دوره 19، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1399 )                   جلد 19 شماره 2 صفحات 32-16 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Dehghanizadeh H A, ّFallah M H, Vaziri S. Mother Guilt Feeling: A qualitative research of women's employment in the mother-child relationship. TB. 2020; 19 (2) :16-32
URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-2928-fa.html
دهقانی زاده حسینعلی، فلاح محمد حسین، وزیری سعید. احساس گناه مادری : کاوشی کیفی بر اشتغال زنان در رابطه مادر- فرزندی. طلوع بهداشت. 1399; 19 (2) :32-16

URL: http://tbj.ssu.ac.ir/article-1-2928-fa.html


دانشگاه آزاد واحد یزد ، fallahyazd@iauyazd.ac.ir
متن کامل [PDF 552 kb]   (1078 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (1342 مشاهده)
متن کامل:   (1460 مشاهده)
احساس گناه مادری: کاوشی کیفی بر اشتغال زنان در رابطه مادر-فرزندی


نویسندگان: حسینعلی دهقانی زاده1، محمد حسین فلاح2، سعید وزیری3
[1].دانشجوی دکترای مشاوره، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی،واحد یزد،دانشگاه آزاد اسلامی،یزد،ایران.
2 . نویسنده مسئول:  دانشیار گروه روانشناسی و علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی،واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی ، یزد، ایران.
  تلفن تماس:09132559467                                                  Fallahyazd@iauyazd.ac.ir Email:
3. استادیارگروه علوم تربیتی ، دانشکده علوم انسانی،واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.



مقدمه: بررسی‌ها نشان می‌دهد 60% زنان شاغل با مشکل توازن بین کار و خانواده روبرو هستند.که بیشتر مشکلات آنها مربوط به رابطه مادر-فرزندی می باشد. پژوهش حاضر به مطالعه پویایی‌های روان‌شناختی اشتغال زنان بر رابطه مادر-فرزندی آن‌ها پرداخته است. هدف از پژوهش حاضر تبیین نظری اشتغال زنان در رابطه مادر- فرزندی است.
روش بررسی: مقاله حاضر بخشی از  یک مطالعه گراندد تئوری بود، مشارکت کنندگان پژوهش بر اساس نمونه‌گیری نظری 14 نفر از زنان متأهل شاغل در شهر  یزد بودند و مورد مصاحبه‌های عمیق و ساختارنیافته قرار گرفتند. فرآیند نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت در این پژوهش، از کدگذاری باز، محوری و گزینشی  برای تحلیل داده‌ها استفاده‌ شد. دراین مسیر، جمع‌آوری داده‌ها و تحلیل آن‌ها هم‌زمان پیش رفت.
یافته‌ها: نتایج با بررسی دقیق متن مصاحبه‌های تحقیق، گزاره‌های اصلی، مفاهیم، مقوله‌های اصلی و درنهایت مقوله هسته، در فرایندی طولانی، دقیق، جزئی و مفهوم، ارائه شد. درنتیجه، این تحقیق شامل 30 مفهوم،13مقوله اصلی و یک مقوله هسته تحت عنوان "احساس گناه مادری" است.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که اگرچه بعضی زنان شاغل در مواجهه با چالش های اشتغال در رابطه مادر-فرزندی از استراتژی‌های مثبت استفاده کرده‌اند که متناسب با آن پیامد مثبتی هم چون "افزایش سن فرزند و رضایت" به همراه داشته است. ولی پیامدهای منفی برای مادران شاغل بیشتر بودند.چراکه آنان با دوگانگی نقش و وظایف روبرو می باشند هم چنین مادران شاغل زمانیکه درگیر وظایف شغلی خود هستند و در کنار فرزند شان حضور ندارند به این موضوع می اندیشند که عدم حضور آنها منجر به آسیب دیدن فرزند می گردد.بنابراین متناسب با این فرایند و عوامل علی،شرایط زمینه ای و مداخله گر، پدیده " احساس گناه مادری"  در آنان شکل می گیرد.
 
واژه های کلیدی: اشتغال، زنان، احساس گناه مادری،پژوهش کیفی.
 
 مقدمه
امروزه فعالیت زنان به کارهای داخل منزل محدود نمی شود،          آن ها  خود را درگیر حرفه های مختلفی کرده اند، تقریبا در سراسر جهان زنان 50درصد از نیروی کار هستند(1). در ایران بر اساس گزارش مرکز آمار در تابستان 1396 سهم اشتغال زنان 2/13 درصد بوده و این سهم در اشتغال کار شایسته که شاغلین 15 ساله با ساعت کار 49 ساعت می باشد 15 درصد                       می باشد(2).  در دهه های اخیر،ورود زنان به بازار کار با مباحث مختلفی پیرامون این نقش همراه بوده است.دولت،جامعه و خانواده می توانند به عنوان تامین کننده وسایل مراقبت از افراد وابسته به ویژه مراقبت از کودکان نقش داشته باشند. مطالعات متعددی نشان داده اند که درگیری زنان در قبال مسئولیت های مراقبت از کودکان در مقایسه با مردان بیشتر است(3). مدیریت دو نقش در یک زمان مانند کارهای خانوادگی وشغلی یک سناریو معمول برای هر زن شاغل متاهل است (4).
 تحقیقات در زمینه تعادل کار و زندگی نشان می دهد که بسیاری از افراد در ایجاد هماهنگی نقش های خاص در زندگی کاری و خانوادگی مشکلاتی را تجربه می کنند(5)وضعیت زنانی که فعالیت در خارج خانه انجام می دهند در مقایسه با مردان با تفاوت هایی همراه است. واصولا نشان می دهد زنان با  مشکلات نقشی بیشتری روبرو هستند.و سبک زندگی زناشویی آن ها تحت تاثیر قرار می گیرد. به ویژه در کشورهای در حال توسعه این موضوع نمود بیشتری دارد(6).
 برخی پژوهش های میدانی نشان داده اند که زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار بیشتر اضطراب دارند. که این وضع ناشی از تعدد نقش هاست. زنانی که نقش کارمند را با نقش‌های زناشویی و خانوادگی ترکیب می‌کنند بیشتر از مردان دچار افسردگی می‌شوند. از سویی دیگر فشار عصبی ناشی از تعدد نقش‌ها زمینه پیشرفت در عرصه‌های شغلی را برای زنان محدود می‌کند(7).
گستره وسیعی از پژوهش ها نشان می دهد که بین کار و خانواده تعارض وجود دارد(10-8) ادبیات پژوهش عمدتا نشان دهنده آن است که زنان و مادران  شاغل در مقایسه با مردان تعارض کار- خانواده را بیشتر تجربه می کنند. اردامار و دمیرل (11)در پژوهشی با عنوان تعارض کار- خانواده در میان معلمان نشان دادند که خستگی فیزیکی و ذهنی در محل کار مسئولیت در خانه را دشوار می سازد و مشکلی که در مواجهه با کار ایجاد   می شود باعث ایجاد تنش در خانه می گردد. علاوه بر این معلوم شد که معلمان زن تعارض کار خانواده را بیشتر تجربه                   می کنند.
مادران شاغل علی رغم افزایش تحولات پدران ، به عنوان مراقبان اصلی فرزندان محسوب می گردند. اما یک نگرانی رایج این است که اشتغال مادران منجر به از دست دادن زمان و بی توجهی به فرزندان گردد.علاوه بر این ، رشد تاریخی اشتغال مادران همزمان با افزایش انتظارات اجتماعی منجر به درگیری در رابطه مادر- فرزندی گردیده است(12).
در این فرایند یکی از جدی ترین احساسات منفی که مادران شاغل تجربه می کنند احساس گناه است. هم چنان که ادبیات پژوهش نشان دهنده این مهم است.تیموتی و همکاران (13) در پژوهشی اثر تعارض کار- خانواده بر احساس گناه و خصومت و تاثیر این احساسات بر رضایت شغلی و رضایت زناشویی را بررسی کرده اند نتایج نشان داد تعارض کار- خانواده بر رضایت زناشویی تاثیر منفی گذاشته است. هم چنین تعارض کارخانواده به شدت تحت تاثیر احساس گناه و خصومت بوده است.از جمله مسائل دیگر که مادران شاغل با آن روبرو هستند موانعی برای باروری است. متسیچ و همکاران (14) در پژوهشی با عنوان تعبیر های والدین و متخصصین پوست از تعادل کار و زندگی نشان دادند.که 51 درصد متخصصین در دوران رزیدنتی تمایل به داشتن فرزند هستند ولی با موانعی از جمله:طول مدت مرخصی زایمان،داشتن مسئولیت های بیشتر نسبت به سایر همکاران، داشتن حریم خصوصی مناسب برای شیر دهی و استخدام پرستار در خانه روبرو بوده اند مطالعاتی به بررسی اشتغال مادران و تاثیر آن بر سلامت روان کودکان پرداخته شده است،که نتایج عمدتا نشان دهنده تاثیرات منفی بر روی سلامت روان کودکان            می باشد هم چنان که واحدی و همکاران (15).
در پژوهشی با عنوان تعارض کار- خانواده والدین بر کارکرد خانواده و سلامت روان کودکان استرالیایی پرداختند نتایج نشان دادکه تعارض کار- خانواده بر سلامت روان کودک تاثیر       می گذارد. اگر چه برخی از پژوهش ها تاثیرات عمیق تری از اشتغال مادران بر بهداشت روانی فرزندان را گزارش داده اند(16).
از جمله چالش های دیگری که مادران شاغل با آن روبرو هستند وقت و زمان کیفی با فرزندان و چگونگی مراقبت و نگهداری از او  می باشد.
در مطالعه ای که توسط  کالیات و همکاران(17) انجام شد نشان داده شد که تعارض کار- خانواده منجر به کیفیت منفی در زمان صرف شده با کودکان،خانواده و دوستان می شود.اگر چه عمده
پژوهش ها نشان دهنده تاثیر منفی اشتغال مادران بر رابطه مادر فرزند دارد ولی برخی پژوهش ها نشان دهنده تاثیرات مثبت             می باشد خصوصا  اگر این فرایند با حمایت و همکاری همسر همراه باشد به عنوان مثال تقوی و محمدی (18) در پژوهشی نشان دادند که زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار به لحاظ ارتباط عاطفی با همسر خود،تقسیم کار در منزل و برخورد با فرزندان نسبت به زنان خانه دار موفق بوده اند.
لذا  از آنجا که در پژوهش‌های پیشین  به درک نظری اشتغال زنان در رابطه مادر- فرزندی پرداخته نشده است، محققان بر آن شدند تا با استفاده از روش داده بنیاد  و به‌کارگیری مصاحبه‌های عمیق به چالش‌های فرا روی مادران شاغل  بپردازند. در این مسیر آن‌ها تلاش کردند تا باورهای بنیادی ذهنی زنان شاغل را از رابطه مادر- فرزندی به طرز دقیق و جزئی کشف و مشخص نمایند که این دوگانگی نقش برای آن‌ها چه معنا و مفهومی دارد.
 روش بررسی
روش‌شناسی پژوهش حاضر بر اساس پارادایم تفسیری طرح‌ریزی گردیده است که مبتنی بر این پارادایم،این مطالعه به صورت کیفی انجام شد. در این میان ‌بر اساس پاسخگویی به سؤالات و اهداف تحقیق، روش کیفی با رویکردگراندد تئوری درطراحی روش‌شناسی تحقیق مورداستفاده قرار گرفت. اهمیت این روش‌شناسی، از یک‌سو به قابلیت آن در نظریه‌سازی و از سوی دیگر به ایجاد ظرفی برای تحلیل داده‌های کیفی است. این روش در پی دستیابی به سطحی بالاتر از توصیف، به دنبال             تولید یا کشف نظریه است.این توصیف شامل آنچه آنها تجربه                 
 
کرده اند و چگونگی تجربه آن ها می شود.
انتخاب مشارکت کنندگان، بر اساس نمونه‌گیری نظری انجام شد؛ بنابراین محققین 14 نفر از زنان متأهل شاغل در شهر یزد را که حداقل 3 سال از ازدواج آن ها گذشته بود و دارای فرزند بودند را انتخاب کرده و مورد مصاحبه‌های عمیق و ساختارنیافته قرار دادند.پیش از آغاز مصاحبه درباره مسائل اخلاقی با مصاحبه­شوندگان گفتگو شد؛ درباره اینکه نام ونشانی از آن ها فاش نخواهد شد و همه نام­ها به صورت مستعار خواهد بود. هم چنین مصاحبه­شوندگان حق داشتند به پرسش­هایی که آن ها را معذّب می­کرد پاسخ ندهند.
هم چنین به آن ها این اطمینان داده شد کسی جز پژوهشگران مجاز به شنیدن و خواندن مصاحبه­ها نیستند و پس از تحلیل مصاحبه ها از میان برده خواهند شد.
هم چنین از مصاحبه شوندگان رضایت کتبی اخذ گردید.مکان مصاحبه ها پس از کسب رضایت و هماهنگی با مشارکت کنندگان در یکی از مراکز مشاوره مجوز دار از سازمان بهزیستی در نظر گرفته شد اتاق محل مصاحبه ساکت وبه دور از عوامل اخلال گر بود.
در ضمن مصاحبه ها در ساعت و زمان مناسبی که آن ها  فارغ از مسائل کاری و شغلی  بودند صورت گرفت.به منظور اطمینان از دست ندادن اطلاعات از دو دستگاه ضبط صدا با کیفیت عالی  استفاده شد. طول مدت زمان  مصاحبه‌ها بین 40 تا 70 دقیقه متغیر بود.
شایان ذکر است پس جمع آوری داده ها تحلیل صورت گرفت، تحلیل داده ها براساس رویکرد استروس و کوربین  (  19 انجام
شد.در این مسیر از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد.در مرحله کد گذاری باز، در متن به جستجوی طبقات اطلاعات برجسته و بارز پرداخته شد. سپس پژوهشگران با استفاده از رویکرد مقایسه مستمر تلاش کردند این طبقات را به اشباع برسانند. یعنی به دنبال نمونه‌هایی دال بر آن طبقات گشته و این مصاحبه ها را تا پدیدار نشدن داده ها جدید،شفاف شدن ارتباطات بین مفاهیم و زیر طبقات،عدم ظهور طبقات جدید، تکامل یافتگی طبقات محوری و ظهور تدریجی نظریه ادامه یافت.
وقتی مجموعه‌ای از طبقات اولیه تشکیل شد.پژوهشگران  یک طبقه واحد از فهرست کدگذاری باز را به عنوان پدیده محوری انتخاب کردند. طبقه‌ای که بدین ترتیب انتخاب می‌شود نوعا طبقه‌ای است که مشارکت کنندگان به طور گسترده از آن بحث کرده اند یا اهمیت و جذابیت مفهومی خاصی دارد زیرا به نظر می‌رسد محور فعالیت مورد مطالعه در یک پروژه گراند تئوری باشد.پژوهشگران این طبقه را انتخاب کردند(یک پدیده محوری)، آن را در محور نظریه خود به عنوان خصیصه بارز آن قرار دادند، و سپس به پایگاه داده بر گشتند(یا به داده‌هایی که مجددا و مازاد بر داده‌های قبلی گردآوری شده بودند)تا طبقات مرتبط با این پدیده محوری را شناسایی کنند.
در واقع باید گفت پژوهشگران وارد نوعی فرایند کدگذاری به نام کدگذاری محوری شدند که درآن پایگاه داده(یا داه‌هایی که جدیداگردآوری شده اند)به منظور یافتن طبقات کدگذاری خاصی که در ارتباط با پدیده محوری بوده یا آن را توضیح دهند بررسی ‌شود.
این طبات همان شرایط علی اثر گذار بر پدیده محوری، استراتژی‌های مواجهه و مدیریت پدیده محوری، وشرایط زمینه‌ای و مداخله گر شکل دهنده این استراتژی‌ها هستند.اطلاعات حاصل از این مرحله کدگذاری در ادامه در قالب یک نگاره(پارادایم کدگذاری) که مدل نظری فرایند تحت مطالعه را نشان می‌دهد.سازماندهی و ارائه شدند، و بدین ترتیب نظریه ساخته شده و به دست آمد.سپس پژوهشگران  بر اساس این نظریه،اظهاراتی ارائه دادند که رابطه متقابل درون پارادایم کدگذاری را مشخص می کرد.به این مرحله کدگذاری گزینشی گفته می شود.برای دستیابی به قابلیت اعتماداز، بررسی همکاران ممیزی خارجی، تصریح سوگیری پژوهشگر و تأیید مشارکت‌کنندگان، استفاده ‌شد. هم چنین، با رعایت اصول و نکات مصاحبه، ثبت رخدادهای کامل و پیاده‌سازی دقیق اتکاپذیری مورد تائید قرار گرفت.
یافته ها
همان طور که در بخش نمونه گیری پژوهش توضیح داده شد، 14مشارکت کنندگان از میان زنان شاغل شهر یزد انتخاب شدند.که مظابق با جدول 1 مشخصات مشارکت کنندگان پژوهش بیان شده است.هم چنین با بررسی دقیق متن مصاحبه‌های پژوهش، گزاره‌های اصلی، مفاهیم، مقوله‌های اصلی و درنهایت مقوله هسته،ارائه شد.درنتیجه، مطابق جدول2، این پژوهش از 30 مفهوم 13 مقوله اصلی و یک مقوله هسته به نام احساس گناه مادری  برساخته شده است. نتایج پژوهش در دو بخش خط داستان و مدل پارادایمی ارائه خواهد شد.
 
 
جدول ۱:‌ مشخصات مشارکت‌کنندگان پژوهش
ردیف شغل سن سابقه سال های سپری شده از ازدواج شغل همسر تعداد فرزند
1 کارمند 43 18 19 کارمند 3
2 کارمند 40 17 15 کارمند 2
3 کارمند 40 15 23 بازنشسته فرهنگی 2
4 کارمند 34 8 10 کارمند 1
5 کارمند 34 11 8 کارمند 1
6 کارمند 36 10 3 کارمند 1
7 کارمند 40 24 33 بازنشسته فرهنگی 4
8 کارمند 40 6 19 پزشک 2
9 کارمند 37 10 7 معلم 1
10 کارمند 39 17 11 کارمند 2
11 کارمند 38 14 11 آزاد 2
12 کارمند 32 8 6 کارمند 1
13 کارمند 44 18 21 آزاد 3
14 کارمند 37 13 12 کارمند 2
 
جدول 2: گزاره ها،مفهوم،مقوله های اصلی و هسته
گزاره                   مفهوم                    مقوله اصلی               مقوله هسته
اولین چالشی که ایجاد کرد باعث شدکه کلا کار عصر را واگذار کنیم چالش های فرزند آوری چالش مادری احساس گناه مادری
بچه ها که کوچکتر بودند مشکلات خیلی زیاد بود سختی های فرزندآوری
به عنوان اینکه مادر هستی و نمیتونی حداقل زمانیکه مریض هست کنارش باشی. خوب اینا همه اش حس بد می ده ناتوانی در مراقبت از فرزند در مواقع بیماری
صبح که می خوام بذارمش سخت ترین کاره برام مشکلات صبحگاهی مربوط به فرزندان مشکلات روزانه
 
ولی خوب برای مادر خیلی سخت هست وقتی می بینه غذا حاضر نیست همه اش فکرش مشغول هست مشکلات مربوط به زمان ناهار
با توجه به شرایط شغلی در تابستان مشکلات بیشتر میشه کلاسهای اجباری تابستانی
می بینه مامان مجبوره بره سرکار، ظهر بیاد ناهار آماده کنه، دوباره عصر ممکنه درگیریهایی داشته باشیم این که اصلا خوششون نمیاد نارضایتی فرزند نسبت به شغل مادر فرزند ناراضی
 
مثل مامان مجتبی (دوستش هست). کاش توی خونه بودی مقایسه شدن با زنان خانه دار توسط فرزند
در مورد فرزندان وقتی کوچک بودند تاثیر منفی می گذاشت چون من کمتر بودم و نمی تونستم وقت بذارم تاثیر منفی اشتغال بر روابط مادر فرزندی
اینا واقعیتش الان براش ارزش نداره. میگه خریدن یه ماشین زمانی که میرم دانشگاه اصلا برام ارزش نداره. میگه الان تو خونه باش حقیر شمرده شدن زحمات مادر
نوجوان هست من درکش نمی کنم. فکر می کنم به خاطر کارمند بودنم باشه عدم توانایی در رسیدگی به فرزندان            مغفول واقع شدن فرزند
دوتا بچه ام الان تو این سن  از لحاظ عاطفی می خوان که من باشم. و نمیخواند که من کارمند می باشم عدم ارضا نیازهای فرزندان
مامان یکی امروز زنگ زد ترسیدم و رفتم تو اتاق و در را قفل کردم و فرداش می گفتم الان شاید دوباره این اتفاق بیافتد عواقب تنهایی            مادر نگران
از کلاس اول تو خونه تنها بوده. استرس های وحشتناک هست که دختر تنها بره تو خونه، اتفاقی بیفته یا نه. اون عادت داشت به محض اینکه میرسید زنگ می زد. اگر یکی دو دقیقه زنگ نمی زد نگران می شدم و خودم زنگش می زدم دغدغه مادر در محل کار
نگرانی در مورد بچه تب نکنه مسولیت در نهایت گردن خودم صبح هم باید بیای سر کار و اینکه بچه را کجا بذاری کی نگهش بداره نهایت گردن خودم بار مسئولیت           دغدغه مسئولیت
بچه مثلا مریض بشه شاید آقا نصف شب بیدار بشه شاید داروش هم بده تو بخواب من نگهش می دارم ولی خیالش از شب تا صبح راحته. ولی مامان خیالش راحت نیست نگرانی از بیماری فرزند
خوب برای ما خانم های کارمند خواستگاری رفتن یا پذیرش خواستگار گرفتاری هایی داره مشکلات مربوط به  انتخاب همسر برای فرزند         ازدواج فرزندان و مشکلات جدید
چون من عروس دارم داماد دارم اینها هم شاخه شاخه می شه و مشکلاتی اضافه می شه نسبت خانمی که تازه کار شده یا یکی بچه کوچک داره تنظیم روابط با عروس و داماد
 من می دونم بچه دوم خوبه ولی اون نمی خواد رابطه من و شوهرم را بهم می زنه تعارض با شوهر درمورد فرزندآوری       تعارض در فرزند آوری مجدد
از سویی می دونم بچه دوم خوبه ولی از سوی دیگر واقعا دیگه بچه نمی خوام  تعارض درونی برای بچه دوم
از اینکه صبح ها بچه با سختی از من جدا می شود خیلی ناراحت کنند ه است عذاب وجدان بدی دارم که چرا کنار او نیستم نکند آسیب جدی بخورد عذاب وجدان بابت نبودن کنار فرزند     خودسرزنشگری
اینکه نمی تونم بعضی از نیازهای فرزندم  را ارضا کنم باعث شده افسرد بشم افسردگی ناشی از عدم ارضا نیازهای فرزند
وبعد ازدواج زمانیکه هنوز فرزند نداشتم مشکلات کمتر بود. کمک کننده هم بود وضعیت مالی ما بهتر بود. سازگاری شغلی و خانوادگی قبل از ایفای نقش مادری  به تاخیر انداختن تصمیم برای بچه دار شدن
بچه نداشتیم .وقت آزاد داشتیم برا همین چند سالی تصمیم گرفتیم بچه دار نشیم به تعویق انداختن باروری
از اینکه بچه ام را باید پیش مادر شوهرم بذارم یه ناراحتی هایی دارم یه جور باید شرمنده اشون باشی آدم خجالت می کشه  احساس خجالت بابت کمک گرفتن از والدین     اتکا عاطفی به دیگران
ما اینجا کسی نداریم  برای همین بچه را باید بعضی مواقع  پیش دوستانمون بذاریم و این احساس خوبی نیست  احساس منفی بابت کمک گرفتن از دوستان
الان که دبیرستان می ره جلو دوستاش افتخار می کنه از موقعیت شغلی و اجتماعی من رضایت از شغل مادر در تعامل با گروه همسال در نوجوانی    افزایش سن فرزند و رضایت
تو سن جوانی اینکه من تو اجتماع هستم و اطلاعات دارم و اون را می فهمم خوشش میاد رضایت از شغل مادر بواسطه درک شدن در جوانی
ببینید من معتقدم بچه های کارمندان خیلی مستقل تر می شوند تاثیر شغل مادر در استقلال فرزندان    مادر با کفایت
سعی می کنم یه کارهایی که مامان دختری هست انجام بدیم تلاش یرای زمان مفید با فرزند سپری کردن 
 
در این قسمت سعی خواهد شد جریان اصلی تحقیق که در جدول 2 نشان داده‌شده است به‌طور خلاصه بررسی شود.
1-چالش مادری: مادر شدن و متناسب با آن فرزندپروری مسئولیت ها، رنج ها و چالش های خاص خود را دارد.
که از لحظه تولد و حتی قبل از آن شروع می شود.در این میان مادران شاغل با چالش های متفاوتی هم روبرو هستند.آن ها باید وقت و زمان را به گونه ای مدیریت کنند که هم بتوانند به دغدغه های شغلی خود برسندو هم اینکه در مواجه با مسائل فرزندان حضور موثری داشته باشند.به عنوان مثال شرکت کننده ردیف 1 می‌گفت: « وقتی بچه بیاد اصلا زمان برا خودت نداری کلا همین برنامه ریزی راهم نمی توانی در زندگیت بکنی فلان ساعت بخوام کتاب بخونم »
2-مشکلات روزانه: مادران شاغل با مشکلات روزانه متعددی با فرزندان خود روبرو هستنداز مشکلات صبحگاهی گرفته که شامل از خواب بیدار کردن فرزند،تهیه صبحانه و بردن فرزند به مهد یا مدرسه و چگونگی تهیه ناهار،هماهنگی جهت آمدن فرزند به منزل تا رسیدگی به تکالیف بچه ها در ساعت عصر و بردن آنها به پارک یا مکان های تفریحی تماما برای مادر تبدیل به یک پروبلماتیک روزانه می شود. هم چنان که شرکت کننده ردیف شماره 2 می‌گفت: « صبح که می خوام بذارمش می رم خونه مامان اینکه می خوام بچه را بغلش کنم تو خواب حس خوبی نیست خیلی بچه ها ی هم سن وسال هستند که راحت پیش مامانشون خوابیدند.»
3-فرزند ناراضی:شاید جدی ترین ناراضیان در ارتباط با اشتغال زنان فرزندان می باشند.خاص این ناخشنودی و نارضایتی در دوران کودکی بسیار بیشتر است.تا بدان حد که آن ها هیچ منطق و دلیلی نمی بینند که مادرانشان را در کنار خود نداشته باشند و به جای آن باید در مهدکودک ویا با پرستار زمان و وقت خود را سپری کنند از اینکه صبح ها باید زود از خواب بیدار شوند و مادرانشان آن ها را به نزد مراقبان بسپارند عمیقا اظهار ناراحتی و ناخشنودی می کنند و در سنین مدرسه از اینکه ظهرها زمان بازگشت از مدرسه باید در خانه تنها باشند  تا والدین از راه برسند و عصرها خود تنهایی باید تکالیفشان را انجام دهند و برای رفتن به مکان های تفریحی والدین نمی توانندآن ها را همراهی کنند اظهار نارضایتی می کنند و مادران خود را نامهربان خطاب می کنند همان‌گونه که شرکت کننده ردیف شماره 3  می‌گفت: « می بینه مامان مجبوره بره سرکار، ظهر بیاد ناهار آماده کنه، دوباره عصر ممکنه درگیری هایی داشته باشیم این که اصلا خوششون نمی آید.»
4-مغفول واقع شدن فرزند: یکی از آسیب های خانواده های با مادر شاغل مغفول واقع شدن فرزند می باشد.مادر شاغل به دلیل اینکه نقش ها و وظایف متعددی دارد هم باید به نقش های همسری بپردازد و هم به نقش مادری و هم اینکه وظایف و مسئولیت هایی در قبال شغل دارند ناچارا به بخشی از نیازهای  عاطفی و روانی فرزند نمی توانند توجه کنند.اینکه فرزند آن ها آیا غذای مناسب و گرم می خورد و یا اینکه در ساعتی از مدرسه مراجعه می کند پشت درب بماند. ویا اینکه فرزند مجبور شود کارهایی را انجام دهد که متناسب با شرایط سنی و رشدی اونیست مثل مراقبت از سایر خواهر و بردارها که در مجموع تکرار این شرایط منجر به شکل گیری وضعیت مغفول واقع شدن فرزند از سوی مادر می گردد. به‌عنوان‌مثال شرکت کننده ردیف شماره 4  می‌گفت: « نوجوان هست من درکش نمی کنم. فکر می کنم به خاطر کارمند بودنم باشه.»
5-مادر نگران:مادران شاغل بواسطه اینکه در زمان های طولانی در کنار فرزندان خود نیستند با مجموعه ای از نگرانی ها روبرو هستند این نگرانی از یک طیف گسترده ای برخوردار است.آیا عدم حضور من و نبودنم در کنارش به او آسیب می رساند،آیا زمانی که فرزند من از مدرسه می آید و در منزل تنهاست آیا برایش اتفاقی می افتد،این تنهایی به او چه صدماتی می زند،آیا در ارتباط با همسالان دچار مشکل می شود،تعدد این ها مسئله ای را در مادران شاغل بوجود می آورد تحت عنوان مادر نگران. مثلاً شرکت کننده ردیف 5  می‌گفت: « از کلاس اول تو خونه تنها بوده. استرس های وحشتناک هست که دختر تنها بره تو خونه، اتفاقی بیفته یا نه. اون عادت داشت به محض اینکه می رسید زنگ می زد. اگر یکی دو دقیقه زنگ نمی زد نگران می شدم و خودم زنگش می زدم.»
6-دغدغه مسئولیت:نقش والدینی و مادری آمیخته با مسئولیت است.وظایف و مسئولیت های متعدد از جمله تامین نیازهای جسمانی و تغذیه ای فرزند،مسئولیت در برابر نیازهای عاطفی و روانی او،تکالیف مدرسه ،مواقع سختی و بیماری،ارتباط با گروه همسال و مسائل مربوط به رشد از جمله رایج ترین مسئولیت هایی است که مادر با آن ها روبرو است و به دلیل اینکه مادران شاغل از تعدد وظایف و مسئولیت ها برخوردار می باشند هم نقش مادری و هم نقش همسری و هم نقش شغلی در برابر این مسئولیت ها دغدغه مند هستند به عنوان مثال شرکت کننده ردیف 6 می‌گفت: « نگرانی در مورد بچه تب نکنه مسولیت در نهایت گردن خودم صبح هم باید بیای سر کار و اینکه بچه را کجا بذاری کی نگهش بداره نهایت گردن خودم»
7-ازدواج فرزندان و مشکلات جدید: زمانی که فرزندان ازدواج می کنند و مادران هم چنان شاغل باشند آن ها با مشکلات جدید و متفاوت تری روبرو می شوند،آن ها باید زمان هایی را به گذراندن وقت و توجه به عضو جدید وارد شده به خانواده اختصاص دهند،عروس و دامادها و فرزندان انتظاراتی دارند شرکت در مراسم های گوناگون،مهمانی رفتن و مهمانی دادن از جمله دیگر مشکلات می باشد و زمانی که آن ها باردار و صاحب فرزند می شوند مشکلات جدیدتری را مادران شاغل در ارتباط با نوه های خود دارند مثلاً شرکت کننده ردیف 8  می‌گفت: « چون من عروس دارم داماد دارم این ها هم شاخه شاخه می شه و مشکلاتی اضافه می شه نسبت خانمی که تازه کار شده یا یکی بچه کوچک داره »
8- تعارض در فرزند آوری مجدد:یکی از چالش های جدی مادران شاغل تعارض در فرزند آوری مجدد می باشد این تعارض که به صورت فردی یا بین فردی خود را نشان می دهد گاه خود مادر شاغل از یک تعارض درونی برخوردار است که آیا فرزند دوم را تجربه کند یا نه و گاه این تعارض به حوزه ارتباط با همسر کشانده می شود در برخی از خانواده ها مادر شاغل تمایل به فرزند جدید دارد ولی پدر تمایلی ندارد و در برخی از خانواده ها این موضوع بالعکس است این تعارض مادر شاغل را با فشارهای عاطفی و روانی زیادی روبرو می کند.به‌عنوان‌مثال شرکت کننده ردیف 9 می‌گفت:
« یعنی من داشتن بچه را به تاخیر انداختم داشتن بچه یکی از چالش های بین من و شوهرم این بود که دوست داشت یک بچه دیگری داشته باشد و من به خاطر اینکه می دونستم دست و بال من بسته می شه نمی خواستم بچه دار بشم »
9- خودسرزنشگری: بدون شک رایج ترین و جدی ترین احساس منفی که مادران شاغل تجربه می کنند احساس گناه است آن ها از این که درکنار فرزند خود نیستند و نمی توانند وقت و زمان زیادی را با او سپری کنند و هم چنان که                   نمی توانند نیازهای او را متناسب با انتظارات خود برآورده کنند این احساس را تجربه می کنند که نبود آن ها به فرزند آسیب                    می رساند و این منجر به شکل گیری احساس گناه در آن ها   می شود و در بعضی از والدین تا سال های طولانی حتی بعد از این که فرزندان بزرگ  شده اند  هم چنان وجود دارد آن ها متناسب با این شرایط احساس غم و اندوه را تجربه می کنند این احساسات گاه آن قدر عمیق است که مادران تجربه احساسی خود را همراه با گریستن بیان می کنند. آن چنان که شرکت کننده ردیف 10  در حالی که می گریست  می‌گفت: «از این که صبح ها بچه با سختی از من جدا می شود خیلی ناراحت کنند ه است عذاب وجدان  بدی دارم که چرا کنار او نیستم نکند آسیب جدی بخورد»
10-به تاخیر انداختن تصمیم برای بچه دار شدن: از آن جاکه ورود به نقش مادری مسئولیت های جدید و متفاوتی را فراروی والدین قرار می دهد و هم زمان به دلیل آن که آن ها نقش نان آوری و کار در بیرون را بر عهده دارند برخی از مادران با آگاهی نسبت به این که فرزند آوری آن ها را با چالش های جدید و متفاوتی روبرو می کند فرایند فرزند آوری و مادر شدن را به تاخیر می اندازند  به‌عنوان‌مثال شرکت کننده ردیف 11  می‌گفت: « بچه نداشتیم  وقت آزاد داشتیم برا همین چند سالی تصمیم گرفتیم بچه دار نشیم»
11- اتکا عاطفی به دیگران: یکی از استراتژی هایی که مادران شاغل جهت فرزند پروری به کار می گیرند اتکا عاطفی به اطرافیان و خانواده های اصلی خود می باشد این اتکا در بعضی از مواقع خود تبدیل به یک چالش و دغدغه در رابطه خانوادگی می گردد. این وابستگی زمینه ساز نگرانی و استرس در رابطه  می شود آن ها نسبت به اطرافیان و والدین خود مدیون           می گردند و خیلی از مواقع مادران شاغل احساسات منفی مثل شرم،خجالت در رابطه با آن ها را تجربه می کنند  به‌عنوان‌مثال شرکت کننده ردیف 12  می‌گفت: « از اینکه بچه ام را باید پیش مادر شوهرم بذارم یه ناراحتی هایی دارم یه جور باید شرمنده اشون باشی آدم خجالت می کشه»
12-افزایش سن فرزند و رضایت: هم زمان با افزایش سن فرزندان آن ها مهارت و توانمندی های بیشتری کسب می نمایند وارد شدن به مراحل رشدی جدید از قبیل نوجوانی و جوانی نیازهای جدیدتری هم در ارتباط با والدین شکل می گیرد که این نیازها بیشتر جنبه اجتماعی و در ارتباط با گروه همسال        می باشد. آن ها دوست دارند نقش و جایگاه شغلی و اجتماعی مادر را به دوستان خود معرفی نمایند و از این بابت احساس افتخار و ارزشمندی می نمایند. هم چنین در تعامل با مادر دارند که اصطلاحا مادرشان به روز باشد و دنیای درونی آن ها را درک کند.
لذا با افزایش سن فرزندان سطح رضایتمندی آن ها از اشتغال مادر هم افزایش می یابد. به‌عنوان‌مثال شرکت کننده ردیف 3 می‌گفت: « ولی وقتی بزرگتر شدن این مثبت هست من می فهمم که بچه هام خیی خوششون می آید از اینکه من شاغل هستم »
13-مادر با کفایت: یکی از استراتژی های موثری که مادران شاغل درمواجه با چالش ها تعدد نقش  ها و وظایف به                کار می گیرند نقش مادر با کفایت است. بدینگونه که در این نقش فرد تلاش می کند ضمن افزایش توانمندی ها و مهارت های خود از قبیل حل مسئله،تصمیم گیری،فرزند پروری مثبت،تاب آوری، مدیریت استرس،خشم و ارتباط موثر تلاش می کنند در زمان محدودی که با فرزند هستند کیفیت رابطه را بالاتر ببرند و نیازهای عاطفی و روانی فرزند را برآورده کنند. آن ها زمان مشخصی را با او سپری می کنند، به فعالیت های تفریحی و مشترک می پردازند،به صحبت های فرزند خوب گوش می دهند و در صورت لزوم او را در آغوش می گیرند. مثلاً که شرکت کننده ردیف 7 می‌گفت: « سعی کردم نقشم را خوب ایفا کنم یک موقعه ای هم بچه می گه مامان من توجه می خوام که منمم در آغوشش می گیرم سعی می کنم
کیفیت رابطه ام را ببرم »
مدل پارادایمی
در اینجا سعی خواهد شد مقولات پژوهش در قالب مدل پارادایمی ارائه شود.مدل پارادایمی شامل قسمت‌های مختلفی است که عبارت‌اند از: شرایط علی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، استراتژی‌ها و پیامدها. هم چنین، پدیده مرکزی نیز در میانه مدل قرارگرفته است.مهمترین مقوله در این پارادایم پدیده اصلی یعنی احساس گناه مادری هست.
 
 
 
 
شرایط علی
1-اشتغال زن
2- ازدواج
3- مادرشدن
شرایط زمینه ای
1. چالش مادری
2. تعارض در فرزند آوری مجدد
 3. منابع حمایتی
4. میزان نیاز به درآمد
شرایط مداخله‌گر
پدیده
احساس گناه مادری
استراتژی‌ها
پیامد‌ها
پیامدهای مربوط به مادر:
1. دغدغه مسئولیت 2. مادر نگران
پیامدهای مربوط به فرزند :
1. مغفول واقع شدن فرزند 2. فرزند ناراضی      3. افزایش سن فرزند و رضایت
 1.مشکلات روزانه
 2.تعارض در فرزند آوری مجدد
1. مادر باکفایت
 2. تاخیر درتصمیم برای فرزنددار شدن
 3. اتکا عاطفی
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

بحث و نتیجه گیری
هدف از این پژوهش درک تجربه زیسته زنان شاغل از رابطه مادر و فرزندی می باشد.اینکه تعدد نقش ها و وظایف از یکسو  و احساسات خاص و متفاوتی که در رابطه والدینی تجربه       می شود برای مادران  چه معنا و مفهومی دارد.نتایج شامل  30 مفهوم،13 مقوله اصلی و یک مقوله هسته تحت عنوان احساس گناه مادری است.یافته ها نشان دهنده آن است که درک و تجربه زیسته زنان هم مثبت وهم منفی می باشد.اگر چه فرایند کلی تجربه آن ها نشان دهنده احساس گناه مادری می باشد.این یافته ها  با پژوهش تقوی و محمدی (18) که  نشان دادند  زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار در برخورد با فرزندان موفق بوده اند. همسو است از سوی دیگر با پژوهش تیموتی و همکاران (13) که  نشان دادند تعارض کار- خانواده بر رضایت زناشویی تاثیر منفی گذاشته هم چنین تعارض کار-خانواده به شدت تحت تاثیر احساس گناه و خصومت بوده است همسو              می باشد.در تبیین یافته های این پژوهش براساس مدل پارادیمی اشتغال زنان، ازدواج  و مادر شدن به عنوان شرایط علی محسوب می گردند.چرا که از زمانی که زنان به دلیل تغییرات اجتماعی از نقش خانه داری وارد نقش نان آوری خانواده گردیدند که اگر در این حالت تعدد وظایف و مسئولیت ها و نقش به طرز درستی مدیریت نگردد وتعادلی بین کارو خانواده وجود نداشته باشد. می تواند منجر به افزایش  فشار روانی در خانواده  گردد.هم چنین یکی دیگراز عوامل علی موجود می تواند ازدواج زنان شاغل باشد چرا که تا مادامی که آن ها مجرد هستند نقش های مرتبط با یک زن متاهل که شامل ارتباط با همسر،فرزندو خانه داری است را دارا نمی باشند.و بسیاری از آن ها گزارش دادند که در زمان مجردی با مشکلات بسیار کمی روبرو بودند هم چنین زمانی که آن ها مادر می شوند نقش جدید مادری، آن ها را با چالش های جدید هم روبرو می نماید. شرایط زمینه‌ای در این پژوهش عبارت‌اند از: چالش مادری ، تعارض در فرزند آوری مجدد، منابع حمایتی و میزان نیاز به درآمد  می باشد این عوامل زمینه‌ای می‌تواند  مادران را با چالش ها و مسئولیت های ناشی از تولد فرزند روبرو کند انها را سخت نگران و مضطرب می کند .این چالش ها که همراه با تعدد و دوگانگی نقش هم روبرو است فشار روانی مضاعفی را برای مادر به وجود می آورد تعارض از جمله عوامل جدی زمینه ای در بروز تنش های فردی و خانوادگی است. هم چنان که منابع حمایتی و سطح درآمد آن ها از جمله عوامل دیگر زمینه ای است.مادران شاغلی که از میزان حمایت اطافیان و خانواده ها برخوردار هستند و سطح درآمدی بالایی دارند می توانند بخشی از منابع حمایتی مورد نیاز را در قالب خدمات خریداری نمایند اگر در بعضی از موارد منابع حمایتی خانواده می تواند تبدیل به یکسری از چالش ها و مشکلات گردد. این تبیین با نتایج  پژوهش زنجانی و باقیات(20) که نشان دادند بین میزان همکاری و میزان رضایتمندی از زندگی زناشویی رابطه معنی داری وجود داردهمسو می باشد. شرایط مداخله‌گر دراین پژوهش عبارتند از:مشکلات روزانه و ازدواج فرزندان و مشکلات جدید مشکلات و چالش های روزانه ای که مادران شاغل تجربه                 می کنند از مسائل صبحگاهی گرفته تا مشکلات شبانگاهی به عنوان یک عامل مداخله گر جدی در مواجهه با چالش ها و سختی های فراروی مادران شاغل می باشد. آن ها در کنار سایر نقش ها و مسئولیت های خا نوادگی و شغلی باید  به دغدغه های روزانه فرزند خود هم توجه ویژه ای داشته باشند. اگر چه این دغدغه ها روزانه هستند ولی تفکر در مورد آن ها  می تواند منجر به استرس و فشار روانی گردد از دیگر عوامل مداخله گر برای مادران شاغل ازدواج فرزندان می باشد که آن ها را با نقش جدید و مسئولیت های متفاوتی روبرو می کند آن ها که قبلا نقش همسری، مادری و نان آوری را داشتند حال باید نقش مادر شوهر،مادر زن و بالطبع آن مادر بزرگ را هم تجربه کنند که هر نقش جدید می تواند چالش های مختص به خود را به همراه داشته باشد.این تبیین با یافته های  سایوکن و همکاران(5) که در فرضیه های پژوهش خود نشان دادند که تعارض کار- خانواده منجر به پریشانی عاطفی و احساسی در خانواده می گردد. واین تعارض بر فرزند پروری تاثیر می گذارد.و پژوهش  ربانی و همکاران (21) که  نشان دادند که با افزایش هر یک از فرزندان در خانواده تعارض کار-خانواده به طور متوسط 31درصد افزایش می یابد همسو می باشد.
استراتژی‌هایی که مادران  شاغل به‌عنوان سبک مقابله‌ای در برابر احساس گناه مادری به کار میبرند به دو دسته مثبت، منفی تقسیم می‌شود که سبک مثبت عبارت‌اند از: مادر با کفایت و از جمله سبکهای مقابله‌ای منفی عبارت است از: تاخیری در مادری و اتکاء عاطفی. از جمله استراتژی های مثبتی که مادران شاغل به کار می گیرند افزایش کفایت ، توانمندی  و مهارت های خود برای مواجه با سختی ها و چالش های دوگانگی نقش می باشد. آن ها پس از کسب این مهارت ها تلاش می کنند وقت ها و زمان های کیفی با فرزند خود سپری کنند و چالش ها را به طرز با کفایتی مدیریت کنند.اما مادران شاغل در مواجه با مشکلات خود از استراتژی های منفی هم استفاده می کنند. یکی از این سبک های مقابله ای  تاخیر در مادری است که مادران با تعویق انداختن فرایند فرزند آوری از مواجه با چالش های فرا روی خود اجتناب می نمایند. از جمله راهبردهای منفی دیگر   می توان به اتکاء عاطفی به دیگران اشاره کرد آن ها خیلی وقت ها برای مواجه شدن با این سختی ها، خود را وابسته به اطرافیان می کنند که این خود می تواند منجر به پیامدهای منفی دیگری شود.این تبیین با نتایج پژوهش حیدری و دهقانی(17) که بیان داشتند استراتژی  مهارت  حل مسئله در ارتباط با فرزند پیامدهای مثبتی را به همراه داشته است و یافته های  متسیچ و همکاران (14) که نشان دادند 51 درصد متخصصین در دوران رزیدنتی تمایل به داشتن فرزند هستند ولی با موانعی از جمله:طول مدت مرخصی زایمان،داشتن مسئولیت های بیشتر نسبت به سایر همکاران،داشتن حریم خصوصی مناسب برای شیر دهی و استخدام پرستار در خانه روبرو بوده اند. و هم چنین یافته های ربانی و همکاران (21)که نشان دادند افزایش تعارض کار- خانواده باعث عدم رضایت از تصمیم مربوط به بچه دار شدن،تعداد و چگونگی تربیت فرزندان می شود همسو می باشد.
متناسب با این استراتژی ها پیامدها شکل می گیرند. ازجمله این پیامدها عبارت‌اند از: مغفول واقع شدن فرزند، فرزند ناراضی، دغدغه مسئولیت، مادر نگران و افزایش سن فرزند و رضایت. زمانی که مادران شاغل از استراتزی های منفی استفاده می کنند بالطبع با پیامد منفی هم روبرو می گردند مثل مغفول واقع شدن فرزند ،که عدم توجه به نیازهای او و نادیده گرفتنش در بعضی شرایط از مصادیق این تغافل است. هم چنین نارضایتی فرزند از شرایط شغلی مادر و نبودن او از دیگر پیامدهای منفی است.دغدغه مسئولیت داشتن و احساس نگرانی در رابطه مادر- فرزند از جمله پیامدهای منفی دیگر است. که مادران شاغل با آن روبرو هستند. هم چنین استفاده از استراتژی های مثبت پیامد مثبتی هم چون افزایش سن فرزند و رضایت به همراه دارد مادران در طول زمان با کسب مهارت ها و افزایش توانمندی ها و بزرگ شدن فرزندان می توانند تعامل بهتری با آن ها داشته باشند و ارتباط کیفی موثر تری با آن ها برقرار نمایند.
این تبیین با یافته های توانگرو همکاران(22) که در پژوهش کیفی نشان دادند که بنا بر مصاحبه صوت گرفته در رابطه با فرزند یکی از پیامدها غفلت از حقوق کودک می باشد و نتایج پژوهش واحدی و همکاران (15) که عنوان کردند  تعارض کارخانواده والدین بر کارکرد خانواده و سلامت روان کودک موثر می باشد همسو است. در تبیین شکل گیری فرایند احساس گناه مادری در زنان شاغل می توان به این موضوع اشاره کردکه مادران شاغل از یک سو باید به وظایف و مسئولیت های شغلی بپردازند و از سوی دیگر مسئولیت هایی در قبال نقش خانه داری و مادری دارند که این مسئله آنها را با دوگانگی نقش و وظایف روبرو می کند.که این موضوع متناسب با شرایط فرهنگی و سنتی جامعه ایران دوچندان خواهد بود چرا که در جوامع سنتی                                    و جمع گرا به دلیل کار زیاد و خواسته‌های خانوادگی زنان  تعارض کار- خانواده بیشتری را تجربه می‌کنند و باز متناسب با همین شرایط فرهنگی که نقش مادر در تربیت فرزند بسیار کلیدی و تعیین کننده تلقی می گردد مادران شاغل زمانی که درگیر وظایف شغلی خود می باشند و در کنار فرزند شان حضور ندارند به این موضوع می اندیشند که عدم حضور آن ها منجر به آسیب دیدن فرزند می گردد.
بنابراین متناسب با این فرایند و عوامل علی،شرایط زمینه ای و مداخله گر پدیده " احساس گناه مادری" شکل می گیرد.لذا به سازمان های دولتی و غیر دولتی  پیشنهاد می گردد برای کاهش این پیامد منفی برنامه های آموزشی و مشاوره ای ویژه مادران شاغل داشته باشند.
 تضاد منافع
نویسندگان این مقاله اعلام می دارند که هیچ گونه تضاد منافعی وجود ندارد.
تقدیر و تشکر
نویسندگان برخود لازم می دانند که از زحمات کلیه کسانی که در مراحل مختلف این مطالعه همکاری داشته اند صمیمانه تشکر و قدردانی نمایند.

 
 
 
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1398/4/22 | پذیرش: 1399/1/27 | انتشار: 1399/4/10

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.

https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/کلیه حقوق این وب سایت متعلق به طلوع بهداشت یزد می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved | Tolooebehdasht

Designed & Developed by : Yektaweb