karimi zarchi M, Mohamadkhani P, demehri F, Saiedmanesh M. The Effectiveness of Metacognitive Interpersonal Therapy and Acceptance and Commitment Therapy on Difficulties in Emotion Regulation and Perfectionism of People with Obsessive-Compulsive Personality Disorder. TB 2026; 24 (4) :84-102
URL:
http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3789-fa.html
کریمی زارچی مهدی، محمدخانی پروانه، دمهری فرنگیس، سعیدمنش محسن. اثربخشی درمان فراشناختی بینفردی و پذیرش و تعهد بر دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی افراد با اختلال شخصیت وسواسی. طلوع بهداشت. 1404; 24 (4) :84-102
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-3789-fa.html
دانشگاه علم و هنر یزد ، pa.mohammadkhani@uswr.ac.ir
|
چکیده (HTML) (44 مشاهده)
متن کامل: (20 مشاهده)
اثربخشی درمان فراشناختی بینفردی و پذیرش و تعهد بر دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی افراد با اختلال شخصیت وسواسی
نویسندگان: مهدی کریمی زارچی1، پروانه محمدخانی2، فرنگیس دمهری3، محسن سعیدمنش4
1.دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده علومانسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
2.نویسنده مسئول: استاد گروه روانشناسی، دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی، تهران، ایران
شماره تماس: 9121777653-98+ E-mail:pa.mohammadkhani@uswr.ac.ir
3.استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علومانسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
4.استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علومانسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران
چکیده
مقدمه: اختلال شخصیت وسواسی جبری یکی از شایعترین اختلالات شخصیت است که تأثیر عمیقی بر عملکرد فردی و اجتماعی مبتلایان دارد. این پژوهش باهدف مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی بین فردی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی افراد با اختلال شخصیت وسواسی - جبری انجام شد
روش بررسی: این مطالعه به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد با اختلال شخصیت وسواسی-جبری بود که به مراکز مشاوره شهر یزد در سال 1403مراجعه کردند. نمونه پژوهش 41 نفر بودند که به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه درمان فراشناختی بین فردی (13 نفر)، درمان پذیرش و تعهد (14 نفر) و گروه کنترل (14 نفر) گمارده شدند. مداخلهها در 10 جلسه هفتگی برای گروههای آزمایشی انجام شد، درحالیکه گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس دشواری تنظیم هیجان و مقیاس کمالگرایی بود.
یافتهها: نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که بین نمرات پسآزمون دشواری تنظیم هیجان (01/0P<، 410/255F=) وکمالگرایی (01/0P<،950/356F=) سه گروه تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که درمان فراشناختی بین فردی نسبت به درمان پذیرش و تعهد، اثربخشی بیشتری بر بهبود دشواری تنظیم هیجان و کاهش کمالگرایی داشته است.
نتیجهگیری: درمان فراشناختی بینفردی میتواند بهعنوان مداخلهای مؤثرتر در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برای بهبود مشکلات هیجانی و شناختی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- جبری مورد استفاده قرار گیرد.
واژههای کلیدی: اختلال شخصیت وسواسی-جبری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تنظیم هیجانی،کمالگرایی
مقدمه
اختلال شخصیت وسواسی جبری یکی از شایعترین و پیچیدهترین اختلالات شخصیت است که شیوع آن در جمعیت عمومی بین 9/1 تا 8/7 درصد تخمین زده شده است. این اختلال با الگوی پایدار کمالگرایی افراطی، اشتغال ذهنی به نظم و کنترل مفرط مشخص میشود و عملکرد شغلی، روابط بینفردی و کیفیت زندگی فرد را بهطور قابلتوجهی مختل می کند(1).
تنظیم هیجان شامل آگاهی و درک احساسات، پذیرش احساسات، توانایی کنترل رفتارهای تکانشی و انعطافپذیری در استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی مناسب به منظور برآوردن اهداف شخصی و خواستههای موقعیتی است(2). توانایی تنظیم هیجانات نه تنها بر عملکردهای فردی تأثیر میگذارد، بلکه در تعاملات اجتماعی و کیفیت روابط بینفردی نیز نقش حیاتی ایفا میکند(3). در سالهای اخیـر، مشکلات تنظیم هیجان به طور فزایندهای در حال ملحق شدن به مدلهای آسیبشناسی روانی است و به عنوان عاملی مشترک و بین تشخیصی در نظر گرفته شده است که با اشکال مختلف آسیبشناسی روانی در ارتباط است(4). افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری نیز اغلب هیجانات خود را سرکوب کرده و در مواجهه با شرایط تنشزا دچار استرس مزمن میشوند(5). شواهد تجربی رو به رشدی نیز وجود دارد که نشان میدهد اختلال در تنظیم هیجان ممکن است نقش مهمی در اختلال شخصیت وسواسی ایفا کند(3).
یکی دیگر از ویژگیهای بسیار برجسته افراد دارای اختلال شخصیت وسواسی کمالگرایی است. کمالگرایی به عنوان تمایل برای تعیین استانداردهای فوقالعاده بالای عملکرد و اهداف غیرواقع بینانه، همراه با خودارزیابی بیش از حد انتقادی و نگرانی در مورد اشتباه مشخص میشود. این ویژگی در اختلال شخصیت وسواسی جبری نه تنها منجر به کاهش کارایی فردی میشود، بلکه به شکل قابلتوجهی ارتباطات بین فردی و توانایی سازگاری اجتماعی را مختل میکند. کمالگرایی افراطی در این افراد میتواند به فشار روانی، خستگی مفرط و حتی ابتلا به سایر اختلالات روانشناختی منجر شود(6). علیرغم تأثیرات عملکردی این اختلالات، تحقیقات بالینی بسیار کمی در مورد اثربخشی مداخلات درمانی باهدف قراردادن ویژگیهای شخصیتی وسواس جبری انجام شده است و به تحقیقاتی از قبیل تحقیق فعلی برای بررسی تجربه روان درمانی و پیامدهای بالینی آن برای این افراد نیاز است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy) به عنوان رویکردی مؤثر در درمان اختلال شخصیت شناخته شده است(7). Hershberger و همکـاران در مقالـهای نظری چارچوب مفهومی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را برای درمان اختلال شخصیت وسواسی جبری معرفی کردهاند و نشان دادهاند که مؤلفههای اصلی این اختلال با فرایندهای کلیدی این درمان همپوشانی دارند(8). برخی مطالعات نیز اثربخشی آن را بر تنظیم هیجان(9،10) و کمالگرایی(14-11) نشان دادهاند. در درمان پذیرش و تعهد فرض بر این است که آسـیب روانـی بـه علت تلاش بـرای کنتـرل یـا فـرار از افـکار و هیجانهای منفـی ایجـاد مـیشـود. مفهـومبنـدی مشـکلات در ایـن روش در چهارچوب رفتـاری است. درمانگر بیمــار را در طی درمان هدایــت میکند تــا افــکار و هیجانها را جدا از خـود ببینـد (مشـکلات مرتبـط بـا آگاهـی) که بــه درمانگــر اجــازه مــیدهــد چارچــوب رابطــه و حــالات شــناختی منفــی (اجتنــاب از تجــارب درونــی و عدم اقــدام برای فعالیــتهــای ارزشــمند) را اصــلاح کند. درمان تعهد و پذیرش برای غلبه بر اجتناب تجربهای و ایجاد انعطافپذیری شناختی شش فرایند زیربنایی دارد: پذیرش، گسلش، خود به عنوان زمینه، ارتباط با زمان حال، ارزشها و عمل متعهدانه(15). درمان فراشناختی بین فردی (interpersonal metacognitive therapy) نیز یک رویکرد روان درمانی یکپارچه است که برای درمان اختلالات شخصیت با مهار هیجانی توسعهیافته است و عناصر شناختی-رفتاری، روان پویشی، ذهنیسازی و رویکردهای مبتنی بر روایت را در برمیگیرد و هدف آن بهبـود خودپنـداره، تقویـت عملکـرد بینفردی و کاهش شدت علائم اختلال شخصیت است و بر توسعه مهارتهای فراشناختی از طریق بررسی بازگوییهای دقیق قسمتهای بینفردی متمرکز است(16). مطالعات موردی و پژوهشها نشان میدهد که درمان فراشناختی بینفردی در درمان افرادی با طیف وسیعی از اختلالات شخصیت(20-17) و بهبود کمالگرایی افراطی و خود انتقادگری مفرط به عنوان دو فرایند شناختی به هم پیوسته در افراد با اختلال شخصیت وسواسی(5،21) مؤثر است.
ازآنجاکه درک تجارب حاضر در بافت گذشته و گسلش از آن در رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد کمتر مورد توجه قرار گرفتـه است و با توجته به نقـش پررنگ تجـارب اولیـه و طرحوارهها در اختلالات شخصیت این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی بین فردی و پذیرش و تعهد بر تنظیم هیجانی و کمالگرایی افراد با اختلال شخصیت وسواسی جبری انجام شده است. نتایج این مطالعه میتواند نه تنها به درک بهتر اختلال شخصیت وسواسی جبری کمک کند؛ بلکه راهکارهای درمانی مؤثرتری برای بهبود کیفیت زندگی مبتلایان ارائه دهد.
روش بررسی
این پژوهش از نوع تحقیقـات مداخلهای نیمـهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه است. طرح نیمه آزمایشی به کار رفته شامل سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) بود که متغیـرهای وابستـه در سه مرحلـه (پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری) سنجیده شدند. متغیرهای مستقل شامل درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فراشناختی بینفردی بودند، درحالیکه گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. متغیرهای وابسته شامل دشواری در تنظیـم هیجان و کمالگرایی بود.
جامعه آماری پژوهش را افرادی که در سال 1403 به مراکز روانشناسی و روانپزشکی شهر یزد مراجعـه کرده و تشخیص اختلال شخصیت وسواسی-جبـری دریافت کردند، تشکیل دادند. نمونه شامل 41 نفر است که به روش نمـونهگیری در دسترس از میان مراجعهکنندگان انتخاب شدند. از کلیه مشارکت کنندگان در این پژوهش رضایتنامه کتبی دریافت شد و به آنها اطمینان داده شد که اختیار ادامه مشارکت در طرح درمان را دارند و همچنین به آنها اطمینان داده شد که هویت آنها و کلیه اطلاعات کسب شده به صورت محرمانه نزد محقق حفظ خواهد شد. پس از کسب رضایتنامه کتبی و ارزیابی معیارهای ورود و خروج، افراد به صورت تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) تقسیم شدند. انتخاب حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G-POWER و با اندازه اثر 04/0، سطح معناداری 05/0 و توان آماری 8/0 انجام شد. با توجه به احتمال ریزش نمونهها، تعداد نهایی افراد در گروهها پس از مراحل مداخله به ترتیب 14 نفر در گروه کنترل، 13 نفر در گروه درمان فراشناختی بین فردی و 14 نفر در گروه درمان پذیرش و تعهد بود. معیارهای ورود در این پژوهش شامل حداقل سن 18 سال، داشتن مدرک تحصیلی دیپلم، سکونت در شهر یزد و تشخیص اختلال شخصیت وسواسی-جبری بر اساس مصاحبه بالینـی ساختاریافته بود. در مقابل معیارهای خروج شامل عدم تکمیل پرسشنامهها در هر مرحله از پژوهش، عدم حضور در حداقل دو جلسه درمان یا بیشتر و دریافت درمان روان شناختی همزمان بود. برای جمعآوری دادهها، از ابزارهای معتبر و استاندارد استفاده شد. مقیاس دشواری در تنظیم هیجان(Difficulties in Emotion Regulation Scale) توسط Gratz & Roemer در سال 2004 طراحی شد(22).
این مقیاس شامل 36 گویه است که سطوح نقص و نارسایی تنظیم هیجان را در قالب 6 خرده مقیاس عدم پذیرش هیجان منفی با 6 گویه(11،12،21،23،25،29)، دشواری در انجام رفتار هدفمند با 5 گویه(13،18،20،26،33)، دشواری در کنترل رفتارهای تکانشی با 6 گویه (3،14،19،24،27،32)، فقدان آگاهی هیجانی با 8 گویه (15،16،22،28،30،31،35،36)، دسترسی محدود به راهبردهای اثربخش تنظیم هیجان با 6 گویه(2،6،8،10،17،34) و فقدان وضوح هیجانی با 5 گویه (1،4،5،7،9) می سنجد. پاسخ فرد به هریک از خرده مقیاس ها بر اساس مقیاس درجه بندی لیکرت از 1 (تقریبا هرگز) تا 5 (تقریبا همیشه) صورت می گیرد و نمره گذاری گویه های 1،2،6،7،8،10،17،20،22،24،34 به صورت معکوس انجام می شود. از مجموع نمره 6 خرده مقیاس، نمره کل بیمار برای دشواری در تنظیم هیجان محاسبه می شود.
دامنه نمره در این مقیاس بین 36 و 180 است که نمرات بالاتر در هریک از خرده مقیاس ها و کل مقیاس، بیانگر دشواری بیشتر در تنظیم هیجان است. نمره بین 36 تا 72 بیانگر دشواری در تنظیم هیجان در حد پایین، نمره از 72 تا 108 بیانگر دشواری در تنظیم هیجان در حد متوسط و نمره بالتر از 108 بیانگر دشواری در تنظیم هیجان در حد بالا است(23).
Gratz & Roemer در نمونهای متشکل از 375 بیمار از دانشجویان مقطع کارشناسی 18 تا 55 سال در دانشگاه ماساچوست بوستون روایی ملاکی به روش روایی پیش بین این مقیاس با پرسشنامه عمل و پذیرش را 70 درصد گزارش کردند. هم چنین پایایی این مقیاس به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 93/0 و پایایی خرده مقیاس ها در دامنه 80/0 تا 89/0 گزارش شد(22). در ایران پژوهش خانزاده و همکاران در نمونه ای با 363 نفر(181مرد و 182 زن) از دانشجویان دانشگاه شیراز، روایی ملاکی این مقیاس با سیاهه افسرگی بک به روش روایی همزمان، دامنه ضریب همبستگی 11/0 تا 44/0 و با سیاهه اضطراب بک دامنه ضریب همبستگی 16/0 تا 51/0 را نشان داد.
پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ برای زیر مقیاس عدم پذیرش هیجان منفی، دشواری در انجام رفتار هدفمند، دشواری در مهار رفتار تکانشی، دسترسی محدود به راهبردهای اثربخش تنظیم هیجان، فقدان آگاهی هیجانی و فقدان شفافیت هیجانی به ترتیب 88/0، 81/0، 81/0، 83/0، 66/0، 74/0 گزارش شد(23).
در پژوهش بشارت، روایی سازه این مقیاس به روش روایی همگرا و افتراقی، از طریق اجرای سیاهه سلامت روان، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و فهرست عواطف مثبت در مورد نمونه های مختلف از دو گروه بالینی و غیربالینی محاسبه شد و مورد تایید قرار گرفت. پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ در نمونه های فوق در دامنه 72/0 تا 92/0 گزارش شد(24). پایایی این ابزار در پژوهش حاضر به روش آلفای کروباخ 849/0 بدست آمد.
مقیاس کمالگرایی (Perfectionism Scale) توسط Hill و همکاران در سال 2004 طراحی شد که با 59 گویه کمال گرایی را در دو بعد مثبت(سازگارانه) و منفی(ناسازگارانه) در قالب هشت خرده مقیاس میسنجید. چهار بعد تمرکز بر اشتباهات، نیاز به تأیید برای عملکرد کمالگرایانه، ادراک فشار از سوی والدین و نشخوار فکری، ابعادی هستند که کمالگرایی منفی و چهار بعد تلاش برای عالیبودن، معیارهای بالا برای دیگران، هدفمندی و نظم ابعادی هستند که کمالگرایی مثبت را میسنجند. Hill و همکاران، ضریب پایایی این مقیاس را به روش آلفای کرونباخ بین 83/0 تا 91/0 و پایایی آزمون-باز آزمون آن را بین 71/0 تا 91/0 گزارش کردند(25). این مقیاس را در ایران اولین بار جمشیدی و همکاران در سال 1387 هنجاریابی کردند و نتایج تحلیل عاملی آن نشان داد برخلاف نسخه هیل و همکاران، این پرسشنامه در ایران 6 عامل را میسنجد. درواقع گویههای مربوط به نیاز به تأیید، تمرکز بر اشتباهات و نشخوار فکری، عامل تلقی منفی از خود را تشکیل دادند. همچنین، بعد استاندارد بالا برای دیگران که در پرسشنامۀ اصلی از ابعاد کمالگرایی مثبت است، به کمالگرایی منفی انتقال یافت و 8 سؤال 16،18، 27، 31، 35، 37، 48، 55 به علت بار عاملی پایین نیز حذف شدند. 23 گویه کمالگرایی مثبت را می سنجد که از این تعداد 5 گویه به بعد تلاش برای عالی بودن، 9 گویه به بعد هدفمندی، 9 گویه به بعد نظم اختصاص دارد و 28 گویه کمالگرایی منفی را میسنجد که از این تعداد، 17گویه به بعد تلقی منفی از خود، 6 گویه به بعد ادراک فشار از سوی والدین و 5 گویه به بعد استاندارد بالا برای دیگران اختصاص دارد.
نمره گذاری این پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت از 1 (کاملا مخالفم) تا 5 (کاملا موافقم) است و نمره کل کمال گرایی از مجموع نمرات خرده مقیاس ها بدست میاید به شکلی که نمره بالاتر نشانگر حد بیشتری از کمال گرایی است. ضریب همسانی درونی آن با استفاده از آلفای کرونباخ طیفی از 91/0 تا 96/0 بدست آمد.
ضریب آلفای کرونباخ برای ابعاد تلقی منفی از خود، نظم و سازماندهی، هدفمندی، ادراک فشار از سوی والدین، تلاش برای عالی بودن، استانداردهای بالا برای دیگران، کمال گرایی منفی و کمال گرایی مثبت به ترتیب 88/0، 9/0 ،81/0، 77/0، 61/0، 47/0، 87/0، 91/0، 90/0 به دست آمد(26). پایایی این ابزار در پژوهش حاضر به روش آلفای کروباخ 873/0 به دست آمد.
مداخلات درمانی توسط نویسنده اول مقاله حاضر با داشتن نزدیک به 15 سال تجربه در حوزه بالینی انجام شد. این مداخلات در دو گروه آزمایشی در قالب 10 جلسه هفتگی یک ساعته انجام شد و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. در ابتدای پژوهش، پیشآزمون برای هر سه گروه انجام شد. پس از پایان جلسات، پسآزمون اجرا و سه ماه بعد، آزمون پیگیری برای هر سه گروه تکمیل شد. در این پژوهش دستورالعمل جلسات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اساس مدل Hayes و همکاران بود که روایی محتوایی آن توسط سازندگان تایید شده است و در ایران توسط پرویزیان و همکاران برای بیماران دارای اختلال شخصیت وسواسی جبری به کار گرفته شده و روایی صـوری و محتـوایی آن توسـط 4 نفر از متخصصـان حـوزه روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد مطلوب ارزیابی شد(11).
در پزوهش حاضر نیز روایی محتوایی آن با نظرخواهی از 3 نفر اساتید روانشناسی بالینی دانشگاه علم و هنر یزد و علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران مطلوب ارزیابی شد. پروتکل درمان فراشناختی بین فردی نیز برگرفته از مدل Gordon-King و همکاران بود(5) و روایی صوری و محتوایی آن در پزوهش حاضر با نظرخواهی از 3 نفر اساتید روانشناسی بالینی دانشگاه علم و هنر یزد و علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تهران مطلوب ارزیابی شد.
این پژوهش با رعایت کامل اصول اخلاق پژوهش انجام شد. برای شرکتکنندگان توضیحات کاملی در مورد اهداف پژوهش ارائه گردید و رضایت آگاهانه از آنها اخذ شد. حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات شرکتکنندگان تضمین گردید و تمامی مراحل تحقیق با درنظرگرفتن حقوق و رفاه شرکتکنندگان طراحی و اجرا شد.در این پژوهش، دادهها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. در بخش آمار توصیفی، جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیار برای توصیف مشخصات نمونه به کار گرفته شد. در بخش آمار استنباطی، تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر آمیخته همراه با آزمونهای تعقیبی بنفرونی بهمنظور بررسی تفاوت بین مراحل پیشآزمون، پسآزمون، و پیگیری استفاده گردید. آزمون تعقیبی بن فرونی برای تعیین ماندگاری اثر درمان در مراحل پسآزمون و پیگیری به کار گرفته شد. مفروضات نرمال بودن توزیع دادهها با آزمون شاپیرو-ویلک و همگنی واریانسها با آزمون لوین بررسی شد. تمامی تحلیلها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 25 انجام گرفت.
| جدول 1: خلاصه بسته درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(پرویزیان و همکاران) |
| جلسه |
شرح جلسه |
| اول |
برقراری ارتباط و تصریح رابطه درمانی با استعاره دو کوه، مصاحبه و ارزیابی، مفهومپردازی مورد بر اساس مدل درمان پذیرش و تعهد و استعاره لولهکش، معرفی کلی درمان و بحث در مورد حدود رازداری |
| دوم |
بحث در مورد تفاوت دنیای ذهن و رفتارهای بیرونی، مقدمهای بر درماندگی خلاق با استعاره انسان در چاه، ارائه تکلیف و شناسایی رفتارهای بیهوده |
| سوم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، تمرکز بر مؤلفه "کنترل، مسئله است " با استعاره پلیگراف (مضطرب نشدن هنگامی که به یک دستگاه بسیار حساس سیمپیچی میشوید) یا تلاش برای فکرنکردن به چیزی مثل کیک شکلاتی یا فیل صورتی، ارائه تکلیف نوشتن تجارب درونی و رفتارهای موقعیتی روزانه باهدف شناسایی رنج پاک و ناپاک. |
| چهارم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، تمرکز بر تغییر کارکرد روانشناختی افکار از چیزی که تهدیدکننده است به صرفاً یک رویداد کلامی با انجام تمرینات گسلش( از تکرار سریع فکر وسواسی تا زمانی که دیگر فکر وسواسی به نظر نرسد )، ارائه تکلیف. |
| پنجم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، ارتباط با زمان حال و تمرینات ذهنآگاهی مشاهدهگر بودن با استعاره "سربازان در حال رژه" باهدف تمایل به تجربه رویدادهای درونی در لحظه کنونی بدون نگهداشتن هیچ فکر یا احساسی و فقط تماشای آنچه رخ میدهد، ارائه تکلیف |
| ششم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، کار روی خود بهعنوان زمینه با استعاره صفحه شطرنج باهدف تجربه خود مفهومپردازی شده بهعنوان رویدادهایی که مراجع ممکن است تجربه کند نه بهعنوان ویژگیهای شخص، ارائه تکالیف ذهنآگاهی و گسلش |
| هفتم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، ارزیابی و تصریح ارزشها با استعاره جشن تولد یا تشییعجنازه، ارائه تکلیف باهدف شناسایی ارزشها. |
| هشتم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، ارزیابی ارزشها و توضیح عمل متعهدانه، تفکیک اهداف و ارزشها، ارائه تکلیف باهدف شناسایی اهداف رفتاری مشخص در مسیر ارزشهای تعیین شده. |
| نهم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، شناسایی موانع درونی و بیرونی با استعاره مسافران اتوبوس، ارائه تکلیف رفتاری باهدف پرهیز از اجتناب تجربهای و تعهد در جهت حرکت در مسیر ارزشها. |
| دهم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، گزارشی از نتایج جلسات و اجرای اصول آموزشدیده شده در دنیای واقعی بهمنظور ایجاد حس معناداری، تعیین جلسات پیگیری. |
خلاصه بسته درمان فراشناختی بینفردی(گوردن کینگ و همکاران)
| جلسه |
شرح جلسه |
| اول |
ارزیابی اولیه و ایجاد اتحاد درمانی، مفهومپردازی مورد بر اساس درمان فراشناختی بینفردی، تعهدات درمانی، معرفی کلی درمان و بحث در مورد حدود رازداری. |
| دوم |
بیان روایت از مشکل یا تعارضی اخیر و بررسی آن از طریق روش تصویرسازی ذهنی هدایت شده باهدف شناسایی سبک روایت بیمار از خاطرات زندگینامهای، شناسایی جنبههای شناختی، هیجانی و جسمانی تجربه ذهنی بیمار، ارائه تکلیف باهدف شناسایی زنجیره شناختی، هیجانی، جسمانی و رفتاری بیمار در موقعیتهای روزانه. |
| سوم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، شناسایی روایت بیمار از یک خاطره زندگینامهای باهدف ارتباط آن با ایجاد مشکلات فردی و ارتباطی و شکلگیری چرخههای بینفردی ناسازگار، ارائه تکلیف تکمیل کاربرگ هفتگی چرخه ارتباطی باهدف شناسایی لیستی از موقعیتهای برانگیزاننده، افکار و احساسات مرتبط با آن، رفتار فرد، پاسخ دیگران به رفتار فرد، واکنش فرد به پاسخ دیگران. |
| چهارم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، افزایش آگاهی فراشناختی با بهکارگیری تکنیک هدایت فراشناختی و پرسیدن سؤالات ساختیافته باهدف بالابردن تأمل فراشناختی مراجع در مواجهه با محرکهای مشکلآفرین و ارائه تکلیف تکنیک افزایش توجه باهدف افزایش آگاهی شناختی. |
| پنجم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، آشنایی فرد با طرحوارههای ناسازگار خود از طریق مصاحبه و آموزش، ارائه تکلیف شناسایی طرحوارههای ناسازگار فردی از طریق تکمیل فرم خود گزارشدهی هفتگی. |
| ششم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، خلاصهسازی وقایع و فهم ذهن دیگران، درک علیت روانی، شناسایی چرخههای بینفردی ناسازگار و بازسازی علیتهای روانی از طریق ارتباطدادن مشکلات فعلی با طرحوارههای زیر بنایی فرد، تکلیف تمرین تکنیک بازی نقش در مورد تعارضات و مشکلات بینفردی و شناسایی طرحوارههای فعال در مشکلات ارتباطی. |
| هفتم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، استخراج خاطرات مرتبط، تمرکز بر متمایزسازی به معنی درک تمایز بین واقعیت و دیدگاههای فرد و درک نگاه پدیدارشناسی، دسترسی به بخشهای سالم خود، ایجاد فهم بالغانه از ذهن دیگران، ارائه تکلیف شناسایی تمام احتمالات، اهداف و احساسات طرف مقابل در یک تعارض ارتباطی. |
| هشتم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، چالش باورهای فراشناختی از طریق پرسشگری سقراطی باهدف بر بهبود طرحوارههای بینفردی ناکارآمد از طریق برانگیختن حس انتقاد به طرحوارههای قبلی، ارائه تکلیف تهیه لیستی از باورهای منطقی و غیرمنطقی و شناسایی ارتباط آنها با طرحوارههای ارتباطی فرد. |
| نهم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، ساخت شیوههای جدید تفکر در مورد مشکلات و دستیابی به خزانه وسیعتری از بازنماییهای بینفردی از طریق بازسازی طرحوارهها، چرخههای بینفردی ناکارآمد و آگاهی فرد از نقش خود در این چرخه، ارائه تکلیف شناسایی باورهای فراشناختی ناکارآمد و رفتارهای جایگزین برای تغییر چرخههای ناکارآمد بینفردی. |
| دهم |
بازخورد و مرور تکالیف جلسه قبل، دسترسی به حالتهای ذهنی مثبت، بازسازی روایت جدیدی از خود در روابط بینفردی، تعیین جلسات پیگیری. |
یافته ها
یافتههای توصیفی پژوهش نشان داد که از میان 41 شرکتکننده 15 نفر مرد و 26 نفر زن بودند که به سه گروه درمان فراشناختی بین فردی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل گمارش شدند و نتایج آزمون خی دو نشان داد که بین سه گروه از نظر توزیع فراونی جنسیت تفاوت معنی داری وجود ندارد (806/0= p و 431/0=chi-square). از نظر وضعیت تأهل، 17 نفر مجرد، 22 نفر متأهل و 2 نفر طلاقگرفته بودند که نتایج آزمون خی دو حاکی از عدم وجود تفاوت معنی دار بین سه گروه از نظر وضعیت تاهل بود(562/0=p و 976/2=chi-square).
سطح تحصیلات شرکتکنندگان شامل 9 نفر دیپلم، 8 نفر فوقدیپلم، 14 نفر لیسانس و 10 نفر فوقلیسانس بود که با توجه به نتایج آزمون خی دو از نظر سطح تحصیلات تفاوت معنی داری میان سه گروه وجود نداشت (897/0= p و 229/2=chi-square). میانگین سنی در گروهها به ترتیب برای درمان فراشناختی بین فردی 30/27 سال، درمان پذیرش و تعهد 21/28 سال، و گروه کنترل 14/28 سال بود که در مجموع کمترین سن 20 و بیشترین سن 43 سال ثبت شد. نتایـج آزمون تحلیـل واریانـس یک راهـه نشـان داد میـانگـین سن در سـه گـروه تفاوت معـنی داری ندارد(905/0= p و 100/0=F).
نتایج جدول 2 نشان می دهد که میانگین نمرات دشواری تنظیم هیجان و کمال گرایی در گروه های درمان فراشناختی بین فردی و درمان پذیرش و تعهد نسبت به تغییرات نمرات در گروه کنترل در پس آزمون و پس آزمون چشمگیر بوده است.
قبل از بررسی فرضیات پژوهش پیشفرضهای آزمونهای پارامتریک مورد بررسی قرار گرفت. پیشفرض نرمال بودن توزیع نمرات و همگنی واریانسها در سطح (05/0<p) در هر دو متغیر دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی مورد تأیید قرار گرفت. در آزمون باکس جهت بررسی همگنی ماتریسهای کوواریانس با توجه به حساسیت توان آزمون، سطح معنیداری 001/0= p بهعنوان نقطه برش بحرانی در نظر گرفته شد و این مفروضه موردتأیید قرار گرفت(164/0=P و 213/1=F). نتایج آزمون کرویت ماوچلی نشان از نقض این پیشفرض در سطح 05/0=p دارد که جهت تفسیر نتایج از مقدار تصحیح شده گرینهاوس- گایسر استفاده میشود.
بر اساس یافتههای جدول 3 تغییرات میانگین نمرات دشواری تنظیم هیجان در طول سه زمان سنجش و همچنین در تعامل زمان و تفاوت بین گروهی در سطح 01/0=p معنی دار بوده است. همچنین تغییرات نمرات کمال گرایی در طول سه زمان سنجش در سطح 001/0=p معنی دار بوده است. این تفاوت در تعامل زمان و گروه نیز تغییرات معنی دار را نشان داده است (001/0= p). جهت بررسی تفاوت اثر بخشی و تغییرات بین گروهی و همچنین بررسی تغییرات درون گروهی نمرات در سه زمان سنجش به تفکیک گروه ها از آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد که نتایج آن در جداول 4 و 5 نمایش داده شده است. نتایج جدول 4 نشان می دهد که در متغیر دشواری تنظیم هیجان بین دو گروه درمان فراشناختی بین فردی و درمان پذیرش و تعهد تفاوت معنی داری وجود دارد(038/0=p). مقایسه میانگین ها در جدول 2 نشان از کاهش بیشتر نمرات دشواری تنظیم هیجان در گروه درمان فراشناختی بین فردی دارد. همچین درمان فراشناختی بین فردی با گروه گواه تفاوت معنی دار نشان می دهد(001/0= p). بین میانگین نمرات گروه پذیرش و تعهد و گروه گواه نیز تفاوت معنی دار وجود داشت(041/0=p). در متغیر کمالگرایی بین دو گروه درمان فراشناختی بینفردی و درمان پذیرش و تعهد تفاوت معنیداری وجود دارد(032/0=p). مقایسه میانگینها در جدول 2 نشان از کاهش بیشتر نمرات کمالگرایی در گروه درمان فراشناختی بینفردی دارد. همچنین درمان فراشناختی بینفردی با گروه گواه تفاوت معنیدار نشان میدهد(001/0=p). بین میانگین نمرات گروه پذیرش و تعهد و گروه گواه نیز تفاوت معنیدار وجود دارد (001/0=p).
نتایج جدول 5 به بررسی تغییرات نمرات دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی در طول سه زمان سنجش به تفکیک سه گروه پرداخته است. در متغیر دشواری تنظیم هیجان در گروه درمان فراشناختی بین فردی بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیش آزمون و پیگیری تفاوت معنی دار سطح 001/0=p وجود دارد. بین نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در گروه درمان پذیرش و تعهد میانگین نمرات دشواری تنظیم هیجان در پیشآزمون با پسآزمون و پیشآزمون و پیگیری تفاوت معنیدار سطح 001/0=p وجود دارد؛ اما بین نمرات پسآزمون و پیگیری تفاوت معنیداری وجود ندارد. بررسی مقایسه دوبهدو تغییرات نمرات دشواری تنظیم هیجان در گروه گواه نشان میدهد میانگین نمرات در سه مرحله سنجش با یکدیگر تفاوت معنیدار ندارند. در متغیر کمالگرایی در گروه درمان فراشناختی بینفردی میانگین نمرات پیشآزمون با پسآزمون و پیشآزمون با پیگیری تفاوت معنیدار در سطح 001/0=p وجود دارد. اما بین نمرات پسآزمون و پیگیری تفاوت معنیداری مشاهده نمیشود. در گروه درمان پذیرش و تعهد نیز به همین شکل میان میانگین نمرات کمالگرایی در مرحله پیشآزمون با پسآزمون و پیگیری تفاوت معنیدار در سطح 001/0=p وجود دارد؛ اما این تفاوت مابین نمرات پسآزمون و پیگیری معنیدار نیست. مقایسه تغییرات نمرات کمالگرایی در گروه گواه نشان میدهد میانگین نمرات در سه مرحله سنجش با یکدیگر تفاوت معنیدار ندارند.
جدول 2: شاخص های توصیفی متغیرهای پژوهش به تفکیک گروه و زمان سنجش
| متغیر |
دشواری تنظیم هیجان |
کمالگرایی |
| گروه |
مرحله |
میانگین |
انحراف معیار |
میانگین |
انحراف معیار |
| درمان فراشناختی بینفردی |
پیشآزمون |
30/133 |
91/14 |
61/221 |
52/18 |
| پسآزمون |
07/101 |
81/15 |
30/165 |
49/18 |
| پیگیری |
07/101 |
76/15 |
30/164 |
30/18 |
| درمان پذیرش و تعهد |
پیشآزمون |
92/134 |
46/13 |
35/218 |
12/15 |
| پسآزمون |
92/121 |
64/14 |
50/190 |
56/15 |
| پیگیری |
07/120 |
62/13 |
07/190 |
61/15 |
| گروه کنترل |
پیشآزمون |
85/135 |
48/12 |
64/220 |
57/12 |
| پسآزمون |
21/136 |
02/12 |
28/222 |
80/12 |
| پیگیری |
71/136 |
42/11 |
57/223 |
77/12 |
جدول 3: نتایج تحلیل اثرات بین آزمودنی و درون آزمودنی در متغیرهای پژوهش
| متغیر |
منبع تغییرات |
آماره |
SS |
Df |
MS |
F |
p |
ضریب اتا |
توان آزمون |
| دشواری تنظیم هیجان |
زمان |
کرویت |
365/6298 |
2 |
183/3149 |
652/659 |
001/0 |
946/0 |
1 |
| گرینهاوس-گایسر |
365/6298 |
593/1 |
948/3953 |
652/659 |
001/0 |
946/0 |
1 |
| زمان* گروه |
کرویت |
306/4877 |
4 |
326/1219 |
410/255 |
001/0 |
931/0 |
1 |
| گرینهاوس-گایسر |
306/4877 |
186/3 |
922/1530 |
410/255 |
001/0 |
931/0 |
1 |
| خطا(زمان) |
کرویت |
824/362 |
76 |
774/4 |
|
|
|
|
| گرینهاوس-گایسر |
824/362 |
531/60 |
994/5 |
|
|
|
|
| کمالگرایی |
زمان |
کرویت |
448/20692 |
2 |
224/10346 |
867/938 |
001/0 |
961/0 |
1 |
| گرینهاوس-گایسر |
448/20692 |
538/1 |
776/13450 |
867/938 |
001/0 |
961/0 |
1 |
| زمان* گروه |
کرویت |
227/15734 |
4 |
557/3933 |
950/356 |
001/0 |
949/0 |
1 |
| گرینهاوس-گایسر |
227/15734 |
077/3 |
884/5113 |
950/356 |
001/0 |
949/0 |
1 |
| خطا(زمان) |
کرویت |
513/837 |
76 |
020/11 |
|
|
|
|
| گرینهاوس-گایسر |
513/837 |
459/58 |
327/14 |
|
|
|
|
جدول 4: نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی جهت مقایسه بین گروهی میزان اثربخشی درمان در سه گروه
| متغیر |
منبع مقایسه |
میانگین تفاوتها |
خطای استاندارد |
p |
فاصله اطمینان 95 درصد |
| کران پایین |
کران بالا |
| دشواری تنظیم هیجان |
فراشناختی بینفردی و پذیرش و تعهد |
8223/13- |
28351/5 |
038/0 |
0555/27- |
5892/0- |
| فراشناختی بینفردی و گواه |
4414/24- |
28351/5 |
001/0 |
6745/37- |
2082/11- |
| پذیرش و تعهد و گواه |
6190/10- |
18475/5 |
041/0 |
6048/23- |
3667/3 |
| کمالگرایی |
فراشناختی بینفردی و پذیرش و تعهد |
8993/15- |
92846/5 |
032/0 |
7478/30- |
0508/1- |
| فراشناختی بینفردی و گواه |
4231/38- |
92846/5 |
001/0 |
2716/53- |
5746/23- |
| پذیرش و تعهد و گواه |
5238/22- |
81764/5 |
001/0 |
0947/37- |
9529/7- |
جدول 5: نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی برای مقایسه تغییرات نمرات متغیرها در سه زمان سنجش به تفکیک گروه
| متغیر |
گروه |
منبع مقایسه |
میانگین تفاوتها |
خطای استاندارد |
p |
فاصله اطمینان 95 درصد |
| کران پایین |
کران بالا |
| دشواری تنظیم هیجان |
درمان فراشناختی بینفردی |
پیشآزمون و پسآزمون |
231/32 |
611/0 |
001/0 |
531/30 |
930/33 |
| پیشآزمون و پیگیری |
231/32 |
778/0 |
001/0 |
070/30 |
392/34 |
| پسآزمون و پیگیری |
001/0 |
453/0 |
1 |
259/1- |
259/1 |
| درمانپذیرش و تعهد |
پیشآزمون و پسآزمون |
13- |
687/0 |
001/0 |
112/11 |
888/14 |
| پیشآزمون و پیگیری |
857/14 |
362/13 |
001/0 |
117/11 |
598/18 |
| پسآزمون و پیگیری |
857/1 |
235/1 |
470/0 |
535/1- |
249/5 |
| گواه |
پیشآزمون و پسآزمون |
357/0- |
617/0 |
1 |
051/2- |
336/1 |
| پیشآزمون و پیگیری |
857/0- |
733/0 |
789/0 |
869/2- |
155/1 |
| پسآزمون و پیگیری |
500/0- |
442/0 |
834/0 |
713/1- |
713/0 |
| کمالگرایی |
درمان فراشناختی بینفردی |
پیشآزمون و پسآزمون |
308/56 |
792/1 |
001/0 |
328/51 |
288/61 |
| پیشآزمون و پیگیری |
308/57 |
217/2 |
001/0 |
146/51 |
470/63 |
| پسآزمون و پیگیری |
1 |
947/0 |
936/0 |
633/1- |
633/3 |
| درمان پذیرش و تعهد |
پیشآزمون و پسآزمون |
857/27 |
870/0 |
001/0 |
469/25 |
246/30 |
| پیشآزمون و پیگیری |
286/28 |
369/1 |
001/0 |
528/24 |
044/32 |
| پسآزمون و پیگیری |
429/0 |
257/1 |
1 |
022/3- |
879/3 |
گواه
|
پیشآزمون و پسآزمون |
643/1- |
829/0 |
208/0 |
920/3- |
635/0 |
| پیشآزمون و پیگیری |
929/2- |
934/0 |
054/0 |
495/5- |
363/0- |
| پسآزمون و پسآزمون |
286/1- |
549/0 |
107/0 |
793/2- |
222/0 |
بحث و نتیجه گیری
این پژوهش با هدف مقایـسه اثر بخشی درمان فراشناختی بین فردی و پذیرش و تعهد بر دشواری تنظیم هیجان و کمـال گرایی
افراد با اختلال شخصیت وسواسی انجام شد.
اولین نتیجه این پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود دشواری در تنظیم هیجان در افراد با اختلال شخصیت وسواسی جبری اثربخش بوده و پایداری اثر مداخله نیز در مرحله پیگیری حفظ شده است. نتایج این بخش با نتایج مطالعات پیشین همسوست(9،10).
در توضیح نتایج این بخش میتوان گفت که باتوجهبه تعریف تنظیم هیجان استراتژیهایی شامل پذیرش، ارزیابی مجدد، حل مسئله و ذهنآگاهی عموماً به عنوان استراتژیهای مؤثر و سازگارانه و متقابلاً راهبردهایی از جمله اجتناب، نشخوار فکری، سرکوب و نگرانی به عنوان استراتژیهای ناسازگارانه در تنظیم هیجان در نظر گرفته میشود(2). هدف درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد افزایش انعطافپذیری روان شناختی و تغییر رفتاری در زمینههایی است که اجتناب تجربهای غلبه دارد و فرد را از یک زندگی اساسی باز میدارد(8)؛ بنابراین درمان پذیرش و تعهد به واسطه تمرکزش بر پذیرش تجربه درونی و انعطافپذیری روانشناختی از طریق فرایند اصلی پذیرش، گسلش، در زمان حال بودن و مشاهده خود به عنوان زمینه در فرایند تنظیم هیجانی اثربخش است(15).
دومین نتیجه این پژوهش نیز نشان داد که درمان فراشناختی بین فردی بر بهبود دشواری در تنظیم هیجانات در افراد با اختلال شخصیت وسواسی-جبری اثربخش بوده و پایداری اثر مداخله نیز در مرحله پیگیری حفظ شده است. نتایج این بخش با نتایج مطالعات پیشین همسوست(20-17).
در توضیح نتایج این بخش میتوان گفت که از منظر نظری در اختلالات شخصیت، نقص در فراشناخت یکی از عوامل مرکزی در بروز مشکلات هیجانی و بینفردی است و تمرکز بر بازسازی تدریجی این ظرفیت به فرد کمک میکند تا از چرخه واکنشهای هیجانی خودکار و غیرمنعطف خارج شود و به تنظیم هیجانی سازگارانهتری دست یابد(20). درمان فراشناختی بین فردی با ارزیابی اولیه الگوهای هیجانی و بین فردی ناکارآمد، افزایش آگاهی فراشناختی نسبت به حالتهای درونی و افکار خود، یادگیری شناسایی حالتهای ذهنی دیگران و ایجاد دیدگاه انعطاف پذیرتر در روابط، تمرکز بر تجربه هیجانهای سرکوب شده و یادگیری ابراز مناسب آنها در موقعیتهای واقعی باعث بهبود معناداری در تنظیم هیجان، کاهش رفتارهای دفاعی و پرهیزگرانه، افزایش خود افشایی هیجـانی، بازسـازی روابـط بیـن فردی و همچنیـن افزایـش چشمگیری در ظرفیت بازتابی و توانایی درک دیدگاه دیگران میشود(16). در این رویکرد، بیماران میآموزند تا هیجانات را نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان منبعی برای درک خود و دیگران تجربه کنند(5).
سومین نتیجه این پژوهش نشان داد که درمان فراشناختی بینفردی در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر بیشتری بر بهبود دشواری در تنظیم هیجان در افراد با اختلال شخصیت وسواسی-جبری دارد و پایداری اثر مداخله نیز در مرحله پیگیری حفظ شده است. تاکنون پژوهشی دقیقاً به مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی بینفردی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نپرداخته است؛ اما در توضیح نتایج این بخش میتوان گفت تعدادی از اختلالات شخصیتی با مهار هیجانی و ناگویی هیجانی مشخص میشوند(16). تحقیقات به طور فزایندهای نشان میدهد که این کمبودها در تنظیم هیجانی ممکن است نشانه مشکلات فراشناخت - توانایی شناسایی، درک و تأثیرگذاری بر حالات ذهنی- باشد و رویکردهای درمانی خاصی موردنیاز است که به جای اختلال در نظم، اختلال عملکرد شخصیتی را که با مهار عاطفی مشخص میشود، هدف قرار دهد؛ بنابراین شواهد نشانگر آن است که درمان فراشناختی بینفردی یک رویکرد درمانی مؤثر برای اختلالات شخصیتی است که با مهار هیجانی مشخص میشود(5).
برخلاف درمانپذیرش و تعهد که بر فرایندهای درونیتر مانند پذیرش تجربه و گسلش شناختی تأکید دارد و از طریق افزایش انعطافپذیری روانشناختی به تنظیم هیجان کمک میکند(15) تمرکـز مستقیـم درمان فراشنـاختی بین فـردی بر بازسـازی ظرفیتهای فراشناختی مانند خود آگاهی هیجانی و درک، بازتاب و تفسیر وضعیت ذهنی خود و دیگران است که زیربنای اصلی تنظیم هیجان محسوب میشوند و با تمرکز بر بازداری هیجانی و نوسانات هیجانی در بیماران به متعادل سازی واکنشهای هیجانی کمک میکند تا فرد، هیجان را قبل از واکنش، شناسـایی و بازتنظیـم کنـد(20). همچنیـن درمـان فراشناختی بین فردی این فرایند را در دل روابط انسانی بررسی میکند، مراجع یاد میگیرد چگونه در تعامل با دیگران هیجان خود را بفهمد، تفسیر کند و تنظیم نماید، این ویژگی به ویژه برای اختلالات شخصیت که ذاتاً بین فردی هستند کارآمدتر است(16).
چهارمین نتیجه این پژوهش نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش کمالگرایی در افراد با اختلال شخصیت وسواسی-جبری اثربخش بوده و پایداری اثر مداخله نیز در مرحله پیگیری حفظ شده است. نتایج این بخش با نتایج مطالعات پیشین همسوست(14-11).
در توضیح نتایج این بخش میتوان گفت که کمالگرایی میتواند به عنوان عاملی استمرار بخش برای نشانههای اختلالات وسواسی عمل کند و ماهیت آن به شکلی است که تفکیک آنها را از یکدیگر دشوار میسازد(12). درمان پذیرش و تعهد، به واسطـه تمرکزش بر انعطـافپذیری روانشنـاختی بر کاهـش کمالگرایی اثربخش است(15). گسلش از خود مفهومپردازی شده به واسطه دیدن خود بهعنوان زمینه در فرایند درمان در بهبود خودارزیابی بیش از حد انتقادی در کمالگرایی مؤثر است(13) و تأکید آن بر پذیرش، ارزش محوری و ذهنآگاهی آن را برای استفاده در درمان طیف گستردهای از مشکلات روانشناختی مناسب میسازد(11).
پنجمین نتیجه پژوهش نشان داد که درمان فراشناختی بینفردی بر کاهش کمالگرایی در افراد با اختلال شخصیت وسواسی-جبری اثر بخش بوده و پایداری اثر مداخله نیز در مرحله پیگیری حفظ شده است. نتایج این بخش با نتایج مطالعات پیشین همسوست(5،21).
در توضیح نتایج این بخش میتوان گفت افراد کمالگرا طرحوارههای شناختی دارند که بیتوجه به مهارتهای خود، هدفهایی فراتر از توانایی و ظرفیت خودشان انتخاب میکنند، ترس از شکست دارند و بهغیراز موفقیت کامل به هیچچیزی رضایت نمیدهند؛ بنابراین به دلیل استانداردهای فوقالعاده بالای عملکرد و اهداف غیرواقع بینانه، خود ارزیابی بیش از حد انتقادی و نگرانی در مورد اشتباه، به پیامدهای منفی هیجانی و رفتاری دچار میگردند(6).
درمان فراشناختی بین فردی برای درمان اختلالات شخصیت با مهار هیجانی توسعه یافته است و به دنبال بهبود خود انگاره، تقویـت عملکـرد بین فـردی و کاهـش شـدت علائـم اختـلال شخصیت است. این درمان بر ایجاد مهارت در فراشناخت تمرکز دارد که شامل ظرفیت شناسایی افکار، احساسات و خاطرات و درک زنجیرههای واکنش علّی بین آنها است و علاوه بر درک حالات ذهنی، توانایی تأثیرگذاری آگاهانه بر تجربه درونی فرد را نیز بیان میکند(16).
بنابراین، به نظر میرسد درمان فراشناختی بین فردی با تمرکز بر حـوزههای آسیـب شنـاسی روانی اختـلالات شخصیـت شامل روایتهای ضعیف ، احساس محدود یا نوسانی از عاملیت، تمرکز بر طرحوارههای بینفردی بیماریزا، چرخههای بین فردی ناکارآمد، حالتهای ذهنی تکرارشونده، بد کارکردی فراشناختی، روشهای مقابله ناسازگار و سوگیریهای شناختی، اثربخشی بیشتری در درمان اختلال شخصیت و ویژگیهای مرتبط با آن دارد(5).
ششمین نتیجه این پژوهش نشان داد که درمان فراشناختی بینفردی در مقایسه با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر بیشتری بر بهبود کمالگرایی در افراد با اختلال شخصیت وسواسی - جبری دارد و پایداری اثر مداخله نیز در مرحله پیگیری حفظ شده است. تاکنون پژوهشی دقیقاً به مقایسه اثربخشی درمان فراشناختی بینفردی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نپرداخته است؛ اما در توضیح نتایج این بخش میتوان گفت کمالگرایی در اختلال شخصیت وسواسی–جبری با سختگیری شدید نسبت به استانداردهای خود، بازداری هیجانی، کنترلگری، خود انتقادی و تمایل به نظم مطلق همراه است(6). این افراد دارای فراشناخت ضعیفی هستند، ظرفیت درک حالات ذهنی و استفاده از دانش روانشناختی بهمنظور حل هدفمند مسئله کمتری دارند و توسط طرحوارههای بینفردی ناسازگار هدایت میشوند(5). همچنین کمالگرایی افراطی و خود انتقادگری مفرط به عنوان دو فرایند شناختی به هم پیوسته، موجب افزایش تنظیم ناپذیری هیجانی، دشواری در همدلی با خود و تداوم الگوهای بینفردی ناسازگار در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی جبری میشوند(21)؛ بنابراین درمان فراشناختی بین فردی که به صراحت بر توسعه ظرفیتهای فراشناختی یعنی توانایی فرد برای تفکر در مورد افکار، احساسات و نیتهای خود و دیگران متمرکز است، مستقیماً به بازداری هیجانی و الگوهای کنترلگرانه با تقویت فراشناخت و بازتاب ذهنی میپردازد و روابط فرد با خود و دیگران را در بستر اجتماعی بازنمایی و تنظیم میکند تأثیر عمیقتری خواهد داشت.
یکی از محدودیتهای مهم پژوهش به حجم محدود نمونه مربوط میشود که ممکن است تعمیمپذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد و پیشنهاد میشود که تحقیقات بیشتری با نمونههای بزرگتر و متنوعتر انجام شود تا تأثیرات طولانیمدت و گستردهتر این مداخلات بهتر ارزیابی شود.
همچنین باتوجه به اینکه خرده مقیاسهای این ابزارها به صورت درونی با یکدیگر همبستهاند و سازه واحدی را بازنمایی میکنند و همچنین به منظور حفظ انسجام تحلیلی و تمرکز بر اهداف اصلی مطالعه که مقایسه کلی اثربخشی دو رویکرد درمانی بر دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی بود و نه بررسی تفصیلی ابعاد خرد هر کدام از متغیرها، بنابراین صرفاً نتایج مربوط به نمرات کلی متغیرهای دشواری تنظیم هیجان و کمالگرایی مورد تبیین قرار گرفتند تا تبیین نتایج در سطح سازه کلی، امکان استنتاج نظری دقیقتر و پرهیز از تفسیرهای چندگانه غیرضروری را فراهم سازد.
استفاده از پرسشنامه به عنوان ابزار پژوهش نیز از مهمترین محدودیتهای پژوهش حاضر بود و پیشنهاد میشود پژوهشگران از سایر روشهای ارزیابی و مصاحبه بالینی در طول پژوهش استفاده کنند تا بتوانند ارزیابی جامعتر و دقیقتری داشته باشند. با توجه به این یافتهها، پیشنهاد عملی، طراحی و برگزاری دورههای آموزشی برای درمانگران جهت آشنایی بیشتر با تکنیکهای درمان فراشناختی بینفردی و استفاده از آن بهعنوان رویکرد اثربخش در درمان اختلال شخصیت وسواسی-جبری است.
ملاحظات اخلاقی
این مطالعه مصوب شورای پژوهشی و کمیته اخلاق دانشگاه علم و فرهنگ-جهاد دانشگاهی با شناسه اخلاق IR.ACECR.USC.REC.1404.042 است.
سهم نویسندگان
مهدی کریمی زارچی مسئولیت طراحی و اجرای پژوهش، پروانه محمدخانی مسئولیت طراحی پژوهش و هدایت و مشاوره علمی پژوهش، فرنگیس دمهری مسئولیت جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و محسن سعیدمنش مسئولیت طراحی پژوهش و نگارش مقاله را به عهده داشتند. لازم به ذکر است کلیه نویسندگان نسخه نهایی را مطالعه و تایید نموده اند و مسئولیت پاسخگویی در قبال پژوهش را پذیرفته اند.
حمایت مالی
برای انجام این پژوهش هیچگونه حمایت مالی دریافت نشده است.
تضاد منافع
نویسندگان این مقاله عنوان میدارند که هیچگونه تعارض منافعی وجود ندارد.
تقدیر و تشکر
بدینوسیله از تمامی شرکتکنندگان در این مطالعه که ما را در انجام این پژوهش یاری نمودهاند صمیمانه تشکر و قدردانی مینماییم.
نوع مطالعه:
كاربردي |
موضوع مقاله:
روان شناسی دریافت: 1404/3/28 | پذیرش: 1404/6/22 | انتشار: 1404/12/10