واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران ، Reza_kohkpour@gmail.com
چکیده: (1241 مشاهده)
مقدمه: تعارضات زناشویی و سبکهای دلبستگی ناایمن از عوامل مؤثر در افزایش طلاق هستند. این پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی درمان شناختی متمرکز بر شفقت بر کاهش تعارض زناشویی و بهبود سبکهای دلبستگی در زنان متقاضی طلاق انجام شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر شبه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. ۳۰ زن متقاضی طلاق مراجعهکننده به مراکز مشاوره در منطقه ۵ تهران در سال ۱۴۰۲ به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل گماشته شدند(هر گروه ۱۵ نفر). گروه مداخله ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای جلسات آموزشی درمان شناختی متمرکز بر شفقت را دریافت کرد. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامههای تعارض زناشویی براتی و ثنایی(۱۳۷۵) و دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید(۱۹۹۰) بودند. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که در گروه آزمایش پس از مداخله نمرات تعارض زناشویی(0۰1/0>p)، سبک دلبستگی اجتنابی(0۰1/0>p) و سبک دلبستگی اضطرابی(0۰1/0>p) کاهش معناداری نسبت به پیش آزمون داشتند و نمرات سبک دلبستگی ایمن(0۰1/0>p) افزایش معناداری را نشان داد. اما در گروه کنترل تفاوت معناداری در هیچکدام از متغیرها مشاهده نشد(0۰1/0<p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که درمان شناختی متمرکز بر شفقت تأثیر مثبتی بر تعارض زناشویی و سبکهای دلبستگی دارد. این نوع درمان میتواند بهعنوان یکی از راهکارهای مؤثر برای بهبود تعارض زناشویی و سبکهای دلبستگی زنانی که متقاضی طلاق هستند مورد استفاده قرار گیرد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روان شناسی دریافت: 1403/11/1 | پذیرش: 1403/12/22 | انتشار: 1404/2/29