دوره 24، شماره 5 - ( اذر و دی 1405 )                   جلد 24 شماره 5 صفحات 59-50 | برگشت به فهرست نسخه ها

Ethics code: IR.SEMUMS.REC.1402.323

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Asghari B, Sabahi P, Hajitabar Firouzjaei N. Discriminant Analysis of Cluster B Personality Disorders Based on The Type of Defense Mechanism and Empathy. TB 2026; 24 (5) :50-59
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3822-fa.html
اصغری بابک، صباحی پرویز، حاجی تبار فیروزجایی نیما. تحلیل تمییزی اختلالات شخصیت خوشه B بر مبنای نوع مکانیسم دفاعی و همدلی. طلوع بهداشت. 1405; 24 (5) :50-59

URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3822-fa.html


دانشگاه سمنان ، babakasghari723@gmail.com
متن کامل [PDF 387 kb]   (6 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (6 مشاهده)
متن کامل:   (1 مشاهده)
تحلیل تمییزی اختلالات شخصیت خوشهB بر مبنای نوع مکانیسم دفاعی و همدلی
نویسندگان: بابک اصغری1، پرویز صباحی2، نیما حاجی تبار فیروزجائی3
1.نویسنده  مسئول: کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران  شماره تماس: 09020292562               Email: asgharibabak723@gmail.com
2.دانشیار گروه روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
3.کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
                                 
چکیده
مقدمه: اختلالات شخصیت خوشه B (ضداجتماعی، مرزی، خودشیفته و نمایشی) به ‌دلیل همپوشانی بالینی، تشخیص افتراقی دشواری دارند. بر اساس مدل نظری روان‌پویشی و شناختیاجتماعی که هم‌زمان تنظیم هیجان، دفاع‌های ناهشیار و فرایندهای بین‌فردی را مدنظر قرار می‌دهد، نقش مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی در این گروه‌ها بررسی شد.
 روش بررسی: پژوهش حاضر که از نوع مقطعی بود،  در سال ۱۴۰۳ بر روی ۱۰۰ نفر شامل ۸۰ بیمار مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B (۲۰ نفر در هر یک از گروه‌های مرزی، ضداجتماعی، خودشیفته و نمایشی) و ۲۰ فرد سالم انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه سبک‌های دفاعی و مقیاس همدلی دیویس استفاده شد. داده‌ها با استفاده از تحلیل تمییزی چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد افراد مبتلا  به اختلالات شخصیت ضداجتماعی و خودشیفته در مقایسه با سایر گروه ها بیشتر از مکانیسم های دفاعی نابالغ استفاده کرده و سطوح پایین تری از دغدغه همدلانه داشتند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز آشفتگی شخصی بیشتری را تجربه می کردند. مدل تحلیل تمییزی توانست با توجه به سبک دفاعی و  نوع همدلی،  95 درصد افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، 90 درصد افراد سالم، 75 درصد افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته،  65 درصد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و 50 درصد افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی را به درستی پیش بینی کند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی ابزار تحلیلی مهمی برای تمایز اختلالات شخصیت خوشه B است، اما قدرت تفکیک در برخی زیرگروه‌ها محدود است. نتایج باید با توجه به طراحی مقطعی و محدودیت‌های طبقه‌بندی تفسیر شود.
واژه های کلیدی: اختلالات شخصیت خوشه B؛  مکانیسم‌های دفاعی؛  همدلی؛ تحلیل تمییزی
 
مقدمه
اختلالات شخصیت خوشه B، شامل اختلال شخصیت ضداجتماعی، مرزی، خودشیفته و نمایشی از چالش‌برانگیزترین تشخیص‌ها در روان ‌شناسی بالینی و روان ‌پزشکی محسوب می‌شوند. این اختلالات نه‌ تنها با الگوهای پایدار بی‌ثباتی هیجانی، تکانشگری و اختلال در روابط بین ‌فردی مشخص می‌شوند، بلکه به دلیل همپوشانی بالینی بالا، تشخیص افتراقی آن‌ها همچنان یکی از دشوارترین مسائل بالینی باقی مانده است(1). تشابه علائم رفتاری و هیجانی میان این اختلالات، به‌ویژه در بافت‌های بالینی واقعی، اغلب موجب خطاهای تشخیصی و در نتیجه انتخاب مداخلات درمانی ناکارآمد می‌شود.در سال‌های اخیر، رویکردهای روان‌ پویشی و بین‌فردی تلاش کرده‌اند با تمرکز بر فرآیندهای زیربنایی‌تر، مانند مکانیسم‌های دفاعی و ظرفیت همدلی، به درک دقیق‌تری از تمایزات درون‌خوشه‌ای اختلالات شخصیت دست یابند(2). مکانیسم‌های دفاعی به‌ عنوان راهبردهای ناهشیار تنظیم هیجان و تعارض، نقش اساسی در سازمان شخصیت ایفا می‌کنند و    شواهد نشان می‌دهد که استفاده غالب از دفاع‌های نابالغ، با آسیب‌پذیری‌های هیجانی و بین ‌فردی شدیدتر همراه است. به‌طور خاص در اختلالات شخصیت خوشه B، دفاع‌هایی مانند فرافکنی، انکار و کنش‌نمایی به‌طور مکرر گزارش شده‌اند و با الگوهای رفتاری تکانشی و روابط ناپایدار مرتبط دانسته شده‌اند(3، 2). در کنار مکانیسم‌های دفاعی، همدلی یکی دیگر از سازه‌های کلیدی در تبیین کارکرد بین‌فردی افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B است. همدلی در مدل چند بعدی دیویس، شامل مؤلفه‌های شناختی و هیجانی متمایزی است که هر یک می‌توانند به‌طور متفاوتی در این اختلالات دچار اختلال شوند(4). پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در برخی از اختلالات خوشه B، مانند اختلال شخصیت مرزی، آشفتگی شخصی افزایش می‌یابد، در حالی که در اختلالات ضداجتماعی و خودشیفته، کاهش دیدگاه‌گرایی و دغدغه همدلانه برجسته‌تر است. این یافته‌ها حاکی از آن است که الگوهای همدلی می‌توانند نقش مهمی در تمایزگذاری میان این اختلالات ایفا کنند(5،6).
با وجود این، مرور ادبیات نشان می‌دهد که دو محدودیت اساسی همچنان باقی است. نخست، اغلب پژوهش‌ها مکانیسم‌های دفاعی و همدلی را به‌ صورت جداگانه بررسی کرده‌اند و تعامل هم‌زمان این دو سازه در تبیین تفاوت‌های درون‌خوشه‌ای اختلالات شخصیت خوشه B کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دوم، بیشتر مطالعات از تحلیل‌های مقایسه‌ای ساده استفاده کرده‌اند که توان محدودی در شناسایی الگوهای چندمتغیره و تفکیک تشخیصی دارند. این در حالی است که روش‌هایی مانند تحلیل تمییزی، با امکان بررسی هم‌زمان   چندین متغیر پیش‌بین، می‌توانند الگوهای متمایزی از ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی را در اختلالات شخصیت خوشه B آشکار سازند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تمایزگذاری اختلالات شخصیت خوشه B بر اساس الگوهای مکانیسم‌های دفاعی و همدلی انجام شد(8،7).
 به‌طور مشخص، این مطالعه می‌کوشد بررسی کند که آیا ترکیب این متغیرها قادر است بین اختلالات شخصیت مرزی، ضداجتماعی، خودشیفته و نمایشی تمایز معناداری ایجاد کند یا خیر. فرضیه اصلی پژوهش آن است که الگوهای متمایزی از دفاع‌های نابالغ و مؤلفه‌های همدلی، هر یک از اختلالات شخصیت خوشه B را از یکدیگر تفکیک می‌کنند و تحلیل تمییزی قادر خواهد بود این تمایزها را با دقت قابل قبول پیش‌بینی کند. نتایج این پژوهش می‌تواند به بهبود تشخیص افتراقی و طراحی مداخلات درمانی هدفمندتر مبتنی بر اصلاح سبک‌های دفاعی و ارتقای ظرفیت همدلی کمک کند.
روش­ بررسی
پژوهش حاضر از نوع مقطعی و با استفاده از تحلیل تمییزی انجام شد. هدف پژوهش، بررسی نقش مکانیسم‌های دفاعی و همدلی در تمایزگذاری میان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B و افراد سالم بود. جامعه پژوهش شامل مراجعان مراکز درمانی و روان‌شناختی شهرستان ساری در سال 1403 بود. نمونه‌گیری به روش در دسترس از سه مرکز بالینی (دو کلینیک روان‌شناسی و یک مرکز روان‌پزشکی) انجام شد. پس از غربالگری اولیه و انجام مصاحبه بالینی ساختاریافته مبتنی بر ملاک‌های        راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) توسط روان‌شناس بالینی، 80 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B انتخاب شدند. این گروه شامل 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی بود. همچنین 20 فرد سالم فاقد هرگونه اختلال روان‌پزشکی بر اساس مصاحبه بالینی به‌عنوان گروه کنترل در مطالعه شرکت کردند. دامنه سنی شرکت‌کنندگان بین 18 تا 44 سال بود.
حجم نمونه بر اساس ماهیت تحلیل‌های چندمتغیری و به ویژه تحلیل تمییزی تعیین شد. مطابق توصیه‌های روش‌شناختی، در تحلیل‌های چندمتغیری حداقل 5 تا 10 شرکت‌کننده به ازای هر متغیر پیش‌بین برای دستیابی به برآوردهای پایدار و نتایج قابل اعتماد توصیه می‌شود. با توجه به تعداد متغیرهای پیش‌بین پژوهش حاضر و ساختار گروه‌بندی نمونه، حجم 100 نفری (80 بیمار و 20 فرد سالم) برای انجام تحلیل تمییزی و دستیابی به توان آماری مناسب کافی و قابل قبول ارزیابی شد. این رویکرد با توصیه‌های روش‌شناختی مطرح‌شده توسط Tabachnick و Fidell  در زمینه تحلیل‌های چندمتغیری همسو است؛ همچنین در منابع روش‌شناسی پیشرفته تحلیل داده‌ها نیز بر کفایت نسبی چنین نسبت‌هایی در تحلیل‌های طبقه‌بندی تأکید شده است (19).
ملاک‌های ورود شامل داشتن تشخیص اختلال شخصیت خوشه B بر اساس مصاحبه بالینی، سن بالای ۱۸ سال و رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش بود و ملاک‌های خروج شامل اختلالات روان‌پریشی فعلی، عقب‌ماندگی ذهنی، مصرف فعال مواد، تکمیل ناقص پرسشنامه‌ها، و نیز اختلالات شایع همراه مانند افسردگی یا اضطراب بود تا اثرات اختلالات هم‌زمان کاهش یابد. بدین ترتیب در مجموع داده‌های ۱۰۰ نفر (۸۰ بیمار و ۲۰ فرد سالم) در تحلیل نهایی وارد شدند. برای گردآوری داده‌ها از چهار ابزار معتبر استفاده شد: نخست پرسشنامه سبک‌های دفاعی (DSQ) که توسط اندروز و همکاران     ساخته شده و یکی از ابزارهای پرکاربرد در سنجش سبک مکانیسم‌های دفاعی است. این پرسشنامه شامل ۴۰ ماده با مقیاس لیکرت ۹ درجه‌ای است که سه سطح مکانیسم‌های دفاعی     یعنی دفاع‌های نابالغ (مانند فرافکنی، انکار، کنش‌نمایی              و خیال ‌پردازی)، دفاع‌های نوروتیـک (مانند جابجـایی، عقلانی‌سازی و واکنش وارونه) و دفاع‌های بالغانه (مانند والایش و شوخ‌طبعی) را می‌سنجد. تدوین‌کنندگان این ابزار روایی محتوایی ابزار را مطلوب گزارش کردند و پایایی ابزار را به روش آلفای کرونباخ برای سه عامل نابالغ، نوروتیک و بالغانه به‌ترتیب 83/0، 77/0و 81/0 بدست آوردند(9).
این پرسشنامه در ایران مورد بررسی قرار گرفت و میزان روایی محتوایی آن به روش CVR برابر با مقدار 78/0 گزارش شد. همچنین پایایی این ابزار به روش آلفای کرونباخ برای سبک‌های رشدنایافته، روان‌رنجور و رشدیافته به ترتیب 75/0، 68/0و 70/0 بدست آمد (10). ابزار دوم، مقیاس همدلی دیویس (DEQ) بود که توسط دیویس ساخته شده و شامل ۲۸ ماده با مقیاس لیکرت پنج درجه‌ای است. این پرسشنامه چهار بعد دیدگاه‌گرایی، دغدغه همدلانه و آشفتگی شخصی را می‌سنجد. پایایی این ابزار با ضریب آلفای کرونباخ بالای 70/0 گزارش شده‌است . همچنین روایی این ابزار از طریق تحلیل عاملی مطلوب بدست آمد (12، 11). پس از انتخاب نمونه و توضیح اهداف پژوهش، از شرکت‌کنندگان رضایت آگاهانه اخذ گردید و پرسشنامه‌ها به صورت انفرادی و در محیطی آرام و بدون حضور افراد دیگر تکمیل شدند تا احتمال سوگیری پاسخ کاهش یابد. برای کنترل اثر خستگی، ترتیب ارائه پرسشنامه‌ها در میان آزمودنی‌ها تغییر می‌کرد و زمان تکمیل پرسشنامه‌ها حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه بود.
تحلیل آماری: داده‌ها پس از کدگـذاری در نرم‌افـزار  SPSS نسخه ۲۶ وارد شدند. ابتدا آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار محاسبه شد. پیش از انجام تحلیل تمییزی، نرمال بودن چندمتغیره، خطی بودن و همگنی ماتریس کوواریانس‌ها
با استفاده از آزمون Box’s M و بررسی شاخص‌های چولگی
و کشیدگی مورد ارزیابی قرار گرفت.
سپس تحلیل تمییزی چندگانه انجام شد تا توانایی متغیرهای مکانیسم دفاعی و مؤلفه‌های همدلی در تمایزگذاری میان بیماران اختلال شخصیت مرزی (BPD)، اختلال شخصیت ضداجتماعی(ASPD)، اختلال شخصیت خودشیفته(NPD)، اختلال شخصیت نمایشی(HPD)  و گروه کنترل بررسی شود. درصد صحت طبقه‌بندی گروه‌ها بر اساس توابع تمییزی گزارش شد. سطح معناداری در تمامی تحلیل‌ها 05/0p<  در نظر گرفته شد.
یافته ها
میانگین سنی شرکتکنندگان 8/29 سال ، انحراف معیار 6/2و دامنه سنی ۱۸ تا ۴۴ سال بود. ۵۶ درصد نمونه را زنان و ۴۴ درصد را مردان تشکیل میدادند. در گام نخست، شاخص‌های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش، شامل سبک‌های مکانیسم‌های دفاعی (بالغ، نوروتیک و نابالغ) و مؤلفه‌های همدلی (دیدگاه‌گرایی، دغدغه همدلانه و آشفتگی شخصی) برای گروه‌های مورد مطالعه محاسبه شد.
نتایج توصیفی نشان داد که افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B در مقایسه با گروه غیرمبتلا، به ‌طور کلی از مکانیسم‌های دفاعی نابالغ بیشتر و از مکانیسم‌های دفاعی بالغ کمتر استفاده می‌کنند. همچنین میانگین نمرات همدلی، به‌ویژه در مؤلفه‌های دغدغه همدلانه و دیدگاه‌گرایی، در گروه‌های بیمار پایین‌تر از گروه غیرمبتلا بود، در حالی که مؤلفه آشفتگی شخصی در گروه‌های بیمار سطح بالاتری را نشان داد(جدول 1).
در گام دوم، برای آزمون فرضیهها از تحلیل تمییزی چندگانه استفاده شد. پیش از اجرای تحلیل، مفروضههای آماری شامل نرمال بودن توزیع متغیرها و همگنی ماتریسهای واریانسکوواریانس بررسی شد که نتایج نشاندهنده کفایت شرایط برای اجرای تحلیل تمایزی بود.
 نتایج تحلیل نشان داد که توابع تمییـزی به طور معناداری توانایی تفکیـک گروههـا را دارنـد (001/0𝑝<). سه تابع تمایزی استخراج شد که در مجموع توانستند ۷۳ درصد واریانس گروهها را تبیین کنند. تابع اول بیشترین سهم در تمایز گروهها داشت و عمدتاً بر اساس مکانیسمهای دفاعی نابالغ و مؤلفه نگرانی دلسوزانه همدلی تعریف میشد.
تابع دوم بیشتر با مکانیسمهای دفاعی نوروتیک و مؤلفه آشفتگی شخصی همبسته بود و تابع سوم با مکانیسمهای دفاعی بالغ و مؤلفه دیدگاهپذیری مرتبط بود(جدول 2). تابع تمییزی اول با مقدار ویژه 1/925 و همبستگی کانونی 0/811، بیشترین سهم را در تمایزگذاری میان گروه‌ها داشت و 56/5 درصد از واریانس بین‌گروهی را تبیین می‌کرد.
تابع دوم با مقدار ویژه 1/032، 30/3 درصد از واریانس را تبیین نمود، در حالی که سهم توابع سوم و چهارم به‌ترتیب 8/3 و 4/9 درصد بود (جدول 2). این یافته‌ها نشان می‌دهد که تمایزگذاری اصلی میان گروه‌ها عمدتاً توسط دو تابع نخست انجام شده است.
نتایج ماتریس طبقه‌بندی نشان داد که درصد طبقه‌بندی صحیح در گروه‌های مختلف متفاوت است (جدول 3).
بیشترین دقت طبقه‌بندی مربوط به گروه اختلال شخصیت       ضد اجتماعی (۹۵٪) و گروه غیرمبتلا (۹۰٪) بود. در مقابل، دقت طبقه‌بندی در گروه اختلال شخصیت نمایشی برابر با ۵۰٪ به‌دست آمد که نشان‌دهنده توان تمایز محدود تابع‌های تمییزی برای این گروه خاص است. به‌طور کلی، میانگین دقت طبقه‌بندی صحیح برای کل نمونه برابر با ۷۵٪ بود (جدول 3).
این یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی می‌تواند تا حد قابل قبولی در تمایزگذاری برخی از اختلالات شخصیت خوشه B مؤثر باشد، هر چند قدرت تفکیک برای همه اختلالات یکسان نبوده و به‌ویژه در مورد اختلال شخصیت نمایشی محدودتر است.
شایان ذکر است که در تحلیل تمییزی انجام‌شده، برخی متغیرهای جمعیت‌شناختی و بالینی از جمله سن، جنس، سطح تحصیلات و وجود هم‌ابتلایی‌های روان‌پزشکی به‌ عنوان عوامل بالقوه مخدوش‌کننده شناسایی شدند؛ با این حال، این متغیرها به‌طور مستقیم در مدل تحلیل تمییزی وارد نشدند. بر این اساس، تفسیر نتایج مربوط به تمایزگذاری گروه‌ها می‌بایست با در نظر گرفتن این محدودیت روش‌شناختی و با احتیاط صورت گیرد.
 

جدول 1: نتایج آزمون های تک متغیره برای مقایسه گروه ها در متغیرهای پژوهش
توان آزمون η² سطح معناداری F MS df SS متغیر
1/000 0/361 0/0001 425/13 940/3338 4 76/13355 مکانیسم دفاعی نابالغ
1/000 0/309 0/0001 610/10 185/829 4 74/3316 مکانیسم دفاعی روانرنجور
0/722 0/101 0/037 662/2 365/139 4 46/557 مکانیسم دفاعی بالغ
1/000 0/397 0/0001 627/15 565/369 4 26/1478 دغدغه همدلانه
1/000 0/388 0/0001 028/15 340/196 4 36/785 دیدگاهگرایی
0/523 0/069 0/141 774/1 135/33 4 54/132 آشفتگی شخصی

جدول 2:   مقادیر ویژه، درصد واریانس تبیینشده و همبستگی کانونی توابع تمییزی
همبستگی کانونی درصد تجمعی درصد واریانس مقدار ویژه تابع
0/811 56/5 56/5 1/925 1
0/713 86/8 30/3 1/032 2
0/469 95/1 8/3 0/281 3
0/378 100/0 4/9 0/167 4

جدول 3: ماتریس طبقه بندی تحلیل تمییزی(فراوانی و درصد طبقه بندی صحیح)
درصد طبقهبندی صحیح غیرمبتلا نمایشی خودشیفته مرزی ضداجتماعی گروه واقعی
90٪ 18 1 1 0 0 غیرمبتلا
50٪ 2 10 3 5 0 نمایشی
75٪ 0 0 15 4 1 خودشیفته
65٪ 0 4 3 13 0 مرزی
95٪ 0 0 0 1 19 ضداجتماعی
بحث و نتیجه گیری
یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی می‌تواند تمایز معناداری میان زیرگروه‌های اختلالات شخصیت خوشه B و گروه غیرمبتلا ایجاد کند. این نتیجه حاکی از آن است که ناهمگونی درون‌خوشه‌ای این اختلالات صرفاً به تفاوت در نشانه‌های آشکار رفتاری محدود نمی‌شود، بلکه در سطوح عمیق‌تر کارکردهای روان‌شناختی، به‌ویژه در شیوه‌های ناهشیار تنظیم هیجان و کارکردهای بین‌فردی، نیز قابل شناسایی است. پژوهش‌های اخیر نیز تأکید کرده‌اند که الگوهای دفاعی و همدلی می‌توانند به‌عنوان شاخص‌های متمایزکننده در تبیین تفاوت‌های بالینی اختلالات شخصیت خوشه B مورد توجه قرار گیرند، هرچند این شاخص‌ها ماهیت تشخیصی قطعی ندارند(10،9). در زمینه مکانیسم‌های دفاعی، نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه  B، به‌ ویژه افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی و خودشیفته، به‌ طور معناداری از دفاع‌های نابالغ استفاده بیشتری می‌کنند. این        یافته با مطالعات متعددی همسو است که دفاع‌های نابالغ را با تکانشگری، نقص در تنظیم هیجان و الگوهای بین ‌فردی ناسازگار مرتبط دانسته‌اند(12، 11).
در عین حال، برخی پژوهش‌ها گزارش کرده‌اند که در نمونه‌های درمان‌جو یا در مراحل خفیف‌تر اختلال، ممکن است ترکیبی از دفاع‌های نابالغ و نوروتیک مشاهده شود(10). این ناهمخوانی‌ها نشان می‌دهد که الگوهای دفاعی پدیده‌ای ایستا نیستند و می‌توانند تحت تأثیر بافت بالینی، شدت اختلال و تجربه درمانی تغییر یابند.
یافته‌های مربوط به همدلی نشان داد که بیماران خوشه B در مقایسه با افراد غیرمبتلا، سطوح پایین‌تری از دیدگاه‌گرایی و دغدغه همدلانه و سطوح بالاتری از آشفتگی شخصی را تجربه می‌کنند. این الگو به‌ ویژه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی برجسته بود؛ به‌گونه‌ای که افزایش آشفتگی شخصی بدون ارتقای متناسب در همدلی شناختی مشاهده شد. پژوهش‌های اخیر نیز همدلی در اختلال شخصیت مرزی را نه به ‌عنوان فقدان کلی همدلی، بلکه به ‌صورت الگویی نامتعادل از برانگیختگی هیجانی بالا همراه با ضعف در تنظیم آن توصیف کرده‌اند     (14، 13). در مقابل، کاهش دیدگاه‌گرایی و دغدغه همدلانه در بیماران ضداجتماعی و خودشیفته با یافته‌هایی همخوان است که نقص در همدلی شناختی و انگیزشی را از ویژگی‌های محوری این اختلالات می‌دانند(15،16). با این حال، برخی مطالعات نشان داده‌اند که در اختلال شخصیت خودشیفته، همدلی شناختی ممکن است در سطح ظاهری حفظ شود اما به‌صورت ابزاری و بدون درگیری هیجانی واقعی به‌کار رود، که می‌تواند ناهمگونی نتایج گزارش‌شده در ادبیات را توضیح دهد(17).
نکته متمایزکننده پژوهش حاضر، بررسی هم‌زمان مکانیسم‌های دفاعی و همدلی در قالب یک مدل چندمتغیره است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب دفاع‌های نابالغ با الگوهای ناکارآمد همدلی، تمایزگذاری میان زیرگروه‌های خوشه B را تسهیل می‌کند. این نتیجه با دیدگاه‌های معاصر آسیب‌شناسی شخصیت همسو است که بر تعامل فرایندهای تنظیم هیجان، دفاع‌های ناهشیار و کارکردهای بین‌فردی در شکل‌گیری الگوهای بالینی تأکید دارند، نه بر نقش یک سازه منفرد(18). در مقابل،  بسیاری از مطالعات پیشین که این سازه‌ها را به‌صورت جداگانه بررسی کرده‌اند، به نتایج محدود یا بعضاً متناقض دست یافته‌اند؛ امری که اهمیت رویکردهای چندمتغیره را برجسته می‌سازد.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مکانیسم‌های دفاعی و همدلی، به‌عنوان ویژگی‌های روان‌شناختی مرتبط با سازمان شخصیت، می‌توانند در تمایزگذاری میان اختلالات شخصیت خوشه B و افراد غیرمبتلا نقش داشته باشند. با این حال، این یافته‌ها باید در چارچوب طراحی مقطعی و ماهیت غیرعلّی تحلیل تمییزی تفسیر شوند و نباید به‌عنوان شواهد قطعی تشخیصی یا علّی تلقی گردند. محدودیت‌هایی نظیر استفاده از ابزارهای خودگزارشی، نمونه‌گیری در دسترس و عدم کنترل آماری برخی متغیرهای مخدوش‌کننده، ضرورت احتیاط در تعمیم نتایج را برجسته می‌کند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده با بهره‌گیری از طرح‌های طولی، ابزارهای چندمنبعی و تحلیل‌های پیشرفته‌تر، به بررسی پویایی تعامل مکانیسم‌های دفاعی و همدلی در سیر تحول اختلالات شخصیت بپردازند.
ملاحظات اخلاقی
این پژوهش باکد اخلاق IR.SEMUMS.REC.1402.323
در معاونت پژوهشی دانشگاه سمنان تصویب شده است، بحث رازداری و اختیاری بودن پژوهش را رعایت نموده است.
سهم نویسندگان
بابک اصغری: ایده پردازی، جمع آوری داده ها، نگارش و تبیین؛ پرویز صباحی: ویرایش و اصلاحات مقاله؛ نیما حاجی تبار فیروزجائی: تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی و بازبینی آماری را به عهده داشتند. نویسندگان، نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفته اند.
حمایت مالی
در انجام این تحقیق هیچ گونه حمایت مالی انجام نشده است.
تضاد منافع
نویسندگان اعلام می دارند هیج گونه تضاد منافعی در این مقاله وجود ندارد.
تقدیر و تشکر
از تمامی شرکت کنندگانی که در این پژوهش همکاری     داشته اند، تقدیر و تشکر می نمائیم.
مقدمه
اختلالات شخصیت خوشه B، شامل اختلال شخصیت ضداجتماعی، مرزی، خودشیفته و نمایشی از چالش‌برانگیزترین تشخیص‌ها در روان ‌شناسی بالینی و روان ‌پزشکی محسوب می‌شوند. این اختلالات نه‌ تنها با الگوهای پایدار بی‌ثباتی هیجانی، تکانشگری و اختلال در روابط بین ‌فردی مشخص می‌شوند، بلکه به دلیل همپوشانی بالینی بالا، تشخیص افتراقی آن‌ها همچنان یکی از دشوارترین مسائل بالینی باقی مانده است(1). تشابه علائم رفتاری و هیجانی میان این اختلالات، به‌ویژه در بافت‌های بالینی واقعی، اغلب موجب خطاهای تشخیصی و در نتیجه انتخاب مداخلات درمانی ناکارآمد می‌شود.در سال‌های اخیر، رویکردهای روان‌ پویشی و بین‌فردی تلاش کرده‌اند با تمرکز بر فرآیندهای زیربنایی‌تر، مانند مکانیسم‌های دفاعی و ظرفیت همدلی، به درک دقیق‌تری از تمایزات درون‌خوشه‌ای اختلالات شخصیت دست یابند(2). مکانیسم‌های دفاعی به‌ عنوان راهبردهای ناهشیار تنظیم هیجان و تعارض، نقش اساسی در سازمان شخصیت ایفا می‌کنند و    شواهد نشان می‌دهد که استفاده غالب از دفاع‌های نابالغ، با آسیب‌پذیری‌های هیجانی و بین ‌فردی شدیدتر همراه است. به‌طور خاص در اختلالات شخصیت خوشه B، دفاع‌هایی مانند فرافکنی، انکار و کنش‌نمایی به‌طور مکرر گزارش شده‌اند و با الگوهای رفتاری تکانشی و روابط ناپایدار مرتبط دانسته شده‌اند(3، 2). در کنار مکانیسم‌های دفاعی، همدلی یکی دیگر از سازه‌های کلیدی در تبیین کارکرد بین‌فردی افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B است. همدلی در مدل چند بعدی دیویس، شامل مؤلفه‌های شناختی و هیجانی متمایزی است که هر یک می‌توانند به‌طور متفاوتی در این اختلالات دچار اختلال شوند(4). پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در برخی از اختلالات خوشه B، مانند اختلال شخصیت مرزی، آشفتگی شخصی افزایش می‌یابد، در حالی که در اختلالات ضداجتماعی و خودشیفته، کاهش دیدگاه‌گرایی و دغدغه همدلانه برجسته‌تر است. این یافته‌ها حاکی از آن است که الگوهای همدلی می‌توانند نقش مهمی در تمایزگذاری میان این اختلالات ایفا کنند(5،6).
با وجود این، مرور ادبیات نشان می‌دهد که دو محدودیت اساسی همچنان باقی است. نخست، اغلب پژوهش‌ها مکانیسم‌های دفاعی و همدلی را به‌ صورت جداگانه بررسی کرده‌اند و تعامل هم‌زمان این دو سازه در تبیین تفاوت‌های درون‌خوشه‌ای اختلالات شخصیت خوشه B کمتر مورد توجه قرار گرفته است. دوم، بیشتر مطالعات از تحلیل‌های مقایسه‌ای ساده استفاده کرده‌اند که توان محدودی در شناسایی الگوهای چندمتغیره و تفکیک تشخیصی دارند. این در حالی است که روش‌هایی مانند تحلیل تمییزی، با امکان بررسی هم‌زمان   چندین متغیر پیش‌بین، می‌توانند الگوهای متمایزی از ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی را در اختلالات شخصیت خوشه B آشکار سازند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تمایزگذاری اختلالات شخصیت خوشه B بر اساس الگوهای مکانیسم‌های دفاعی و همدلی انجام شد(8،7).
 به‌طور مشخص، این مطالعه می‌کوشد بررسی کند که آیا ترکیب این متغیرها قادر است بین اختلالات شخصیت مرزی، ضداجتماعی، خودشیفته و نمایشی تمایز معناداری ایجاد کند یا خیر. فرضیه اصلی پژوهش آن است که الگوهای متمایزی از دفاع‌های نابالغ و مؤلفه‌های همدلی، هر یک از اختلالات شخصیت خوشه B را از یکدیگر تفکیک می‌کنند و تحلیل تمییزی قادر خواهد بود این تمایزها را با دقت قابل قبول پیش‌بینی کند. نتایج این پژوهش می‌تواند به بهبود تشخیص افتراقی و طراحی مداخلات درمانی هدفمندتر مبتنی بر اصلاح سبک‌های دفاعی و ارتقای ظرفیت همدلی کمک کند.
روش­ بررسی
پژوهش حاضر از نوع مقطعی و با استفاده از تحلیل تمییزی انجام شد. هدف پژوهش، بررسی نقش مکانیسم‌های دفاعی و همدلی در تمایزگذاری میان افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B و افراد سالم بود. جامعه پژوهش شامل مراجعان مراکز درمانی و روان‌شناختی شهرستان ساری در سال 1403 بود. نمونه‌گیری به روش در دسترس از سه مرکز بالینی (دو کلینیک روان‌شناسی و یک مرکز روان‌پزشکی) انجام شد. پس از غربالگری اولیه و انجام مصاحبه بالینی ساختاریافته مبتنی بر ملاک‌های        راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) توسط روان‌شناس بالینی، 80 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B انتخاب شدند. این گروه شامل 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته و 20 نفر مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی بود. همچنین 20 فرد سالم فاقد هرگونه اختلال روان‌پزشکی بر اساس مصاحبه بالینی به‌عنوان گروه کنترل در مطالعه شرکت کردند. دامنه سنی شرکت‌کنندگان بین 18 تا 44 سال بود.
حجم نمونه بر اساس ماهیت تحلیل‌های چندمتغیری و به ویژه تحلیل تمییزی تعیین شد. مطابق توصیه‌های روش‌شناختی، در تحلیل‌های چندمتغیری حداقل 5 تا 10 شرکت‌کننده به ازای هر متغیر پیش‌بین برای دستیابی به برآوردهای پایدار و نتایج قابل اعتماد توصیه می‌شود. با توجه به تعداد متغیرهای پیش‌بین پژوهش حاضر و ساختار گروه‌بندی نمونه، حجم 100 نفری (80 بیمار و 20 فرد سالم) برای انجام تحلیل تمییزی و دستیابی به توان آماری مناسب کافی و قابل قبول ارزیابی شد. این رویکرد با توصیه‌های روش‌شناختی مطرح‌شده توسط Tabachnick و Fidell  در زمینه تحلیل‌های چندمتغیری همسو است؛ همچنین در منابع روش‌شناسی پیشرفته تحلیل داده‌ها نیز بر کفایت نسبی چنین نسبت‌هایی در تحلیل‌های طبقه‌بندی تأکید شده است (19).
ملاک‌های ورود شامل داشتن تشخیص اختلال شخصیت خوشه B بر اساس مصاحبه بالینی، سن بالای ۱۸ سال و رضایت آگاهانه برای شرکت در پژوهش بود و ملاک‌های خروج شامل اختلالات روان‌پریشی فعلی، عقب‌ماندگی ذهنی، مصرف فعال مواد، تکمیل ناقص پرسشنامه‌ها، و نیز اختلالات شایع همراه مانند افسردگی یا اضطراب بود تا اثرات اختلالات هم‌زمان کاهش یابد. بدین ترتیب در مجموع داده‌های ۱۰۰ نفر (۸۰ بیمار و ۲۰ فرد سالم) در تحلیل نهایی وارد شدند. برای گردآوری داده‌ها از چهار ابزار معتبر استفاده شد: نخست پرسشنامه سبک‌های دفاعی (DSQ) که توسط اندروز و همکاران     ساخته شده و یکی از ابزارهای پرکاربرد در سنجش سبک مکانیسم‌های دفاعی است. این پرسشنامه شامل ۴۰ ماده با مقیاس لیکرت ۹ درجه‌ای است که سه سطح مکانیسم‌های دفاعی     یعنی دفاع‌های نابالغ (مانند فرافکنی، انکار، کنش‌نمایی              و خیال ‌پردازی)، دفاع‌های نوروتیـک (مانند جابجـایی، عقلانی‌سازی و واکنش وارونه) و دفاع‌های بالغانه (مانند والایش و شوخ‌طبعی) را می‌سنجد. تدوین‌کنندگان این ابزار روایی محتوایی ابزار را مطلوب گزارش کردند و پایایی ابزار را به روش آلفای کرونباخ برای سه عامل نابالغ، نوروتیک و بالغانه به‌ترتیب 83/0، 77/0و 81/0 بدست آوردند(9).
این پرسشنامه در ایران مورد بررسی قرار گرفت و میزان روایی محتوایی آن به روش CVR برابر با مقدار 78/0 گزارش شد. همچنین پایایی این ابزار به روش آلفای کرونباخ برای سبک‌های رشدنایافته، روان‌رنجور و رشدیافته به ترتیب 75/0، 68/0و 70/0 بدست آمد (10). ابزار دوم، مقیاس همدلی دیویس (DEQ) بود که توسط دیویس ساخته شده و شامل ۲۸ ماده با مقیاس لیکرت پنج درجه‌ای است. این پرسشنامه چهار بعد دیدگاه‌گرایی، دغدغه همدلانه و آشفتگی شخصی را می‌سنجد. پایایی این ابزار با ضریب آلفای کرونباخ بالای 70/0 گزارش شده‌است . همچنین روایی این ابزار از طریق تحلیل عاملی مطلوب بدست آمد (12، 11). پس از انتخاب نمونه و توضیح اهداف پژوهش، از شرکت‌کنندگان رضایت آگاهانه اخذ گردید و پرسشنامه‌ها به صورت انفرادی و در محیطی آرام و بدون حضور افراد دیگر تکمیل شدند تا احتمال سوگیری پاسخ کاهش یابد. برای کنترل اثر خستگی، ترتیب ارائه پرسشنامه‌ها در میان آزمودنی‌ها تغییر می‌کرد و زمان تکمیل پرسشنامه‌ها حدود ۳۰ تا ۴۰ دقیقه بود.
تحلیل آماری: داده‌ها پس از کدگـذاری در نرم‌افـزار  SPSS نسخه ۲۶ وارد شدند. ابتدا آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار محاسبه شد. پیش از انجام تحلیل تمییزی، نرمال بودن چندمتغیره، خطی بودن و همگنی ماتریس کوواریانس‌ها
با استفاده از آزمون Box’s M و بررسی شاخص‌های چولگی
و کشیدگی مورد ارزیابی قرار گرفت.
سپس تحلیل تمییزی چندگانه انجام شد تا توانایی متغیرهای مکانیسم دفاعی و مؤلفه‌های همدلی در تمایزگذاری میان بیماران اختلال شخصیت مرزی (BPD)، اختلال شخصیت ضداجتماعی(ASPD)، اختلال شخصیت خودشیفته(NPD)، اختلال شخصیت نمایشی(HPD)  و گروه کنترل بررسی شود. درصد صحت طبقه‌بندی گروه‌ها بر اساس توابع تمییزی گزارش شد. سطح معناداری در تمامی تحلیل‌ها 05/0p<  در نظر گرفته شد.
یافته ها
میانگین سنی شرکتکنندگان 8/29 سال ، انحراف معیار 6/2و دامنه سنی ۱۸ تا ۴۴ سال بود. ۵۶ درصد نمونه را زنان و ۴۴ درصد را مردان تشکیل میدادند. در گام نخست، شاخص‌های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش، شامل سبک‌های مکانیسم‌های دفاعی (بالغ، نوروتیک و نابالغ) و مؤلفه‌های همدلی (دیدگاه‌گرایی، دغدغه همدلانه و آشفتگی شخصی) برای گروه‌های مورد مطالعه محاسبه شد.
نتایج توصیفی نشان داد که افراد مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه B در مقایسه با گروه غیرمبتلا، به ‌طور کلی از مکانیسم‌های دفاعی نابالغ بیشتر و از مکانیسم‌های دفاعی بالغ کمتر استفاده می‌کنند. همچنین میانگین نمرات همدلی، به‌ویژه در مؤلفه‌های دغدغه همدلانه و دیدگاه‌گرایی، در گروه‌های بیمار پایین‌تر از گروه غیرمبتلا بود، در حالی که مؤلفه آشفتگی شخصی در گروه‌های بیمار سطح بالاتری را نشان داد(جدول 1).
در گام دوم، برای آزمون فرضیهها از تحلیل تمییزی چندگانه استفاده شد. پیش از اجرای تحلیل، مفروضههای آماری شامل نرمال بودن توزیع متغیرها و همگنی ماتریسهای واریانسکوواریانس بررسی شد که نتایج نشاندهنده کفایت شرایط برای اجرای تحلیل تمایزی بود.
 نتایج تحلیل نشان داد که توابع تمییـزی به طور معناداری توانایی تفکیـک گروههـا را دارنـد (001/0𝑝<). سه تابع تمایزی استخراج شد که در مجموع توانستند ۷۳ درصد واریانس گروهها را تبیین کنند. تابع اول بیشترین سهم در تمایز گروهها داشت و عمدتاً بر اساس مکانیسمهای دفاعی نابالغ و مؤلفه نگرانی دلسوزانه همدلی تعریف میشد.
تابع دوم بیشتر با مکانیسمهای دفاعی نوروتیک و مؤلفه آشفتگی شخصی همبسته بود و تابع سوم با مکانیسمهای دفاعی بالغ و مؤلفه دیدگاهپذیری مرتبط بود(جدول 2). تابع تمییزی اول با مقدار ویژه 1/925 و همبستگی کانونی 0/811، بیشترین سهم را در تمایزگذاری میان گروه‌ها داشت و 56/5 درصد از واریانس بین‌گروهی را تبیین می‌کرد.
تابع دوم با مقدار ویژه 1/032، 30/3 درصد از واریانس را تبیین نمود، در حالی که سهم توابع سوم و چهارم به‌ترتیب 8/3 و 4/9 درصد بود (جدول 2). این یافته‌ها نشان می‌دهد که تمایزگذاری اصلی میان گروه‌ها عمدتاً توسط دو تابع نخست انجام شده است.
نتایج ماتریس طبقه‌بندی نشان داد که درصد طبقه‌بندی صحیح در گروه‌های مختلف متفاوت است (جدول 3).
بیشترین دقت طبقه‌بندی مربوط به گروه اختلال شخصیت       ضد اجتماعی (۹۵٪) و گروه غیرمبتلا (۹۰٪) بود. در مقابل، دقت طبقه‌بندی در گروه اختلال شخصیت نمایشی برابر با ۵۰٪ به‌دست آمد که نشان‌دهنده توان تمایز محدود تابع‌های تمییزی برای این گروه خاص است. به‌طور کلی، میانگین دقت طبقه‌بندی صحیح برای کل نمونه برابر با ۷۵٪ بود (جدول 3).
این یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی می‌تواند تا حد قابل قبولی در تمایزگذاری برخی از اختلالات شخصیت خوشه B مؤثر باشد، هر چند قدرت تفکیک برای همه اختلالات یکسان نبوده و به‌ویژه در مورد اختلال شخصیت نمایشی محدودتر است.
شایان ذکر است که در تحلیل تمییزی انجام‌شده، برخی متغیرهای جمعیت‌شناختی و بالینی از جمله سن، جنس، سطح تحصیلات و وجود هم‌ابتلایی‌های روان‌پزشکی به‌ عنوان عوامل بالقوه مخدوش‌کننده شناسایی شدند؛ با این حال، این متغیرها به‌طور مستقیم در مدل تحلیل تمییزی وارد نشدند. بر این اساس، تفسیر نتایج مربوط به تمایزگذاری گروه‌ها می‌بایست با در نظر گرفتن این محدودیت روش‌شناختی و با احتیاط صورت گیرد.
 

جدول 1: نتایج آزمون های تک متغیره برای مقایسه گروه ها در متغیرهای پژوهش
توان آزمون η² سطح معناداری F MS df SS متغیر
1/000 0/361 0/0001 425/13 940/3338 4 76/13355 مکانیسم دفاعی نابالغ
1/000 0/309 0/0001 610/10 185/829 4 74/3316 مکانیسم دفاعی روانرنجور
0/722 0/101 0/037 662/2 365/139 4 46/557 مکانیسم دفاعی بالغ
1/000 0/397 0/0001 627/15 565/369 4 26/1478 دغدغه همدلانه
1/000 0/388 0/0001 028/15 340/196 4 36/785 دیدگاهگرایی
0/523 0/069 0/141 774/1 135/33 4 54/132 آشفتگی شخصی

جدول 2:   مقادیر ویژه، درصد واریانس تبیینشده و همبستگی کانونی توابع تمییزی
همبستگی کانونی درصد تجمعی درصد واریانس مقدار ویژه تابع
0/811 56/5 56/5 1/925 1
0/713 86/8 30/3 1/032 2
0/469 95/1 8/3 0/281 3
0/378 100/0 4/9 0/167 4

جدول 3: ماتریس طبقه بندی تحلیل تمییزی(فراوانی و درصد طبقه بندی صحیح)
درصد طبقهبندی صحیح غیرمبتلا نمایشی خودشیفته مرزی ضداجتماعی گروه واقعی
90٪ 18 1 1 0 0 غیرمبتلا
50٪ 2 10 3 5 0 نمایشی
75٪ 0 0 15 4 1 خودشیفته
65٪ 0 4 3 13 0 مرزی
95٪ 0 0 0 1 19 ضداجتماعی
بحث و نتیجه گیری
یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که ترکیب مکانیسم‌های دفاعی و مؤلفه‌های همدلی می‌تواند تمایز معناداری میان زیرگروه‌های اختلالات شخصیت خوشه B و گروه غیرمبتلا ایجاد کند. این نتیجه حاکی از آن است که ناهمگونی درون‌خوشه‌ای این اختلالات صرفاً به تفاوت در نشانه‌های آشکار رفتاری محدود نمی‌شود، بلکه در سطوح عمیق‌تر کارکردهای روان‌شناختی، به‌ویژه در شیوه‌های ناهشیار تنظیم هیجان و کارکردهای بین‌فردی، نیز قابل شناسایی است. پژوهش‌های اخیر نیز تأکید کرده‌اند که الگوهای دفاعی و همدلی می‌توانند به‌عنوان شاخص‌های متمایزکننده در تبیین تفاوت‌های بالینی اختلالات شخصیت خوشه B مورد توجه قرار گیرند، هرچند این شاخص‌ها ماهیت تشخیصی قطعی ندارند(10،9). در زمینه مکانیسم‌های دفاعی، نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت خوشه  B، به‌ ویژه افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی و خودشیفته، به‌ طور معناداری از دفاع‌های نابالغ استفاده بیشتری می‌کنند. این        یافته با مطالعات متعددی همسو است که دفاع‌های نابالغ را با تکانشگری، نقص در تنظیم هیجان و الگوهای بین ‌فردی ناسازگار مرتبط دانسته‌اند(12، 11).
در عین حال، برخی پژوهش‌ها گزارش کرده‌اند که در نمونه‌های درمان‌جو یا در مراحل خفیف‌تر اختلال، ممکن است ترکیبی از دفاع‌های نابالغ و نوروتیک مشاهده شود(10). این ناهمخوانی‌ها نشان می‌دهد که الگوهای دفاعی پدیده‌ای ایستا نیستند و می‌توانند تحت تأثیر بافت بالینی، شدت اختلال و تجربه درمانی تغییر یابند.
یافته‌های مربوط به همدلی نشان داد که بیماران خوشه B در مقایسه با افراد غیرمبتلا، سطوح پایین‌تری از دیدگاه‌گرایی و دغدغه همدلانه و سطوح بالاتری از آشفتگی شخصی را تجربه می‌کنند. این الگو به‌ ویژه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی برجسته بود؛ به‌گونه‌ای که افزایش آشفتگی شخصی بدون ارتقای متناسب در همدلی شناختی مشاهده شد. پژوهش‌های اخیر نیز همدلی در اختلال شخصیت مرزی را نه به ‌عنوان فقدان کلی همدلی، بلکه به ‌صورت الگویی نامتعادل از برانگیختگی هیجانی بالا همراه با ضعف در تنظیم آن توصیف کرده‌اند     (14، 13). در مقابل، کاهش دیدگاه‌گرایی و دغدغه همدلانه در بیماران ضداجتماعی و خودشیفته با یافته‌هایی همخوان است که نقص در همدلی شناختی و انگیزشی را از ویژگی‌های محوری این اختلالات می‌دانند(15،16). با این حال، برخی مطالعات نشان داده‌اند که در اختلال شخصیت خودشیفته، همدلی شناختی ممکن است در سطح ظاهری حفظ شود اما به‌صورت ابزاری و بدون درگیری هیجانی واقعی به‌کار رود، که می‌تواند ناهمگونی نتایج گزارش‌شده در ادبیات را توضیح دهد(17).
نکته متمایزکننده پژوهش حاضر، بررسی هم‌زمان مکانیسم‌های دفاعی و همدلی در قالب یک مدل چندمتغیره است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب دفاع‌های نابالغ با الگوهای ناکارآمد همدلی، تمایزگذاری میان زیرگروه‌های خوشه B را تسهیل می‌کند. این نتیجه با دیدگاه‌های معاصر آسیب‌شناسی شخصیت همسو است که بر تعامل فرایندهای تنظیم هیجان، دفاع‌های ناهشیار و کارکردهای بین‌فردی در شکل‌گیری الگوهای بالینی تأکید دارند، نه بر نقش یک سازه منفرد(18). در مقابل،  بسیاری از مطالعات پیشین که این سازه‌ها را به‌صورت جداگانه بررسی کرده‌اند، به نتایج محدود یا بعضاً متناقض دست یافته‌اند؛ امری که اهمیت رویکردهای چندمتغیره را برجسته می‌سازد.
در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مکانیسم‌های دفاعی و همدلی، به‌عنوان ویژگی‌های روان‌شناختی مرتبط با سازمان شخصیت، می‌توانند در تمایزگذاری میان اختلالات شخصیت خوشه B و افراد غیرمبتلا نقش داشته باشند. با این حال، این یافته‌ها باید در چارچوب طراحی مقطعی و ماهیت غیرعلّی تحلیل تمییزی تفسیر شوند و نباید به‌عنوان شواهد قطعی تشخیصی یا علّی تلقی گردند. محدودیت‌هایی نظیر استفاده از ابزارهای خودگزارشی، نمونه‌گیری در دسترس و عدم کنترل آماری برخی متغیرهای مخدوش‌کننده، ضرورت احتیاط در تعمیم نتایج را برجسته می‌کند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آینده با بهره‌گیری از طرح‌های طولی، ابزارهای چندمنبعی و تحلیل‌های پیشرفته‌تر، به بررسی پویایی تعامل مکانیسم‌های دفاعی و همدلی در سیر تحول اختلالات شخصیت بپردازند.
ملاحظات اخلاقی
این پژوهش باکد اخلاق IR.SEMUMS.REC.1402.323
در معاونت پژوهشی دانشگاه سمنان تصویب شده است، بحث رازداری و اختیاری بودن پژوهش را رعایت نموده است.
سهم نویسندگان
بابک اصغری: ایده پردازی، جمع آوری داده ها، نگارش و تبیین؛ پرویز صباحی: ویرایش و اصلاحات مقاله؛ نیما حاجی تبار فیروزجائی: تجزیه و تحلیل داده ها و بررسی و بازبینی آماری را به عهده داشتند. نویسندگان، نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفته اند.
حمایت مالی
در انجام این تحقیق هیچ گونه حمایت مالی انجام نشده است.
تضاد منافع
نویسندگان اعلام می دارند هیج گونه تضاد منافعی در این مقاله وجود ندارد.
تقدیر و تشکر
از تمامی شرکت کنندگانی که در این پژوهش همکاری     داشته اند، تقدیر و تشکر می نمائیم.
 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: روان شناسی
دریافت: 1404/5/11 | پذیرش: 1404/7/22 | انتشار: 1404/8/28

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/کلیه حقوق این وب سایت متعلق به طلوع بهداشت یزد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Tolooebehdasht

Designed & Developed by : Yektaweb