبیین چالش های آینده اعضا در نتیجه تغییرات رفتاری -روانشناختی، بیان احساس ها و نگرش های اعضا درباره تجربه گروه درمانی ،مرتبط کردن تجربه ی گروه با تجربه های بعدی زندگی |
جدول 2: گروه درمانی وجودی(25)
| جلسات |
اهداف |
شیوه ها |
| جلسه اول |
آشنایی با فرآیند گروه درمانی آشنایی با قوانین ایجاد زمینه همبستگی با اعضا و گروه |
تبیین شکل گیری مشکلات بر اساس رویکرد وجودی، تبیین گروه درمانی وجودی، معرفی قوانین گروه، معارفه اعضا، بررسی نگرانی ها و نظرات اعضا |
| جلسه دوم |
ایجاد ارتباط و همبستگی گروهی، افزایش خودآگاهی حضور در زمان حال افزایش مشارکت گروه |
ترغیب اعضا به بیان احساسات و افکار، آموزش اعضا در مورد همدلی و بازخورد دادن ، تمرکز بر اینجا و اکنون |
| جلسه سوم |
تحقق بخشیدن به خودآگاهی ، افزایش جرات ابراز وجود و باز بودن افزایش تحمل اعضا نسبت به یکدیگر |
افزایش آگاهی با تمرکز بر سه نوع شیوه بودن، تحلیل وجودی باز بودن و ابراز وجود، تشویق اعضا و بیان احساسات و افکار، ترغیب اعضا به بیان واکنش ها در برابر باز بودن سایرین |
| جلسه چهارم |
آشنایی با مفاهیم انتخاب و آزادی، آگاهی از جایگاه پیامد های آزادی و انتخاب |
شیوه های تحلیل وجودی مفاهیم و انتخاب تعبیر رابطه آزادی و در روابط انسانی ترغیب اعضا به تصمیمگیریهای جدید |
| جلسه پنجم |
آشنایی با مفهوم مسئولیت، افزایش حس مسئولیت پذیری نسبت به خود و دیگران ،درک رابطه فرار از آزادی و انتخاب با توانایی در مسئولیت پذیری |
تحلیل وجودی مسئولیت پذیری، تبیین نقش مسئولیت پذیری در رشد شخص و رشد روابط انسانی، ترغیب اعضا به گفتگو در مورد تصمیم گیری جدید و پذیرش مسئولیت انتخاب |
| جلسه ششم |
تجربه اصالت خود در برقراری رابطه با دیگران، درک و پذیرش تنهایی و مرگ به عنوان واقعیت غیر قابل اجتناب، درک اهمیت مرگ برای پربار شدن زندگی |
ترغیب به بازخورد دادن اعضا نسبت تجارب یکدیگر در مورد روابط عمیق با دیگران، تحلیل وجودی مرگ بعنوان مکمل زندگی
،گفتگوی اعضا درباره نگرش و احساس درباره مرگ |
| جلسه هفتم |
درک معنا و هدف در زندگی، کشف معناهاینهان و آشکار زندگی اعضا، متعهد شدن و هدفی خاص در زندگی آینده |
تحلیل وجودی هدف و معناجویی در زندگی، گفتگوی اعضا درباره اهداف گذشته و یافتن معناهای پنهان |
| جلسه هشتم |
یکپارچه سازی و تبیین مطالب جلسات قبل، تبیین گروه درمانی به عنوان آغاز ارتباطی جدید و سالم با دیگران، پایان دادن به فرآیند گروه |
مرور مطالب قبل و فرآیند گروه: تبیین چالش های آینده اعضا در نتیجه تغییرات رفتاری -روانشناختی، بیان احساس ها و نگرش های اعضا درباره تجربه گروه درمانی، مرتبط کردن تجربه ی گروه با تجربه های بعدی زندگی |
یافته ها
یافته های توصیفی این پژوهش شامل تعداد 45 نفر شرکت کننده در سه گروه و هر گروه 15 نفر با میانگین و انحراف معیار متغیر سن آنها به ترتیب در گروه کنترل 86/13و 833/0، در گروه درمان وجودی، 73/13 و 79/0و در گروه آموزش روانشناختی 46/13 و 12/1 است.
همانطور که جدول 3 نشان میدهد، میانگین سلامت روان در پس آزمون و پیگیری گروه درمان وجودی به ترتیب (66/20، 33/21) در گروه آموزش روانشناختی به ترتیب (06/23، 73/18) و در گروه گواه (13/28، 53/29) شده است که همانطور که مشهود است در گروه گواه تغییر چندانی نداشته است. همچنین میانگین نمره متغیر تاب آوری در برابر خودکشی در پس آزمون و پیگیری گروه های درمان وجودی (26/122، 127) و آموزش روانشناختی (66/115، 121) و گروه گواه (8/109، 13/111) بوده است که در گروه گواه تغییر زیادی نکرده است.
برای تشخیص معنادار بودن این تغییرات، در این پژوهش از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر برای متغیرهای سلامت روان و تاب آوری در برابر خودکشی استفاده شده است. لذا، در ابتدا بررسیهای مقدماتی برای اطمینان از عدم تخطی از مفروضههای این روش آماری انجام شد.
برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات در پیشآزمون و پسآزمون از آزمون شاپیرو- ویلک استفاده شد. با توجه به سطح معناداری متغیر سلامت روان در گروه درمان وجودی که بالاتر از 05/0 است (096/0=P، 900/0= آماره)، گروه آموزش روانشناختی(254/0=P، 928/0= آماره) و گروه گواه (445/0=P، 945/0= آماره) و متغیر تاب آوری در برابر خودکشی در گروه درمان وجودی (365/0=P، 939/0= آماره)، درمان آموزش روانشناختی (245/0=P، 927/0= آماره) و گروه گواه (147/0=P، 912/0= آماره) این مفروضه تأیید میشود. برای بررسی مفروضه همگنی واریانسها از آزمون لوین استفادهشده است. با توجه به سطح معناداری که بیشتر از 05/0 شده است، متغیر سلامت روان (391/0=P، 961/0=F) و متغیر تاب آوری در برابر خودکشی (857/0=P، 154/0=F). این مفروضه نیز تأیید میشود.
در تحلیل کوواریانس، مهمترین مفروضه همگنی شیب رگرسیون است که باید مورد توجه قرار گیرد. فرض همگنی شیب رگرسیون در واقع میزان تعامل متغیر همپراش اما متغیر مستقل را مورد بررسی قرار میدهد. مقدار F به دستآمده برای متغیرهای سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی شناختی نشان میدهد که شیب رگرسیون دو متغیر تفاوت معناداری با هم ندارند و بنابراین فرض همگنی شیب رگرسیون مورد تأیید قرار میگیرد، سلامت روان (251/0=P، 433/1=F) و تابآوری در برابر خودکشی (147/0=P، 018/2=F). همچنین فرض همگنی ماتریس های کواریانس در متغیر سلامت روان و تاب آوری در برابر خودکشی با آزمون Mباکس انجام شد.
در متغیر سلامت روان مفروضه آزمون M باکس برابر با 52/4 است و سطح معنی داری آن برابر با 647/0 است و در متغیر تابآوری در برابر خودکشی مفروضه آزمون M باکس برابر با 806/5 است و سطح معنی داری آن برابر با 072/0 است.
با توجه به اینکه سطح معنی داری آماری بیشتر از 05/0 بوده است فرض همگنی ماتریس های کواریانس در متغیر تاب آوری تایید می شود. بنابراین همه پیشفرضهای لازم و ضروری برای انجام آزمون تحلیل کوواریانس رعایت شدهاند. در ادامه تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در متغیر سلامت روان با استفاده از اثر لامبدای ویلکز برابر با 584/0 با مقدار احتمال 001/0 میباشد و برای متغیر تاب آوری در برابر خودکشی اثر لامبدای ویلکز 642/0 با مقدار احتمال 001/0 است. بنابراین میتوان نتیجه گیری کرد که زمان تأثیر معنی داری بر نمرههای سلامت روان و تابآوری در برابر خودکشی داشته است. پیشفرض کرویت طبق آزمون موچلی در هر دو متغیر سلامت روان و تابآوری نقض شد(05/0>P). بنابراین از مقادیر تصحیحشده در ردیف گرینهاوس–گایزر برای تفسیر تحلیل استفاده گردید. اطلاعات جدول 4 نشان میدهد که، اثر پیشآزمون از لحاظ آماری در متغیر سلامت روان و تاب آوری در برابر خودکشی معنادار بود (05/0>p) به این معنی که نمره پیشآزمون در پسآزمون اثر داشته است و مقداری از واریانس نمرههای پسآزمون، تحت تأثیر پیشآزمون قرار دارد. در ادامه برای آزمون اثر مداخلهگرانه، بر متغیر وابسته، اثر پیشآزمون، به عنوان متغیر همپراش حذف گردید. بعد از تعدیل نمرههای پیشآزمون، تفاوت معناداری بین سه گروه گواه، درمان وجودی و آموزش روانشناختی در میانگین نمرات سلامت روان و تاب آوری در برابر خودکشی در پس آزمون و پیگیری به دست آمد. در متغیر سلامت روان در پس آزمون (05/0>p، 59/26=F و 565/0= مجذور اتا) 5/56 درصد از تغییرات نمرات در سلامت روان و در پیگیری (05/0>p، 16/4=F و 169/0= مجذور اتا) نیز 9/16 درصد از تغییرات سلامت روان تأثیر درمان وجودی و آموزش روانشناختی است.
در متغیر تاب آوری در برابر خودکشی نیز در پس آزمون (05/0>p، 98/28=F و 602/0= مجذور اتا) 2/60 درصد از تغییرات نمرات در تاب آوری در برابر خودکشی و در پیگیری (05/0>p، 75/5=F و 219/0= مجذور اتا) نیز 9/21 درصد از تغییرات تاب آوری در برابر خودکشی تأثیر درمان وجودی و آموزش روانشناختی است. در ادامه آزمون تعقیبی بن فرونی برای تعیین تفاوت بین گروه ها انجام شد. نتایج در جدول 5 نشان داده شده است.
همانطور که در جدول 5 نشان داده شده است، تفاوت میانگین ها در متغیر سلامت روان در پس آزمون بین گروه های گواه و درمان وجودی و آموزش روانشناختی معنادار است اما بین دو گروه آموزش روانشناختی و درمان وجودی تفاوت میانگین ها معنادار نیست.
در پیگیری نیز فقط بین گروه گواه و درمان وجودی تفاوت میانگین ها معنادار است. در متغیر تاب آوری در برابر خودکشی تفاوت میانگین گروههای گواه و درمان وجودی و آموزش روانشناختی در پس آزمون معنادار است ولی بین گروه درمان وجودی و آموزش روانشناختی تفاوت گروه ها معنادار نیست. و در پیگیری هم فقط بین گروه گواه و درمان وجودی تفاوت میانگین ها معنادار است.
جدول 3: آمارههای توصیفی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه گروه (کنترل، درمان وجودی و آموزش روانشناختی) در متغیر سلامت روان و تابآوری
| گروه کنترل |
آموزش روانشناختی |
درمان وجودی |
مرحله |
|
| انحراف معیار |
میانگین |
تعداد |
انحراف معیار |
میانگین |
تعداد |
انحراف معیار |
میانگین |
تعداد |
|
|
| 63/5 |
73/28 |
15 |
39/9 |
13/25 |
15 |
4/9 |
86/23 |
15 |
پیش آزمون |
سلامت روان |
| 95/5 |
53/29 |
15 |
16/8 |
73/18 |
15 |
67/7 |
66/20 |
15 |
پس آزمون |
| 13/5 |
13/28 |
15 |
36/7 |
06/23 |
15 |
58/8 |
33/21 |
15 |
پیگیری |
| 8/13 |
66/113 |
15 |
96/14 |
33/109 |
15 |
58/13 |
53/116 |
15 |
پیش آزمون |
تاب آوری در برابر خودکشی |
| 51/12 |
13/111 |
15 |
04/10 |
121 |
15 |
88/9 |
127 |
15 |
پس آزمون |
| 72/15 |
8/109 |
15 |
6/10 |
66/115 |
15 |
05/10 |
26/122 |
15 |
پیگیری |
جدول 4: نتایج تحلیل اثرات درون آزمودنی در آزمون تحلیل کوواریانس با اندازه گیری های مکرر در متغیر سلامت روان در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری در سه گروه (گواه، درمان وجودی، آموزش روانشناختی)
| متغیر |
مراحل |
مجموع مربعات |
درجه آزادی |
میانگین مربعات |
آماره F |
سطح معنیداری |
میزان تأثیر |
سلامت روان |
پسآزمون |
پیشآزمون |
48/1789 |
1 |
78/1789 |
77/234 |
001/0 |
851/0 |
| گروه |
44/405 |
2 |
72/202 |
59/26 |
001/0 |
565/0 |
| پیگیری |
پیشآزمون |
87/1834 |
1 |
87/1834 |
38/231 |
001/0 |
849/0 |
| گروه |
04/66 |
2 |
02/33 |
16/4 |
023/0 |
169/0 |
| تاب آوری در برابر خودکشی |
پسآزمون |
پیشآزمون |
21/3787 |
1 |
21/3787 |
86/30 |
001/0 |
761/0 |
| گروه |
24/1793 |
2 |
62/896 |
98/28 |
001/0 |
602/0 |
| پیگیری |
پیشآزمون |
94/2888 |
1 |
94/2888 |
23/33 |
001/0 |
448/0 |
| گروه |
42/1000 |
2 |
21/500 |
75/5 |
001/0 |
219/0 |
جدول 5: آزمون تعقیبی (بن فرونی) بین گروه گواه، درمان وجودی و آموزش روانشناختی در پسآزمون و پیگیری
| متغیر |
گروه |
تفاوت میانگینها |
خطای استاندارد |
سطح معناداری |
سلامت روان |
پسآزمون |
گواه |
درمان وجودی |
98/6 |
038/1 |
001/0 |
| گواه |
آموزش روانشناختی |
04/6 |
025/1 |
001/0 |
| درمان وجودی |
آموزش روانشناختی |
941/0 |
010/1 |
998/0 |
| پیگیری |
گواه |
درمان وجودی |
94/2 |
05/1 |
025/0 |
| گواه |
آموزش روانشناختی |
21/2 |
04/1 |
121/0 |
| درمان وجودی |
آموزش روانشناختی |
729/0 |
030/1 |
986/0 |
| تاب آوری در برابر خودکشی |
پسآزمون |
گواه |
درمان وجودی |
01/14 |
97/1 |
001/0 |
| گواه |
آموزش روانشناختی |
66/12 |
98/1 |
001/0 |
| درمان وجودی |
آموزش روانشناختی |
34/1 |
006/2 |
975/0 |
| پیگیری |
گواه |
درمان وجودی |
18/11 |
41/3 |
006/0 |
| گواه |
آموزش روانشناختی |
11/8 |
43/3 |
069/0 |
| درمان وجودی |
آموزش روانشناختی |
07/3 |
47/3 |
986/0 |
بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر برای بررسی و مقایسه اثربخشی دو روش درمانی آموزش روانشناختی و گروه درمانی وجودی در بهبود سلامت روان و تابآوری نوجوانان دختر در برابر خودکشی انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که دو گروه درمانی آموزش روانشناختی و گروه درمـانی وجـودی بر روی سلامـت روان تفـاوت معناداری ندارند و از هر دو مداخله (درمان وجودی و آموزش روانشناختی) میتوان برای بهبود سلامت روان بهره گرفت. پژوهشی که به طور مستقیم این دو روش درمانی را مقایسه کند، در منابع داخلی و خارجی یافت نشد، اما مطالعات اخیر به بررسی مداخلات مختلف برای بهبود سلامت روان نوجوانان پرداختهاند. این نتایج با نتایج فلورنسا و همکـاران(13)، بائوردا و همکـاران
(18) و سعیدمنش و همکاران(26) همسو است. یافتههای مطالعـات اخیـر نشـان میدهند که مداخـلات گروهـی شناختی-رفتاری، آموزش روانی خانواده و سایر برنامههای مهارتآموزی، اثرات مثبت قابل توجهی بر سلامت روان نوجوانان دارند(13). مرورهای سیستماتیک و متاآنالیز نیز نشان دادهاند که گروههای آموزش روانشناختی میتوانند به طور قابل توجهی علائم اضطراب و استرس را کاهش دهند و مهارتهای مقابلهای نوجوانان را ارتقا دهند(27).
از سوی دیگر، پژوهشهای مرتبط با مداخلات وجودی-انسانگرایانه نشان دادهاند که این روشها خودآگاهی، عزت نفس و درک معنای زندگی را افزایش میدهند و نوجوانان را در مواجهه با فشارهای روانی و بحرانهای هویتی توانمند میسازند(28). بنابراین هر دو روش، اگرچه از نظر رویکرد متفاوتاند اما به نوجوانان کمک میکنند تا شناخت بهتری از خود، هیجانات و موقعیتهای زندگیشان پیدا کنند،مهارتهای مقابلهای و سازگاری روانی خود را در برابر فشارها و بحرانها تقویت کنند. این یافتهها اهمیت استفاده از مداخلات گروهی چند بعدی و ترکیبی در برنامههای ارتقای سلامت روان نوجوانان را تأکید میکنند و نشان میدهند که توجه همزمان به
مهـارتهای روانی–اجتماعی و معناجـویی میتواند اثرگـذاری
بیشتری در پیشگیری از مشکلات روانی ایجاد کند(18).
در ادامه نتایج نشان داد گروه درمانی آموزش روانشناختی و گروه درمانی وجودی بر روی تاب آوری نوجوانان تفاوت معناداری ندارند و از هر دو مداخله (درمان وجودی و آموزش روانشناختی) میتوان برای بهبود تاب آوری بهره گرفت. این یافتهها با نتایج مپل و همکاران(29)، پرشیا و همکاران(30) و تانگ و همکاران(31) همسو است. در تبیین این نتایج میتوان گفت که مکانیسم اثر این مداخلات متفاوت اما مکمل است؛ درمان وجودی بر یافتن معنا و هدف در زندگی، پذیرش رنج و بحرانها و استفاده از آنها برای رشد شخصی تمرکز دارد، در حالی که آموزش روانشناختی از طریق تکنیکهای شناختی-رفتاری، مهارتهای حل مسئله و مقابلهای را ارتقاء میدهد و نوجوانان را برای مدیریت استرس و مشکلات روزمره توانمند میسازد. پژوهشها نشان دادهاند که درمان رفتار دیالکتیکی میتواند تابآوری روانشناختی را بهطور معناداری افزایش دهد و اضطراب وجودی را کاهش دهد(32). آموزش روانشناختی از طریق تکنیکهای شناختی و رفتاری، مهارتهای حل مسئله و مقابلهای را تقویت میکند و درمان وجودی به نوجوانان کمک میکند تا معنای رنج و چالشهای زندگی را درک کنند و از آنها برای رشد شخصی بهره ببرند. این گروه درمانیها میتوانند احساس انزوای اجتماعی را کاهش دهند و باعث بهبود ارتباطات نوجوانان با دیگران شوند(33). آموزش روانشناختی ممکن است بیشتر روی مهارتهای ارتباطی تمرکز کند، اما درمان وجودی نیز فرد را به کشف روابط عمیقتر با دیگران سوق میدهد(34) و باعث کاهش اضطراب، افسردگی و افکار منفی میشوند. آموزش روانشنـاختی معمولاً تکنیـکهای شناختی-رفتاری را برای مدیریت این مشکلات ارائه میدهد و درمان وجودی از طریق پذیرش ناملایمات زندگی و یافتن معنا در آنها، اضطراب وجودی را کاهش میدهد(35). از سوی دیگر نوجوانان نسبت به بزرگسالان انعطاف پذیری شناختی بیشتـری دارند، یعنی میتواننـد روشهای مختلف تفکـر و درک زندگی را راحتتر بپذیرند و به شدت تحت تأثیر محیط اجتماعی، دوستان، خانواده و مدرسه هستند. بنابراین هر دو درمان، اگر در فضایی حمایتگر اجرا شوند، میتوانند به بهبود و افزایش تابآوری کمک کنند(36).
با این حال تداوم اثرات در مرحله پیگیری عمدتاً در گروه درمان وجودی مشاهده شد. بنابراین درمان وجودی در حفظ نتایج در بلندمدت کارآمدتر بود. یکی از دلایل اصلی پایداری بیشتر درمان وجودی در مقایسه با آموزش روانشناختی، ماهیت عمیق و بنیادین این رویکرد است. درمان وجودی به جای تمرکز صرف بر آموزش مهارتها یا ارائه اطلاعات، مستقیماً به معنای زندگی، آزادی، مسئولیت، تنهایی و مرگ بهعنوان دغدغههای بنیادی انسان میپردازد(37). نوجوانان در این رویکرد نه تنها مهارتهای فوری مقابله را میآموزند، بلکه درکی عمیقتر از جایگاه خود در جهان، ارزشها و مسئولیتهای شخصیشان پیدا میکنند. این بازسازی معنایی میتواند منجر به تغییرات پایدارتر در هویت و نظام فکری شود. در مقابل آموزش روانشناختی گرچه در کوتاه مدت میتواند آگاهی و مهارتهایی در زمینه مدیریت هیجان یا پیشگیری از خودکشی ایجاد کند، اما غالباً تغییرات سطحیتری ایجاد میکند و به ریشههای وجودی مشکلات نمیپردازد. به همین دلیل، اثرات آن در طول زمان ممکن است کاهش یابد. این پژوهش دارای محدودیتهایی نیز بود. از محدودیتهای پژوهش حاضر میتوان به چند مورد مهم اشاره کرد. نخست، عوامل محیطی و فردی پس از مداخله، مانند حمایت خانواده، فشار همسالان یا رخدادهای زندگی، ممکن است نتایج پیگیری سه ماهه را تحت تأثیر قرار داده باشند و کنترل آنها در مطالعه امکان پذیر نبوده است. دوم وابستگی به پرسشنامههای خود اظهاری برای اندازهگیری سلامت روان و تابآوری، میتواند با پاسخهای اجتماعی پسند یا تغییرات کوتاهمدت حالت روانی نوجوانان تحت تأثیر قرار گیرد و این محدودیت اعتبار دادهها را کاهش میدهد. سوم، تفاوت در مهارت و سبک اجرای درمانگر و کیفیت تعامل اعضای گروه نیز ممکن است بر اثربخشی مداخلات تأثیرگذار باشد و این متغیرها در مطالعه بهطور دقیق کنترل نشدهاند. از دیگر محدودیتهای این پژوهش، بررسی نکردن تأثیر عوامل فردی همچون پیشینه خانوادگی، میزان حمایت اجتماعی و سطح تحصیلات والدین است که میتوانند بر اثربخشی این مداخلات تأثیرگذار باشند. ازاینرو، پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده با در نظر گرفتن این محدودیتها، طراحیهای متنوعتری را برای بررسی اثربخشی این مداخلات ارائه دهند و از روشهای ترکیبی برای بهبود سلامت روان نوجوانان استفاده کنند. با توجه به یافتههای این پژوهش، پیشنهاد میشود که مراکز مشاوره، مدارس و نهادهای مرتبط از مداخلات گروهدرمانی آموزش روانشناختی و درمان وجودی برای بهبود سلامت روان و افزایش تابآوری نوجوانان بهره ببرند. علاوه براین انجام مطالعات طولی برای بررسی تأثیرات بلندمدت این درمانها بر نوجوانان ضروری است تا مشخص شود که این مداخلات تا چه میزان میتوانند در درازمدت تأثیرات پایدار داشته باشند. همچنین توسعه برنامههای آموزشی برای مشاوران و رواندرمانگران جهت استفاده بهینه از این دو روش درمانی پیشنهاد میشود.
ملاحظات اخلاقی
تحقیق حاضر در کمیته اخلاق دانشگاه علم و هنر یزد با کد اخلاق IR.ACECR.USC.REC.1403.177 به ثبت رسیده است.
سهم نویسندگان
سهیلاکاغذگران؛ مصاحبه و گردآوری اطلاعات، گرداوری منابع و تجزیه و تحلیل داده ها و محسن سعید منش و محمدعلی صادقی پور طراحی و طاهره صادقیه و مسلم دهقانی زاده، نظارت پژوهش را برعهده داشتند. نویسندگان نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفته اند.
حمایت مالی
در انجام این تحقیق هیچ گونه حمایت مالی دریافت نشده است.
تضاد منافع
پژوهش حاضر هیچگونه تعارض منافعی با هیچ سازمانی ندارد.
تقدیر و تشکر
نویسندگان مقاله بر خود لازم می دانند از زحمات تمامی عزیزانی که در اجرای این پژوهش یاری کردند تشکر و قدردانی کنند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روان شناسی دریافت: 1404/4/15 | پذیرش: 1404/6/22 | انتشار: 1404/12/10