دوره 24، شماره 4 - ( مهر و آبان 1404 )                   جلد 24 شماره 4 صفحات 83-69 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Moradi S, Ebrahimi M E. Evaluating the Effect of Acceptance and Commitment Training on Reducing Cognitive Dissonance and Marital Conflicts among Female Nurses: An Interventional Study. TB 2026; 24 (4) :69-83
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3809-fa.html
مرادی سوما، ابراهیمی محمد اسماعیل. ارزیابی اثر برنامه آموزش پذیرش و تعهد بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در زنان پرستار: یک مطالعه مداخله‌ای. طلوع بهداشت. 1404; 24 (4) :69-83

URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3809-fa.html


دانشیار، گروه روانشناسی، روانشناسی واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران ، lalehyari6@gmail.com
      |   چکیده (HTML)  (56 مشاهده)
متن کامل:   (19 مشاهده)
ارزیابی اثر برنامه آموزش پذیرش و تعهد بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در زنان پرستار: یک مطالعه مداخله‌ای
نویسندگان: سوما مرادی1، محمد اسماعیل ابراهیمی2
1.کارشناس ارشد مشاوره خانواده ، گروه روانشناسی، روانشناسی واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
2.نویسنده مسئول: دانشیار، گروه روانشناسی، روانشناسی واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
تلفن تماس: 09127849470        mse58_2007@yahoo.com Email:
چکیده
مقدمه: تعارضات زناشویی و ناهماهنگی شناختی از عوامل مؤثر بر سلامت روان است که کارکرد پرستاران را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش پذیرش و تعهد  بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در زنان پرستار شهر سنندج انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش نیمه‌ تجربی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری         یک‌ ماهه انجام شد. جامعه‌آماری شامل زنان پرستار شاغل در بیمارستان‌های سنندج در سال 1403             بود که 32 نفر با روش هدفمند انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند و به پرسشنامه‌های برانگیختگی شناختی و تعارضات زناشویی پاسخ دادند. مداخله آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. تحلیل داده‌ها با آزمون تحلیل کوواریانس و نرم‌افزار SPSS نسخه 25 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر معناداری بر کاهش ناهماهنگی شناختی (45/247 F=، 001/0 p<، 452/0= η²) و کاهش تعارضات زناشویی (62/49 F=، 001/0 p<، 463/0 = η²) در زنان پرستار داشته است. این اثرات در پیگیری نیز پایدار باقی ماند.
نتیجه‌گیری: آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد با افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و بهبود تنظیم هیجان، ظرفیت ارتقاء سلامت روان و بهبود روابط زناشویی در زنان پرستار را دارد.
واژه‌های کلیدی: آموزش پذیرش و تعهد، ناهماهنگی شناختی، تعارضات زناشویی، طرحواره‌های ناسازگار، پرستار


مقدمه
حفظ سلامت روان پرستاران به ‌عنوان نیروی خط مقدم نظام سلامت، یکی از چالش‌های اساسی نظام‌های بهداشتی در سراسر جهان است(1). پرستاران به طور مداوم در معرض استرس‌های شغلی، فشار زمانی، بار عاطفی شدید، رویارویی با مرگ و بیماری و تعارضات اخلاقی قرار دارند(2)؛ عواملی که نه ‌تنها عملکرد حرفه‌ای، بلکه کیفیت روابط خانوادگی و سلامت   روان آنها را نیز تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند(3). در چنین شرایطی، سازه‌هایی مانند تعارضـات زناشویی و ناهماهنگی شناختی می‌توانند فشارهای روانی موجود را تشدید کنند و به کاهش کارایی، افزایش فرسودگی و افت کیفیت زندگی بینجامند.
تعارضات زناشویی به ‌عنوان یکی از مؤثرترین عوامل تنش‌زا در زندگی بزرگسالان، زمانی شدت می‌یابد که فرد با استرس‌های شغلی قابل توجه مواجه باشد(4). پرستاران به‌ ویژه زنان پرستار، به دلیل ساعات کاری نامنظم، خستگی مزمن و محدودیت در فرصت‌های تعامل خانوادگی، بیش از بسیاری از گروه‌های شغلی در معرض تعارضات زناشویی قرار دارند(5).این تعارضات می‌تواند احساس حمایت عاطفی را کاهش دهد، منابع مقابله‌ای را تضعیف کند و برون‌ریزی هیجانی در محیط کار را افزایش دهد(6). از سوی دیگر روابط زناشویی ناپایدار موجب افزایش پریشانی روان‌شناختی شده(7) و زمینه بروز ناهماهنگی شناختی را تقویت می‌کند.
ناهماهنگی شناختی یکی از فرآیندهای روان‌شناختی کلیدی است که در واکنش به تناقض میان باورها، ارزش‌ها و رفتارها رخ می‌دهد(8). در حرفه پرستاری، شکاف میان ارزش‌های اخلاقی فرد و الزامات سازمانی، فشارهای نقش یا تضاد میان خواسته‌های فردی و محدودیت‌های شغلی می‌تواند به تجارب شدید ناهماهنگی شناختی بینجامد(9). این سازه با افزایش استرس، تردید در تصمیم‌گیری، احساس گناه و کاهش انسجام درونی همراه بوده و توانایی پرستار برای مدیریت تعارضات زناشویی و هیجانات مخرب را تضعیف می‌کند(10). هنگامی که فرد درگیـر ناهماهنگی شناختی مزمن باشد، احتمال بروز واکنش‌های هیجانی افراطی و رفتارهای ناسازگارانه در روابط زناشویی افزایش می‌یابد(11)؛ به عبارتی، این دو سازه در یک چرخه تقویت‌کننده یکدیگر عمل می‌کنند.
تداوم تعارضات زناشویی و ناهماهنگی شناختی در پرستاران به ‌ویژه در بافت روانی اجتماعی حرفه پرستاری نشان می‌دهد که چنین مشکلاتی اغلب تنها با آموزش‌های ارتباطی یا تکنیک‌های کنترل استرس کاهش نمی‌یابند؛ بلکه نیازمند مداخلاتی هستند که بتوانند در سطحی عمیق‌تر، الگوهای پردازش شناختی           و هیجانی فرد را اصلاح کنند. در دهه‌های اخیر، درمان‌های رفتـاری-شنـاختی سنتی اگرچه در کاهش برخی مشکـلات هیجانی مؤثر بوده‌اند(12)، اما در مواجهه با پیچیدگی‌هایی مانند اجتنـاب تجربی، واکنـش‌پذیری هیجـانی و چسبنـدگی شناختی محدودیت‌هایی نشان داده‌اند. این محدودیت‌ها موجب شده است که درمان‌های موج سوم رفتاریشناختی با تأکید بر پذیـرش، ذهن‌آگـاهی و اصـلاح رابطـه فرد با تجـربه درونی، به ‌عنـوان رویکـردی کارآمـد برای شرایـط پیچیـده‌تری مانند تعارضات زناشویی و ناهماهنگی شناختی مطرح شوند.
درمان‌های موج سوم به‌ جای تلاش برای تغییر محتوای افکار، بر انعطاف ‌پذیری روان‌شناختی تمرکز دارند؛ یعنی توانـایی مواجهه با هیجان‌های ناخوشاینـد، پذیـرش واقعیت‌های انکارناپذیر، فاصله‌گیری از افکار ناکارآمد و هدایت رفتار به‌سوی ارزش‌های فردی(13). این رویکرد برای پرستاران که روزانه در معرض موقعیت‌های استرس‌زا، فشارهای اخلاقی و تعارضات خانوادگی قرار دارند، اهمیت ویژه‌ای دارد (14)؛ زیرا آن‌ها بیشتر درگیر چرخه‌های اجتناب هیجانی، نشخوار فکری و کنترل‌گری شناختی می‌شوند که به تشدید ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی می‌انجامد. در این میان، درمان پذیرش و تعهد( (Acceptance and Commitment Therapy:ACT یکی از برجسته‌ترین مداخلات موج سوم است که به شکل ویژه برای کاهش اثرات مخرب چسبندگی شناختی، اجتناب تجربی و ناکارآمدی هیجانی طراحی شده است(15). با بهره‌گیری از شش فرایند هسته‌ای"پذیرش، گسلش شناختی، حضور در لحظه اکنون، خود به‌عنوان زمینه، شفاف‌سازی ارزش‌ها و اقدام متعهدانه"به افراد کمک می‌کند تا به‌ جای تلاش برای کنترل یا سرکوب افکار و هیجانات، با آن‌ها رابطه‌ای کارآمد و انعطاف‌پذیر برقرار کنند(16). از منظر نظری، درمان پذیرش و تعهد می‌تواند ناهماهنگی شناختی را از طریق کاهش درگیری ذهنی، پذیرش افکار متناقض و هدایت رفتار به‌سوی ارزش‌ها تعدیل کند(17). برای مثال زمانی که پرستار با تعارض میان نقش شغلی و نقش خانوادگی مواجه می‌شود، درمان پذیرش و تعهد به او می‌آموزد به ‌جای تلاش برای انکار یا توجیه تناقض، آن را بپذیرد و رفتار خود را بر اساس مهم‌ترین ارزش‌های فردی تنظیم کند؛ این فرآیند موجب کاهش فشار روانی ناشی از ناهماهنگی شناختی می‌شود.
از سوی دیگر، درمان پذیرش و تعهد بر روابط بین‌ فردی نیز تأثیر چشمگیری دارد. با افزایش حضور ذهن، کاهش رفتارهای هیجانی تکانه‌ای و وضوح بیشتر در ارزش‌های رابطه‌ای، زمینه بهبود کیفیت ارتباط زناشویی را فراهم می‌کند(18). تقویت گسلش شناختی به افراد کمک می‌کند تا افکار مخرب درباره همسر یا رابطه را کمتر درونی کنند و واکنش‌های سازگارانه‌تری در گفت‌وگوها و تعارضات نشان دهند.
بنابراین درمان پذیرش و تعهد نه ‌تنها می‌تواند درد هیجانی    ناشی از تعارضات زناشویی را کاهش دهد، بلکه با افزایش         انعطاف ‌پذیری روان‌شناختی، مهارت‌های تنظیم هیجان و توانایی فاصله‌گیری از افکار ناکارآمد، به ‌صورت همزمان شدت ناهماهنگی شناختی را نیز کم می‌کند. چنین رویکردی برای پرستاران که با تنیدگی‌های متعدد شغلی و خانوادگی مواجه‌اند، بسیار مناسب است و می‌تواند در افزایش تاب‌آوری، بهبود عملکرد شغلی و ارتقای کیفیت زندگی مؤثر باشد(19).
با توجه به فشارهای روانی چندبعدی زنان پرستار و پیامدهای نامطلوب تعارضات زناشویی و ناهماهنگی شناختی بر کارکرد حرفه‌ای و سلامت روان آنان، ضرورت بررسی اثر بخشی مداخلات موج سوم مانند درمان پذیرش و تعهد کاملاً روشن است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثر برنامه آموزش پذیرش و تعهد بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در زنان پرستار انجام شده است تا شواهد تجربی لازم برای استفاده از این مداخله در محیط‌های بالینی و نظام سلامت فراهم شود.
روش­ بررسی
روش پژوهش نیمه تجربی و در قالب یک طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری ۱ ماهه با گروه کنترل بود، جامعه آماری شامل کلیه زنان پرستار شاغل در بیمارستان‌های شهر سنندج در سال 1403 بود که طبق آمار موجود 470 نفر بود. به‌ منظور تعیین حجم نمونه از تحلیل توان آماری با سطح معنی‌داری 05/0، توان 80/0 و اندازه اثر متوسط برگرفته از پژوهش‌های پیشین در حوزه مداخلات پذیرش و تعهد استفاده شد؛ نتایج نشان داد که برای دستیابی به توان مطلوب، حضور حداقل 15 نفر ضروری است. با توجه به احتمال ریزش نمونه در مطالعات مداخله‌ای، حجـم نمونه به 16 نفر افزایش یافت. نمونه‌گیری به‌ صورت هدفمند چند مرحله‌ای انجام شد؛ به این صورت که ابتدا فهرست زنان پرستار واجد شرایط اولیه از تمام بیمارستان‌های دولتی و خصوصی سنندج دریافت شد، سپس افراد بر اساس معیارهای ورود پالایش شدند و از میان داوطلبان واجد شرایط 32 نفر انتخاب و با استفاده از قرعه‌کشی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. به دنبال شروع مداخله به دلیل غیبت‌ها یا عدم تکمیل پرسشنامه‌ها، تعداد شرکت‌کنندگان هر گروه به 15 نفر کاهش یافت.
معیارهای ورود شامل: سن 24 تا 40 سال؛ حداقل یک سال زندگی مشترک؛ اشتغال فعال در بیمارستان و عدم دریافت خدمات روان‌شناختی مشابه طی ماه گذشته بود. بازه سنی 24 تا 40 سال به این دلیل انتخاب شد که در این دوره، زنان پرستار از یک‌ سو دارای ثبات نسبی در وضعیت خانوادگی و شغلی هستند و از سوی دیگر، بنا بر شواهد پژوهشی، توانایی پردازش شناختی و پاسخ دهی به مداخلات روان‌شناختی از جمله آموزش پذیرش و تعهد در این سنین در سطحی بهینه قرار دارد. معیارهای خروج از مطالعه شامل غیبت در دو جلسه متوالی یا سه جلسه پراکنده، پاسخ ناقص به سوالات پرسشنامه‌ها، انصراف از همکاری یا دریافت هرگونه مداخله روان‌شناختی خارج از پژوهش بود. برای گردآوری داده‌ها، پرسشنامه برانگیختـگی و کاهش ناهماهنگی شناختی هارمون-جونز، پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی و براتی و فرم کوتاه پرسشنامه طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه یانگ در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه استفاده شد.
مداخله آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد طی هشت جلسه گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. هر جلسه به مدت 45 تا 90 دقیقه برگزار شد و جلسات به‌ صورت هفتگی و در سالن آموزش بیمارستان برگزار گردید. محتوای جلسات بر اساس پروتکل‌های استاندارد آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز        و همکارانش در سال 2006 بود(20) که شامل افزایش         انعطاف ‌پذیری روان‌شناختی، تمرین‌های ذهن‌آگاهی، پذیرش هیجانات، فاصله‌گیری شناختی، شناسایی ارزش‌ها و تعهد به عمل طراحی شده بود و در قالب آموزش نظری، کار عملی، تمرینات تجربه ‌محور و ارائه تکالیف خانگی اجرا شد. گروه کنترل در این مدت هیچ نوع مداخله‌ای دریافت نکرد و صرفاً در زمان‌های تعیین ‌شده پرسشنامه‌ها را تکمیل نمودند. این طراحی امکان مقایسه دقیق اثر مداخله آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی را فراهم ساخت.
پرسشنامه‌های پژوهش عبارت بود از: پرسشنامه برانگیختگی و کاهش ناهماهنگی شناختی(DARQ): این پرسشنامه توسط هارمون جونز در سال 2007 ساخته‌شده است و از 25 گویه و 2 خرده مقیاس برانگیختگی (12 سؤال) و کاهش ناهماهنگی (13سؤال) تشکیل‌شده است که به ‌منظور سنجش تفاوت‌های فردی مرتبط با فرایند ناهماهنگی شناختی به کار می‌رود. نمره‌گذاری پرسشنامه به ‌صورت طیف لیکرت 5 نقطه‌ای می‌باشد که برای گزینه‌های «هرگز»، «بندرت»، «گاهی»، «غالباً» و «همیشه» به ترتیب امتیازات 1، 2، 3، 4 و 5 در نظر گرفته می‌شود. گویه‌های خرده مقیاس برانگیختگی (سؤالات 1-2-3-4-14-15-16-17-18-19-20-21) به‌ صورت معکــوس نمره‌گذاری می‌شوند برای به دست آوردن امتیاز کلی پرسشنامه
امتیاز تمامی‌گویه‌ها با همدیگر جمع می‌شوند. نمره خام 87 برابر با (12/50 یعنی تقریباً 50 Tو 01/0Z تقریباً صفر است. افرادی که نمرات T  آن‌ها کمتر از 36 باشد، در موقعیت‌های ناهماهنگی برانگیز با برانگیختگی افراطی پاسخ می‌دهند، و کسانی که نمرات T  آن‌ها بیشتر از 63 باشد، در این موقعیت‌ها با کاهش ناهماهنگی افراطی پاسخ می‌دهند(21). در پژوهش هارمون جونز(22) برای کل مقیاس 92/0 به دست آمده است. زارع، صفاری‌نیا و رضایی (1389) روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه را بررسی کرده‌اند و ضریب آلفای کرونباخ را برای خرده‌مقیاس برانگیختگی ناهماهنگی برابر با 74/0 و برای خرده‌مقیاس کاهش ناهماهنگی برابر با 84/0 گزارش کرده‌اند که نشان‌دهنده پایایی مطلوب ابزار است(23). همسانی درونی مقیاس در این پژوهش از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید و  برای کل مقیاس 79/0 به دست آمد.
پرسشنامه‌ تعارضات زناشویی: این پرسشنامه توسط ثنایی و براتی (1375) ساخته شده و شامل 42 سؤال است که هفت حیطه تعارض زوجین را ارزیابی می‌کند. تعداد سؤال‌های هر حیطه به این صورت است: کاهش همکاری(۹ سؤال)، کاهش رابطه جنسی(۵ سؤال)، افزایش واکنش هیجانی(۹ سؤال)، افزایش رابطه با اقوام خود (۴ سؤال)، کاهش رابطه با اقوام همسر (۴ سؤال)، جدا کردن امور مالی از همدیگر (۵ سؤال) و افزایش جلب حمایت فرزند(۶ سؤال). نمره بالاتر در هر حیطه           نشان ‌دهنده سطح بالاتر تعارض زناشویی است. در این ابزار، نمره‌گذاری به این صورت انجام می‌شود که سوالات دارای پنج گزینه پاسخ است و پاسخ ‌دهنده باید میزان بروز یا شدت هر رفتار را بر اساس طیف پنج ‌درجه‌ای لیکرت مشخص کند. گزینه‌های این طیف شامل «هرگز»، «به ‌ندرت»، «گاهی»، «غالباً» و «همیشه» هستند که به ترتیب با امتیازهای 1 تا 5 نمره‌گذاری می‌شوند. حداکثر نمره کل پرسشنامه 210 و حداقل آن 42 است. در این ابزار نمره بیشتر به معنی تعارض بیشتر و نمره کمتر به معنی رابطه بهتر است(24). پرسشنامه تعارض زناشویی از روایی محتوایی خوبی برخوردار است. در مرحله تحلیل مواد آزمون پس از اجرای مقدماتی و محاسبه همبستگی هر سوال با کل پرسشنامه و مقیاس‌های آن، 13 سوال از 55 سوال اولیه حذف شده است. در پژوهش اصغری، صادقی، خاک ‌دوست و انتظـاری(25) نمـرات تمامی‌مولفـه‌های پرسشنـامه تعـارضات زناشویی از 31/0 تا 82/0 با نمره کل تعارض زناشویی در سطح 01/0 همبستگی معناداری داشتند. همسانی درونی مقیاس در این پژوهش برای کل مقیاس 79/0 به دست آمد.
درمان پذیرش و تعهد: در پژوهش حاضر، ‌پروتکل درمانی بر مبنای شیوه­ی  هیز و همکارانش در سال 2006 تدوین شد(20). این برنامه در 8 هفته هر هفته 1 جلسه 60 دقیقه­ای توسط درمانگر اجرا شد. در جلسه اول، فرایند درمان، شرایط کار و الگوی زیربنایی پروتکل توضیح داده می‌شود و همراه با مصاحبه و ارزیابی اولیه، تمرین‌های پایه ذهن‌آگاهی و تمرین پوشش سخت برای تشریح روند درمان اجرا می‌گردد. در جلسه دوم، مفهوم پذیرش و زندگی در لحظه حال مطرح شده و با تمرین‌های ذهن‌آگاهی، تمثیل‌هایی مانند شخص ولگرد و پیاده‌روی در باران برای توضیح رنج اولیه و ثانویه به کار می‌رود. جلسه سوم به معرفی مفهوم «خودِ زمینه‌ای» اختصاص دارد و مراجع با دیدگاه مشاهده‌گر نسبت به خود، استعاره ریگ‌های روان، رها کردن دلیل‌یابی و تکنیک‌های ناهم‌آمیزی آشنا می‌شود. در جلسه چهارم، مفهوم گسلش از تهدیدهای زبانی آموزش داده می‌شود و تمرین‌هایی مانند مواجهه با آدم‌آهنی غول‌پیکر و روش «بله، امّاها» اجرا می‌گردد. جلسه پنجم به سنجش اولیه ارزش‌ها، توضیح اهداف و تمرین‌هایی مانند ذهن‌آگاهی و فرونشانی افکار می‌پردازد. در جلسه ششم، روشن‌سازی ارزش‌ها با استفاده از استعاره‌هایی مانند قطب‌نمای ارزش‌ها و اتوبوس انجام می‌شود و مراجع به تعیین هدف و برنامه‌ریزی فعالیت‌ها هدایت می‌گردد. جلسه هفتم برای توضیح مفهوم عمل متعهدانه است و تمرین‌هایی نظیر ذهن‌آگاهی، مشاهده‌گر و استعاره صفحه شطرنج انجام می‌شود. در نهایت، جلسه هشتم به جمع‌بندی، آمادگی برای عود و پیشگیری از آن اختصاص دارد و تمرین‌هایی مانند کار با کارت محتوا و ارائه تکالیفی برای تداوم مسیر «زندگی کردن زندگی» ارائه شد.
برای تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل کوواریانس و با نرم افزار نرم‌افزار SPSS نسخه 25استفاده شد.
یافته ها
در این پژوهش، متغیرهای دموگرافیک شامل سن، تحصیلات و مدت زمان زندگی مشترک (سال‌های تاهل) بررسی شدند. میانگین سن شرکت‌کنندگان بین ۲۳ تا ۴۰ سال بود و ترکیب دموگرافیک در دو گروه آزمایش و کنترل نسبتاً همسان بود. همچنین، میانگین مدت زمان زندگی مشترک بین ۱ تا ۱۶ سال گزارش شد. جزئیات تعداد و درصد افراد در هر گروه در جدول 1آمده است. در جدول 1، متغیرهای دموگرافیک شامل سن، تحصیلات و مدت زمان زندگی مشترک (سال‌های تاهل) مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سن شرکت‌کنندگان بین ۲۳ تا ۴۰ سال بود و در گروه آزمایش ۳ نفر زیر ۲۵ سال، ۵ نفر بین ۲۶ تا ۳۰ سال، ۴ نفر بین ۳۱ تا ۳۵ سال و ۳ نفر بین ۳۶ تا ۴۰ سال قرار داشتند؛ در گروه کنترل نیز ۴ نفر زیر ۲۵ سال، ۴ نفر بین ۲۶ تا ۳۰ سال، ۳ نفر بین ۳۱ تا ۳۵ سال و ۴ نفر بین ۳۶ تا ۴۰ سال بودند. از نظر تحصیلات، در گروه آزمایش ۱۲ نفر دارای مدرک لیسانس و ۳ نفر فوق‌لیسانس و در گروه کنترل ۱۱ نفر لیسانس و ۴ نفر فوق‌ لیسانس داشتند. همچنین میانگین مدت زمان زندگی مشترک شرکت‌کنندگان بین ۱ تا ۱۶ سال بود. در گروه آزمایش، ۴ نفر دارای ۱ تا ۵ سال زندگی مشترک (7/26 درصد) ۶ نفر بین ۶ تا ۱۰ سال (۴۰ درصد) و ۵ نفر بین ۱۱ تا ۱۶ سال (3/33 درصد) بودند. در گروه کنترل نیز ۳ نفر ۱ تا ۵ سال (۲۰ درصد)، ۷ نفر ۶ تا ۱۰ سال (7/46 درصد) و ۵ نفر ۱۱ تا ۱۶ سال (3/33 درصد) تجربه زندگی مشترک داشتند. این داده‌ها نشان می‌دهد که ترکیب دموگرافیک نمونه‌ها در دو گروه نسبتاً همسان است.
جدول 2 داده‌های توصیفی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری هر دو متغیر ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی به تفکیک گروه را نشان می‌دهد. همان‌طور که در جدول 2 مشاهده می‌شود، میانگین ناهماهنگی شناختی در گروه آزمایش از 14/159 در پیش‌آزمون به 14/185 در پس‌آزمون کاهش یافته و در مرحله پیگیری تقریباً ثابت مانده است(00/185)، در حالی که در گروه کنترل تغییر قابل‌توجهی مشاهده نمی‌شود (37/185) در پیش‌آزمون و 41/185 در پس‌آزمون و 41/185 پیگیری). همچنین میانگین تعارضات زناشویی در گروه آزمایش از 50/184 در پیش‌آزمون به 50/172 در پس‌آزمون کاهش یافته و در پیگیری 00/173 باقی مانده است، در حالی که در گروه کنترل تغییرات قابل توجهی رخ نداده است (50/183 پیش‌آزمون و ۱50/183در پس‌آزمون و 60/183 پیگیری). این نتایج نشان می‌دهد که اجرای برنامه آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر معناداری بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در زنان پرستار داشته و اثرات آن حداقل تا یک ماه پس از مداخله پایدار باقی مانده است.
در جدول 4 برای بررسی اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیری استفاده شده است. پیش از تحلیل داده‌ها و انجام این آزمون پیش فرض‌های آن بررسی شدند. برای بررسی نرمال بودن داده‌های آزمون از چولگی و کشیدگی استفاده شد. نتایج نشان داد که کلیه ضرایب چولگی و کشیدگی‌ها در بخش مولفه‌ها در حدود بین 3 تا 3- قرار گرفته است؛ بنابرانی شرط کافی برای نرمال بودن توزیع داده‌های پژوهش برقرار است و میتوان ادعا کرد توزیع داده‌های پژوهش از الگوی زنگوله ای نزمال تبعیت می کند و پژوهشگر می‌تواند از آزمون های آمار پارامتریک استفاده کنند.
 نتایج جدول 3 تفاوت گروه‌ها را از نظر متغیر ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی نشان می‌دهد. از آزمون لوین برای بررسی شرط برابری واریانس‌های متغیرهای پژوهشی استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح معنی‌داری برای هر دو متغیر پژوهش شامل ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی بیشتر از 05/0 بود؛ بنابراین واریانس متغیرهای وابسته دو گروه با همدیگر تفاوت معنی‌داری نداشتند و شرط برابری واریانس‌ها مورد تأیید قرار گرفت. شیب خط بین متغیر همپراش (پیش آزمون) و متغیر وابسته برای ناهماهنگی شناختی (611/0 =P و 214/0=F) و تعارضات زناشویی (71/0=P و 131/0=F) معنادار نبود؛ لذا فرضیه همگنی شیب رگرسیون هم برقرار است. از آزمون ام باکس نیز برای بررسی شرط همانی کوواریانس ها استفاده شد و نتایج آزمون 471/3 = BOX، 312/1=F وسطح معناداری 313/0 بود که نشان داد که تفاوت معناداری بین کوواریانس های دو گروه وجود ندارد و شرط همسانی کوواریانس ها نیز در مورد داده ها تأیید گردید.
با توجه به وجود پیش فرض‌های مورد نیاز برای اجرای تحلیل کوواریانس با استفاده از این آزمون اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد بر ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی بررسی شد با توجه به داده های جدول 4 مقدار لامیدای ویلکز (341/27= f، 001/0=P) گروه اثر معناداری بر متغیرهای وابسته داشت؛ بنابراین می‌توان گفت آموزش پذیرش و تعهد بر ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی تاثیر داشته است. همچنین اثر اجرای درمان بر هریک از متغیرهای وابسته بررسی شد که نتایج آن در جدول 5 آمده است. نتایج جدول 5  نشان می‌دهد که آموزش پذیرش و تعهد بر ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی تأثیر دارد. بدین صورت که آموزش پذیرش و تعهد باعث کاهش ناهماهنگی شناختی و افزایش تعارضات زناشویی  شده است.
 


جدول 1: آمار توصیفی متغیرهای دموگرافیک شرکت‌کنندگان
متغیر دسته‌بندی گروه آزمایش گروه کنترل
زیر 25 سال 3 (20) 4 (26)
سن 26 تا 30 سال 5 (3/33) 4 (7/26)
31 تا 35 سال 4 (7/26) 3 (20)
36 تا 40 سال 3 (20) 4 (7/26)
تحصیلات لیسانس 12 (80) 11 (3/73)
فوق لیسانس 3 (20) 4 (7/26)
1 تا 5 سال 4 (7/26) 3 (20)
مدت زمان زندگی مشترک 6 تا 10 سال 6 (40) 7 (7/46)
11 تا 16 سال 5 (3/33) 5 (3/33)

جدول 2: آمار توصیفی ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در گروه‌های آزمایش و کنترل در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری
گروه   مرحله     ناهماهنگی شناختی تعارضات زناشویی
پیش‌آزمون 14/159 ± 76/3 50/184 ± 50/7
آزمایش پس‌آزمون  14/185 ± 23/3 50/172 ± 80/6
پیگیری    00/158 ± 23/3 00/173 ± 90/6
پیش‌آزمون 37/185 ± 26/2 80/173 ± 30/7
کنترل  پس‌آزمون  41/185 ± 71/2 50/183 ± 10/7
پیگیری    41/185 ± 71/2 60/183 ± 20/7

جدول 3:‌آزمون لوین متغیرهای پژوهشی
متغیر آمار F درجه آزادی ۱ درجه آزادی ۲‍‍ سطح معناداری
ناهماهنگی شناختی 457/0 1 28 503/0
تعارضات زناشویی 381/0 1 28 522/0

جدول 4: آزمون تحلیل کواریانس
آزمون ارزش F درجه آزادی فرضیه درجه آزادی خطا سطح معنی‌داری مجذور اتا
اثرپیلای 472/0 341/27 2 25 001/0 421/0
لامبدای ویلکز 509/0 341/27 2 25 001/0 421/0
اثر هتلینگ 972/0 341/27 2 25 001/0 421/0
آزمون بزرگترین ریشه روی 972/0 341/27 2 25 001/0 421/0


جدول 5: نتایج تحلیل کواریانس نمرات
منابع تغییر متغیر وابسته مجموع مجذورات درجات آزادی میانگین مجذورات نسبت F سطح معنی‌داری مجذور اتا
اثر گروه ناهماهنگی شناختی 847/84755 1 847/84755 247/45 001/0 452/0
تعارضات زناشویی 654/54745 1 654/54745 633/49 001/0 463/0
خطا ناهماهنگی شناختی 654/105654 26 640/4063
تعارضات زناشویی 606/64745 26 215/2490
جمع ناهماهنگی شناختی 1425635 30
تعارضات زناشویی 652714 30
 
بحث و نتیجه گیری
در این پژوهش تأثیر آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد را بر کاهش ناهماهنگی شناختی و تعارضات زناشویی در زنان پرستار مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که این مداخله منجر به کاهش معنادار در هر دو متغیر شده است و اثرات آن حداقل تا پیگیری یک ماهه حفظ شده‌اند.
نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که شرکت‌کنندگان در گروه مداخله پس از دوره آموزش، در ناهماهنگی شناختی داشتند نسبت به گروه کنترل، نمره پایین‌تری گرفتند که نشانگر اثربخشی این رویکرد بر ناهماهنگی شناختی است. دلیل اثر بخشی آموزش پذیرش و تعهد  را می‌توان در فرایندهای کلیدی این درمان یافت: پذیرش تجربیات درونی (افکار، احساسات)، فاصله‌گذاری شناختی («من» مشاهده‌گر هستم، نه صرفاً افکارم)، و گسترش انعطاف شناختی (یادگیری کنار آمدن با تناقضات ذهنی به جای اجتناب از آن‌ها) دانست(20، 15). به عبارت دیگر، در این پژوهش پرستاران با آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد توانسته‌اند واکنش‌های عجولانه یا خودانتقادگرانه‌شان در برابر افکار متناقض را کاهش دهند و به شیوه‌ای کارآمدتر با تعارضات درونی برخورد کنند.
مطالعـات پیشیـن از جمله پژوهـشی توسـط زارعـی و بخشی ‌پور
 (26) نشان داده‌اند که آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد می‌تواند انعطاف‌پذیری شناختی را در زوجین متعارض افزایش دهد و کیفیت زندگی را بهبود بخشد. این مطالعه همسو با یافته‌های این پژوهش، در مورد کاهش ناسازگاری ذهنی و افزایش انعطاف در تفکر بود. همچنین برخی پژوهش‌های مرتبط با اختلالات بالینی نیز نشان داده‌اند که آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در تنظیم منفی هیجان و افزایش تحمل پریشانی مؤثر است(27) که نشان‌دهنده توانایی این مداخله برای تغییر الگوهای شناختی عمیق‌تر است. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که آموزش پذیرش و تعهد یک مداخله قدرتمند برای کاهش ناهماهنگی شناختی در پرستاران است، زیرا به آن‌ها ابزارهایی می‌دهد تا با تفکر متناقض و هیجانات منفی بهتر کنار بیایند، نه اینکه صرفاً آن‌ها را سرکوب کنند.
علاوه بر این، مداخله آموزش پذیرش و تعهد سبب کاهش معنادار در تعارضات زناشویی نیز شده است و این اثر ممکن است به چند مکانیسم رفتاری و شناختی مربوط باشد: نخست، آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد به افراد آموزش می‌دهد که با تجربه‌ هیجانی ناخوشایند - مانند خشم، نگرانی یا احساس طردشدگی - به صورتی آگاهانه‌تر و پذیراتر برخورد کنند، که می‌تواند تنش‌های زناشویی را کاهش دهد. دوم با مشخص کردن ارزش‌های عمیق زندگی (مثل «حمایت متقابل»، «ارتباط صادقانه»، «خانواده»)، افراد ملزم به اقدام‌های متعهدانه می‌شوند که رفتارهای سازنده‌تری را در رابطه‌شان شکل می‌دهد.این یافته با برخی پژوهش‌های قبلی همسو است. برای مثال، مطالعه‌ای نشان داده است که درمان پذیرش و تعهد در زوج‌ها منجر به بهبود تعاملات زوجی(28) و کاهش رفتارهای تعارض‌آمیز(29) شده است.
در یک مطالعه موردی زوج‌درمانی، مداخله درمان پذیرش و تعهد با درمان رفتاری و شناختی مقایسه شد و مشخص شد که درمان پذیرش و تعهد در بهبود مؤلفه‌هایی مانند عشقبازی، صمیمیت و ارتباط مؤثرتر است(30). همچنین در پژوهشی با زوج‌های متقاضی طلاق، اثربخشی درمان پذیرش و تعهد در کاهش باورهای غیرمنطقی و افزایش صمیمیت زناشویی گزارش شده است(31). این مطالعات تایید می‌کند که درمان پذیرش و تعهد می‌تواند به عنوان یک رویکرد مداخلاتی مؤثر در بهبود کیفیت روابط زناشویی، به‌ویژه در جمعیت‌هایی با استرس شغلی یا تعارضات مزمن، کاربرد داشته باشد.
از سوی دیگر، پژوهش‌هایی نیز وجود دارند که نتایج محدودتری در رابطه با تعارض زوجی گزارش داده‌اند. علّت این ناهمسویی می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی باشد: مدت زمان مداخله ممکن است کوتاه باشد، محتوا و تمرین‌های جلسات ممکن است به اندازه کافی روی مهارت‌های تعاملی تمرکز نکند، یا شرکت‌کنندگان ممکن است مقاومت بیشتری نسبت به پذیرش هیجان‌های عمیق‌تر نشان دهند. همچنین، تفاوت‌های فرهنگی و سازمانی (مثل فشار شغلی پرستاران در نظام سلامت) می‌تواند بر کارایی درمان پذیرش و تعهد در رابطه ‌سازی تأثیر بگذارد.بنابراین بر اساس یافته‌های ما و مقایسه با مطالعات پیشین، می‌توان نتیجه گرفت که آموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد نه تنها باعث کاهش ناهماهنگی شناختی در زنان پرستار می‌شود، بلکه می‌تواند بهبود قابل‌توجهی در کیفیت روابط زناشویی آن‌ها ایجاد نماید.
پژوهش حاضر دارای محدودیت هایی به شرح زیر است؛ تعمیم پذیری محدود، عدم وجود ارزیابی‌های پیگیری طولانی‌مدت، توانـایی نتیجـه‌گیـری در مورد دوام اثرات مشاهـده‌ شـده          درمان و احتمال عود را محدود می‌کند، تمرکز محدود بر تعدیل‌کننده‌ها و واسطه‌های بالقوه: این مطالعه تأثیر بالقوه متغیرهای تعدیل‌کننده و میانجی مانند عوامل جمعیت‌ شناختی یا متغیرهای روان‌شناختی را که می‌تواند بر اثربخشی مداخله تأثیر بگذارد، بررسی نکرد؛ لذا برای جلوگیری از این محدودیت‌ها، پیشنهاداتی ارائه می گردد که عبارتند از پیشنهاد می‌شود که اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در برنامه‌های حمایتی موجود برای پرستاران زن بگنجانند و به ارتقاء سلامت روان و رفاه بهتر در این جمعیت کمک کنند همچنین پیشنهاد می‌گردد ماژول‌های آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد را در برنامه درسی ادغام کنند و پرستاران آینده را به مهارت های ضروری برای مدیریت ناهماهنگی شناختی و حفظ روابط زناشویی سالم مجهز کنند.
ملاحظات اخلاقی
پژوهـش حاضر، حاصل طرح تحقیـقـاتی با کد اخـلاق IR.IAU.H.REC.1402.136، تحــت حـمـایـت معــاونـت
تحقیـقات دانشـگاه آزاد اسلامـی واحـد همـدان، مورد تصـویب
 قرار گرفته است.
سهم نویسندگان
سوما مرادی مصاحبه و گردآوری اطلاعات، گردآوری منابع و تجزیه و تحلیل داده‌ها و محمد اسماعیل ابراهیمی طراحی و نظارت پژوهش را بر عهده داشتند. نویسندگان نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفته اند.
حمایت مالی
در انجام این تحقیق هیچ گونه حمایت مالی دریافت نشده است.
تضاد منافع
پژوهش حاضر هیچگونه تعارض منافعی با هیچ سازمانی ندارد.
تقدیر و تشکر
نویسندگان مقاله بر خود لازم می‌دانند از زحمات تمامی عزیزانی که در اجرای این پژوهش یاری کردند تشکر و قدردانی کنند.

 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: مامایی
دریافت: 1404/3/22 | پذیرش: 1404/6/22 | انتشار: 1404/12/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/کلیه حقوق این وب سایت متعلق به طلوع بهداشت یزد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Tolooebehdasht

Designed & Developed by : Yektaweb