Fereidoon N, behzadpoor S. The Relationship Between Perceived Parenting Styles and Internet Gaming Disorder in Adolescents: The Mediating Role of Self-Control. TB 2026; 24 (4) :19-33
URL:
http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3796-fa.html
دانشگاه علم و فرهنگ ، samaneh_behzadpoor@yahoo.com
|
چکیده (HTML) (46 مشاهده)
متن کامل: (25 مشاهده)
رابطه بین سبکهای فرزندپروری ادراک شده با اختلال بازی اینترنتی در نوجوانان: نقش واسطهای خودکنترلی
نویسندگان: نیلوفر فریدون[1]، سمانه بهزادپور2
[1].کارشناس ارشد روانشناسی بالینی خانواده، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
2.نویسنده مسئول: استادیار روانشناسی بالینی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
تلفن تماس: 02144238171 samaneh_behzadpoor@yahoo.comEmail:
چکیده
مقدمه: اختلال بازی اینترنتی یک نگرانی جدی در زمینه سلامت روان نوجوانان است و شناسایی مکانیزمهای دخیل آن میتوان جهت پیشگیری از آن راهگشا باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطهای خودکنترلی در رابطه سبکهای فرزند پروری ادراک شده و اختلال بازی اینترنتی در نوجوانان بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–
تحلیلی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش 200 نوجوان 12 تا 18 ساله ساکن شهر تهران در سال 1403 را شامل میشد که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. نوجوانان پرسشنامههای استاندارد سبکهای فرزند پروری ادراک شده بوری، اختلال بازی اینترنتی و فرم کوتاه پرسشنامه خودکنترلی را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرمافزار SPSS نسخه 28 استفاده شد.
یافتهها: طبق نتایج بین سبک فرزند پروری سهلگیرانه (21/0-=r) و مستبدانه (38/0- =r) با خودکنترلی رابطه منفی معنادار وجود داشت(001/0>P). همچنین یافتههای این پژوهش حاکی از رابطه مثبت معنادار بین سبک فرزندپروری سهلانگارانه (27/0=r) و مستبدانه (41/=r) با اختلال بازی اینترنتی بود (001/0>P). علاوه بر این بین اختلال بازی اینترنتی (35/0-=r) و خودکنترلی رابطه منفی معنادار وجود داشت (001/0>P) و مشخص شد که ظرفیت خودکنترلی در رابطه بین سبک فرزندپروری مستبدانه و سهلگیرانه با اختلال بازی اینترنتی نقش واسطهای دار سهلگیرانه دارند(001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش از نقش واسطهای خودکنترلی در رابطه بین سبکهای فرزند پروری و اختلال بازی اینترنتی حمایت کرد و نشان داد اصلاح شیوههای فرزند پروری و تقویت مهارت خودکنترلی در کودکان میتواند در پیشگیری از این اختلال در نوجوانی مؤثر باشد.
واژههای کلیدی: اختلال بازی اینترنتی، خودکنترلی، فرزندپروری، نوجوانان
این مقاله مستخرج از پایاننامه کارشناسیارشد نویسنده اول مقاله است.
مقدمه
فناوری و اینترنت در سالهای گذشته با سرعت باور نکردنی پیشرفـت کردهانـد. این پیشـرفتهای سریـع به ویژه منجـر به فرصتهای بیشتر برای دسترسی به اینترنت برای افراد در سراسر جهان و تغییرات قابل توجهی در عادات روزانه شده است(1). در سالهای اخیر جمعیت رو به رشدی از نوجوانان بازیهای ویدئویی را برای سرگرمی انتخاب کردهاند و زمان قابل توجهی از وقت خود را در مقابل نمایشگرها میگذرانند. براساس اطلاعات ارائه شده در سال 2019 نوجوانان 13 تا 18 ساله به طور متوسط 7 ساعت در روز را در مقابل صفحه نمایش میگذرانند(2).
اصطلاح اعتیاد به بازیهای اینترنتی اولین بار در سال 2004 گزارش شد(3) و در سال 2013 اصطلاح اختلال بازی اینترنتی به طور رسمی توسط انجمن روان شناسی امریکا مطرح شد. اختلال بازی اینترنتی به معنی استفاده مکرر و مداوم از بازیهای ویدئویی (آنلاین /یا آفلاین) با سایر بازیکنان است که منجر به اختلال و پریشانی قابل توجه در یـک دوره ۱۲ماهه میشود و در ویراست پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی مطرح شده است که پژوهشگران در مورد این اختلال تحقیق کنند(4). اختلال بازی اینترنتی میتواند پیامدهای شدید بلند مدتی (مانند مشکلات عزتنفس، پریشانی عاطفی، اختلال در کنترل اجرایی و عملکرد شناختی) در افراد مبتلا داشته باشد(5).
عوامل مختلفی میتوانند زمینه را برای بروز نشانه های اختلال بازی اینترنتی در نوجوانان فراهم کنند یا از بروز آن جلوگیری کنند. از جمله ویژگیهای شخصیتی (مانند وظیفه شناسی و خودکنترلی پایینتر، تکانشگری و تنوعطلبی بیشتر، عزت نفس پایین و مشکل در تنظیم هیجان میتواند در این میان نقش داشته باشند(6). همچنین هوش، عزتنفس بالا و رضایت از زندگی را میتوان از جمله عوامل محافظتی دانست(7). از جمله عواملی که میتواند بر اعتیاد نوجوانان به بازیهای اینترنتی اثرگذار باشد شرایط خانواده، نوع رابطه با والدین و همچنین سبکهای فرزند پروری والدین است(9،8).
سبک فرزندپروری به عنوان مجموعهای از نگرشها و رفتارهای والدین نسبت به فرزندان تعریف میشود و نحوه واکنش والدین به هیجانات آنها را شامل میشود(10). سبک فرزند پروری براساس میزان پاسخگویی و کنترل به سه نوع تقسیم میشود: مقتـدرانه، مستبـدانه و سهلگیـرانه. والدین مقتـدر به نیازهای کودک حساسند و روش تربیتی آنها حمایتی است. والدین استبدادی غالباً خشن هستند و از مجازات سخت استفاده میکنند. والدین سهلگیرانه بیشتر متمرکز بر خود هستند و به ندرت در رفتارهای تربیتی مشارکت میکنند(11). به طور کلی پژوهشها نشان میدهند فرزند پروری مقتدرانه میتواند به عنوان عامل محافظتی برای اعتیاد به بازیهای اینترنتی عمل کند. برعکس، فرزند پروری مستبدانه که با استفاده از روشهای سختگیرانه و تحمیلی مشخص میشود و فرزند پروری سهلگیرانه که با فقدان محدودیتگذاری مشخص میشود به عنوان یک عامل خطر در این زمینه عمل میکنند(12، 9). در داخل کشور حسینی و خیرخواه در مطالعهای نشان دادند که اختلال بازی اینترنتی با مشکلات رفتاری و سبکهای فرزند پروری ارتباط دارد(13). همچنین چندین مطالعه در ایران، رابطۀ بین سبکهای فرزندپروری و اعتیاد به اینترنت را در بین نوجوانان تایید کردند(16-14).
علاوه بر فرایندهای فرزند پروری، خودکنترلی پایین احتمالاً نقش کلیدی در ایجاد رفتارهای مشکلساز از جمله اعتیاد به اینترنت و اعتیاد به بازیهای اینترنتی ایفا میکند(17). خودکنترلی را به عنوان تمایل به چشم پوشی از اعمالی که لذتهای فوری یا کوتاه مدت به همراه دارد و به عنوان تمایل به عمل در راستای منافع بلندمدت تعریف میکنند(18). از طرفی رشد مهارت خودکنترلی میتواند تحت تأثیر رفتارها و سبکهای فرزند پروری قرار گیرد. فرزند پروری مقتدرانه با ایجاد حد و مرز همراه با صمیمت به رشد خودکنترلی کمک میکند و شیوههای فرزند پروری منفی با سختگیری زیاد و فقدان صمیمت و یا با سهل گیری زیاد بدون در نظر گرفتن قانون و محدودیت برای فرزندان مانع رشد مهارت خودکنترلی در فرزندان میشوند(20،19).
همانطور که گفته شد افزایش محبوبیت بازیهای اینترنتی در بین جوانان در دو دهه گذشته منجر به افزایش تأثیر منفی بر سلامت روانی، جسمی و اجتماعی بازیکنان شده است؛ به طوری که اختلال بازی اینترنتی یک نگرانی جدی برای سلامتی عمومی شده و میتواند پیامدهای شدید بلند مدتی برای افراد مبتلا داشته باشد و عملکرد افراد مبتلا را دچار اختلال کند. نرخ شیوع اختلال بازی اینترنتی به صورت جهانی بین 5 تا 20 درصد برآورد میشود(21). در ایران نیز مطالعه فیروزی و همکاران نشان داد که شیوع این اختلال در نوجوانان ایرانی حدود 10 درصد است و البته شیوع آن رو به افزایش است(22). در نتیجه انجمن روان پزشکی آمریکا تأکید کرده است که مطالعات بیشتری در مورد این مشکل رفتاری در کشورهای مختلف برای شناسایی مکانیزمهای درگیر و عوامل ایجادکننده آن انجام گیرد. با اینکه در داخل کشور رابطه بین اختلال بازی ایننترنتی و اعتیاد به اینترنت و سبکهای فرزند پروری مورد بررسی قرار گرفته است(16-13)، با این وجود خلا تحقیقاتی در زمینه شناسایی مکانیزم ها و متغیرهای واسطه گر در رابطه بین سبک های فرزند پروری و اختلال بازی اینترنتی بسیار کم مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نقش خانواده و والدین در شکلگیری این اختلال و کمبود تحقیقات در این حوزه به خصوص در داخل کشور برای شناسایی مکانیزمها و متغیرهای واسطهگر دخیل، هدف از این پژوهـش تعییـن ارتبـاط بین سبکهای فرزند پروری ادراک شده و اختلال بازی اینترنتی با نقش واسطهگر خودکنترلی نوجوانان است.
روش بررسی
پژوهش حاضر، جزء مطالعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه پژوهش شامل نوجوانان دختر و پسر 12 تا 18 سال ساکن تهران در سال 1403 بود. حجم نمونه براساس فرمول Q25>n>Q10 به ازای هر متغیر (خرده مقیاس پرسشنامهها) 25 نمونه در نظر گرفته شد(23). با توجه به اینکه در مجموع پرسشنامه های این پژوهش دارای 10خرده مقیاس بودند، حجم نمونه ای بین 100 تا 250 نفر مورد نیاز بود. در نتیجه حجم نمونه 220 نفر تعیین شدکه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در نهایت پس از حذف پرسشنامه های مخدوش، 200 نفر وارد تحلیل شدند. دادهها از 2 مدرسه (یک مدرسۀ دخترانه و یک مدرسۀ پسرانه) در هر ناحیۀ شهر تهران (شمال، جنوب، شرق و غرب) جمعآوری شدند و در مجموع به 8 مدرسه مراجعه شد. ملاکهای ورود شامل تمایل آمودنی به شرکت در پژوهش، زندگی کردن نوجوان با هر دو والد و عدم دریافت تشخیص روان پزشکی به گزارش خود فرد بود. ملاک های خروج نیز شامل پرسشنامه های مخدوش بود. داده ها در بهار و تابستان سال 1403 با مراجعه به مدارس متوسطه دخترانه و پسرانه در شمال، غرب، شرق و جنوب تهران، با استفاده از پرسشنامه های مداد-کاغذی جمع آوری شدند.
لازم به ذکر است که ملاحظات اخلاقی شامل اخذ رضایت آگاهانه از والدین نوجوان و خود او، تضمین حریم خصوصی، رازداری و کنارهگیری آنان از پژوهش در هر زمان که مایل بودند نیز رعایت شد. پس از جمعآوری دادهها، اطلاعات جمعیت شناختی افراد مورد بررسی قرار گرفتند. سپس اطلاعات توصیفی و پایایی متغیرها شامل شاخصهای پراکندگی نظیر انحراف معیار، کمترین، بیشترین و شاخص مرکزی میانگین محاسبه گردید. در بخش پایایی پرسشنامهها نیز از آلفای کرونباخ استفاده شد.
نوجوانان پرسشنامههای زیر را تکمیل کردند:
پرسـشنامۀ استـانـدارد سبکهای فرزنـد پروری ادراک شـده: پرسشنامه 30 مادهای است که در یک مقیاس لیکرت به صورت 1 تا 5 درجه(کاملا مخالفم تا کاملا موافقم) نمرهگذاری میشود. مادههای این پرسشنامه برای اندازه گیری سه شیوه مستبدانه، مقتدرانه و سهلگیرانه توسط بوری بر مبنای نظریهی شیوههای فرزندپروری دیانا بامریند تنظیم شده است(24). برای به دست آوردن امتیاز مربوط به هر خرده مقیاس، مجموع امتیازات مربوط به سوالات آن سبک محاسبه میشود. تعداد سوالات هر سبک 10 سوال میباشد. سوالات 28-24-21-19-17-14-13-10-6-1 مربوط به سبک سهلگیرانه، سوالات 29-26-25-18-16-12-9-7-3-2 مربوط به سبک مستبدانه و سوالات 30-27-23-22-20-15-11-8-5-4 مربوط به سبک مقتدرانه میباشد.ضرایب پایایی قابل قبولی توسط بوری گزارش شده است. این ضرایب برای مادران قاطع 78/0 ، مادران مستبد 86/0 و مادران سهل گیر 81/0 و برای پدران قاطع 92/0 ، پدران مستبد 85/0 و پدران سهل گیر 77/0 است(24).
در پژوهش صدر و همکاران نتایج حاصل از تحلیل عاملی تأییدی شاخص های برازش را در جامعه ایران مطلوب گزارش کرد. آلفـای کرونبـاخ مقیـاس برای سه سبک سهلگیـرانه، مستبدانه و مقتدرانه به ترتیب 65/0، 53/0 و 75/0 به دست آمد. ضریب همبستگی در روش آزمون بازآزمون 77/0 به دست آمد که نشاندهنده پایایی قابل قبول ابزار است(25). پرسشنامۀ استاندارد خودکنترلی: به منظور اندازهگیری خودکنترلی از فرم کوتاه مقیاس خودکنترلی تانجنی و همکاران استفاده شد.
فرم کوتاه این مقیاس 13 گویه دارد، هدف آن سنجش میزان کنترل افراد بر خودشان است. پاسخ هر گویه در این مقیاس، براسـاس لیکـرت 5 درجـهای از هرگز(1)، به ندرت(2)، گهگاه(3)، زیاد(4) تا بسیار زیاد(5) نمرهگذاری میشود. سـؤالات 2،3،4،5،7،9،10،12،13 نیـز به صـورت معکـوس نمره گذاری میشود. حداقل نمره در این مقیاس 13 و حداکثر نمره نیز 65 است که نمره بالاتر نشاندهنده میزان بالاتر خودکنترلی فرد است(26). ضریب پایایی این مقیاس بر اساس روش آلفای کرونباخ 75/0 به دست آمده است(27). این مقیاس در ایران توسط آزادمنش و همکاران بر روی دانشجویان مورد هنجاریابی قرار گرفت. نتایج تحلیل نشان داد این مقیاس با دو مؤلفه وظیفه مداری و مردم مداری پرسشنامه رفتار اخلاقی به صورت مثبت و با مؤلفه خود مداری آن به صورت منفی و معنادار همبسته بودند که نشانگر روایی ملاکی این مقیاس بود. همچنین پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده که 81/0 گزارش شده است(28).
پرسشنامۀ استاندارد اختلال بــازی اینترنتــی: این ابزار توسط پونتس در سال 2014 طراحی شـده اسـت کـه منعکسکننده نه معیـار اعتیاد به بازیهای اینترنتی در DSM-5 است(29). این آزمون رفتارهای بازیکردن برخط و برونخطی را در طی 12 ماه اخیر بررسی میکند. این آزمون دارای بیست آیتم است که شامل شش بعد برجستگی، تغییر خلق، تحمل، نشانههای ترک، تضاد و بازگشت است که در واقع اجزای مدل اعتیاد هستند. گویههای این آزمون با استفاده از مقیاس پنجدرجهای لیکرت شامل "کاملاً مخـالفم" ، "مخالفم"، "نه موافق نه مخالف"، "موافقم" و "کاملاً موافقم" بـا حداقل نمره 1 و حداکثر نمره 5 موردبررسی قرار میگیرد. دامنه نمرات 20 تـا 100 است و نمره بالاتر از 71 بهعنوان فرد دارای معیارهای تشخیصی اعتیاد به بازیهای اینترنتی در نظر گرفته میشود. همسـانی در مطالعه کو و همکاران بـه ترتیـب 77/0 و 79/0 بیان شـده اسـت(30). در ایران این مقیاس در 394 نمونه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز اجرا شد. نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که این ابزار به عنوان یـک ابـزار معتبـر و قابلاعتماد بـرای ارزیابی اعتیاد به بازیهای اینترنتی میتواند استفاده شود که هـمراسـتا بـا مطالعـات قبلـی اسـت. همسـانی درونـی بـا آلفـا کرونبـاخ 91/0 و پایایی بازآزمایی 94/0 برای کل ابزار محاسبه گردیـد کـه قابلقبول بـود(31).
ویژگیهای دموگرافیک اخذ شده از نمونهها شامل سن و جنسیت نوجوانان شرکتکننده بود. برای بررسی آمارههای توصیفی متغیرهای پژوهش از میانگین و انحراف استاندارد استفاده شد. به منظور پی بردن ارتباط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. در بخش بررسی مدل میانجی از تحلیل مسیر به روش بوت استروپ در معادلات ساختاری استفاده شد. پیش از انجام بوت استروپ پیشفرضهای آماری مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور بررسی استقلال باقیماندهها از دوربین واتسون، برای بررسی هم خطی متغیرها از عامل تورم واریانس و برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک و شاخصهای چولگی و کشیدگی استفاده شد. سطح معنیداری در همه آزمونها 05/0 در نظر گرفته شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از نرمافزار SPSS نسخه 28 استفاده شد.
یافته ها
دادههای 200 نوجوان شرکتکننده در پژوهش حاضر تحلیل شدند. میانگین سنی نوجوانان در این پژوهش 06/2 ± 43/15 سال بود که کمترین سن 12 و بیشترین سن 18 سال بود. 100 نفر از نوجوانان را پسران (50 درصد) و 100 نفر را دختران (50 درصد) تشکیل دادند. بررسی آمارههای توصیفی متغیرها پژوهش نشان داد که در متغیر اختلال بازی اینترنتی، کمترین نمره 20 و بیشترین نمره 99 بود و میانگین و انحراف استاندارد نمرات این متغیر در گروه نمونه به ترتیب 94/51 و 91/14 بود. همچنین آلفای کرونباخ این متغیر 91/0 بود. در سیک های فرزند پروری، کمترین نمره در تمام سبکها 10 و بیشترین نمره در سبک های سهلگیرانه، مستبدانه و مقتدرانه به ترتیب 42، 47 و 49 بود. همچنین میانگین نمرات در سبکهای سهلگیرانه، مستبدانه و مقتدرانه به ترتیب 36/28، 32/28 و 98/32 و انحراف معیار نمرات به ترتیب 43/5، 03/8 و 65/6 و آلفای کرونباخ به ترتیب 72/0، 84/0 و 70/0 بود. در متغیر خودکنترلی کمترین نمره 21 و بیشترین نمره 61 بود. میانگین، انحراف معیار و آلفای کرونباخ این متغیر به ترتیب 05/41، 08/8 و 78/0 به دست آمد.
جهت بررسی نرمال بودن، شاخصهای کجی و کشیدگی بررسی شدند. شاخص چولگی برای متغیرهای اختلال بازی اینترنتی، سبک سهلگیرنه، سبک مستبدانه و سبک مقتدرانه و خودکنترلی به ترتیب برابر 19/0، 43/0-، 02/0، 78/0- و 07/0 و شاخص کشیدگی به ترتیب برابر 31/0-، 23/1، 36/0-، 01/1 و 35/0- به دست آمدند. بررسی مقادیر کجی و کشیدگی نشان داد با توجه به این که مقادیر کجی و همچنین مقادیر چولگی تمامی متغیرها در دامنه 2+ تا 2- و کشیدگی 2+ تا 2- در محدوده به دست آمد، میتوان نتیجه گرفت که تمامی متغیرها از توزیع نرمال یا نزدیک به نرمال برخوردارند(32).
به منظور بررسی همبستگی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون در جدول 1 آمده است. بر اساس نتایج بهدستآمده از جدول 1 ارتباط بین اختلال بازی اینترنتی با خودکنترلی ارتباط منفی معنیداری را نشان داد (001/0>P، 35/0-=r). ارتباط بین اختلال بازی اینترنتی با سبک سهلگیرانه و سبک مستبدانه نیز مثبت و معنیدار حاصل شد (001/0>P، 27/0=r) (001/0>P، 41/0=r).
ارتباط بین خودکنترلی با سبک سهلگیرانه و سبک مستبدانه نیز منفی و معنیدار به دست آمد(001/0>P،21/0-=r)، (001/0>P، 38/0-=r). ارتباط بین خودکنترلی و نیز اختلال بازی اینترنتی با سبک مقتدرانه نیز در سطح معنیداری کمتر از 05/0 معنیدار نبودند(64/0=P، 05/0=r).
برای بررسی میانجیگری خودکنترلی در ارتباط بین سبکهای فرزندپروری با اختلال بازی اینترنتی از مدل میانجی تحلیل مسیر به روش بوتاسترپ استفاده شد. سه مدل در این پژوهش بررسی شدند.
در مدل اول که نقش واسطهگری سبک فرزند پروری سهلگیرانه در ارتباط بین سبک فرزندپروری سهلگیرانه با اختلال بازی اینترنتی بود، میزان شاخص دوربین واتسون در این مدل 08/2 حاصل شد که نشان از تخطی استقلال باقیماندهها نداشت (بین 5/1 تا 5/2). هم خطی برای سبک فرزند پروری سهلگیرانه و خودکنترلی با استفاده از شاخص عامل تورم واریانس 04/1 حاصل شد که به دلیل کمتر از 5 بودن هم خطی جدی را نشان نداد. در برقراری فرض نرمالیتی باقیماندهها نیز سطح معنیداری آزمون شاپیرو- ویلک 62/0 و شاخصهای چولگی و کشیدگی 19/0 و 19/0- حاصل شد نشان از برقراری این فرض نیز داشت.
بر اساس نتایج بوتاسترپ (جدول 2) مسیر مستقیم بین سبک فرزندپروری سهلگیرانه با اختلال بازی اینترنتی ارتباط مثبت معنیداری را نشان داد (002/0=P، 20/0=β). مسیر بین سبک فرزند پروی سهلگیرانه با خودکنترلی (002/0=P ، 21/0-=β) و نیز خودکنترلی با اختلال بازی اینترنتی نیز رابطه منفی را نشان دادند (001/0>P،31/0-=β). این نتایج نشان داد که خودکنترلی به دلیل معنیدار بودن مسیر غیر مستقیم و نیز مسیر مستقیم نقش میانجی نسبی را دارد.
جدول 1: ضریب همبستگی پیرسون بین اختلال اینترنتی، سبکهای فرزندپروری و خودکنترلی
| عاملها |
1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
| اختلال بازی اینترنتی |
1 |
|
|
|
|
| سبک سهلگیرانه |
**27/0 |
1 |
|
|
|
| سبک مستبدانه |
**41/0 |
**24/0 |
1 |
|
|
| سبک مقتدرانه |
07/0 |
**36/0 |
03/0- |
1 |
|
| خودکنترلی |
**35/0- |
**21/0- |
**38/0- |
05/0 |
1 |
** سطح معناداری کمتر از 001/0, *سطح معناداری کمتر از 05/0
جدول 2:تحلیل مسیر میانجیگری خودکنترلی در ارتباط بین فرزندپروری سهلگیرانه با اختلال بازی اینترنتی
| مسیر |
ضریب استاندارد |
ضریب غیراستاندارد |
انحراف معیار |
آماره T |
سطح معنیداری |
| سبک سهلگیرانه |
-> |
خودکنترلی |
21/0- |
32/0- |
10/0 |
11/3- |
002/0 |
| خودکنترلی |
-> |
اختلال بازی اینترنتی |
31/0- |
57/0- |
12/0 |
67/4- |
001/0 > |
| سبک سهلگیرانه |
-> |
اختلال بازی اینترنتی |
20/0 |
56/0 |
18/0 |
12/3 |
002/0 |
در مدل دوم که نقش واسطهگری سبک فرزندپروری مستبدانه در ارتباط بین سبک فرزندپروری سهلگیرانه با اختلال بازی اینترنتی بود، میزان شاخص دوربین واتسون در این مدل 93/1 حاصل شد که با قرار گیری در بازه (5/2-5/1) نشان از تخطی استقلال باقیمانده ها نداشت. هم خطی برای سبک فرزند پروری مستبدانه و خودکنترلی با استفاده از شاخص عامل تورم واریانس 16/1 حاصل شد که هم خطی جدی را با مقدار کمتر از 5 بودن نشان نداد. در برقراری فرض نرمالیتی باقیماندهها نیز سطح معنیداری آزمون شاپیرو- ویلک 76/0 و شاخصهای چولگی و کشیدگی 01/0- و 15/0- حاصل شد که با قرارگیری در بازه (2+ _ 2-) نشان از برقراری این فرض نیز داشت.
بر اساس نتایج بدست آمده از جدول 3 مسیر مستقیم بین سبک فرزندپروری مستبدانه با اختلال بازی اینترنتی ارتباط مثبت معنیداری را نشان داد (001/0>P، 33/0=β). مسیر بین سبک فرزند پروری مستبدانه با خودکنترلی (001/0 >P، 38/0-=β) و نیز خودکنترلی با اختـلال بازی اینترنتـی نیز رابطـه این منفـی را نشان دادند(001/0>P، 22/0-=β). این نتایج نشان داد که خودکنترلی به دلیل معنیدار بودن مسیر غیر مستقیم و نیز مسیر مستقیم نقش میانجی نسبی را دارد.
در مدل سوم که نقش واسطهگری سبک فرزند پروری مقتدرانه در ارتباط بین سبک فرزند پروری سهلگیرانه با اختلال بازی اینترنتی بود، میزان شاخص دوربین واتسون در این مدل 04/2 حاصل شد که نشان از تخطی استقلال باقیماندهها نداشت (قرارگیری در بازه 5/2-5/1). شاخص عامل تورم واریانس برای سبک فرزندپروری مقتدرانه و خودکنترلی 00/1 حاصل شد که هم خطی جدی را نشان نداد(کمتر از 5). در برقراری فرض نرمالیتی باقیماندهها نیز سطح معنیداری آزمون شاپیرو- ویلک 62/0 و شاخصهای چولگی و کشیدگی 2/0 و 15/0- حاصل شد که با قرارگیری در بازه (2+ - 2-) نشان از برقراری این فرض نیز داشت. بر اساس نتایج بدست آمده از جدول 4، اثر مستقیم بین سبک فرزند پروری مقتدرانه با اختلال بازی اینترنتی ارتباط مثبت ولی غیرمعنیداری را نشان داد(18/0=P، 08/0=β). مسیر بین سبک فرزندپروری مقتدرانه با خودکنترلی ارتباط مثبت بسیار کوچک و غیرمعنیداری را نشان داد (47/0=P، 05/0=β). مسیر خودکنترلی با اختلال بازی اینترنتی ارتباط منفی معنیداری را نشان داد (001/0>P، 35/0- =β).
در تحلیل مسیر میانجی بودن خودکنترلی به عنوان میانجی بودن در ارتباط سبک فرزند پروری مقتدرانه با اختلال بازی اینترنتی، خودکنترلی بهعنوان متغیر میانجی شناخته نشده و مسیر مستقیم بین سبک مقتدرانه با اختلال بازی اینترنتی نیز معنیدار نبود و به طور کلی ارتباط معنیداری را نشان نداد. نمودار ضرایب مسیر مدلهای تحلیل مسیر در شکل 1 ارائه شدهاند.
جدول 3:تحلیل مسیر میانجیگری خودکنترلی در ارتباط بین فرزندپروری مستبدانه با اختلال بازی اینترنتی
| مسیر |
ضریب استاندارد |
ضریب غیراستاندارد |
انحراف معیار |
آماره T |
سطح معنیداری |
| سبک مستبدانه |
-> |
خودکنترلی |
38/0- |
38/0- |
06/0 |
80/5- |
001/0 > |
| خودکنترلی |
-> |
اختلال بازی اینترنتی |
22/0- |
42/0- |
12/0 |
37/3- |
001/0 > |
| سبک مستبدانه |
-> |
اختلال بازی اینترنتی |
33/0 |
61/0 |
12/0 |
91/4 |
001/0 > |
جدول 4:تحلیل مسیر میانجیگری خودکنترلی در ارتباط بین فرزندپروری مقتدرانه با اختلال بازی اینترنتی
| مسیر |
ضریب استاندارد |
ضریب غیراستاندارد |
انحراف معیار |
آماره T |
سطح معنیداری |
| سبک مقتدرانه |
-> |
خودکنترلی |
05/0 |
06/0 |
08/0 |
72/0 |
47/0 |
| خودکنترلی |
-> |
اختلال بازی اینترنتی |
35/0- |
66/0- |
12/0 |
43/5- |
001/0 > |
| سبک مقتدرانه |
-> |
اختلال بازی اینترنتی |
08/0 |
19/0 |
31/1 |
31/1 |
18/0 |
شکل 1: نمودار ضرایب مسیر متغیرهای پژوهش
بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطهای خودکنترلی در رابطه بین سبکهای فرزند پروری و اختلال بازی اینترنتی انجام شد. نتایج نشان داد که سبکهای فرزند پروری سهلگیرانه و مستبدانه با اختلال بازی اینترنتی رابطه مثبت و معنادار دارند. این یافتهها با نتایج پژوهشهای لی و همکاران و کوزاو همکاران که نشان دادند سبکهای فرزند پروری منفی مانند سبک مستبدانه و سهلگیرانه به عنوان عامل خطر برای اعتیاد نوجوانان به بازیهای اینترنتی عمل میکنند، همسو است(12،9).
در نتایج پژوهش کوآنگ و همکاران نیز مشاهده شد که عدم نظارت، عدم انضباط، نظم و انضباط خشونتآمیز با اختلال بازی اینترنتی ارتباط مثبت دارد(33) که کاملاً با نتایج پژوهش حاضر همخوان است. چن و همکاران نیز همبستگی مثبت و معناداری برای طرد و حمایت بیش از حد والدین با اختلال بازی اینترنتی نشان دادند(34). در تبییـن این یافته میتوان گفت سبک فرزند پروری مستبدانه با کنترل شدیدی که والدین بر فرزندان خود اعمال میکنند میتواند منجر به بروز احساس ناامنی، اضطراب و نیاز به فرار از وضعیتهای استرسزا در نوجوانان شود. این نیاز ممکن است نوجوانان را به سمت استفاده مفرط و اعتیادآور از بازیهای اینترنتی سوق دهد، زیرا این بازیها فرصت فراموشی و تسکین موقت را برای آنها فراهم میکنند(35). از سوی دیگر، سبک سهلگیـرانه که کمبود نظارت و محدودیت دارد با عدم کنترل و راهنمایی کافی، نوجوانان را در معرض خطر بیشتر برای استفاده بیرویه از فضای مجازی و بازیهای اینترنتی قرار میدهد. در چنین خانوادههایی، نوجوانان دسترسی آزادانهای به بازیهای اعتیادآور پیدا میکنند و اغلب در مقابل تقاضاهای خانواده یا مدرسه مقاومت میکنند که این موضوع سبب رشد اعتیاد اینترنتی آنان میشود(36).
همچنین نتایج نشان داد که سبکهای فرزند پروری مستبدانه و سهلگیرانه با خودکنترلی پایین در نوجوانان همراه است. این یافته نیز با یافتههای مطالعات پیشین که نشان دادند سبکهای فرزند پروری مستبدانه و سهلگیرانه مانع رشد خود کنترلی در نوجوانان میشوند(20-17) همسو است. در تبیین این یافته پژوهش میتوان گفت سبک فرزند پروری مستبدانه با اعمال کنترل شدید و بدون بیان توجیهات کافی، فضای لازم برای تمرین استقلال و تصمیمگیری مستقل را محدود میکنند که میتواند فرایند یادگیری خودکنترلی را مختل کند(37) و سبک فرزند پروری سهلگیرانه که با کمبود حد و مرزگذاری و نظارت همراه است در فرایند توسعه مهارتهای خودکنترلی خلل وارد میکند، چون نوجوانان در نبود ساختار و انتظارات مشخص، فرصت یادگیری نحوه کنترل رفتار و احساسات خود را از دست میدهند(35).
یافته سوم این پژوهش نشان داد که خودکنترلی رابطه منفی و معنادار با اعتیاد به بازیهای اینترنتی دارد. این یافته با مطالعۀ شو و همکاران که نشان دادند خودکنترلی پایین بستری را برای اعتیاد به بازیهای اینترنتی فراهم میکند(17) همسو است. همچنین یافتههای پژوهش حاضر با پژوهش آگباریا همسو بود که به این نتیجه رسید همبستگی مثبتی بین قرار گرفتن در معرض بازیهای آنلاین خشن، اعتیاد به اینترنت، خودکنترلی پایین و پرخاشگری وجود دارد(38). در تبیین این یافته میتوان گفت افراد با سطح پایین خودکنترلی، توانایی کنترل تمایلات خود برای استفاده بیرویه و مفرط از فضای مجازی و بازیهای آنلاین را ندارند. کمبود مهارتهای کنترل درونی منجر میشود که این افراد در مقابل وسوسههای لذتجویانه، مانند بازیهای اینترنتی، آسیب پذیرتر شوند(35). همچنین افراد با ضعف در خود کنترلی، دشواری در کنار گذاشتن یا محدود کردن زمانهایی که صرف بازی میکنند دارند و ممکن است در مسیر توسعه رفتارهای اعتیادی قرار گیرند که برخلاف نیازهای اصلی و اهداف زندگی آنان است. در نتیجه سطح پایین خودکنترلی ممکن است تسهیلکننده روند اعتیاد به بازیهای اینترنتی باشد، زیرا این افراد کمتر توانایی مقابله با وسوسه و تنظیم رفتار خود در مواجهه با پاداشهای سریع و مداوم در فضای مجازی را دارند(36).
در نهایت، یافته چهارم این پژوهش نشان داد که خودکنترلی در رابطۀ بین سبکهای فرزند پروری مستبدانه و سهلگیرانه با اعتیاد به بازیهای اینترنتی نقش واسطهگر دارد. در تبیین این یافته میتوان گفت مهارتهای خودکنترلی به عنوان قسمت مهمی از فرایند تنظیم رفتار، مسئول مدیریت احساسات و تمایلات هیجانی در مواجهه با عوامل تحریککننده است. در خانوادههایی که سبکهای فرزند پروری نامناسب مانند مستبدانه یا سهلگیرانه غالب است، نوجوانان یا از طریق کنترل شدید یا برعکس کمبود نظارت، فرصتهای لازم برای توسعه و تمرین مهارتهای خودکنترلی را ندارند(39). این کمبود تمرین، سطح خودکنترلی آنها را پایین میآورد و نتیجه آن تمایل بیشتر به رفتارهای اعتیادآور مانند بازیهای اینترنتی است زیرا این افراد در مقاومت در مقابل وسوسهها و مدیریت تمایلات خود، ناکام هستند(36).
این پژوهش با محدودیتهایی مواجه بود: برای جمعآوری اطلاعات درباره سبکهای فرزند پروری ادراک شده، ظرفیت خودکنترلی و اختلال بازی اینترنتی تنها از ابزار خودگزارشی استفاده شد که میتواند احتمال خطا را بالا ببرد. اگر در کنار ابزار خودگزارشی از مصاحبه یا سایر روشهای کیفی استفاده شود یافتههای دقیقتری حاصل میشود. روش پژوهش حاضر مقطعی و از نوع همبستگی بود، بنابراین امکان در نظر گرفتن رابطه علّی بین متغیرها امکانپذیر نیست. مطالعات طولی میتواند نتایج علی معتبرتری به دست بدهند. هچنین این پژوهش در شهر تهران انجام شده است که باید در تعمیم نتایج به سایر شهرها جانب احتیاط رعایت شود. به علاوه روش نمونهگیری در دسترس از دیگر محدودیتهای این پژوهش است. با توجه به اهمیت نقش سبکهای فرزند پروری و ظرفیت خودکنترلی و رابطه آنها بر اختلال بازی اینترنتی، لزوم طراحی بستههای آموزشی پیشگیرانه برای آموزش فرزند پروری با تأکید بر رشد مهارت خودکنترلی در کودکان، میتواند در کاهش اعتیاد به بازیهای اینترنتی در نوجوانی مؤثر باشد.
ملاحظات اخلاقی
این مطالعه با کد اخلاق IR.ACECR.USC.REC.1403.047 انـجـام شـد. مشـارکـت داوطـلبـانه و رعـایـت اصـول رازداری
حرفه ای تکمیل فرم رضایت آگاهانه از موارد رعایت شده در این مطالعه است.
سهم نویسندگان
نیلوفر فریـدون: جمعآوری و تجزیـه و تحلیـل دادهها؛ سمـانه بهزادپور: نظارت بر تجزیه و تحلیل دادهها و نگارش مقاله را بر عهده داشتند. هر دو نویسنده مقاله، نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفتهاند.
حمایت مالی
در انجام این پایاننامه از حمایت مالی هیچ سازمان یا موسسهای استفاده نشده است.
تضاد منافع
هیچگونه تضاد منافعی در این مقاله گزارش نشد.
تقدیر و تشکر
بدینوسیله از نوجوانان که با صرف وقت گران بهای خود در راستای تکمیل پرسشنامههای پژوهش یاریگر ما بودند و همچنین مدارسی که در این پژوهش به ما کمک کردند، تشکر و قدردانی میگردد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روان شناسی دریافت: 1404/4/18 | پذیرش: 1404/6/22 | انتشار: 1404/12/10